سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۱۰ مرداد

صفحه رسمی شاعر دانیال فریادی


دانیال فریادی

دانیال فریادی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
يکشنبه ۳۱ تير ۱۳۷۵

برج تولد:

سرطان

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
بدون اطلاعات

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۴۹۶
تا کنون 82 کاربر 329 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱

نرگس های سوخته


اشعار ارسال شده


پنگوین های امپراتور در خوابم شنا می کردند! انبوه ی دلقک ماهی ها جلوی چشمانم رژه می رفتند! ...
این شعر را ۹ شاعر ۹۵ بار خوانده اند.
عباسعلی استکی(چشمه) ، دانیال فریادی ، سعید صادقی (بیدل) ، مهدیس رحمانی ، محسن ابراهیمی ( غریب ) ، محمد قنبرپور(مازیار) ، سجاد جم و ۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۰۱۳۹۱ در تاریخ ۴ روز پیش    نظرات: ۱۰

من پشت پلک های خدا هرشب می گریم من از اجاق سرد خاطرات دور افسانه می سازم ...
ثبت شده با شماره ۱۰۱۲۰۰ در تاریخ ۱۰ روز پیش    نظرات: ۲۳

نیچه هنگام مرگ گریست نوشته هایم را نخوانده سوزاندم هیولایی برخاسته از ظلمت... ...
ثبت شده با شماره ۱۰۱۰۸۲ در تاریخ ۱۳ روز پیش    نظرات: ۱۷

دم اکبر بالای سرم می چرخد! عنکبوتی از فراز تارش به پایین افتاد جغدی در کنگره پارسایی ...
این شعر را ۲۰ شاعر ۱۱۴ بار خوانده اند.
دانیال فریادی ، مسعود آزادبخت ، ابراهیم آروین ، عباسعلی استکی(چشمه) ، پریسا کلهر ، مهدی محمدی ، محمد قنبرپور(مازیار) و ۱۲شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۰۰۹۸۲ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۳۰

وجود فانی ام مرا احاطه کرده است شمعی بدستم بدهید تا نقبی به روشنایی محصورم بزنم ...
ثبت شده با شماره ۱۰۰۸۵۱ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۴

مجموع ۳۷ پست فعال در ۸ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر دانیال فریادی


من خجالت می کشم از همه!
من خجالت می کشم از ان کودک فال فروش افغانستانی!
در سر چهاراه!
افغانی!
واحد پول ایشان است
خواهش می کنم انان را با واحد پول شان صدا نکنید!
من خ
۴ روز پیش    نظرات: ۸

پدرم ساکن مریخ است!
من این را خواب دیده ام
وقتی داشته هایش انقدر کم بود
که در جیب بغلش جا می شد!
وقتی که قول های دروغین ش
اشک خدا را هم در میاورد
 
پد
۵ روز پیش    نظرات: ۶

چشمانم سلام
افتاب چشمانم را می زد!
کفش هایم  پایم را می زد!
دستانم بوی قاصدک هایی می هد
که شبانه کوچ کردند!
و من همیشه تشنگی ام را به گوش برکه های سر
۸ روز پیش    نظرات: ۱۲

درست یادم میاد حدود ده سال پیش در طبقه ی اول ساختمان ما خانواده ای زندگی می کرد که مرد خانواده مردی بود که خودش را تحصیل کرده و امروزی جا زده بود و به قولی خودش را پدر دروبحر جا میزد .و
۱۲ روز پیش    نظرات: ۳

از درختی که افتاد وقتی عاشق تبر شد چوب سحرامیز ساخته ام
معجزه می کند.من معحزه ش را درخواب دیده ام 
امروز با چوب سحر امیزم به ایستگاه مترو رفتم
قطار امد سوار شدم
به ایستگاه کهر
يکشنبه ۲۷ تير ۱۴۰۰ ۰۴:۳۹    نظرات: ۴
مجموع ۱۷ پست فعال در ۴ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0