سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 4 تير 1400
    16 ذو القعدة 1442
      Friday 25 Jun 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        جمعه ۴ تير

        برای تحلیل

        شعری از

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        از دفتر به کدامین دیار خاطره امشب سفر کنم؟ نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۵۴ شماره ثبت ۹۸۸۹۷
          بازدید : ۶۲۸   |    نظرات : ۵۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهرداد عزیزیان بی تخلص
        آخرین اشعار ناب مهرداد عزیزیان بی تخلص

        با تو شروع میکنم این راه را
        قبله   نما  عاشقِ  گمراه    را
         
        این تک بیت را در صفحه وزین شعر ناب قرار میدهم جهت نقد و بررسی اعضای محترم .از آنجا که بنده اطلاعات چندانی در مورد عروض ندارم و جهت روشن شدن نقطه ی اختلاف نظری که با یکی از دوستان بر سر این بیت و کلمه ی خاص( شروع) هست بر آن شدم تا موضوع را با اساتید اهل فن به اشتراک بگذارم.۱. استنباط ما بر این است که وزن شعر ( مفتعلن مفتعلن فاعلن ) باشد و از آنجا که شروع شامل شُ(هجای کوتاه) + روع(هجای کشیده) است و در این مقطع بنده به عنوان شاعر مجاز به استفاده از هجای بلند میباشم نه هجای کشیده، ۴حالت اتفاق می افتد
        ۱ خواننده باید بخواند با تو شرو میکنم این راه را
        ۲. بنده به جای شروع از کلمه ای دیگر استفاده کنم مثلا از سفر،گذر و .... که وزن برازندگیش حفظ شود که البته کلمه ای جز شروع باب میل بنده نیست
        ۳. استفاده از هجای کشیده در این نقطه ی خاص مورد بحث جزو اختیارات شاعری محسوب میشود و ایرادی ندارد
        ۴.استفاده از هجای کشیده در این نقطه مجاز نیست و اختیارات شاعری هم اجازه ی چنین تغییری را نمیدهد و شاعر حتما باید کلمه ی مورد نظر را عوض کند
         سپاسگزار اساتید گرامی خواهم بود اگر در این مورد بنده را از اطلاعات خود بی نصیب نگذارند🌺
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        احمدی زاده(ملحق)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بزرگوار همت زیبای شما ستودنی ست دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سلام بر استاد گرامی.از لطف و محبت شما سپاسگزارم🌺🙏
        ارسال پاسخ
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک سلام حضرت دوست خندانک
        گزینه ی اوّل قطعا اشتباه است و حذف حرف 《ع》 از کلمه ی 《شروع》 جایز نیست و اگر اصراری بر وجود کلمه ی 《شروع》 در مصرع نخست است باید کلمه ی 《این》 را حذف کنید تا بشود:
        با تو شروع میکنم راه را
        که اینگونه تقطیع می شود:
        با/ تُ/شُ/رو/ع/ می/کُ/نم/ راه/ را
        بر وزن:
        مُفتَعِلُن/ مَفاعِلُن/ فاعِلُن
        که در رکن دوّم با اختیارِ قلب مفتعلن تبدیل به مفاعلن شده است. خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک موفّق باشید خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاس استاد حاج محمدی بزرگوار🙏🙏
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مطالبی که بیان فرمودید بسیار کار گشا بود🌺🌺🌺
        ارسال پاسخ
        بابک فغفوری (پور)
        بابک فغفوری (پور)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        من یه مطلبی خدمت دوستان میخواستم بگم البته نه به عنوان منتقد . بلکه بعنوان یک خواننده ی اشعار
        فکر میکنم این ترازو که بدست گرفتیم و در حال وزن کشی ارکان هستیم ما را از شعر نوشتن انداخته و به سمت دست نوشته های منظوم برده ( بدون تعارف بگویم ۹۰٪ از اشعاری که با اسم غزل و قصیده و چهارپاره و ... روانه ی سایت میشوند ، حتا دلنوشته هم نیستند بلکه دست نوشته های منظومند
        چون دل نوشته بر دل مینشینند . ولی اینها نه
        آورده اند که بهلول به زاهدی گفت چون به نمازی همه فکرت چیست ؟ گفت : بیم آن دارم که در ادای جملات و تلفظ صحیح کلمات و ترتیب رکعات به خطا بروم . گفت پس کی نماز میخوانی ؟؟؟
        شعر وقتی لطیف باشد حتا با چند خروج از وزن هم قابل اغماض است . وگرنه همنام عزیز شما " این " را هم از مصرعت بردار اگر لطف و حسنی در کارت نباشد نهایتش متنی منظوم خواهید گفت .
        از آنجا که فضاهای اینچنینی برای داوری و درک احساس مخاطب مناسب نیستتد بهترین روش آنست که ببینی آیا اگر مدتی نباشید ، کسانی هستند که دلتنگ قلمتان باشند یا خیر ؟؟
        کسی صرفا برای شنیدن شعر به شما مراجعه میکند یا خیر ؟؟ مثلا بنده در مجلسی هر روز یک شعر میخوانم ( حالا مجازی یا حضوری ) آیا اگر مدتی بخواهم بروم پی کارم ، آن مجلس پی مرا خواهند گرفت و اظهار دلتنگی خواهند کرد یا نه ؟؟ آیا دوستانمان از شعرهای ما برای تابلونویسی و پیامک و .. استفاده خواهند کرد؟؟ آیا وقتی جایی میرویم به ضرب خواهش و تمنا ما را مجاب به شعرخوانی میکنند ؟؟ آیا شعر ما اشک آنها را جاری خواهد کرد ؟؟ و احساس آنها را برخواهد انگیخت ؟؟

