سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مصاحبه با (......)؟!
        ارسال شده توسط

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        در تاریخ : جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۰۷ | نظرات : ۶۳

        خندانکبه نام خداخندانک
        وباعرض سلام خدمت تمام استادان ودوستان شاعرم
        وباکسب اجازه ازمدیریت محترم سایت ناب استادبزرگوارمان سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق)
         پست معرفی شاعر این هفته را اختصاص داده ایم به استاد بزرگوارم  وحیدسلیمی بنی
        یکی ازدیگرازاهالی قبلیه ی ناب ،هنرمندی عزیزو فرهیخته که روزهاست درکنارمان قلم می زنند!
        وعلاوه براینکه شاعر خوبی هستند درکارنقد وآموزش دوستان هم ازهیچ  تلاشی فروگذارنمی کنند وجاداره
        همین جا ازطرف خودم وبقیه ی دوستان شاعر یک تشکرصمیمانه ازایشان داشته باشم
         بابت همراهی وهمکاری خوبشان  با اساتید سایت دربخش نقد.......
        سوال یک: خواهش می کنم خودتان رابه طورکامل معرفی کنیدوهرآنچه را که لازم می دانید دررزومه ی شخصی شما ثبت شود رابرایمان بازگوکنید؟
        سلام و عرض ارادت دارم حضور شما بزرگوار ، مدیریت محترم و تمامی دست اندرکاران سایت شعر ناب و دوستان و همراهان گرامی و عزیزم . وحید سلیمی بنی هستم متولد سوم مهرماه 1358 . پدر یحیا و عیسا و همسر یک کدبانوی بی مثال « البته اگر این را به حساب زن ذلیلی ام نگذارید » . خوب یا بد بودنم را آنها قضاوت کنند . متولد اصفهانم و در روستایی اطراف شهر نجف آباد ساکن هستم .
        سوال دو:تعریفتان ازشعر چیست؟
        تعاریف مربوط به شعر را قدما گفته اند و فکر نمی کنم چیزی از قلم افتاده باشد . تا جایی که بنده مطالعه دارم جامع ترین و مستندترین کتابی که مربوط به شعر و قواعد شعر فارسی موجود است کتاب " المعجم جناب قیس رازی " است که در این مورد به تفصیل تعاریفی در آن ذکر شده و بنده هم مقاله ای منطبق بر آن نوشته ام که فکر می کنم آن را در سایت شعر ناب هم به اشتراک گذاشته ام .
        ودرست ازچه زمانی سرودن شعر را آغاز کردید ؟
        اما در مورد سرودن و زمان آن . چند سال پیش تعدادی مثنوی سرودم که همه از بین رفت . ولی از حدود سه سال پیش با جدیت در این عرصه وارد شدم که همه ی آن به آموختن قواعد و پایه های شعر زیر نظر استاد بزرگوارم جناب " عباس حاکی " گذشت که همچنان هم ادامه دارد . هر چند اشعاری نصف و نیمه داشتم که در بسیاری موارد دارای ایرادات فراوان بود ولی فعلا فرصت نکردم اصلاحشان کنم .
        چرابه شعر روی آوردید؟
        به نظر بنده کسی که نمی تواند صحبتش را عیان بگوید می رود دنبال سرودن . خود من که همین طور بودم . گفتار را در لفافه می پیچد . مخصوصا وقتی در ابتدای راه است به قدری هیجان بر او غلبه می کند که اصل مطلب از دستش در می رود و می شود تابع بی چون و چرای احساسات . احساساتی که از تجربه ی شخصی اش نشات گرفته و وقتی در قالب شعر می آید شاید برای مخاطب اصلا مفهوم خاصی را تداعی نکند . چون همه ی مخاطبین که در زندگی شخصی شاعر نبوده اند و نمی دانند کنایه هایی که او به کار برده به چه موضوعی دلالت می کند برای همین مخاطب دچار سردرگمی می شود .
        آیا اتفاق خاصی باعث شد دست به قلم ببرید ؟
        " اتفاق خاص " هم از این قاعده مستثنی نیست . یعنی شاید برای بنده اتفاقی بیفتد که فقط برای خودم یا اطرافیانم خاص باشد ولی تجربه ی این اتفاق را خیلی از مردم دیگر هم داشته باشند . پس این مورد را نمی توان " اتفاق خاص " گفت . با این استدلال نمی توانم قطعا بگویم " اتفاق خاصی " افتاد که سرودم .
        سوال سه:آیا زمینه ی هنر شعر در خانواده وبستگان دیگر شما نیزهست؟
        در مورد هنر تقریبا همه افراد خانواده ی پدری ام به نوعی با رشته های هنری در ارتباط اند . هر کدام به نوعی .
        ومشوق شما درسرودن شعر چه کسانی بودند؟
        در مورد مشوق هم چه بگویم . امان از وجودی که دائم با خودش در اصطکاک است . تشویق و ترغیب می کند . تخریب می کند و هزاران اما و اگر دیگر .
        سوال چهار:درچه قالبهای شعری قلم می زنید وبیشتردرچه زمینه هایی می نویسید؟
