سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 6 مرداد 1400
  • روز ترويج آموزش هاي فني و حرفه اي
20 ذو الحجة 1442
    Wednesday 28 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      چهارشنبه ۶ مرداد

      برگی از بلوط

      شعری از

      مهرداد مانا

      از دفتر شعر مانا نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۱ شماره ثبت ۹۹۶۸۲
        بازدید : ۱۳۱۲   |    نظرات : ۱۸۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد مانا

      دوستش داشتم 
      و قندیل غصه ام
      از هرم حضورش آب می شد
      و برای ماندنش
      به سدر و زیتون  دخیل بسته بودم .
      اما او نیز
      رد شانه ی دست مرا از حافظه ی بلوند گیسش پاک کرد 
      او نیز نبض نسرین را نشمرد
      و شبی محتسبانه گفت :
      چماق ها همه زاهدند و اولاد پاک چنار !!
      چه حاجت که از بید دیوانه سراغ‌ عقل باد را بگیرم ؟ 
       
      ادامه ی این چکامه را جایی چال کرده ام
      آنجا که فهمیدم حریر عهدش از هوای فروردین ست
      گونه ام را‌ - که بوسه گاهش بود - 
      به سیلاب سرشک شبانه ها دادم .
      از تمنای آتش
      تنها زبان خاکستر را می دانست
      و در گوش شمشادها به لهجه ی تبری باستان
      آیه های شکستن می تلاوید !!
      ریسمان ها از هراس گردنش رشته می شدند 
      و تیغ ها از ترس رگهای اش زنگار .... 
      او هم
      دشنه ای داعش در نیام نگاهش بود
      و فرق نشاطم را نشانه می رفت با "معجزه ی عبدالرحمن" !!
      آه
      او هم محراب همین سروده را
      از خون کلمات مانا رنگین کرد ....
       
      جان دلم
      این جان نحیف که روی دست واژه ها می بینی
      زخمی هزار خار جفاست
      و این خیمه ی خواب که در دامن تو
      زده ام
      بیدارباش کابوس هزار افترا
      منکه شاعر نیستم و این سبز مدام ،
      برگهای بلوط باورم هستند که در قدمگاه تو می ریزم :
      مرا 
            با
                 اندوهم
                             تنها نگذار
      شیشه ی شوق مانا هم شکستنی ست
      مثل بلور بغض گلاله ......
       
      هفتم فروردین ۱۴۰۰
      کرمانشاه
       
       
       
      تمام اندوه و خجالتم از این ست که دست سروده ها به قامت قداست گلاله ام  نمی رسد ... نوزده خرداد تولدش است و امسال نیز جز این شعرواره ی پریش ، آویزی برای بلور گردنش ندارم ....
      اینجا لار / ۱۸ خرداد 
       
      " معجزه ی عبدالرحمن " کنایتی مستعار از رفیقم سلمان مولایی ست که وام گرفتم و به فراخور فرق و محراب و دشنه و .... اضافه کردم . 
      ۱۶
      اشتراک گذاری این شعر
      ۶۶ شاعر این شعر را خوانده اند

      احمدی زاده(ملحق)

      ،

      آرمین پرهیزکار

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      مجتبی نژاداریا

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      مجید قلیچ خانی

      ،

      محمد مهدی بخارائی

      ،

      اکبرامرایی

      ،

      ایمان اسماعیلی (راجی)

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      حدیث عبدلی (یارا)

      ،

      محمد مهدی نورالهی

      ،

      تاراناصری راد (خاطره)

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      مریم کاسیانی

      ،

      مجتبی شهنی

      ،

      هادی محمدی

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      مولود سادات عمارتی

      ،

      احسان علومی

      ،

      محمد توکلی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      ابراهیم آروین

      ،

      میلاد غریبی زاده

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      پریسا مصلح

      ،

      سحر غزانی

      ،

      مهری محمدی

      ،

      افسانه پنام تخلص مولد

      ،

      رضا رضوی تخلص (دود)

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      محمد امیری

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      دانیال فریادی

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      حمیده مشایخی

      ،

      معصومه خدابنده

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      حسین قائدی

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      پژمان بدری

      ،

      مهدی سلیمانیان(پژمان)

      ،

      علی رفیــــعی وردنجانی

      ،

      مریم السادات

      ،

      محسن ابراهیمی ( غریب )

      ،

      گلاله ناصری

      ،

      آرمان پرناک

      ،

      سجاد جم

      ،

      سارا پیروتی (رها)

      ،

      علیرضا خوش روی (شاعر بد خط)

      ،

      مصطفی دهقانی

      ،

      پریسا صمدی

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      پریسا کلهر

      ،

      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

      ،

      آرزو عباسی ( پاییزه)

      ،

      مسعود آزادبخت

      نقدها و نظرات
      احمدی زاده(ملحق)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۹
      سلام مانای عزیز بی زحمت راجب این بیت بیشتر برام توضیح بده ممنون و متشکر میشوم که بدانم منظورت چیست!؟
      چماق ها همه سیدند و اولاد پاک چنار !!
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۱۱
      سلام
      و فکر کنم یه حرف مهم رو یادتان رفته !!
      در مورد اون خط عارض شوم بسیاری از ما برای انتخاب افراد به " سوابق خاندان و اجدادش " متوسل میشویم . مثلا بارها در کرمانشاه خودمان افرادی که فرزند فلانی بودند در سایه ی نام اسلافشان توسط مردم انتخاب شدند . در آیین الحق ( یارسان ) این امر بسیار بسآمد دارند و حتا یکی از سیدهای الحق که نسلشان به سلطان سهاک میرسد ( اولاد سلطان را سید می نامند و پیشوای دینی هستند ) بخشیدند و قتل او را نادیده گرفتند و گفتند هرچه باشد سید است . و موارد دیگر .... این پیش انگاره ی ذهنی را در این شعر اوردم که او اذیتم میکرد و میگفت این ذات منه قصد آزارتو ندارم !!! در این خط که اشاره نمودید از چماق و چنار و از سید و اولاد سعی در نقد همزمان اخلاق او و افکار ملت داشتم البته با تکنیک شعر
      امیدوارم شائبه ای پیش نیامده باشد ...
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۶
      خندانک خندانک
      یک تبریک بدهکار شدید خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      دقیقن خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۱
      عرض ادب استاد ارجمند☆☆☆☆☆☆☆🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۴۶
      گرچه دلتنگم و
      دلتنگی شاعران را هیچ گیاهی
      به پروانه ها نخواهد گفت
      اما تو تسلی باش و بتاب
      بر این قبرستان تاریک که نامش زندگی ست...

      درود و عرض ادب استاد گرانقدر خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۵۱
      سلام

