سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

شنبه ۱ ارديبهشت

شاعر امیر اصفهانی(دلقک)


امیر اصفهانی(دلقک)

امیر اصفهانی(دلقک)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۵۱

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
بدون اطلاعات

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۱۴۱۵
تا کنون 89 کاربر 269 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
من شش ساله بودم..که در بهت و ناباوری کودکانه. در بازی تقدیر.پدر خود را از دست دادم...و این اغاز سیاهی زندگی بر خاک مانده ام بود...من ماندم و پنج برادر دیگرم.که انها نیز چون من بودند و پریشان...و مادری که شانه هایش ترجمان کوه بود. و پس از ان.پس از مرگ پدرم..دردها فرهاد شدند و تیشه بر پیکر رنجوراو میزدند و اوتنها تحمل.تحمل و تحمل.....روزها و شبها در تنگدستی و سختی میگذشت و هر روز طعم تلخ سرنوشت را بیشتر زیر زبان بی کسی مان احساس میکردیم...کاش کوچک می ماندیم.....کاش همراه پدرم بودم و چشمانم خاموش شده بود...اما مانده بودم تا بسوزم و سوختم...پس از ان..هنوز جای سیلی تقدیر بر گونه زردم مانده بود.که تحقیر و کتک های دو برادر بزرگترم..مسیر زندگی بدبختم را تغییر داد..هر روز..هر ساعت..مورد ازار جسمی و تحقیر این دو قرار میگرفتم.البته ناگفته نماند که هدف انها تربیت من بود...نا اگاهانه..زندگیم را به تند باد بیکسی سپردند..من در سن جوانی..به دلیل کمبودهای عاطفی..و هجوم درد و ترس هایی که در وجودم بود..ناخواسته..و طبیعی...جهت التیام دردهای درونی..دچار بیماری اعتیاد شدم...و اغاز رنجی دوباره....و باز تحقیر و تمسخر و تنهایی و زندان....من. تنها...با وجود همسر و کودک..ده سال در رنج و فلاکت اعتیاد..جان دادم و انها.برادرانم.. خندیدند..ترکم کردند...و  در استانه مرگ..در حسرت مردن بودم..که خداوند...تنهاییم را دید و از گور بی نشان اعتیاد خانمانسوز نجاتم داد...پاک شدم...و باز اغاز رنجی دیگر....تنهایی...بی اعتباری...و باور شکسته و بیکاری و مشکلات مالی من...اما دست از تلاش بر نداشتم..هر چه بیشتر دویدم.بیشتر نرسیدم.....مشت بر در بسته کوبیدم و باز بن بست زندگی....اه....خدایااا....مرا ببخش که تو را نیز مجرم میدانم .خودم را هم...و تمام دنیا را.....پس از دوازده سال پاکی هنوز خانواده ام ترکم کرده..مادرم پس از هشت سال مرا پذیرفت....اما برادران من...سه برادری که..دو نفر از انها باعث اینهمه اندوه بودند.و یک نفر از انها که هیچگاه دست روی من بلند نکرد اما همیشه به علت وضعیت مالی اش احساس تفاوتی که بر او حکم می راند باعث شد چشم بر اندوهم ببندد..بارها از او کمک خواستم.نه بخاطر خودم..بخاطر نجات زندگیم.اما هر بار مرا از خود راند ...از او گله ای نیست....میتوانست چنین برده پول نباشد..دنبال تایید دیگران نباشد..اما بود.....اما دو برادر دیگرم..که یکی از انها حتی بعد از پاکی من..پس از سالها..که یکدگر را ندیده بودیم.  با فریب تنها داشته ما را که اندک پولی بود که از فروش خانه کوچک همسرم و جهت ایجاد شغل قرار داده بودیم .ناجوانمردانه به یغما برد و مهمتر اینکه .دانسته مرا در شرایطی سخت رها کرد..و باز با توهین وتحقیر..صداقت و اعتماد مرا به سخره گرفت....اما برادران من هیچگاه خود را حتی درصد کمی هم مقصر در دردهای من نمیدانند...هنوز ریشخند میزنند زندگی سوخته ام را.....خدایاااااا..تو شاهدی..اگر یک لحظه...فقط یک لحظه...بابت اینهمه اندوه که بر پیکر زندگیم وارد کردند..(ابراز تاسف) میکردند...شاید ارام میشدم..شاید اندوهم کمرنگ میشد.....خدایاااا...هنوز اسمان انها همان رنگ است و زمین احساس من لگد مال کرده انها......خدایااا...از تو برای انان همان چیزی را میخواهم که به زندگی من و فرزندانم بخشیدند و هنوز نگاهبان ان هستند....فقر..تنهایی.. و مرگ....