        بیشتر سروده های بنده در قالب غزل ارائه شده و البته رباعی هم گوشه ای از آن را به خود اختصاص داده . ولی معمولا از روده درازی در شعر پرهیز می کنم . فقط یک قصیده دارم که در حدود کمتر از چهل بیت است .
        مضامین شعریتان از چه حسی لبریز شده است؟ومنابع الهامتان چیست؟
        به نظر من ، مضامین اشعار را نمی توان به احساسات و الهام منسوب کرد . وقتی از قواعد و پایه های شعر آگاهی پیدا کنید هر مطلبی را می توان در قالب شعر گنجاند فقط فرصت می خواهد و تمرکز که خدا را شکر هر دوی آنها در حال حاضر متاعی است کمیاب .
        واینکه اشعارتان بیشترکوششی است یا جوششی؟
        در مورد کوشش و جوشش هم بد نیست مطلبی را به عرض دوستان برسانم . شمس قیس رازی در کتاب خود می گوید زمانی که مطلبی در ذهنت غالب شد آن را به صورت نثر بنویس ، کامل و دقیق . بعد آن را در قالبی از نظم پیاده کن البته پس از فراقت از این کار بارها آن را بخوان و ایراداتش را با واژه هایی بهتر رفع کن . حالا اگر این مسیر را بارها و بارها تجربه کنی ، مطمئنا دیگر احتیاجی به نثر نوشتن و انجام مراحل بعدی نخواهی داشت . همه ی آنها سلسله وار پیاده می شود بدون این که خیلی خودت را درگیر کنی .
        سوال پنج:نظرتان درباره ی عشق چیست؟
        خانم عجم . عجب سئوال سختی پرسیدی . عشق ، وصالی است دست نیافتنی . اگر بخواهم برایش بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد که هیچکداممان فرصتی برای آن نداریم . پس به همین بسنده می کنم . " طلب وصلی که در عالم خارج واقع شدنی نباشد عشق است ، عشق "
        وچه تاثیری بر شعر وشاعر دارد؟
        و مسلما عشق هیچگاه به وصل تبدیل نمی شود چون این محتاج خواهد بود به تغییر ماهیت عشق . پس تاثیری بر شاعر نخواهد گذاشت . اگرچه ترکش هایش دل و احساس شاعر را پاره پاره می کند ، روحش را می سوزاند و دردی بر جا می گذارد که اکثر شعرا گوشه ای از آن را در قالب شعر ارائه می کنند .
        سوال شش: آیاتاکنون کتابی هم چاپ کرده اید ؟
        خدا را شکر تا کنون خیر .
        لطفن کمی ازتحصیلات سوابق وفعالیتهایتهای ادبی وهنریتان برایمان بگویید ؟ وآیا غیرازشعر به کارهای هنری دیگری هم می پردازید؟
        دیپلم ریاضی و فیزیک را سال 1376 گرفتم و پس از فراغت از تحصیل به عنوان کارگر چاپخانه مشغول به کار شدم . الان هم در حدود ده سالی هست که در روزنامه اطلاعات شهرستان مشغولم و سابقه همکاری با خبرگزاری خبرآنلاین ، همشهری ، بازار فنی و حرفه ای را دارم . اخیرا هم در هفته نامه تیتریک نجف آباد که نشریه ی مستقلی است با همکاری برادرم فعالیت می کنم که دومین نشریه آزاد و مستقل شهرستان با مجوز استانی است .
        در دوران مجردی والیبال بازی می کردم . در باشگاه خیریه ی همدانیان اصفهان در دسته ی یک کشور که آن هم دورانی بود خوش . یادش به خیر .
        البته تا الان در حدود یک دهم از عمرم را در بند بودم که بماند و از آن بگذریم .
        سوال هفت:نظرتان درباره ی شعرنو،پست مدرن وکلاسیک ایران چیست وکدام سبک رابیشتر می پسندید ؟
        امیدوارم دوباره نظرم باعث جنجال و دلخوری دوستان نشود . ولی وقتی قواعدی مکتوب در مورد شعر نو « البته به غیر از اشعار نیمایی که آن هم نصفه و نیمه رعایت می شود » و پست مدرن وجود ندارد با کدام معیار سنجشی می توان قوت و ضعف را سنجید ؟ به نظر شما خوب نبود اگر از پیشوند سبک های جدید واژه ی " شعر " را حذف می کردند و به جای آن واژه ای دیگر ابداع می کردند ؟ روزی به یکی از دوستان می گفتم مثلا به جای این که بگویید " شعر سپید " یا " شعر پست مدرن " خوب نبود می گفتید " مینی بوس سپید " یا " مینی بوس پست مدرن " . نگاهی به من کرد و با خشم گفت : فلانی " مینی بوس " که مشخص است چیست . چرا طعنه می زنی . گفتم : عزیز دل برادر ، بحث طعنه نیست . یعنی شما می فرمایید " مینی بوس " مشخص است چیست ولی " شعر " از قدیم معلوم نبوده چیست و شما دارید برایش " معنی " ابداع می کنید ؟
        سوال هشت : نظرتان درباره ی نقد ادبی چیست؟وتاثیرآن برادبیات؟
        در مورد نقد شعر کلاسیک و چگونگی آن مقاله ای نسبتا مفصل نوشته ام که در سایت موجود است .
        سوال نه :مشکلات شاعران درعرصه ی شعروادب چیست؟