      و

      از آن جا که این صفحه را هم چون خانه ی خود می دانم پس علاوه بر روال پیشین و همیشگی که نقد شعر بود ، می خواهم چند نکته ی به ظاهر بی اهمیت را بیان کنم ؛
      1) بدون تعارف و به صراحت باید بگویم که به هیچ روی موافق آن چه که در چند شعر اخیر در پای شعرهای مانا رخ داده است نیستم و آن رویداد پرداختن به شأن نزول و تاریخ گویی شعر در قالب نقد است آن هم از سوی شاعر یا از سوی نزدیک ترین فرد به او و این ماجرا علاوه بر کاستن از لذت ادراک و شیرینی کشف در ذائقه ی مخاطب ، ذهن او را نیز آسان طلب و آماده خوار می کند که این امر به هیچ روی به سود هیچکدام از طرفین شعر نمی باشد .
      2) اگر خوانندگان عزیز این صفحه به جای نگریستن به کمیت طولی شعر و یا عجله کردن برای ثبت کامنت ، از همان واژه ی نخست در پی دریافتن و ادراک آن باشند بدون تردید در لذت بازیانی اش سهیم خواهند شد و بنابر این دیگر نیازی به توضیحات بیشتری هم احساس نمی شود چرا که مخاطب به تدریج به شیوه ی سرایش و ریزه کاری های پنهان و آشکار شاعر خو می گیرد و راه لذت بردن از شعر ش را می آموزد .
      3) اگر‌چه بدون هیچ گمان و شک و شبهه ای احترام به بزرگان و پیش کسوتان و به طور عام خوانندگان از بدیهی ترین و در عین حال ضروری ترین لوازم بقای جمع در حالت ایده آل است اما شبیه به هر امری که اگر دچار غلو و اغراق شود دچار تباهی خواهد شد در این مقوله نیز چنین امری بعید به نظر نمی رسد چرا که وقتی مانا به عنوان مولف اثر و بر اساس عقاید خویش نسبت به کاربرد واژه های خاص اقدام می کند ، عبور از موضع خودش تنها به دلیل پیشنهاد یا انتقاد فرد یا افرادی از خوانندگان ،با توجیه احترام به ایشان نمی تواند پذیرفتنی باشد چرا که در این صورت از دیدگاه من صداقت و صراحت شعر زیر سوال خواهد رفت و آن هم در حالی که در این مورد خاص حتی بدون توضیح شاعر مشخص است که جمله‌ی مورد نظر نقل قولی بوده است که در یک دیالوگ بیان شده و گوینده ی آن کسی است که پیشترها بوده اما به دلایلی از جمله همفکر و همدل نبودن با شاعر در جایگاه پیشین خود نیست .
      4) اما در خصوص به کار بردن ترکیب چماق سید ... باید بگویم که به هیچ عنوان این ترکیب با اتمسفر ایجاد شده در شعر توسط شاعر همخوانی ندارد و لااقل شاعر می توانست در انتهای بند دوم که فضا و ترکیباتی متناسب با این واژه دارد از آن استفاده کند .
      5) نکته ی دیگری که از بسیاری تذکر دادن آن خسته شده ام نحوه ی درست نویسی کلمات ساده و مرکب و نیز ترکیبات است و بی مبالاتی از سوی هیچ کسی در این مورد توجیه پذیر نیست که در این شعر می توان به متصل نوشتن ها ی جمع با کلمه ی پیش از خود اشاره کرد مانند ریسمانها و بدتر آن که حتی در همین موضع نیز ثباتی وجود ندارد و درست سطر بعد تیغ ها جدا نوشته است که البته صورت درست آن جدانویسی است که این قضیه در خصوص پیشوند می پیش از افعال نیز صادق است اما در این شعر از همه ی این ها ناپسندتر ترکیب « منکه » است که هیچ گونه توجیهی حتی غیرمنطقی هم نمی توان برای دلیل متصل نوشتن این دو کلمه با هم پیدا کرد ، اگر‌چه می دانم ممکن است مانا یا هر شاعر عزیز دیگری شیدایی و سر به هوایی را بهانه ی عدم دقت در این موارد بداند که بی تردید ناپذیرفتنی ست چرا که حفظ و ترویج صورت صحیح زبان اگر از سوی شاعران ، ادیبان و داعیه داران زبان فارسی ، انجام نگیرد چگونه می‌توان از دیگران توقع و انتظار رعایت و مبالات داشت ؟؟ ‍
      6) اما آخرین حرف به یقین شادباشی بزرگ است و بلند خطاب به مانا و خودمان که لطف بی کران حضرت حق متعال نصیب مان شده است و مهربانی اش در هیئت فرشته ای گلاله نام متجلی شده است و بر ما نازل و نیز سفارش نمودن مانا در پیشگاه گلاله است که دیوانگی های مانای شاعر را تاب بیاورد و حتی برای یک آن او را به حال خود واگذار نکند چرا که جهان با تمام شکوه مندی اش قفسی تنگ می شود برای مانای عاشق اگر لحظه ای از گل آلاله اش بی نصیب باشد .

      راستی اگر فرصتی دیگر بار دست دهد به نقد شعر نیز خواهم نشست ...
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۳
      سلام
      و ممنونم بابت اینکه همیشه زحمتت میدهم تا رحمتم برسانی . راستش خسته ام هم از کار هم از شعر هم از همه و هرچی ... در مورد آن جمله هم چندبار زنگم زدند و کیفرخواست نوشتند و حکم هم صادر شده بود ، گفتم چشم شعرم شکسته باد اما دلی شکسته را نبینم . امروز هفتاد و چهارمین روزی ست که از اهلم دورم ، آهن هم اگر بود ذوب میشد . تنها جایی که نفسی چاق میکنم همین جاست و دیدار همسرایانی که مهرشان مهروار است و اگر سعادتی شد برای مانا و فرصتی برای سلمان ، نقدتان را نیز خواهم بوسید درین صفحه ..
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
      عرض ادب استاد ارجمند____________🌹
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      و اگرچه مرا به طعنه گفتند؛
      که زن زیبای ذهن کلماتت برهنه ست
      تو خود بپوشانش
      با تراته های نجیب گلویت
      و اگر مرا در تقاطع غفلت،
      پریان خواب فریفتند و به ناکجا بردند،
      یکدم از دریچه ی باورمان غافل نباش
      چه کسان بر این پنجره کوفتند و گفتند:
      ما نسیم سحریم که آواز ملکوت در انبانه داریم.
      اما
      با ایشان
      جز سرما و سکوت و "هیس" نبود...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب و احترام خندانک

      و به یقین آنکه بیشتر از هرکس مشمول الطاف بیکران حضرت حق گشته، همانا گلاله ی گریان است چرا که باورش به باغ های سرشار دوستی ها و صداقت ها ،آنگاه جامه ی حقیقت بر خود پوشید که فرشتگانی چون سلمانِ محبوب و محبوبِ بی بدیل دلیل گشتند و مهر و صداقتشان روشنای محفل بودنمان شد.

      سپاس ها از حضور ناب و مهرافشانی بی دریغتان خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۷
      درود استاد مانا
      تقدیمی بسیار زیبا و با شکوه بود
      مبارک همسر بزرگوارتان باشد
      تولدشان مبارک خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۶
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      ممنونم از حضورتان بزرگوار
      من و همسرم هردو دستبوس مهربانی تان هستیم
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۲
      🌹________________::_🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۲
      از سیلی این همرهان سست عناصر
      سکندری مخور
      ـــــ ای سکندری که با من از مرز شب می گذری--
      تا
      آب حیاتمان تنها
      یک ترانه باقی ست...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب جناب استکی خندانک
      سپاس فراوان خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۱
      درود خندانک


      زادروز همسر گرامیتان مبارک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۱
      خاله ی خوبم
      مرسی که هستی و مهرت را دریغ نمیکنی خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳
      🌹__________:: 🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۷
      دامنش کوهپایه ای ست که دهکده ی خواب مرا
      آنجا بنا کرده اند..
      و سینه اش کهکشانی که سیاره های راز من
      در هر مدار از منظومه هایش
      به گرد نجوا می گردند...
      نامش
      "خانم شب" است،
      کنیه اش: ام الحیات!!
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ارادت مهربانوی عزیز خندانک
      سپاس از حضور لطیف شما خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۴۹
      خندانک
      خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۶
      با سلام !

      شعری که روایت گر زندگی ست را از قلم جناب مانای مهربان میخوانیم...
      شعری که رایحه ی واقعیت را به مشام مخاطبانش می رساند
      و هربندش نشان از رنج های آگاهی دارد
      اگر کوره های رنج نبود شعر به پختگی
      نمی رسید
      و همانطور شاعرش به شکیبایی ...

      شالوده ی این سپید درد و رنج است
      درد و رنجی که هر انسان در زندگیش با خود حمل میکند
      مزه اش را می‌چشد
      خون دل میخورد

      به قول حضرت حافظ ؛

      درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

      زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

      اما به واکاوی شعر برگردیم

      برگ بلوط باور شاعر است که به پای گلاله اش می ریزد
      چه چیزی حیاتی تر از باور
      هیچ گاه باور کسی را زیر پاهایتان لگد کوب نکنید شکستن باور ترمیم شدنی نیست ...
      شاعر تحمل جراحت اندوه را ندارد
      و شیشه ظریف شوق اش همچون بلور بغض گلاله ست

      \"این جان نحیف که روی دست واژه ها میبینی

      زخمی هزار خار جفاست

      و این خیمه ی خواب که در دامن تو

      زده ام

      بیدارباش کابوس هزار افترا\"

      خانوم شب هجوم شاپرک تصاویر بود
      در خواب های مانا
      اکنون شاعر برایش روایتی را سپید میکند که از روزگار سیاه اش چشمه میگیرد
      و دیگر از شاعر زخمی جان نحیفی مانده است
      که سرشار از عشق به گلاله ست
      چه افتراهایی خاری بر روح ظریف اش بود
      و اکنون شعله های عشق اورا سرپا ‌نگه داشته ست....

      \"ریسمانها از هراس گردنش رشته میشدند 

      و تیغ ها از ترس رگهای اش زنگار .... 