        البته این بحث و گلایه ای کلی بود . وگرنه منظورم شاعر نازنین این صفحه نیست .. ما کوچیک همه ایم خندانک
        حمید غرب
        حمید غرب
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        حدود ۱ ماه پیش
        خوب اومدی رفیق خندانک خندانک
        من هم چند بار خواستم همین هارو بنویسم اما...
        دوستت دارم
        و غل... میکنی بری خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        تشکر از جناب مانا بابت حضور در بحث🙏
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        در حقیقت نظر بنده هم مشابه مطلبیست که شما فرمودید.بنده هم معتقدم آیا این شعر یا هر شعری یا به قول شما دلنوشته یا دستنوشته ای که خلق میشود و به گوش مخاطبش میرسد،شنونده را مجاب میکند که از کلمه زیبا برای توصیفش استفاده کند یا براحتی از کنار آن عبور میکند یا بد تر از آن با خاطری آزرده از کنار آن عبور میکند،ولی تفاوت میان کسیکه در ژانر کلاسیک قلم میزند با عزیزانی که در سایر ژانرها میسرایند این است که در ژانر کهن یا کلاسیک حضور قواعد و اصول و مقررات بیشتری را شاهد هستیم و کسیکه ادعای کهن سرایی دارد باید از این قواعد و اصول تا حد امکان آگاهی داشته باشد و مرز عبور از آنها را بداند،به همین دلیل است که گاها سوالاتی این چنین ذهن بنده را به خود مشغول میکند و گمان میکنم صفحه شعر ناب بستر مناسبی جهت مطرح کردن آنها باشد
        ارسال پاسخ
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک دوست عزیز و ارجمند جناب مانای عزیز
        علم منطق قواعد درست اندیشیدن است . این قواعد مسبوق بر اندیشه نیست بلکه اندیشه مسبوق بر آن است . اندیشه ی درست خواه ناخواه منطبق بر قواعد علم منطق است . و هیچ عاقلی بخاطر قواعد منطق دست از اندیشیدن بر نمی دارد. هر کس که اندیشه ی درستی دارد و درست می اندیشد چه قواعد علم منطق را بداند و چه نداند اندیشه اش منطقی است . علم عروض و قافیه هم قواعد درست شعر سنتی سرودن است و قواعد علم عروض و قافیه مسبوق بر سرودن نیست بلکه سرودن مسبوق بر آن است و هیچ شاعری بخاطر عروض و قافیه دست از سرودن بر نمی دارد. شعر سنتی درست خواه ناخواه منطبق بر قواعد عروض و قافیه است چه شاعر قواعد علم را عروض و قافیه را بداند و چه نداند. خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        میدونم جناب و منظورم اینه که خیلی از دوستان به جای سرودن شعر در کار ساختن نظم هستند و شعر نمیگویند .. ذهن شاعر به وزن عادت خواهد کرد و بهترین راه رسیدن به آن بسیار خواندن است . اینقدر باید شعر خواند تا وقتی ملکه ذهن شود .
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        درود بر شاعر گرامي بابت راه اندازي اين مبحث خندانک
        و همچنين ماناي مانا
        حرف دلمان را زدي به به خيلي هم خوب
        عده اي خطكش رياضي وزن را برداشته و ادبيات هند و عراق عرب را بيگانه نميدانند
        ولي مثلا در مقابل ادبيات فرانسه جبهه ميگيرند
        در صورتي كه مرزهاي ادبيات باز است و رفت و آمد ها اشكالي ندارد، پس چه بهتر كه رو به جلو باشيم.
        چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد، ساختار زبان شعر روز تغيير كرده، و متن هاي قافيه دار واقعا شعر نيست، زبان فارسي به صورت عادي خود اهنگ دارد اما اصرار بر آميختنش با متون عربي عجيب است.
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        درود بر شما بابت حضور در بحث.به گمان و استنباط بنده،در تمام اظهار نظر ها قسمتی از حقیقت نهفته است و احتمالا قسمتی از سلیقه یا پایبندی به قانونی که شاعر به آن اعتقاد دارد یا حتی اینگونه بگویم قانونی که وجود دارد و شاعر تصمیم میگیرد به آن پایبند بماند یا نماند.بنده فقط از جانب خودم اظهار نظر میکنم،چون من خودم را کلاسیک سُرا میدانم و به این ژانر علاقه بیشتری دارم تمام سعیم را میکنم که به قواعد آن وفادار بمانم،ولی گاها ساعت ۴ صبح است ومن در تنها ماشین خیابان از هر ۴ طرف ولی پشت چراغ قرمز هستم.حالا این تصمیم بنده است که با اطمینان از این مورد که از چراغ قرمز رد شدن من آسیبی به کسی نمیزند از قانون چراغ قرمز تخطی کنم و از چراغ رد شوم یا نه ،تحت هر شرایطی به قانون پایبند بمانم.بحث در عین سادگی بسیار پیچیده است و ظاهرا یک جواب هم ندارد🌺🌺
        بابک فغفوری (پور)
        بابک فغفوری (پور)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        درود جناب عزیزیان گرامی
        وقتی ذهن عادت به وزن کند خود به خود سراغ کلمات موزون می رود.مثلاً من سراغ شروع نمی‌رم و اینگونه می‌گم(نام تو زیبنده‌ی این راه من/قبله نمای دل گمراه من)
        یا به این صورت: نام تو زیبنده‌ی این راه شد/ قبله‌نمای دل گمراه شد
        به نظرم شروع باید بره بیرون تا موزون بشه و نیز در مصراع دوم در ترکیب (عاشق گمراه )اصلاً گمراه صفت خوبی برای عاشق نیست.کسی که عاشق واقعی باشه گمراه نیست
        و در جواب دوست عزیز مانا که وزن را مانع شعر گفتن می دانند؛ عرض می‌کنم ؛ وزن محدودیت است و مولوی هم از محدودیت نالیده است« مفتعلن مفتعلن کشت مرا»
        اما با همین وزن بارها رقصیده است. باید بگویم وزن است که کلمات را به رقص در می آورد و بلبلان ناله سرمی‌دهند و خوانندگان ترانه سر می دهند و واعظان نوحه خوانی می کنند.وقتی نوحه ‌خ وان یک حرف کم و بیش کند نوحه‌خوانی و سینه زنی مختل می‌شود راستی چرا با شعر سپید نوحه خوانی نمی کنند و با آن نمی رقصند ؟پس ابتدای شاعری این است که موزون بگوید زیرا وزن پله‌ی اول شاعری است و هنر شاعران در این است که بتوانند هجا ها را در مقابل هم بیاورند و این به آسانی نیست و اگر شاعری حتی یک هجا از وزن را درست به کار نبرد عروضیان به او خرده می‌گیرند.در تعریف شعر گفته‌اند : شعر کلامی‌است موزون و مقفی و مخیل که احساسات را بر انگیزد. ملاحظه می‌کنید که اولین قدم در این تعریف موزون بودن است. باید عرض کنم موزون سرایی هم کار هر کسی نیست و کلام موزون هم تاثیر خودش را دارد شما به این کلام موزون دقت کنید
        آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
        بی‌وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
        آیا این بیت شهریار غیر از وزن چیز دیگر دارد به راستی چرا اینقدر در اذهان رخنه می‌کند حالا همین بیت را از موزونیت بیندازید آیا این تاثیر گذاری را دارد؟ مسلماً نه‌.
        اما یک راه‌ دیگر وجود دارد تا کلاسیک نگوید و سپید سرایی کند هرچند شاملو که خود مبدع شعر منثور است، به نوعی وزن معتقد بوده و شعر بی‌وزن را شعر نمی داند شعرهایی که به نام سپید امروزه عرضه می شود باید موسیقی شعر را جایگزین کند که نمی‌کنند و گاهی چند شاعر دور هم جمع می‌شوند و به هم نان قرض می‌دهند و برای هم گل و بلبل می فرستند تا دلخوش باشند .کسی مانعشان نمی‌شود و باید گفت :«هر چه می خواهد دل تنگت بگوی.»