        خانم عجم ! مگر شعرا مشکل هم دارند ؟ جدا ؟ ببخشید که در این مورد چیزی نمی دانم !
        وچه پیشنهاداتی دارید برای بهبود اوضاع شعرو شاعری ونشر؟
        وقتی مشکل را نمی دانم چه انتظاری دارید برای ارائه ی پیشنهاد ؟ معاف کنید بنده را از صحبت در این مورد .
        اگریکی ازدست اندرکان حوزه ی شعروادبیات بودید چه راهکارهایی برای بهبود اوضاع کنونی شعر درایران داشتید؟
        خدا را شکر که نیستم . وگرنه مثل آنها مجبور بودم به این پست تکیه بزنم و منتظر واریزی حقوق آخر ماه بمانم . چون گره کار این حوزه را که نتوانستم باز کنم لابد با مقرری ماهانه اندکی از مشکلات شخصی ام حل می شد .
        سوال ده:به نظر شما دنیای یک شاعر چه تفاوتی بابقیه ی مردم دارد؟
        دنیا یکی است . نگاه و دریچه ی دیدن هر فردی با فرد دیگر متفاوت است . پس چون اگر شاعر هستی دنیایت با دیگران متفاوت است حرف قابل قبولی نخواهد بود . این که این دنیا را چگونه ببینی بحث دیگری است و مثنوی هفتاد من دیگری .
        ویکی از خاطرات خوب وبد زندگیتان رادرصورت تمایل برایمان بگویید تا کمی بحثمان جذاب ترشود؟
        باور بفرمایید طول دوران عمر بنده اکثر خاطراتم خوب بوده و هست . اگر بگویم خاطرات بدی ندارم دروغ گفته ام ولی به قدری خاطرات خوب دارم که بدها در آن حل شده و از یاد رفته .
        سوال یازده :به نظرشما کدام اشعار مخاطبان بیشتری دارندوبیشتربر دل مخاطبان می نشیند؟ اشعارسیاسی عاشقانه عارفانه یا اجتماعی ویاغیره ............؟
        هر شعری خاصیتی دارد و هر خاصیتی داروی دردی است برای مخاطب دردمند که شاید برای مدتی نقش مسکن را ایفا کند . هر شعری مخاطب دارد و این که کدام شعر دارای مخاطب بیشتر باشد نگاه دقیق تری را می طلبد ولی کلا شعر هرچه ساده تر و راحت تر خوانده شود یحتمل مخاطب بیشتری خواهد داشت .
        سوال دوازده:چگونه وازکی عضو سایت ادبی ناب شدید؟
        بیش از شش ماه است که به طور اتفاقی در این سایت دوست داشتنی عضو شده ام و اگر بگویم در این سایت از دوستان بسیار آموخته ام غلو نیست .
        وسایت شعرناب راچگونه می بینید؟
        به مدیریت محترم سایت تبریک می گویم چون می بینم در این سایت بستری فراهم کرده اند که بحث شعر هم وارد فعالیت های درآمدزا شود و این یعنی موفقیت .
        سوال سیزده: : نمی دانم چقدر با افراغ اندیشه آشنایی دارید اما می خواهم بدانم نظرتان درباره ی استاداحمدی زاده ی عزیز وسبک شعریشون چیست؟
        با افراغ اندیشه آشنایی ندارم . ولی جناب احمدی زاده را مرد با تجربه ای یافته ام که در بسیاری از موارد مربوط به مسائل مدیریتی در سایت واقعا محکم و عالی واکنش نشان می دهد .
        سوال چهارده: اگرازشما بخواهیم همین الان یک شعر تقدیم کنین به اهالی سایت ناب چه می گویید؟خوشحال میشیم اگه شعری برایمان بنویسید تا حال وهوایمان عوض شود .
        شعر که چه عرض کنم ولی بروی چشم .
        ساده لوحی دیده ام در آینه
        آه از پژواک نور
        گر بخندی
        یا به استهزاء ما را
        پس زنی
        هیچ غمگین نیستم
        پلک آن آیینه را
        بر من مبند
        سوال پانزده :درپایان ازشما تقاضا دارم اگر اشکالی نداره یکی ازاشعارتان دراینجا قراردهید تا دوستان به نقد وبررسی آن بپردازند.
        باز هم بروی چشم و در پایان از شما متشکرم که وقت گذاشتید برای این ستون و دوستانی که روده درازی بنده را تحمل کردند .
        چه کرده ای که کمان ظریف ابرویت
        بریده تاب و توان حریف پرگویت
        چه حاجت است مرا به شمیم عطر و گلاب
        چو هست عطر میان لطیف خوش بویت
        بیا به محفلم امشب که آرزومندم
        بخوانی ام به زبان عفیف دلجویت
        مرا به باده چه حاجت که سخت سرمستم
        ز بوسه های دهان ظریف نیکویت
        بیا بیا که به جز من کسی نمی یابی
        همیشه دل نگران ردیف بازویت
        پانوشت:
        درپایان بازهم تشکرمی کنم ازاین عزیزمحترم
        که دعوتم راقبول کردند وبا صبرو حوصله وزیبا پاسخگوی سوالاتم بودند
        وبا آرزوی موفقیت هرچه بیشتر برای ایشان
        سالم وشاد باشید همیشه برادربزرگوارمخندانکخندانک