      او هم

      دشنه ای داعش در نیام نگاهش بود

      و فرق نشاطم را نشانه می رفت با \"معجزه ی عبدالرحمن\" !!

      آه

      او هم محراب همین سروده را

      از خون کلمات مانا رنگین کرد ....\"


      این بند نشان از خشونتی ست که شاعر بارها با آن مواجه شده است
      و توصیف کردن این خشونت از آشنا زدایی وام میگیرد هراس ریسمان ها از گردنش و هراس تیغ ها از رگش....

      و نگاه داعشی اش هزاران نیزه ست
      بر قلب شاعر
      این که در یک رابطه بار ها و بارها بمیری و زنده شوی بارها نیزه در قلب ات فرو رود و هم چنان نفس بکشی

      و گریزی میزند به معجزه ی عبدالرحمن
      و فرق نشاط اش را شق القمر میداند

      اینجا دو آرایه تضمین و کنایه مشهود است


      \"ادامه ی این چکامه را جایی چال کرده ام

      آنجا که فهمیدم حریر عهدش از هوای فروردین ست

      گونه ام را‌ - که بوسه گاهش بود - 

      به سیلاب سرشک شبانه ها دادم\"

      با این بند بیشتر همزاد پنداری کردم
      چرا که سپید مانا روایتی از
      تصاویر شفاف ظلم ها و ستم هایی ست که گویای بسیاری از وعده ها در رابطه های این زمان است
      و هوای فروردین ماه بهار هوایی ست
      نمیشود با آن عهد بست به آن باور و اعتماد داشت
      زیرا که هوای بهار گاهی طوفانی می شود کنایه از آدم هایی ست که نمیشود به آن ها تکیه کرد زیرا روی طوفانی شان کاخ آرزو هایتان را ویران میکند...

      تولد گلاله خواهر مهربانم مبارک ❤


      و با این جمله سکوت میکنم و واکاوی شعر را به اتمام می رسانم

      از تمنای آتش
      تنها زبان خاکستر را می دانست !!!!


      ممنون از حوصله دریایی تان 🌿
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۳
      خوشحالم که حدیث این اندازه قلمش قوی شده که وقتی برداشتهایش را از شعر مانا میبینم هیچ احساس بیگانگی نمیکنم انگار که از درونم باخبر است و خوشخالتر آنکه سخن مانا را سخن دل خود میداند و این فیضی ست عظیم برای این شاعر که کلماتش در دل دوستان اثرمند است و به زبان آرزومندان تبدیل شده است خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      🌹 خندانک 🎂
      ارسال پاسخ
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۱۵
      پا بر چینی حرمت من منه
      "موی سپید شقیقه ام اعتبار عشق است"
      (مهرداد مانا)

      درود حدیث جان خندانک
      سپاس از حضورت مهربانو خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۸
      سلام علیکم خندانک
      مهرداد عزیز و ارجمند قطعا این جمله:
      [[چماق ها همه سیدند و اولاد پاک چنار !!]]
      شائبه پیش می آورد و بلکه صراحتا وهن سادات عزیز است . حضرتعالی باید استحضار داشته باشید که در ابتدا از {{سیّد}} و {{سادات}} نزد عامه مخصوصاّ تعبیر به {{شریف}} و {{ شرفا}} می شده است . خندانک خندانک خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
      از حضورتان و تذکر مشفقانه تان بی اندازه سپاسگذارم . و البته گله مند این هم هستم که دوست داشتم مناسبتی که این اثر را باعث شده تبریک بگویید که خوشه چینی از خرمن بزرگان حلاوتی دو چندان دارد خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ابراهیم حاج محمدی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
      سلام تبریک گفته ام شما ندیده اید عزیزم خندانک خندانک خندانک خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      عرض ادب استاد ارجمند_________🎂
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
      و البته پایینتر تبریک شما رو دیدم و بر دیده نهادم خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۱۵
      تو گفتی
      و دیگران هم
      که پیله نکن به پیرامونش
      و هزار دریغ
      که درین بیهوده سرا
      کس ندانست که پیله پروانه می سازد
      و پروانه ، پرواز
      (مهرداد مانا)

      درود جناب حاج محمدی گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۷
      سلام ... اگر به نقشه ی جنرال و پنل هوایی این دلسروده نگاه کنیم متوجه میشویم که در نیمه ی اول آن از کسی که باعث رنجم شده شاکی بودم و او بوده که میگفت چماقها چون از نسل چنار هستند پس ناخوب نیستند . و نقد این تفکر با تشبه به تفکری رادیکال که در میان جمهور مردم عمومیت دارد انجام گرفته . در واقع سخن اوست نه من و در حال خرده گرفتن از او هستم و حرف از زبان شاعر نیست . چه آنکه خود نیز با او مشکل دارد

      و در نیمه ی دوم از خانمم خواستار این بودم که پرستار دل شکسته ام باشد و سنگ صبورم چرا که شیشه ی شوقم از بلور بغض او شکننده تر است .

      و بعد اگر به سوابق دفترم در همین سایت نگاه کنید متوجه دو شعر با عنوان " به رسول رحمت " و " آواز احمدی " خواهید شد که هردو نعت پیامبر اسلام هستند . پس آنکه چنین به رسول اسلام دل داده است نمیتواند به اهلش دهن کج کند و اگر نقدی هست نه بر سادات که بر عادات است و این قلم همیشه به تابوسازی تاخته است چرا که آنرا باعث توقف تفکر و انسداد بازار نقد می داند .

      سوم مادر خانمم از سادات است و من که دست او را یادگار دست آن خورشید حجاز میدانم هربار و به هر دیدار به بوسیدنش کمر تا کرده ام و دامادی این طایفه را اسباب مباهات میدانم چه آنکه براستی منش و طبع نیک شان را از نیای شان رسول الله به ارث برده اند .

      چهارما این سایت البته به مدد دوستان باذوق و یکرنگ و به یاری خدا محل یادگیری و یاددهی و تحصیل و تهذیب و تسلای خاطر عزیزان ست چه خوب است که به حاشیه ها کمتر بپردازیم و بر مدار شعر راه بپیماییم چرا که خیلیها چشم دیدن این همآوایی را ندارند و از آب مکدر ماهی میگیرند . و هرچند که در شفقت و ادب و سرشت نیک اساتید و دوستانم هیچ شبهه ای نمیتوان داشت اما گاه زوم کردن روی مسائلی از ایندست سبب ساز خوشحالی و مسرت برخی میشوند که انگار نانشان از محل افتراق و انشعاب ما در میاید ..

      و آخر اینکه اگر اجماع دوستان بر ویرایش یا حذف آن خط کذایی ست با اینکه خود نیز معتقدید که گاه شعر محیط بر شاعر است و او را در بر دارد ، اما منش مانا بر دلجویی ست و حفظ حرمت و کرامت انسان ها که سادات عزیز خود شریف ترین طایفه ی آدمی ند که به تبار نیک متصل ند . اصلا مگر میشود استاد حاج محمدی جان از این دیوانه بخواهد و پیش شمشیر نقدش سپر برم ؟؟

      حال منتظر دستور و مشورت و پیشنهاد جمله ی جایگزینم . ریش و قیچی دست تان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۱۷
      با تو سخن می گویم
      تو که چشمانت برکه ی احساسند
      تا نگاه من سنگریزه ای باشد
      به دست کودکی بی فکر
      (مهرداد مانا)
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۲
      سلام .... امر دو نوعه

      توی قرآن " بامرنا " داریم
      یعنی به دستور ما

      اما " من امرنا " هم داریم
      یعنی از امر


      مولوی معتقده که انچه در دنیای ما موجب تفاخر و مباهات میشه در واقع عاریتی از جهان امر است

      پس ما یک جهان امر داریم
      یک جهان خلق

      مولوی میگه طمطراق کردن مخلوقات عاریت و قرض ست . و نباید جدی گرفت . اما طاق و طرم ( طمطراق و کلاس گذاشتن و تفاخر ) در جهان امر در واقع مختص ذات امر است
      واسه همینه در قرآن اگه خدا از قدرت و جمال و جبرش میگه در واقع از ماهیتش میگه
      که ممکنه پرتویی از آن ماهیت به مخلوق برسه