        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        عرض ادب خدمت استاد بزرگوار.بابت مطالبی که ارائه فرمودید سپاسگزارم که قطعا مفید و کارگشا بود🌺🌺
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام‌جناب حکیم
        من کی گفتم وزن نباید باشه ؟؟ ظاهرا در بیان عرایضم مشکلی داشتم و خوب منظورم را نرساندم . میگم بسیاری از دوستان فقط به وزن توجه میکنند و اصلا حواسشان به شعر نیست و آنچه میسرایند متن منظوم است در واقع ..
        اما شعر سپید برای رقص نیست . برای دکلمه است و البته اگر سپید واقعی باشد باید وزن درونی یا دستکم وزن معنایی را داشته باشد که قبلا به آن اشاره شد . وگرنه قرض دادن نان همیشه بوده و هست و کاری به سپید یا کلاسیک نداره . اون بالا اشاره کردم که چون بسیاری از دوستان ممکنست نظرات واقعی شان را بر زبان نیاورند ، بهتر است برای اینکه بفهمیم چقدر مقبولیم به نشانه های مقبولیت توجه کنیم
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام این را از نوشته شما کپی کردم.
        «این ترازو که بدست گرفتیم و در حال وزن کشی ارکان هستیم ما را از شعر نوشتن انداخته و به سمت دست نوشته های منظوم برده ( بدون تعارف بگویم ۹۰٪ از اشعاری که با اسم غزل و قصیده و چهارپاره و ... روانه ی سایت میشوند ،حتا دلنوشته هم نیستند»
        باید بگویم از صد هزار بیت شاهنامه چند بیت شعر است و اگر آنها جدا کنیم چند تای دیگر می ماند؟ ولی پس از هزار سال هنوز طرفداران زیاد دارد وکتابهای دیگر هم...
        نمیشه ما شعر کلاسیک بگوییم و بگوییم اشکالی نداره اگر وزن خراب باشه
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        جناب حکیم عزیز واقعیت نیز همانست و شاهنامه شعریتش پایین است . و بیان منظوم حماسی ست ولی بسیاری از شعرای اینجا قصد غزل دارند ، و غزل یا مثنوی عاشقانه نمیتواند و نباید صرفا منظوم باشد . اما متاسفانه اکثرا فقط وزن دارند
        بابک فغفوری (پور)
        بابک فغفوری (پور)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        استاد حکیم مدتهاست به نقد دلنوشته های من نمیپردازید .
        مشتاق انتقادات سازنده شما هستم خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        يکشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۶:۰۴
        با سلام بیت زیبایی ست
        حرف (این) اضافه است اگر حذف شود آهنگ روان و وزن با مصراع بعدی هماهنگ
        باتو شروع میکنم راه را
        قبله نما، عاشقِ گمراه را
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاس جناب قنبرپور🌺
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        يکشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۰۵
        درود جناب عزیزیان بزرگوار

