سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

کارهای زیادی متقبل می شوم ،اما هرگز احساس نمی کنم که تحمیلی است ، زیرا همه کارها را برای خدا انجام می دهم. پاراماهانسا یوگاناندا

يکشنبه ۲۹ بهمن

شاعر سید سعید احمدی


سید سعید احمدی

سید سعید احمدی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۷۱

برج تولد:

جوزا

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶

شغل

:
آزاد

محل سکونت

:
خوزستان

علاقه مندی ها

:
ورزش/موسیقی/فیلم/کتاب/pestañas

امتیاز

:
۷۶
تا کنون 13 کاربر 29 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
دیرگاهیست که تنها شده ام

لیست دفاتر شعر


۱

هیچ کس نیست


اشعار ارسال شده


مرا دوان دوان دنبال راهی، برای شکار تو بود ...
این شعر را ۱۱ شاعر ۶۳ بار خوانده اند.
عباس وطن دوست ، سید سعید احمدی ، عباسعلی استکی(چشمه) ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، میرعبدالله بدر ، علی صادقی ، ابوالفضل صدری و ۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۰۷۸۴ در تاریخ سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۱۷:۵۲    نظرات: ۱۰

هر کس ز من پرسد در فکر تو کیست به او گویم هیچ، هیچ کس نیست  ...
ثبت شده با شماره ۶۱۹۸۲ در تاریخ شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۸:۰۹    نظرات: ۱۹

بیخوابی زد به سرم پیش تو بودم ای کاش عشق بی مرام من یکمی یادم باش  ...
این شعر را ۱۵ شاعر ۲۹ بار خوانده اند.
جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، موسی عباسی مقدم ، حمیدنوری(احمد) ، وحید کاظمی ، مسعود عیوضی ، رعنا بهارلویی تخلص باغبان ، سید سعید احمدی و ۷شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۱۶۹۹ در تاریخ سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۱:۱۷    نظرات: ۹

همه عالم منتظر موعودنو من منتظر تو بودم ...
ثبت شده با شماره ۶۱۴۷۸ در تاریخ دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ۰۱:۲۸    نظرات: ۲۰

دمیده گرچه خدا در تو روح انسان را از آن طرف داده به تو رخ پریان را ...
ثبت شده با شماره ۶۱۱۴۶ در تاریخ سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ۰۲:۳۴    نظرات: ۵

مجموع ۱۴ پست فعال در ۳ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ


 
دل و روح خسته خود را برای رفیقان پریشان حال همچون
دلقکان درآوردم تا اندک مرحمی بر دردهایشان باشد
بعد از خنده و التیام حالشان می روند و پشت سرت می گویند
     
يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ۰۳:۰۴    نظرات: ۰

یک شب رهگذری را دیدم خسته و خاکی، به گمانم از راهی طولانی رسیده بود، بدون آنکه دعوتش کنم داخل آمدو کنج اطاق قلبم نشست از خستگی راه آرام آرام همانجا خوابش گرفت، نگاهش کردم دلم نیامد صدایش کنم گذاش
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۲:۲۶    نظرات: ۶
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.