      مثلا وقتی من بگویم اسم پدرم فلانیه یا دوتا دختر دارم یا ایرانی ام این طمطراق نیست و کسی هم آنرا به تفاخر نمی گیرد . اما اگر بگویم تیپ و هیکل و پول و موقعیت دارم این دقیقا مصداق فخر فروشی ست و مولوی آنرا جایز نمی داند . یعنی مخلوق حق نداره بابت داشته های عاریتی اش که روزی گرفته خواهد شد طاق و طرم کنه
      و فخر بفروشه


      امر را طاق و طرم ماهیت است
      خلق را طاق و طرم عاریت است

      ز پی طاق و طرم خواری کشند
      بر امید عز در خواری خوشند


      میگه در واقع مخلوقات با تفاخر و طمطراق خودشونو مضحکه و خوار می کنند و بخاطر ر رسیدن به عزت دچار ذلت میشن . چون راه عزت را گم کردن


      چون نمی‏آیند اینجا که منم ؟
      کاندر این عز آفتاب روشنم‏


      میگه چرا به این جهان عزت نمیان که من رفتم و از این عزت مثل آفتاب می درخشم و روشنم


      باز گرد شمس می‏گردم عجب
      هم ز فر شمس باشد این سبب‏ 


      و این ادامه ی بحثه .. که عشق هم عزت جاودانه است . و مولوی معتقده عشق از عالم امر است . واسه همین عشق تاریکی رو از بین می بره و به روشنی آفتاب می رسه
      آفتاب از مشرق میاد
      مشرق و اشراق هردو همریشه هستند و به معنی خویشی و قرابت و اشنایی ست
      در حالیکه غروب و غرب و غریبه به مفهوم بیگانگی ست
      با غروب تاریکی میاد
      که از مغربه

      اما طلوع و اشراق از سمت شرقه
      :

      تو مرا باور مکن کز آفتاب
      صبر دارم من و یا ماهی ز آب‏


      علاوه بر عشق
      زنانگی هم از عالم امر است
      زن هدیه ی عالم امر است
      اصلا خود امر است
      اگر کسی زن خود را - آن نیمه ی الستی خود را که در عالم امر جا گذاشته و گم کرده - بازیافت
      یعنی دوباره به عالم امر رسیده

      خانمم برایم خود خود خود خود عالم امرست
      پس هرچی دلش خواست امر بفرماید
      من اگر طاق و طرمی دارم
      همه از دولت چشمهاشه

      این نگاه من به عشق و به زن است . که به بحث جهان امر و جهان خلق مربوطش کردم و تفاوت ماهوی این دو .
      و این ایمان و اعتقاد به دست نمی آید مگر در سایه ی بصیرت و مگر به امداد آسمان . و آسمان نیز این رحمت را نصیب کسی نمی کند مگر انکه از آتش رنج عبور کرده باشد و به خرقه ی صبر آراسته گردد . چنانکه مانا ۲۱ سال شکیبایی کرد و از جستجویش دمی سرد نشد . و این نمایشنامه نیست . بلکه حقیقت است که گاه در شعر من و گاه در اشک او رخ می نماید ...... نمایشنامه ها عاریتند و عشق حقیقت است


      سخن آخر آخر آخرم با همه ی آنها که دلشان پیش کسی ست همانا قدرشناسی ست و پرهیز از دل شکنی
      عشق فرصتی ست که از جهان امر می رسد . نسوزانیدش


      خلق را طاق و طرم عاریت است
      امر را طاق و طرم ماهیت است
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      سلام
      از مدیر محترم ویراستاری خواهشمندم این کامنت را به حالت غیر نقد در بیاورند . حواسم نبود با تیک نقد فرستادم ... پوزش میخوام خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۲۰
      مرا مرنجان
      حادثه ای بودم و بی هنگام آمدم
      تو از حادثه نترس
      میهمان دل توام هرچه باشد
      با خود از ناکجای ضمیرم شعری آورده ام
      برازنده ی چشمانت که نجیبند و بی گناه!
      خورجینم خالی ست، اما سینه ای دارم
      لبریز آواز ملکوت...
      سخن تازه تر کنم: " دوستت دارم"
      مرا با نام قرونم صدا کن!!
      یخ های تنهایی اینگونه آب می شوند...
      (مهرداد مانا)
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۳
      هنوز هم می شود
      زیر باران راه رفت
      و به تندیس حلبی مرد تنها سلام کرد
      هنوز هم می شود
      میان هبوط برگ و معراج قاصدک
      خاطره ی دوری از رستاخیز لاله به یاد آورد
      هی خانم شب
      که نامت در کتیبه های سنگی سینه ی مانا
      به سوز و سرود آمده
      کاش بودی
      تا پیاله های اشکمان را به هم می زدیم
      و شعری برای این " هنوز" های نیامده می گفتیم...
      (مهرداد مانا)

      سلام و عرض مهر
      اما، مانای مهربانم بارها گفته ام، ثروت های حقیقی چیزی فراتر از شمارش اسکناس ها و خرید های تجملاتی می طلبد. و چه بسیار ثروت های انبوهی که انگشت شمار انسان ها آن را در می یابند و نصیب معدود افرادی می شود. و به گمانم مانا جزو همان معدود ثروتمندان حقیقی ست: با کدام اسکناس ها می شود شعری سرود برای بلور گردنی؟

      و حقیقت این است که هر بار شعری از کلامت میخوانم، جانی تازه و تولدی نو در من رقم می خورد.

      جان دلم
      این جان نحیف که روی دست واژه ها می بینی
      زخمی هزار خار جفاست
      و این خیمه ی خواب که در دامن تو
      زده ام
      بیدارباش کابوس هزار افترا

      مسافری خسته، زخم خورده، آشفته، بی رمق، رانده از منزلی که سر سپرده بود، کوله بار دلخوشی اش را آتش افتراها و جفاها سوزانده...
      و جانی نحیف از او مانده بر روی دست واژه ها.

      مرهمش شاید بلور بغضی بود که باید می شکست تا شیشه ی شوقش نشکند و دستانی که متجلی پروازند و بوی چوب سوخته گرفته بودند، بار دیگر به تمنای شعری برای هنوزهای نیامده، جانی تازه بگیرند و کلماتی نو از آسمان اشتیاق برگیرند که در خور آنند به آغوش گرفته شوند تا محراب هیچ سروده ای از خونشان رنگین نگردد.

      و راستی که سالک واقعی چه رنج ها و چه زخم ها را با جان و دل می پذیرد تا طی طریق کرده و به سرچشمه ی مهر لایزال بپیوندد:

      ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
      ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
      هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
      ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

      و کلام آخرم اینکه نمیدانم چرا این روزها بازار دل شکستن ها رونق گرفته و قضاوت ها و حکم صادر کردن ها برنامه روزانه مان شده؟؟ کاش کمی مهربان باشیم، مهربانی کم خرج ترین زیبایی دنیاست🌹

      سپاس از دوستان فهیم و آگاه و پوزش از حضور اساتید گرانقدر.


      آرزومند سلامتی و شادکامی مردم سرزمینم خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۲۶
      سلام گلاله ام
      ناراحتم از اینکه اینهمه با لب خندان نوشتم و توقعم یک عذرخواهی ساده بود و برآورده نشد تا با چشم گریان این خانه را برای مدعیان مالکیتش جا بگذارم
      و خوشحالم از اینکه همه را از دست می دهم اما تو همچنان برای مانا خواهی ماند خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید قلیچ خانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۱
      درود و زاد روز خواهرم رو شادباش عرض میکنم خندانک خندانک سایه اش بر سر مهر مستدام خندانک خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
      و مقدم بی ریاترین رفیق زمین را جز گل باران چه میتوانم نمود که همه ی دولت این قلم از حضور چنین دوستان نازنینی ست خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۵
      :🌹______________:: 🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۲۷
      بگذار برایت به زبان اشک بگویم؛
      وقتی تو با باد رفته بودی؛
      این کرکسان هامونِ حسرت
      چگونه بر سفره ی گلویم نشستند؟
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب و ارادت برادر جان خندانک
      سپاس ها از حضور نابتان و سایه تان مستدام خندانک
      ارسال پاسخ
      اکبرامرایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۰
      قشنگ بود لذت بردم خندانک خندانک خندانک
      استاد عزیز خوشحال می شوم شعرهای شما را می خوانم خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
      نیکبخت منم که کلبه ای دارم و قدمگاه دوستان یکدل و نشیمنگاه یاران موافق گشته است خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۵
      🌹-----------------------🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۳
      شلاق خورشید را
      بر برهنگی شانه هایم فرودآر
      تا سپیده را انکار کنم...
      بگذار رگان من،
      مردگان بی آواز قرون باشند.
      بگذار کودکان فردا
      نشان گور مرا از نسیم بپرسند.
      حتی مشعل ماه و فانوس ستاره را خاموش کن
      اما خاطره ات را نگهدار:
      " من با خاطره ی تو مانا شدم"
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب جناب امرایی خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۸
      خواهر بهاری من خندانک
      آرزوهایم برای تو همه
      رنگ وبوی بهار دارد
      لبخندت چون شکوفه های رنگارنگ
      آسمان دلت به زیبایی رنگین کمان
      بهار دلت همیشه سبز خندانک
      تولدت هزاران بار مبارک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
      بی هیچ تردیدی به خواهری تو و گلاله چنان مومنم که به طلوع و غیاب خورشید خندانک خندانک
      و دعا میکنم برای هم و برای مانا بمانید به مهر خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۶
      تارابانو🌹______________🎂
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
      جانم مهر بانو جان خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۰
      فرصت آواز را غنیمت دان
      که عمر هر ترانه
      ای دلارام؛
      به طول و عرض آهی ست،
      که تو نثار آئینه می کنی...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب خواهر گلم خندانک
      سپاس از مهرافشانی بی دریغت گلم خندانک
      ارسال پاسخ
      منوچهربابایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۵۱
      سلام مرد بزرگ و استادم مانای عزیز...
      هنرمندانه و زیبا
      تصویر گر و پرکشش ،دست و قلمتان بی بلا