        همانگونه که فرمودید اگر فرض بر نگاهداشت مضمون مورد نظر شاعر باشد گزینه 1 کاملا جایز است و فقط نوعی کاستی ادبی از باب کلامی به گویش عامیانه تداعی میکند
        ولی بیشتر از همه برایم جالب است که گذاردن واژه های دیگر از جمله " سفر " و یا " گذر " دقیقا به همان مفهوم شروع برسد، چه اینکه سفر و گذر هر دو حالتی پویا را تصویر میکند حال آنکه شروع آغازی برای حرکت را نمایان میکند و انتخاب هر کدام به نوع نگاه سراینده ارتباط پیدا میکند.

        ممنون از انتخاب موضوع قابل تامل
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاس حمید خان دوست بزرگوارم🌺
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        يکشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۰۰
        درود برشما جتاب عزیزیان گرامی🌹
        به نظر بنده هم گزینه ی ۱ میتواند جایز باشد.
        باهمان وزن مورد نظر شما ، من این بیت رو اینطوری هم دوست داشتم:
        -uu -/ -uu -/ -u-
        باتوشروع کرده ام این راه را
        قبله شدی عاشق گمراه را

        زنده باشید .
        🌹🙏🌹🙏🌹☘🙏🌹
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاس سرکار خانم فرشید پور گرامی🌺
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما ادیب بزرگوار خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم سرکار خانم عباسی🌺🌺
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم جناب شهنی گرامی🌺🌺
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام درود
        با تو شروع میکنم این راه را
        قبله نما شو ، من گمراه را
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب رضوی گرامی🌺🌺
        ارسال پاسخ
        سیده نسترن طالب زاده
        حدود ۱ ماه پیش
        درودتان شاعر ارجمند
        بسیار زیبا میسرایید ..
        بحث عروضست ، شاید بیش نیاز به نگاشت تخصصی ادیبان ارجمند و بعد شاعران کلاسیک سرا دارد ..
        باری در ادامه ی مباحثات گرامیان باید عرض کنم ، سبک عراقی چه سبکیست!؟ ، باید توجه کنیم حضرت حافظ ،یکی از نمایندگان سترگ سبک عراقیست ..
        من متاسفم ،عمیقا متاسفم که ادیبان ملل دیگر ،مانند روسیه ، اوزان عروضی و ادبیات غنی کلاسیک ما را الگوی سرایش قرار میدهند و ازان بهره ها میبرند ..
        مولانای ما مرزهای جهانی اندیشه و زبان را در مینوردد و حافظ شناسی در کرسی های ارزنده ی دانشگاههای اروپای غربی تدریس میشود ، باری جوانان شاعر ما ، رویکردی ستیزه جویانه با مقوله ی پیشرو بروز میدهند ..
        از مستولی شدن اعراب بر کشور ایران قرنها میگذرد، اینکه این اختلاط زبانی چقدر بوده است و به چه صورت است و باید باشد ، سخنی نیست که درین مجال بگنجد ..اما اگر بخواهیم به همان نسبت فرهنگ و ادبیات فرانسه را بر کرسی زبان باستانی مقدسمان ،-پارسی- ، بنشانیم ،دیگر مجالی برای توفیق فرزاندمان به پارسی سخن گفتن نخواهیم داشت ..
        چه بسا اشعار سپیدی که ، بسیار بی محتوا، عاری از اندیشه و بی احساس سروده میشود ..
        با مهر
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سلامي سبز به دوستان، نظري در بالا خواندم كه واقعا از آن دست حرفهاي شعاري بود كه از كله ي آدم دود بلند ميشود😉🤦‍♂️
        تو را بخدا بياييم كمي صادقانه و بدور از شعار حرف بزنبم!
        نميشود از آيفون ١٠ استفاده كنيم
        ادكلن ليدي ميليون بزنيم ( فرانسه در صنعت ادكلن نمونه است)
        سالي به ١٢ماه در تورهاي اروپايي بدنبال حراج و اف باشيم
        مدام ٢٤ساعته چكوروا و كارادايي تماشا كنيم
        محتويات وعده هاي غذايي را در فضاي مجازي به اشتراك بزنيم،
        آنوقت بياييم و دم بزنيم ادبيات فرانسه يا كلا دنياي غرب سم مهلك است، گناهه كبيره است
        واااي اهالي شعر پارس كجاييد بياييد به داد آيندگان برسيم، اجنبي پرستان آمدند تا زبان فارسي و سبكهاي كهنه ي مارا به يغما ببرند، (اين جنس سخنان تفرقه آميزترين حرفهاي تاريخ بوده و هست) اينها حرفهاييست كه هيچ كنش و سرانجامي ندارد، بهتره با خودمان كمي صادق باشيم. شما ميدانيد من هم ميدانم كه مبحثي هست بنلم وطنيزه، هيچ عيبي ندارد مثلا موج نو را از فرانسه گرفته و آن را با زبان و فرهنگ خودمان
        پيوند بزنيم، ميگوييد واويلا نسلهاي آينده فارسي حرف زدن را از ياد ميبرند؟
        خير اينطور نخواهد شد (مگر ما فارسي حرف زدن يادمان رفت)
        ما با اين زبان به دنيا آمده و با اين زبان هم خواهيم مرد.
        اگر ادبيات فرانسه يا هر كشور غربي ديگري عيب است، پس چطور ادبيات عرب بد نيست، بد،بد است ديگر.( در اقتصاد چقدر با اين حرفهاي شعارگونه سرمان كلاه رفته خدا داند) از چين و روسيه واردات داريم، آنوقت غرب را حرام اعلام ميكنيم.
        گفتند حافظ و سعدي و مولانا و در كل ادبيات پارس در كشورهاي اروپايي تدريس ميشود، بله موافقم درست است هرچند چند ساليست كه خيلي كم شده به ندرت( گرچه ما كه در چند كشور اروپايي بوديم به گونه اي ديگر ديديم، بيشتر براي اينكه مقابل انديشه هاي ما تا دندان مسلط شوند و رقابت داشته باشند اينكار را ميكنند، ولي آره منكر نميشوم علاقمندان زيادي هم دارد كه بماند)
