سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۶ مرداد

صفحه رسمی شاعر مهرداد عزیزیان بی تخلص


مهرداد عزیزیان  بی تخلص

مهرداد عزیزیان بی تخلص



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۶۳

برج تولد:

برج حوت

گروه

:
شاعران کلاسیک

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
يکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹

شغل

:
آزاد

محل سکونت

:
اصفهان

علاقه مندی ها

:
موسیقی و سفرو گاهی کتاب

امتیاز

:
۱۳۰۶۵
تا کنون 400 کاربر 3846 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
در اصفهان به دنیا آمده ام و زندگی میکنم.تحصیلاتم دیپلم است در رشته ی ریاضی که آنهم برای اینکه بفهمی زندگی آنچنان که فکر میکنی جدی نیست کفایت میکند. غم را میشناسم و احتمالا شادی را.شاعرم اما فعلا مجال شاعر مسلکی ندارم پس تا اطلاع بعدی شاعر میمانم.اندکی شعر میدانم اندکی موسیقی و رویایم سفرِ بی مقصد است

اشعار ارسال شده


نوش ِ گوش ِ مرگ ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۶۲۹ در تاریخ دیروز    نظرات: ۷۲

باش بر شش جهت از فتنه‌ی او مومن باش ...
این شعر را ۳۷ شاعر ۱۰۸ بار خوانده اند.
سید محمدرضا لاهیجی ، شاهزاده خانوم ، مریم کاسیانی ، سید علی کهنگی (واسع) ، فاطمه بهرامی ، علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق ، سارا خوش روش و ۲۹شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۱۲۴۵۰ در تاریخ ۶ روز پیش    نظرات: ۸۴

از کودک درون قلم انتظار چیست؟! ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۴۱۲ در تاریخ ۷ روز پیش    نظرات: ۱۲۵

به بهانه‌ی یکصدمین غزل ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۱۵۵ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۱۳۰

نمی‌شود ...
این شعر را ۴۶ شاعر ۱۶۸ بار خوانده اند.
م فریاد(محمدرضا زارع) ، سارا رحیمی ، حسین رضایی(آشنا) ، سید هادی محمدی ، مهرداد عزیزیان بی تخلص ، مهدي حسنلو ، فلاح رمضانی(عاشق) و ۳۸شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۱۲۱۱۹ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۸۶

مجموع ۱۵۶ پست فعال در ۳۲ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر مهرداد عزیزیان بی تخلص


زندگی زیسته و نزیسته ی عزیزیان
فصل ششم
داشت هفت سالم میشد که بابام به اصرار مادرم چون میخواست دوباره مرکز شهر ساکن بشیم و به اقوامش نزدیکتر، خونه ی دویست و شصت متری رو فروخت و با کلی قرض و و
چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۰ ۰۳:۱۹    نظرات: ۱۰

زندگی زیسته و نزیسته ی عزیزیان
فصل پنجم
_ خوب .رفتید خونه و دیدید مادرتون داره گریه میکنه.
بله آقا...
اون روز وقتی درُ باز کردم، جوّ ِ سنگین ِ خونه وُ صدای گریه ی مادر ِ خدا بیامرز
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۴۳    نظرات: ۱۴

زندگی زیسته و نزیسته ی عزیزیان
فصل چهارم
بابام نذاشت سی وُ هفت سال به نیش کشیدنموُ براش تلافی کنم.بنظرم وقتش نبود ،بماند که برای مادرمم زود بود،خیلی زود!
تصور میکنم وقتی داشته میرفته دی
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۱۵    نظرات: ۴

زندگی زیسته و نزیسته ی آقای عزیزیان!
فصل سوم
بابام محصول ِ ازدواجِ دوم مادرش با ازدواج چهارم ِ پدرش بود!
بابابزرگم ظاهرا تاجر بوده،به هر شهری برا تجارت میرفته واسه اینکه نخواد پول ِ مسا
چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۱۰    نظرات: ۲۳

برای بیست سال بزرگترین منتقدِ پدرم بودم.بیرحمانه ترین حمله ها.هه! شلیک تیر به بدن مُرده! آسون ترین راهِ فرار از مشکلات زندگی اینه که بندازیشون گردنِ یکی دیگه.میدونستم همه فک میکنن یه آدمِ عوضیِ بی قید
شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۰۱:۰۲    نظرات: ۶
مجموع ۶ پست فعال در ۲ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0