      با تمام دلم و صمیمانه زادروز میلاد همسر گرامیتان را به شما ، خواهر گل تر از گلم، گلاله و خانواده ی معززتان تبریک میگم
      در پناه حضرت دوست شاد و سالم و سرفراز باشید
      تقدیم بامهر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۴
      من چه مانا باشم چه نکیسا و چه مهرداد در واقع تثلیث یک تن بیشتر نیستم و آن یک تن هم مشتاق دیدن ماه چهره ی شماست که خود گل هستید و خود روشنی خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۷
      🌹________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۲
      آری
      قصه ی غم تو ــــ ای رویینه تن شاهنامه های تنهایی ــــ
      از این قرار بود:
      که تو سروش بی ادعای دوست داشتن شدی و
      این قبیله سنگی
      بر عصمت آئینه عاصی شدند...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب و ارادت جناب بابایی عزیز خندانک
      سپاس برادر خوبم از بذل مهر و حضور ارزشمندتان خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۸
      درود بی پایان بر مانای عاشق
      نقد من این است که چرا تیک نقد فعال کردین
      وقتی که عشق مشق قلم است
      وواژه ها سراسر رایحیه ی گل آلاله اند
      وقتی که از صفحه ی سفید
      برگهای بلوط باور جوانه میزند خندانک
      قلمتان سبز
      تابش نور عشقتان عالمگیر خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۵
      و باز هم گل نثار قدمتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۶
      رو از من مگیر:
      تو را نمی رقصانم
      بر ساج سروده های بی حاصل
      ترا نمی گردانم در
      برهوت بی هنگام هوس
      (در من نزاع دو پلنگ زخمی ست
      که برای بود و بقای خویش
      آهوان چشم ترا بهانه کرده اند)
      رو از من مگیر:
      خورشید مهربانی از چشمان تو طالع می شود...
      (مهرداد مانا)

      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد مهدی بخارائی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۵۳
      درود فراوان بر شما جناب مانا خندانک خندانک خندانک
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۷
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۶
      درود بیشتر و جانانه تر نیز از ما بر شما که زحمت کشیده و طریق صعب این صفحه را بر خود هموار نمودید خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۷
      🌹________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۸
      من و ترا تقدیر نانوشته ی هم می نامند:
      دستی در کار تنیدن
      و فکری در تکاپوی رفتن
      (مهرداد مانا)
      درود و عرض ادب جناب بخارایی گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۳
      سلام گلاله ی عزیز بانوی بهاری و هم ماهی جان خندانک
      تولدت هزاران بار مبارک خندانک خندانک خندانک
      و سایه ی مهربانی ات مستدام بر سر همسر و فرزندانت خندانک

      درود بر شما جناب مانا و تقدیمی زیبایتان مبارک صاحبش
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۷
      و همه ی مریم ها نشان روشنی از مسیحا دارند و همه ی مریم ها سفیر مهربانی و عصمت و نجابتند خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۸
      زیباترین مریم مهربان 🌹___________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۴
      باور کن
      هنوز می شود به پرستوی کوچکی در انتهای اندوه دل بست و
      تمام مردمان این بلاد بی بهانه را
      مومنان مشتاق آب و آتش نمود...
      (مهرداد مانا)

      سلام خواهر گلم خندانک مریم عزیزم خندانک
      باید میدانستم جایی در خرداد، نجوایی مریمانه در گوش گلاله خوانده شده که این همه تبسم خواهرانه در نگاه آشنایت خوانده است... خندانک
      تولدت مبارک نازنینم خندانک و سپاس از مهربانی بی دریغ و قشنگت خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۴
      درود فراوان
      بسیار بسیار
      زیبا و عالی
      بود🌺
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۷
      عالی خواندید و این همه چیزی نیست جز آنکه مانا را باران موافق و خطاپوش بسیار است و به همین نیروست که همچنان سرپاست خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۹
      🌹______________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۷
      شعر همه آن نیست
      که بسرایند...
      شعر را می شود بارید از چشمان تو
      که الهه ی ابرند...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب جناب شهنی خندانک
      سپاس از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۶
      درود ها مانا جان

      تولد همسر گرامی تون هم مبارک

      زیر سایه مهر خدا باشید

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۹
      چه ناز و نعمتی ست ، پیاله ی مهر از دست عزیزان گرفتن که خود ساقیان بزم محبت و معرفتند .. هادی مهربان دلسوز نکته بینم خوش آمدید خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۹
      🌹______________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۳
      زمان های بی تو
      نمی دانم چه اتفاق محزونی می افتد
      که سوگوار سادگی و بی قرار سرودن می شوم؟
      (مهرداد مانا)

      درود جناب محمدی خندانک
      سپاس از حضور ناب شما خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۵۰
      سلام . من هم زاد روز خواهر گرامی ام را صمیمانه شادباش می گویم. خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۰
      و اون بالا گله مند بودم .. و به اینجا که رسیدم جز شرمساری ندارم که چگونه میشود جنابتان این خرده پای هزار سودا را فراموش کند ؟ بی اندازه خوشحالم کردی استاد
      هم با تماستان و هم با پیامتان خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۶
      وقتی می روی لااقل همین پیراهن اوقات مرا هم ببر و
      بر تن بیدی بیچاره از وادی باد بپوشان
      چه حاجت است؟ وقتی تو نباشی
      مدام با موسیقی عبوس عقربه ها برقصم؟
      (مهرداد مانا)

      درود و سپاس جناب حاج محمدی گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۰۴
      سلام و درود مانای عزیز
      ضمن عرض تبریک تولد همسر گرامی تان برای هر دو عزیز و خانواده شریفتان
      سعادت و سلامتی و عاقبت به خیری آرزو مندم
      ------------- خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۲
      از نشانه های سعادتم در این روزگار تلخ ، یکی هم افتخار آشنایی و هم کلامی با مشفقان یکدل و رفیقان بی ریایی چون شماست که جز به مهر نمینگارید و جز به خوبی یادم نمیکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      عرض ادب استاد ارجمند🌹_____________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۸
      انگار از تمام این اساطیر
      فقط من بودم
      که به آواز زنی تنها
      از تبار دلتنگی دل سپردم
      (مهرداد مانا)
      درود و سپاس فراوان جناب میناآباد گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد توکلی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۲۲
      سلام جناب مانای عزیز خندانک .
      دست مریزاد . زادروز همسرگرامی تاندمبارک باد خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      و دوست دیریاب زود آشنایم چندی ست که کم و بیش محظوظ نگاره های پربارتان هستم و همچنان چشم به در این کلبه تا از آن مدام خوش مست تان پیاله ای به فراخور فهمم پر کنم خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      🌹________________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۰
      هنوز هم چشمم دنبال آن چشم هاست
      که شکل همه ی آسمان ها بودند
      و مژه هایش مردمان همه ی روزگاران
      دستانش، همه ی دامنه ها
      و دامنش تمام کشتزاران...
      (مهرداد مانا)