        خوب اما كو كجاست دنبه اش؟ادبيات پارس كجاي فرهنگشان مورد استفاده قرار گرفته؟!
        والا بلا هنوز در كلاسهاي تئاتر ما شكسپير و هملت برايمان تدريس ميشود، و صفر تا صد
        از دل هنر و ادبيات فرانسه، روسيه و انگلستان، بيرون مي آيد، بنده از نزديك لمس كردم.
        اتفاقا اين ما هستيم كه هم تدريس ميكنيم و هم استفاده، در غرب فقط تدريس ميشود.
        من قصدم حمايت هنر و ادبيات كشورهاي ديگر اصلااااا نيست اصلا، من فقط واقع بين هستم و كنشمند، بجاي اين شعارهاي نخ نما سعي ميكنم عمل كنم، و جبهه گيري بيهوده را نميفهمم،ما سينما و تياتر و خوراكهاي روحي رواني مان را مديون آن فرهنگها هستيم،
        ادبيات هم تافته اي جدا بافته نيست.
        جالبه اتفاقا دوستان نزديكم مدل حرف زدن و حتي عقايد بنده را ميدانند
        بدون شعار و صادقانه عرض كنم از خودروي ملي، لوازم ملي، استفاده ميكنم و با خانواده ام به فارسي ترين شكل ممكن صحبت ميكنم.
        اما در محافل ادبي و سايتها شعار بيهوده نميدهم، زيرا براي عقايد و سليقه هاي مختلف احترام قائلم و هميشه با رعايت ادب همه جوانب را رعايت كردم و تا جايي كه در توانم باشد از شعارهاي تاريخي دوري ميكنم و هميشه حرف حق را زده و ميزنم و مقابل مدرنيته پيشرفت و تبادل فرهنگها گارد بسته نميگيرم و هرجا احساس كنم پاي شعار وسط است
        با كمال احترام نظر واقعي ام را گفته و ميگويم.
        اتفاقا در زندگي شخصي ام براي سرزمينم دلسوزترينم دو نمونه اش را عرض كردم.
        پس اين قصه سر دراز دارد... و اين بحث براي اينجا نيست، ريشه در تاريخ ما دارد.
        تقصير بنده و شما نيست، وقتي رييس جمهور كليد دارمان براي افتتاح پروژه اي
        هنگام بريدن روبان ميگويد: انا بركة الله در صورتي كه خدا بركت بدهد، به نام خدا، الهي به اميد تو و... هزاران نمونه ديگر هست، آنوقت نميتوان توقعي بهتر از اين داشت.
        ولي كافيست در جايي مثلا تلويزيون يك نفر بگويد مرسي، اوكي يا هرچي...
        همه زبان گاز گرفته و به او هشدار ميدهند كه فارسي را پاس بدار.
        به قل يكي از دوستان قرن هاست كه با زبان تلفيقي فارسي عربي تكلم ميكنيم كسي اينها را نميبيند بنا به دلايلي البته!!! اما چسبيديم به ٤تا كلمه غربي و به عنوان مثال جنبش موج نو كه از ادبيات فرانسه آمده را تاب نمياوريم. بايد خوشحال باشيم و ممنونِ كساني كه با آنان رقابت ميكند و با زبان خودشان سفير ادبيات سرزمينش است، كاري كه انها هم ميكنند تا با زبان خودمان از در دوستي داخل شوند. حالا اگر دلمان براي آيندگان ميسوزد، هيچ جاي نگراني نيست، مگر ما با زبان تلفيقي به دنيا نيامده و از دنيا نرفته ايم؟!!! چند صباحي هم فرزندمان راه پدران و مادرانشان را پيش بگيرند، تلفيقي مثلا فينگيليش حرف بزنند،
        جاي دوري نميرود باور كنيد. ( هرچند سر سوزني شك ندارم فرزندانمان، اين جهان سازانِ فردا، پرچم ايران و ايراني را بالا برده و سرانجام فرهنگ ادبيات پارس را خيليييي بهتر از من و ما به دنيا نشان ميدهند و حفظ نگه داري ميكنند.) پاينده باشيد و سبز، زنده باد سرزمين پارس.
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        منظور از (با زبان خودشان) با آنها رقابت كنيم
        تكنيك و سبكشان بود، همانطور كه مثلا در صنعت دفاعي و پهباد مهندسي معكوس كرده و به آن ميباليم كه ساخت داخل است، همانطور هم سپيدهاي موج نو و حجم و...را هم با ايرانيزه كردن و آميختنش با زبان فارسي اين راه را براي ابراز وجود نه تنها مثل گذشته در كشورهاي دور و اطراف يا كشورهايي كه زور رقابت با ادبيات جهاني را ندارند، بلكه در مقابل كشورهاي صاحب سبك در ادبيات هم سپيد سرايان موج نو خواهند شناساند.
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        درود بر شما سرکار خانم طالب زاده🌺 از این که در بحث شرکت نمودید سپاسگزارم.آنچه مسلم است هر کس در جبهه خود چه سپید نویس باشد چه کهن سرا اگر با وسواس خاص هنرمندیش اثری خلق کند در نهایت به اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم کمک کرده است و امیدوارم که اختلاف نظرها باعث ایجاد تنش در محیط های هنری نشود
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        درود بر شما جناب علامیان.بحث اختلاط زبانی ما با اعراب ،ترک زبانان و هندی ها بحث بسیار پیچیده ایست.اینکه گاها اهالی ادب و هنر از ورود زبان فرانسه یا انگلیسی گله میکنند شاید یکی از دلایلش این باشد که به اندازه عربی ،ترکی و هندی سابقه نداشته و پدیده ی جدیدتریست🌺
        محمد قنبرپور(مازیار)
        حدود ۱ ماه پیش
        این همه بحث بخاطر یه حرف (این) بوده؟ خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خدا لعنتت کنه این جان!!!! خندانک خندانک خندانک
        میترا طباطبایی نیا
        حدود ۱ ماه پیش
        با درود خدمت جناب عزیزیان گرامی و اساتید محترم 🙏🌹

