سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 26 مرداد 1397
  • آغاز بازگشت آزادگان به ميهن اسلامي، 1369 هـ ش
7 ذو الحجة 1439
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Friday 17 Aug 2018
    بدترين دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است. حضرت محمد (ص)

    جمعه ۲۶ مرداد

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    نابک .. کارگاه داستان های کوتاه ... مکر زن
    ارسال شده توسط

    سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

    در تاریخ : سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۳:۳۲
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۷ | نظرات : ۸

    روزی نزدیک غروب کتاب فروش دوره گردی در کریاس (ایوان) خانه ای چشمش به زن خوشروئی میخورد و برای فریفتن وی شروع به داد زدن کتاب مکر زنان میکند.
    زن که مقصود کتاب فروش را در می یابد اظهار علاقه به کتاب کرده به این شرط که به خانه آمده برایش بخواند و پس از پسند بخرد.
    کتاب فروش از خدا خواسته داخل خانه شده زن به اطاقش کشیده در خانه را بسته کنارش به گوش دادن مطالب کتاب می نشیند و در این موقع صدای در خانه بلند میشود.
    زن به کتاب فروش میگوید که صدای در زدن شوهرش میباشد و او را داخل صندوق کرده درش را قفل زده و در خانه را باز میکند.
    شوهرش که چاروادار و مست و خراب آمده بود زن را به مواخذه کشیده که چرا او را پشت در گذاشته است و زن میگوید مهمان داشته است و برایش ماجرا را از اول تا آخر تعریف میکند و اینکه اکنون در صندوق میباشد.
    مرد چاقویش را کشیده و نعره زنان از زن میخواهد که در صندوق را باز کند و زن کلید را تسلیمش میکند و همچی که کلید را در مشت شوهر میگذارد میگوید مرا یاد و تو را فراموش.
    و ماجرا را لوث میکند. مرد هم تصور میکند که این حیله ای بوده که زن بدان واسطه شرطی را که با هم سر شکستن جناقی کرده بودند ببرد.
    پس خندیده و کلید را به طرف زن پرت میکند و شام و چای و چپق و غیره برگذار میشود و به خواب میرود.
    زن هم به سراغ کتابفروش رفته درب صندوق را باز میکند و از خانه بیرونش انداخته و میگوید این فصل را هم به کتابت اضافه کن.

    '
    تهران قدیم
    #جعفر_شهری

    نابک کانال رسمی داستان های کوتاه
    @naabak_nab
    sherenab.com

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۷۸۹۷ در تاریخ سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۳:۳۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۹:۴۱


    بارک الله به این زن

    وممنون ازشما استادخوبم
    انتخاب زیبایی بود

    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۶:۲۵


    نتیجه اخلاقی داستان :زنان را دست کم نگیریم
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۳:۱۷
    درود برشما

    مرجان تاج دینی( دریایی)
    سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۵:۵۳

    درودها استادگرانقدر




    مریم، شیرین ناز (ساغر دل)
    سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۸:۴۳
    سلام استاد ...... وقت بخیر
    داستان جالبی بود...
    دارم فکر میکنم این خانم ، چه قدر کارهاش عجیب بود:
    از اون آقا میخواد که به خونه اش بیاد ...
    داستان رو کاملا برای همسرش تعریف میکنه . .... و همچنین نکات دیگه ...
    سپاس بزرگوار


    مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
    مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
    پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۲:۵۴
    درود بر شما منم موافقم
    خیلیم خانمه رو تحسین نمی کنم حالش خوب نبوده انگار
    ارسال پاسخ
    مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
    پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۲:۵۴
    درود استاد داستان جالبی بود
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی
    آموزش و نقد شعر
    نظرات
    مشاعره
    گفتگوی کارگاهی
    کاربران اشتراک دار
    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    ورود به کارگاهها
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.