      درود و سپاس جناب توکلی ارجمند خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۰۷
      سلام مانا
      حالم خوب نیست کم می نویسم همین کم را از من پذیرا باش ممنون
      رد شانه ی دست : ترکیب جالبی از آب در نیامده
      می تلاوید!! تلاوت می کرد
      معجزه ی عبدالرحمن: تا جایی که در خاطرم هست جناب مولایی شعری داشتند که در آن از شکافتن فرق امام علی(ع) به معجزه عبدالرحمن یاد کردند و شعر بسیار خوبی بود یادش ماندگار
      بعد من داشتم به این فکر می کردم که شاعر داشت می گفت من برای معشوق می مردم
      بعد معشوق رد شانه دست را از حافظه گیسوی بلوندش پاک میکنه
      و این جه ربطی داشت که یکباره معشوق محتسبانه بگوید چماق ها سیدند
      بعد شاعر توضیح میده که چماق ها را از درخت چنار می سازند و شباهت می دهد چنار را به آل عبا
      و سر سبز چنار و کلاه سبز سیدی که نشان اولاد هست این شباهت را از منظر منطق شاعرانه توجیه می کند
      بعد نماد درخت چنار که از لحن شعر بر می آید و انتسابش به چماق و توضیح خود شاعر بیان می دارد که نوعی انتخاب را به صورت ضمنی نقد کرده است
      از اون چنار بهرحال رضایتی ندارم
      از حیث پرداختن به موضوع شعر اما می خواستم این نکته را اشاره کنم که شاعر با یک سطر که ظاهرا ربطی به ماجرای دلبری و بی اعتنایی دلبر ندارد مخاطب را غافلگیر می کند
      و در سطر بعد
      چه حاجت که از بید دیوانه سراغ‌ عقل باد را بگیرم ؟
      این پیوند را برقرار می کند
      و در هر حال می گوید مانای دیوانه بی عقل دست از چماق بردار خندانک

      از نظر شعر این آسمان ریسمان بافتن خیلی زیباست این که مواردی که به ظاهر اصلا ارتباطی بهم ندارند شاعر بهم ربط می دهد و مقصودش را می رساند

      شاعر کله شق مانا خندانک
      خندانک خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
      🌹________________________🎂
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۲۴
      فکر میکنم مهدی خوش کلام ما که گاه و بیگاه از آموزه هایش هم میاموزم و هم میدزدم اینبار در فشردن دکمه ی نقد کاهلی کرده چرا که این سطور آن مایه پتانسیل دارند تا به کلاسی برای یاد گیری دوستان تبدیل شوند . و خوب میتلاوید را هم تعمدا آوردم چون فکر میکنم با زدم و دادم و خوردم و کردم و نمودم و .... در ساخت افعال فارسی تحدید درست کردیم و اگرچه کاربرد نامتعارف افعالی شبیه میتلاوید و بغضیدم و ... که گاه و بیگاه در نوشته هام حتا بار طنزکی هم دارند و از جدیت و فخامت اثر می کاهند اما شاید ناخنکی باشد بر پیکره ای که بتوان از آن روزی تونلی ساخت و به جایی رسید . البته در این کار دوستی دیوانه تر از خودم / هادی بهروزی / بی مهاباتر بود و لاجرم کارش نیز شعریت بیشتری داشت
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۰۵
      درود مجدد
      نسبت به برادر کوچکت لطف داری، فقط در خصوص تیک تقد

      اینکه پیشتر یکی دو بار تیک نقد زدم بعدا توسط مدیریت غیرفعال شد، از ناحیه خودم فکر می کردم گنجایش قرار گرفتن در قسمت نقد را داشته اما نظر مدیریت مغایر بود با دیدگاه خودم
      و چون اکثر اوقات برآمده از دل می نویسم، یعنی اگر دستم به قلم رفت می نویسم، بیم آن دارم که در قلمرو نقد قرار نگیرد و ناخواسته اسباب زحمت و ناراحتی مدیریت شود
      در کل خودم هم علاقه دارم به پنجره سبز گشودن اما فکر می کنم قبل از آن فراهم کردن مقدماتش که مطالعه است و دانش لازم برای نقد کردن واجب است فعلا سعیم این است آموزنده باشم در رکاب دوستان و اساتید و صبر پیشه کنم و خیلی هم عجله نداشته باشم قوره نشده مویز شوم

      دوست دار و دوست مدارت مهدی خندانک

      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۹
      درود بر شاعر گرانقدر وفرهیخته جناب محمدی
      استفاده کردم
      دست خوش خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۲
      هنوز اما
      نظرم به ماه است:
      به قرص صورتی که به تاریکی تمنایم می تابید
      به آن لاله های بی گوشوار
      ( آلاله هایی که در سرما می سرودند)
      (مهرداد مانا)

      درود جناب محمدی گرانقدر خندانک
      ارسال پاسخ
      فروغ فرشیدفر
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      درود بر مانای توانا🌹
      و سلام ویک دنیا تبریک بر گلا له ی نازنین❤🍀
      شعری زیبا
      عشقی زیبا
      و
      دنیایی نه چندان زیبا
      ولی این دنیای فانی باهمه ی ناخالصی هایی که دارد ،بازهم خواستنی است.
      پس
      گلاله جان عمر طولانی برات آرزو میکنم ، هرلحظه اش مملو ازعشق و در کنار عزیزانت
      🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹🌹🙏🍀
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
      فروغ بانو 🌹___________________🎂
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۴
      و حضورت همیشه برکتی ست بر سفره ی صفحه ی مانا چرا که با خورشید نسبت داری و مهربانی را از او به ارث برده ای خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۹
      مرا بشناس
      مانای دیوانه ام
      که دستمال "چگوارای بیچاره" را
      پرچپ کرده ام
      لطفا چراغ آن دوچشم سیاه لعنتی را
      خاموش کن
      نگذار این سرباز بی ستاره
      پیاده از جنگ به خانه برگردد!
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب و احترام مهربانوی عزیز خندانک
      و بی شک در این دنیای فانی، آنچه می ماند مهر است و دوستی های خالصانه و قلب های عاشق که دلی نمی شکنند و آهی بر نمی انگیزند...
      سپاس از حضور خواهرانه ی شما خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۴۱
      🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
      🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
      🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎉🎉🎊🎉🎉🎉🎉🎉
      💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
      ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

      باز کن پنجره‌ها را که نسيم
      روز ميلاد اقاقي ها را
      جشن مي گيرد
      و بهار
      روي هر شاخه کنار هر برگ
      شمع روشن کرده است
      همه چلچله ها برگشتند
      و طراوت را فرياد زدند
      کوچه يکپارچه آواز شده است
      و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را
      گل به دامن کرده است


      درود و عرض تبریک گلاله نازنین
      تولدت مبارک عزیزم
      همراه با آرزوهای زیبا و
      شادباش های بیکران، سبزی بهار همراه جانت و
      خورشید وجودت هماره رخشان باد،
      ____________________________________ خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
      منیژه ی صبور و مهربان
      کلاه که ندارم
      عقل نیمه و نصفه ام را از سر برمیدارم به احترام محبتت خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۳۶
      آه گهواره را بلرزان خانم
      و هر آنچه از آسمان و الست به یادت مانده
      لالایی کن
      خدا می داند اگر این توزاد غزل گواخی نمی داد
      تو را این فریسیان فریب
      بر کدام صلیب افترا سنگ می زدند؟
      بخند
      الهه ی غمگین این آتشکده ی آه
      مهتاب مردد این آسمان رنج
      غزال غزلگوی این دیوان اشک
      من از بهار و بلوط و بنفشه برایت
      بوسه ای آورده ام...
      (مهرداد مانا)

      درود منیژه ی عزیزم خندانک
      و منیژه ای که با خود کوله باری از عشق و دوستی دارد و مهربانی اش را بی دریغ بین همه تقسیم میکند...
      سپاس خواهر خوبم که هستی و می نگاری به مهر خندانک
      وجود نازنینت دور از هر گزندی باد عزیزم خندانک
      ارسال پاسخ
      اکبرامرایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۸
      درود استاد عزیز خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۳۸
      دوچشم آهو دارم
      که مفسران تاریکی اند
      و سارحان شکوه شب!!
      (مهرداد مانا)