        بنا بر اوزان و قواعد وزنی شعری حرف ع اگر بعد از یک صامت قرار بگیرید حذف میشود در این مثال حرف ع بعد از مصوت بلند او قرار گرفته پس نمی‌تواند حذف شود

        اما لازم به ذکر است در تدریس قدیم و دوران دبستان و کلاس اول ما برای تلفظ حرف ع با در آوردن صدایی از ته گلو حرف ع را تلفظ و به ما معرفی می‌کردند اما در تدریس نظام جدید و فعلی به کودکان کلاس اول این دوره این گونه آموزش داده می‌شود که حرف ع یک نشانه صد در صد صامت و بی صداست که از خود هیچ گونه صدا و تلفظی ندارد و با قرار گرفتن شش مصوت کوتاه و بلند ، قبل و بعد از آن حرف ع عینا صدای آن مصوت را میگیرد برای مثال ، در کلمه ی عَلی حرف ع دقیقا صدای مصوت أ را میدهد و در کلمه ی عالی عینا صدای مصوت آ را میدهد
        هر چند که بنده در امر صاحب نظر نیستم اما بنا بر این تغییر در آموزش نشانه ع در زبان فارسی که درست تر به نظر می آید تصور میکنم بهتر است این تغییر در تقطیع اشعار هم لحاظ شود و بنا بر این آموزش جدید در کلمه ی شروع نیز حرف ع در واقع صدای همان مصوت او را به گوش میرساند پس شاید بتوان آن را نادیده گرفت