لیست دفاتر شعر


۱

احساس سرگردان

۲

سرشک پنهان

۳

سکوت

۴

بغض


اشعار ارسال شده

خواب شعری از امیر اصفهانی(دلقک) از دفتر سرشک پنهان نوع شعر غزل

نیمه شب در بسترم بشکسته پر با دل یخ بسته ام.با چشم تر ...
ثبت شده با شماره ۶۴۱۷۴ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۶
فراغ شعری از امیر اصفهانی(دلقک) از دفتر بغض نوع شعر مثنوی

تیشه فرهاد شد عشقت به تن دست وفا داد.فراغت به من ...
ثبت شده با شماره ۶۱۰۷۲ در تاریخ جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۲۳:۲۰    نظرات: ۲۰
کجایی شعری از امیر اصفهانی(دلقک) از دفتر سرشک پنهان نوع شعر غزل

خداوندا سکوتم را شکستم دهانم را به دستانم نبستم ...
ثبت شده با شماره ۶۰۴۰۵ در تاریخ يکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ۰۶:۴۹    نظرات: ۵۷

همه گویند چه زیبا قلمت بر ورقت می رقصد پیش احساس تو هر واژه به خود می لرزد ...
ثبت شده با شماره ۶۰۳۱۷ در تاریخ چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۴۶    نظرات: ۴۳

نباید مست را در حال مستی دست قاضی داد ...
این شعر را ۲۱ شاعر ۹۸ بار خوانده اند.
امیر اصفهانی(دلقک) ، ابوالفضل رمضانی (ا تنها) ، مجتبی شفیعی (شاهرخ) ، شهزاد ، مهدی صادقی مود ، وحید کاظمی ، بهاءالدین داودپور تخلص بامداد و ۱۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۰۰۵۵ در تاریخ يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۰    نظرات: ۳۸

مجموع ۴۱ پست فعال در ۹ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ


سلام ,,من عباس اسماعیلی,,با نام مستعار امیر اصفهانی(دلقک),,ازاینکه نام بی نشانم را عوض کردم تعجب نکنید,,نمیخواستم شما برادران فرهیخته و بزرکوارمن ازداشتن برادری مانند من شرمسار شوید,,,در خاطرم نیست لم
سه شنبه ۱ فروردين ۱۳۹۶ ۲۰:۳۸    نظرات: ۳۱

امشب،،امشب میخواهم شوربختی تمام دریاها را،،امواج ناکام سرشک دربدرم را،،از گوشه چشمان شب زده ام،،قطره قطره بگریم،،،خانه محقر و سوت و کورمان را،همهمه ای نیست جز شیون سکوت و جای خالی مادر نازنینم،وصدای گ
يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۴۳    نظرات: ۱۱

ذهن انسان را به گمراهی میکشاند,,فکر ادمی به دلیل تاثیر از محیط و دیده ها،به تنهایی نمیتواند انسان را به موفقیت و سعادت برساند,,برای دست یابی به ارامش و پیروزی،به نیرویی برتر نیاز داریم که ان قلب انسان
يکشنبه ۶ دی ۱۳۹۴ ۲۲:۳۵    نظرات: ۴

شاپرک احساسم شهوت پرواز دارد,,واژه ها حسرت جان دادن,,قلمم,قلم دربدرم شرمسار از پرسه گردی امشب است,,نامه امشبم نه نامه عاشقانه است،نه اه سینه خیز سرگشته ام,,از بیابانی دور و سرد,,از انسانی سخن میگویم ب
جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ ۰۰:۰۰    نظرات: ۵

اینک منم و رقص اتش,درگوشه اتاق محقرم,,بر صندلی چوبی و شکسته ای که صدای فرو ریختنش سکوتم را درهم میشکند,چشمان تب زده ام را میبندم,,درکشمکش ارزوهای برخاک مانده دربدرم,درمیان هزار ناکامی دربدر و مرده در
سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۴ ۱۲:۳۰    نظرات: ۶
مجموع ۶ پست فعال در ۲ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.