سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

جمعه ۴ خرداد

شاعر طاهره اباذری هریس


طاهره اباذری هریس

طاهره اباذری هریس



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۷۳

برج تولد:

برج میزان

گروه

:
غزل سرایان

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵

شغل

:
دانشجوی هوشبری علوم پزشکی تبریز

محل سکونت

:
تبریز_هریس

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۴۷
تا کنون 28 کاربر 66 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
شاعر نویسنده ژورنالیست گفتی دلیل این همه شعر و غزل را هم بگو.... هر روز شعری تازه را،نذر نگاهت کرده ام! #طاهره_اباذری_هریس

لیست دفاتر شعر


۱

خط خطی های شاعرانه


اشعار ارسال شده


با تمامت سهم من باشی کفایت می کند... هرچه باشی خوب و بد بسیار می خواهم تو را طاهره_اباذری_ه ...
ثبت شده با شماره ۶۲۸۸۱ در تاریخ شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۱۴    نظرات: ۶

از دست رفته ام ولی باور نمی نکنی... از دست رفته ای چرا باور نمی کنم؟! طاهره_اباذری_هریس ...
ثبت شده با شماره ۶۱۸۳۳ در تاریخ يکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ۱۷:۲۲    نظرات: ۷

جامانده عطر دست کسی روی دامنم... ...
ثبت شده با شماره ۶۱۳۰۷ در تاریخ دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۵۳    نظرات: ۴

پریشان بوده ام با تو، شدم بی تو پریشان تر... ...
ثبت شده با شماره ۶۰۹۴۴ در تاریخ يکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۳۱    نظرات: ۲

خودم را در تو گم کردم شبی بارانی و غمگین... تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آید!  ...
ثبت شده با شماره ۶۰۷۵۷ در تاریخ يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۰    نظرات: ۵

مجموع ۳۴ پست فعال در ۷ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ


میگن یه چند وقتیه توو خیابون پائین خونه مون، یکی شبیه تو پرسه میزنه و سیگار میکشه نخ به نخ...
میگن گردنبندشو میگیره توو مشتش و توو سکوت خیره میشه به ته سیگارای افتاده توو برف جلوی پاش...
میگ
سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ ۰۲:۱۸    نظرات: ۷

گفت:
"هنوزم بهش فکر میکنی؟!"
خندیدم
"قیافه شم یادم نیست دیگه! یه اشتباه بود تموم شد رفت، بیخیالش!"
خندید
" عاشق این اراده ی محکمتم! خوش به حالت که انقد میتونی قوی باشی، من که.
يکشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۶:۵۱    نظرات: ۰

فراموشکار بودم...
از همان اول سر تاریخ تولدها فراموشکار بودم...تاریخ تولد هیچ کس را یادم نمی ماند، حتی تولد عزیزترین هایم را و هیچ عمدی در کار نبود اما کسی باور نمی کرد!
خنده دارش آنجا بود ک
پنجشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ ۰۱:۵۲    نظرات: ۴

 
می دانی
من زودتر از تو پیر خواهم شد
همین حوالی سی سالگی باید موهای سفیدم را با رنگ موی n1 بپوشانم
تار به تار دلشوره پیرشان میکند
مثلا نگران سرفه های خش دارت که میشوم سف
سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۴۲    نظرات: ۲

بغ کرده نشسته بود گوشه ی اتاقشو موهای بلندشو ریخته بود رو صورتش که اشکاشو نبینم...پسرکم زیادی مرد بود،حتی باوجود همین موهای بلندش که نمیذاشت کوتاهشون کنم...درست مثل...
بگذریم!
وقتی دید حرفی
سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۴۱    نظرات: ۲
مجموع ۱۱ پست فعال در ۳ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.