        با سپاس فراوان از شما ،🙏🌹
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما خانم طباطبائی نیای گرامی

        درود بر شما
        فرض کنید شاعری این بیت را بسراید:
        بر سر گرفته کاجی اگر تاج از آب ها
        از ما گرفته اند بسی باج عذاب ها
        بدیهی است که مصرع دوم را بخاطر این که لغزش وزنی نداشته باشد باید اینگونه بخوانیم:
        از ما گرفته اند بسی باجَذاب ها= باجَزاب ها= باجَضاب ها=باجَظاب ها.
        حالا چون در آموزش برای کودکان ابتدایی معلمین و متون درسی فرقی در تلفظ《 ذ 》و 《ز》و《 ظ》 و 《ض》 نمی گذارند این کار جایز است ؟ کدام عقل سلیمی حکم به جواز چنین کاری می دهد .؟؟؟؟؟؟ این هم شد استدلال ؟
        کدام عقل سلیمی تجویز می کنید که [ فروع] را [ فرو] و 《 هلوع》 را 《هلو》 و (( منوع)) را (( مَنُو= من او)) و 《رکوع》 را 《رکو= رُک او》 و (( طلوع )) را (( طلُو = تُل او)) بخوانیم ؟ خندانک خندانک خندانک و آیا سعدی و حافظ و مولانا و رودکی و فردوسی و سنایی و ملک الشعرای بهار و پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد و نیما و شاملو و ..... چنین کاری کرده اند؟؟؟؟ خندانک
        ارسال پاسخ
        میترا طباطبایی نیا
        میترا طباطبایی نیا
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بزرگوار
        همان عقل سلیمی که تقطیع را بر اساس خوانش شعر بنا نهاده نه بر اساس املای آن
        مثال های شما همه در باب املای شعر هستند نه خوانش آن ...
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود مجدد خانم طباطبائی
        هیچ عقل سلیمی خوانش فروع و فرو و رکوع و رکو= رک او
        را یکسان نمی داند خندانک عقل سلیمی که تقطیع را بر اساس خوانش می داند اولین شرطش درست خواندن شعر است . و هیچ انسان عاقلی فروع را فرو و رکوع را رکو= رک او
        نمی خواند خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مطلب بسیار جالبی رو عنوان کردین سرکار خانم طباطبایی بزرگوار🌺
        این نکته که فرمودید بسیار جالب و حائز اهمیت است ،و اگر بنای آموزش بر این منوال قرار گرفته پس دور نیست که تغییرات جزیی در علم عروض هم اتفاق بیافتد
        سپاسگزارم از حضورتون🙏
        ارسال پاسخ
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        عزیز جانم جناب عزیزیان نخستین شرط تقطیع بر اساس خوانش این است که شعر درست خوانده شود و هیچ عاقل باسوادی فروع را فرو نمی خواند . بنای آموزش هم بر چنین امری قرار نگرفته است
        میترا طباطبایی نیا
        میترا طباطبایی نیا
        حدود ۱ ماه پیش
        درود خدمت جناب حاج محمدی گرانقدر 🙏🌹

        جناب حاج محمدی بزرگوار تحصیلات بنده آموزش ابتدایی است ، و به علاوه فرزندی دارم کلاس دوم دبستان در این دو سال و این ایام کرونایی آموزش فرزندان نیز به عهده ی مادران است و کمترین لطفش یادگیری شیوه های جدید آموزش است که بسیار تفاوت دارد با گذشته، چیزی که در مورد آموزش حرف ع عنوان کردم کاملا صحت دارد و نمیدانم شما بر چه اساسی با قاطعیت می‌فرمایید که آموزش تغییر نکرده و اینجا قاطعانه از سواد و عقل سخن به میان می آورید. آیا هر کس چیزی جدیدتر و متفاوت از آموزه های کهنه بیان کند بی سواد و بی عقل است ؟؟!!

        به علاوه همان دیروز هم در کامنتی که گذاشتم عرض کردم بنده در این امر صاحب نظر نیستم «شاید» بتوان چنین کاری کرد ، اما ادبیات پرخاشگرانه ی شما و توهین های شما هم زیبا نیست ..

        مگر تا همین دو دهه قبل به ما در مدرسه آموزش ندادند که املا و انشا یک همزه ی کوچک شش مانند کنارش دارد ؟! ولی الان خبری از آن نیست، راستی تکلیف این همزه در تقطیع در گذشته و زمان حال چیست؟!
        شما اگر اصرار دارید که نشانه ع یک عادی مانند نشانه ی، س و ق و ف است حرفی نیست ولی قطعا با اطلاعاتی که از شما میشود استنباط کرد به این امر واقف هستید که حرف ع در نهایت از قواعد همزه تبعیت میکند نه یک نشانه مثل س و م

        برای مثال اگر یک صامت قبل از حرف ع بیاید
        مثل در عالم
        ما در تقطیع آن را دَ را لم در نظر میگیریم

        و اما اگر همین «در» با ر صامت قبل از س بیاید، مثلا در ساحل
        ما آن را به صورت در سا حل ،در نظر میگیریم

        پس مشخص است که حرف ع در واقع همزه در نظر گرفته میشود.