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۴۳۶ در تاریخ جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        ۴۲ شاعر این مطلب را خوانده اند

        فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        بیژن آریایی(آریا)

        ،

        رضا جوکار

        ،

        عباس وطن دوست

        ،

        لیلا باباخانی(سما الغزل)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        وحید سلیمی بنی

        ،

        هوشنگ زاهدی

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        علی صادقی(صادق)

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        سمانه هروی

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        مهدی صادقی مود

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        رویا باقرزاده

        ،

        مجید اسکندری

        ،

        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

        ،

        اله یار خادمیان(صادق)

        ،

        منصور شاهنگیان

        ،

        کاوه دره شوری

        ،

        محمدعلی جعفریان(عاشق)

        ،

        زهرا منصوری

        ،

        باقر رمزی ( باصر )

        ،

        وحید کاظمی

        ،

        مهناز نصیرپور

        ،

        آرزو محمدزاده ( دختری از جنس بهار)

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        هرسا زمند

        ،

        عباس زارع میرک آبادی

        ،

        علی اصغر اقتداری (حرمان)

        ،

        منوچهر مجاهدنیا

        ،

        فائزه ایمانی نژآد

        ،

        حسن گائینی (رزاس)

        ،

        فاطمه باقری (سایه)

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        ،

        بشیر احمد رحمانی

        ،

        محمد فروزان (م ف)

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.