سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 9 مرداد 1400
  • روز اهداي خون
23 ذو الحجة 1442
    Saturday 31 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۹ مرداد

      گلدانِ زندگی

      شعری از

      حمیده مشایخی

      از دفتر شعرناب نوع شعر ترانه

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۱ شماره ثبت ۹۹۹۳۶
        بازدید : ۱۳۸   |    نظرات : ۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حمیده مشایخی

      توی قحطی عشق و بی باوری
      زمین سرد و بی روح و پر درد بود
      و تاوان یک گاز از سیب سرخ
      شکست زنی در تب سرد بود
      ***
      من از جنس آینه و آتشم
      و خاک وجودم کمی بی ریاست
      نه مثل جهانی که دیدن همه
      جهانم شبیه غمی بی صداست
      ***
      شبیه شکوهِ زنی در جنون
      و یا خلسه ی مرگِ بعد از حیات
      همون لحظه ای که دلم میشکنه
      مثل حافظ و جانِ شاخه نبات
      ***
      جهانم پر از رنگِ بیرنگیِ
      تو دنیای بی رحمِ اهلِ زمین
      من از آدما دل بریدم ولی
      تو از جنس ایمانِ بعد از یقین
      ***
      مثل خواب شیرین بعد از سحر
      مثل لذت ربنا در قنوت
      طلوع سپیده، نسیمِ بهار
      مثل اوج پروازِ بعد از هبوط
      ***
      رسیدی زمستون قلبم شکست
      کلامت مثل وحی اعجاز کرد
      و قلبی که با دستِ من مرده بود
      مسیحا شدی ،عشق آغاز کرد
      ***
      شکفتند گل های خشک حیاط
      گره خورد قلبم به دستهای تو
      و عشقی که خاکسترش مونده بود
      به آتش نشست با نفس های تو
      ***
      نشستم ،نشستی کنار دلم
      گذشتم ز شب مرگی روزگار
      قدم رنجه کردی به دنیای من
      قرارِ دلِ عاشق و بی قرار
      ***
      حالا لحظه ی شام آخر شده
      دو فنجون قهوه ،یه کم بوی عود
      تو دستای تو جامی از شوکران
      یهودا همون شاه قاجار بود
      ***
      ابد پیش چشمای من لحظه شد
      هوا گرگ و میش و پر از ترس بود
      جهنم ،درک ،توی اردیبهشت
      زمستون رسیده پر از درد و دود
      ***
      توی اوج و عشق و امید و بهار
      جهان سرد و بی روح و پر درد شد
      و تاوان یه گاز از سیب سرخ
      شکست زنی در تب سرد شد
       
      ۱۴۰۰.۱.۸
      "یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد" سهراب 
      ۹
      اشتراک گذاری این شعر

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0