      درود بر شما جناب امرایی خندانک
      ارسال پاسخ
      اکبرامرایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۸
      خندانک
      اکبرامرایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۸
      استاد عزیز همیشه مانا باشید خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
      و باز هم سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۰
      🌹_________________🎂
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۲۲
      سلام و ادب بر مانا و شعر تقدیمی اش
      تبریک بنده رو هم پذیرا باشید خندانک
      با احترام خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۶
      دیدن خط ایمان هم باعث نور دیده و دلم میشود و این فقط از ناحیت بنده نوازی و مهربانی اش است چه آنکه خطاپوش است و به اغماض در عیوب بی شمار مانا می نگرد خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۱
      🌹_____________________🎂
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۴۲
      و من خودم را در کلمه ای
      دلم را در دفتری
      و نبض و نفسم را در ترانه ای
      گذاشتم
      و برای دیدن خانمی که
      خالش را خدا سروده بود
      و چشمانش مرز شب را شکسته بودند
      با ترانه و تنبور آمدم
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب جناب اسماعیلی
      سپاس فراوان خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۳
      سلام مانای عزیز

      احساس شعر مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی بود

      تولدِ گلاله ی عزیز و بهاری ام مبارکِ همه ی ما باشه خندانک

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۳
      سلام عزیزم نوه ی ماهم
      شیرین است و دلگشا ، وقتی برای این پیر پای آبله می نویسی خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۴
      خندانک _________________ خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۷
      تکه ای از من در جایی جا مانده ست
      همچنان که پاره ای از شب را
      خورشید به دندان گرفته ست
      و قسمتی از خواب
      که وصله ی پیراهن بیداری ست

      تکه ای از تو هم شک ندارم
      در ماه است
      در گلدان حسن یوسف
      در روده سیمره و سیروان
      وگرنه محال است که بی تو
      بوی زندگی از جهان برخیزد و
      بوی شعر از دفاتر مانا
      تو دلیل نیک و بد منی
      و گناهانی که شعر می شوند
      (مهرداد مانا)

      سلام سحر جانم خندانک
      خواهر خوبم، راستش تا زمانی که تو و تارا نگفته بودید، فکرش را هم نمیکردم بهاری باشم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۷
      سپاس عزیزم از مهر خالصانه ات خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام تخلص مولد
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۸
      درود خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۳
      درود دختر گلم
      خیلی خوش آمدی خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۵
      ------- خندانک ________🌹
      ارسال پاسخ
      رضا رضوی تخلص (دود)
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۵
      سلام درود جناب مانای عزیز
      بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۵
      زیباتر و دلنشین تر اما کامنتهای پرمهر شما عزیزان است که غبار از روح خسته و تن زخمی مانا می زداید خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۶
      _______________ خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۴
      گفت: رنگ عشق هم سیاه است مانا
      سباه مثل سوگ سیاوش
      مثل چاه بیژن
      سیاه مثل چشم های تو...
      که قافله سالار ستارگانند..ـ
      (مهرداد مانا)

      درود بر شما جناب رضوی خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۷
      سلام وهزاران درود استاد مانای عزیز و بزرگوار
      بسیار عالی وزیبا
      وجالب بود
      شاد باشید اینشاالله خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۷
      به راوی روایات کهن و شیرین سایت سلام و درود
      قدم بر دیده های کورسوی مانا گذاشتید خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۷
      _______________🌹
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۹
      دیوانه بود
      که پیش از تولدش روزگاران درازی را
      در سینای سینه ی من به تسبیح نشیته بود
      یادم هست لبانش به شکوفه ی گیلاس نشستند
      و چشمانش به چشمه ی گریه
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض احترام جناب فتحی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد امیری
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۸
      درود بر مانا
      هر بار که مانا شعر می نویسد خواندنش را بر خود فرض می دانم زیرا عمق نگاه ومعرفت ایشان به سوژه مورد نظرش نا خود آگاه روح آدم را به پرواز در می آورد.
      نامت مانا و قلمت نویسا
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۳
      و هربار مانا هم نیوشای کلام پرمهر مهربانان می شود جانش سراسر شوق و شکر و سپاس می گردد خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۸
      ________________🌹
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۲
      نه آن زنبق زردی که زمستان را
      ذلیل کنی
      و نه آن شقایق سرخ که خزان را خجل!
      اما پا به شعر من که میگذاری
      کلماتم رنگ بهار میگیرند
      و ترانه هایم طعم زندگی!
      هی افراسته ی باغ بی آفت
      افراها به سایه ات اقتدا می کنند..
      (مهرداد مانا)
      درود جناب امیری و سپاس از حضور شما خندانک
      ارسال پاسخ
      موسی ظهوری آرام(آرام)
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۸
      با سلام شما از معدود شاعرانی هستید که درشعر امضای خودتو داری طوری که کسانی که باشعر شما انس داشته باشند می توانند شعر شما را بدون نام بشناسند از جمله این مشخصه ها یکی استفاده به حد کمال از واج آرایی و حضور نماد و نشانه های و قراین ا سطوره آی در شعر شما ست
      که نشان از دانش و مطالعه گسترده شما دارد
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۵
      و هربار هم که با نامی مستعار در مکانی ناشناس ظاهر شدم دوستانی چون شما تشخیصم دادند . و این نه از هنر مانا که از معجزت رفیقان باوفای اوست . ما نیز خانوادگی قلم شما را دوست داریم خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۴
      ______________🌹
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۵
      ترفند طربناکی ست
      که خود را به شمایل شعرهایی در آورم
      که تسبیح لبان تو می شوند
      خانم خوبم
      شعر همه آن نیست که بسرایند
      پس تکلیف اشک های تو و انگشتان من چه؟
      (مهرداد مانا)

      درود جناب ظهوری و سپاس از حضور شما خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۰
      امشب چه هوای صافیه خندانک
      دل همش تو خیال بافیه خندانک
      فقط من و تو‌با هم‌باشیم خندانک
      ی جای کو چیکم کافیه خندانک
      شعر زیبایی بود .تولد بزرگوار مبارک خندانک
      خواننده این ابیات علی رها

      🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۶
      شک ندارم در سلالت پاکتان اندکی هم عنصر خورشید بوده وگرنه این حجم از مهربانی را نمیتوان در آدمیزادگان پیدا کرد .. ممنونم همچنان و قدردانم هم چناااان
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۱
      سلام
      گفتم یکم شادش کنم که به تولد بخوره
      با آهنگ های روز وارد شدیم


      شما که شادش نکرده بودی

      خلاصه که تولد از راه دور این به ذهنمان رسید

      در پناه حق
      🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۳
      خندانک __________ خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۸
      و دهانش که راز میخک است
      در دل دارچین
      و نژادش که به پیچک خوش پیچ و تابی می رسد در جزایر جنون!!
      او را خود التفاتی نبود
      که مانای شاعر را
      به زنار زلفش ترسا کند
      این ثنعان بی پیر دلم بود
      که راه رکم لبانش را
      از ایمان و ارتداد طی کرد
      (مهرداد مانا)

      درود بر شما جناب خوشرو و سپاس از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      اصغر ناظمی
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۱۰
      سلام
      دوست گرامی
      شعرت را دوست دارم خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۹
      این هم مزیدی دیگر است بر شیرینی های گاه و بیگاه روزگار که در این هوای سوگوار و دلگیر ، سخن دان و سخن شناسی چون شما به دیدن این کلمات آمده است خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۲
      ______________🌹
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۱
      تنها مردی بودم
      به ابعاد یک شعر
      که جهان را فراموش کردم
      تا نام زنی را به یاد آورم
      که از،سینه اش صمغ تردید می تراوید و
      چشمانش آبشهور اندوه بود
      (مهرداد مانا)

      درود و سپاس جناب ناظمی خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۹

      گلستان :

      یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده می سفتم و این بیت ها مناسب حال خود می گفتم :
      هر دم از عمر می رود نفسی
      چون نگه می کنم نمانده بسی
      ای که پنجاه رفت و در خوابی
      مگر این پنج روزه دریابی
      خجل آنکس که رفت و کار نساخت
      کوس رحلت زدند و بار نساخت
      خواب نوشین بامداد رحیل
      باز دارد پیاده را ز سبیل
      هر که آمد عمارتی نو ساخت
      رفت و منزل به دیگری پرداخت
      وان دگر پخت همچنین هوسی
      وین عمارت بسر نبرد کسی
      یار ناپایدار دوست مدار
      دوستی را نشاید این غدّار
      نیک و بد چون همی بباید مرد
      خنک آنکس که گوی نیکی برد
      برگ عیشی به گور خویش فرست
      کس نیارد ز پس تو پیش فرست
      عمر برفست و آفتاب تموز
      اندکی مانده خواجه غرّه هنوز
      ای تهی دست رفته در بازار
      ترسمت پر نیاوری دستار
      هر که مزروع خود بخورد به خوید
      وقت خرمنش خوشه باید چید

      بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم

      زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
      به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

      تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس برسم قدیم از در در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترده جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم رنجیده نگه کرد و گفت :

      کنونت که امکان گفتار هست
      بگو ای برادر به لطف و خوشی

      که فردا چو پیک اجل در رسید
      به حکم ضرورت زبان در کشی
      -------------- سعدی
      -------------- خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۱
      ممنونم از شما مسعودجان و دیباچه ی معروفی که خواندنش همواره لذت بخش و روح فزاست
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۸
      حس می کنم تا پیچکی به دیوار و
      خسی به خیزابه باشد
      من هم همه ی این شعرها را به دامنش بدهکارم
      که بوی وانیل می دهد و به صدایش
      که لهجه ی جویباران را می ماند
      می گویم: گوش بده به اخبار
      دیروز تصویر ماه را در برکه ای دور دزدیده اند
      می گوید:تو گوش کن
      آیا غمگین بمانم یا امشب برایم شعری میسرایی؟؟
      (مهرداد مانا)

      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۵۷
      سلام ودرودی مجدد
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۲
      سلام از بنده ست خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۱
      می بوسمش و آهسته می گویم:
      بیا به سروقت سنگ و گیاه برویم.
      می گوید: شعرت را ادامه بده آقا
      می گویم: باقی آن در نگاه توست خانم که خلاصه ی خوبی هاست...
      (مهرداد مانا)

      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۱
      با هزاران درود
      اولا زیباست و ثانیا مبارک صاحبش باشد تولدشان را نیز شاد باش میگویم
      وبر این باورم که در شعر مانا چماقها نیز لطافت ساقه های گل را دارند
      با آرزوی بهترینها برای شما و مبار ک باد مجدد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۴
      سلام و عرض ادب
      شما به بنده و خانمم و تمام کلمات مان لطف دارید . تاج تعریفتان را با افتخار بر سر میگذاریم خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۴
      شمع ستاره را فوت کن
      کیک کهکشان را قاچ
      و آن دم که چراغ خورشید را دقیقه ای خاموش می کنم
      برای خودت که سیب سرخ شاخه ی این شعری
      آرزویی کن!!
      خانمم
      تو فانوس نیمسوز اتاق فکر منی:
      تولدت مبارک
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب استاد اخباری عزیز و گرانقدر
      سپاس و مقدمتان گلباران خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۴
      سلام و درود فراوان مانای بزرگوار
      عاشقانه تر از همیشه سرودید و البته عجیب نیست
      آرزوی بهترین ها را برای شما و خانواده تان دارم
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۵
      البته عجیب آن است که حتا آنها که خود با کلمات جادو می کنند باز بر سرم منت می گذارند و بر سفره ی سرودم می نشینند خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۷
      من بی خبر نبودم
      پایان نمی دانم کدام شب بود
      که از درد پهلوی چپم به خود پیچیدم:
      زنی پا به شعر من گذاشت
      که نژادش به گیاهان گمنام گبی می رسید
      تا شعر مرا شیر بهای چشمانش کند
      (مهرداد مانا)

      درود و سپاس جناب عطاالهی خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۷
      _________________🌹
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۲
      سلام از ماست قربان خندانک
      پژمان بدری
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۰۳
      کیکارو خودت تنهایی زدی بر بدن؟؟
      کرانچیهارو چیکار کردی؟
      سلام
      این خجسته میلاد مبارک این کلمات باشد خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۳۰
      دیدن شما چه به صورت تصویر چه نگاتیو و چه نقاشی ، در هر صورت خجسته است . گلاله هم احتمالن دوشنبه به نت وصل شده و مطابق معمول به کامنتهای محب آمیز دوستان پاسخ دهد . منم عازم سیرجانم تا ببینم نت آن کارگاه چطور باشه
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۰
      تو که مرا به رایحه ی ریحانت رفو کردی
      لابد میدانی که من
      همین پیر خرفت خاموش خسته
      آیین صیادان را وارونه کردم
      آن ها خود خداوند آهوان رمیده اند
      و من آهویی خدای لاشیرک شعرهایم شده...
      (مهرداد مانا)

      درود و عرض ادب و ارادت جناب بدری عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۷
      سلام ودرود آقاپژمان __________🌹
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
      درود مجدد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳
      و درودهای بسیار خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۶
      _______________🌹
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۷
      خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۰۶
      تو که می روی
      سفرت در آسایش...
      از من هرگز نپرس ساعت و تقویم را
      من از فراموشی یک قبیله می آیم
      باور کن همیشه ی خدا
      اشکی برای خیس کردن داننت داشته ام
      و آهی برای سوختبار شبم!!
      تو که بروی
      حال من هم با حال برکه یکی خواهد شد...
      عکس ماه را به سینه می فشارم
      و ماهیان عاشق در بستر اشک من
      سرود زندگی می خوانند
      و این را هم بگویم:
      "عشق بیشه ای نیست که بیاسایی،
      تیشه ایست که بر فرق شاعران و زنان فرو می آید
      (مهرداد مانا)
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۶
      سلام برمانا شاعر هزاره ها خندانک
      پیام را الان دیدم .... و من می دانم که همسایه ی
      مهربانی هستی و آفتاب 💛
      که ازمن بهتر میدانی آمده ایم
      ایمان را مهررا محبت را
      تقسیم کنیم و غنی برویم ...
      بمان وچون همیشه بتاب

      همگی دو ستت داریم 🙏
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۲۹
      شاعران از آن روی که وارثان شبند
      و زنان ازین حیث که آبروی زمین ند خندانک
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۷
      مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت
      خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت
      پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
      که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
      سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
      که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت
      تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
      صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
      و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
      برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
      من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
      من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
      زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
      نیاید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت

      تفال زدم به لسان الغیب
      کوی دوست جلوه گاه دیده ی شما هست
      که مهر با نگاهتان آشناست
      🌹🍃🌹🍃🌹🍃
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۱
      من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی حاصل
      سپاس منیژه جانانم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۳۰
      سلام و تشکر
      راستش حال ما از فال گذشته است خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۵
      جان دلم
      این جان نحیف
      اندوهبار هزار خار جفاست....

      ...
      چقد حسشو دوس داشتم مانای جان...برادر مهربانم و شاعر و پدر شعرها...
      تو شاعری و خدای قلم و گلاله الهه ی نوشته هایت..
      هزار جام بلورین و آویز الماس به پای تک تک این واژه ها نمیرسد که جلادهنده ی دل گلی چون گلاله ست...
      زادروزت مبارک بانوی واژه ها و دست مریزاد خدای این واژه ها...
      عشقتان مانا و حستان ناب...لبخند هم چاشنی لحظه هایتان باد خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۰
      سلام سارای جانم
      و کدام جام بلورین و آویز الماس می تواند در برابر درخشش قلب پاکت خودنمایی کند؟؟
      مانا باید بر خود ببالد برای داشتن خواهر حواهری چون سارایش خندانک
      و البته من هم به هردوی شما بر خود می بالم خندانک

      سپاس عزیزِ نازنینم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۳۱
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۳۲
      سلام بر مهربان ترین خواهر دنیا
      خوش آمدی عزیزم و با خودت رایحه ی مهر آوردی
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      حدود ۱ ماه پیش
      فدای جفتتون بشم بانو جان.. خوشحالم براتون خندانک
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      حدود ۱ ماه پیش
      ممنونم داداشی،
      مرسی که هستی
      و مرسی که اینقد زیبا و شیرین مینویسی، دمت گرم
      سارا پیروتی (رها)
      سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
      لذت بردم و تو دلم قربون صدقه ت رفتم مانا
      چقد معلومه با تمام دلت و البته شرمگین از این همه فرسخ راه و دوری نوشتیش...
      دلت شاد و قلمت استوار...
      و شعرهات وارثان و شاهدان تمام این عشقت باد... خندانک خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۱
      خواهر که نیست جواهره خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      حدود ۱ ماه پیش
      مثل اسمت گلی خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0