        با تمام این توضیحات باز هم تاکید میکنم که نه تحصیلات و نه درجه ی معلومات بنده در حد نظر دادن در مورد تغییرات اساسی نه تنها در این زمینه بلکه در هیچ زمینه ی دیگری نیست ،
        فقط تفاوتی است و شاید ابهامی است که برای هر با سواد و بی سوادی ممکن است پیش بیاد و ربطی به عقل و شعور انسان ها ندارد ،

        امید است که بزرگان علم ادب ، در ادبیاتشان تجدید نظر کنند شاید فردایی زیباتر برای کشور و زبانمان رقم بخورد .

        با سپاس فراوان از شما 🌹🙏
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        درود بر جناب حاج محمدی عزیز.بنده متوجه فرمایشات شما هستم،ولی گذاره ای که سرکار خانم طباطبایی گرامی مطرح نمودند نیز این چراغ را در ذهن بنده روشن کرد که شاید در آینده تغییراتی هر چند جزئی در قوانین یا لااقل تبصره هایش بوجود بیاید.مثلا اگر نخواهیم تاکید زیادی بر روی عین کلمه شروع داشته باشیم به نظر بنده هم میشود تا حدودی آن را تلفظ کرد هم به گونه ای از آن عبور کرد که به وزن نیز خدشه ای وارد نشود.جسارتا محض مزاح عرض میکنم امیدوارم اساتید را مکدر نکند( مثل آن لطیفه ای که میگفت ربع دارید؟! و فروشنده گفت داریم ولی نه به این غلظت!) ما هم از کلمه شروع با غلظت کمتری عبور کنیم.البته این مسئله کتبی مطرح شدنش شاید مجاب کننده نباشد ولی امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسانم🌺
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        سرکار خانم طباطبائی نیای گرامی
        با عرض سلام مجدد.
        در باره ی حرف عین اگر چه در افواه فارسی زبانان تلفظ یکسانی با حرف همزه دارد لیکن اساتید فن عروض بر عدم جواز حذف آن{{ همچون همزه }} در ابتدای کلمات در اثر اتصال به کلمات ماقبل تصریح کرده اند . و دلیل آن هم واضح است . مطمئن باشید که شباهت تلفظ حرف عین و همزه منجر به حذف یکی از این دو حرف از الفبای زبان فارسی نخواهد گردید . و مطمئن باشید که حضرت حافظ و سعدی و مولانا و سنایی و رودکی و ......... توجه داشته اند که تلفظ این دو حرف در زبان فارسی یکسان است و در عین حال از حذف حرف عین بر خلاف حرف همزه به جد می پرهیزیده اند . حضرتعالی بخوبی متوجه هستید که حتی حذف حرف همزه نیز در همه جا و در همه ی کلمات روا نیست . وجود علیحده ی حرف عین در برابر همزه و حروف ظ و ض و ذ در برابر حرف ز در یک زبان در عین حالیکه تلفظ یکسانی دارند مقتضی است که تفاوتی میان آنها باشد و این تفاوت صرفا محدود به املای کلمات نیست و قواعد عروضی را نیز شامل می شود . عقل سلیم از این نظر بدین امر حکم می کند که باصطلاح عرب ها [[ خوف التباس]] پیش می آید . و نمونه ی این التباس را در [[ فروع]] و [[ فرو]] می بینید. تصریح به اینکه هیچ عقل سلیمی به چنین امری حکم نمی کند اهانتی نیست. همه ی اساتید فن عروض تصریح کرده اند که شرط نخستین تقطیع هر سروده ای خوانش صحیح آن است . از شما می پرسم کدام صاحب عقل سلیمی[[فروع ]] را{[ فرو ] می خواند. التباسِ {{ فروع}} و {{ فرو}} برای کدام عقل سلیم نیازمند استدلال و توضیح است ؟
        این التباس در همان مثالی که سرکار عالی زده اید نیز وجود دارد. دقت بفرمائید: 《در عالم》و 《در آلم》 باید با هم فرقی داشته باشند یا نه؟ کدام عقل سلیم است که بگوید اینچنین التباسی پیش نمی آید؟ و آیا امثال حافظ و مولانا و رودکی و سنایی و فردوسی و ....... عقلشان نمی رسیده است که مثلا در اشعارشان (( در عالم)) را به نحوی بکار ببرند که به ضرورت وزن حرف عین از آن مانند همزه در 《در آلم》 حذف شود ؟ یا عقلشان می رسیده و بخاطر اجتناب از التباس از این کار می پرهیزیده اند؟
        موفق باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        مولود سادات عمارتی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود
        باتوشروع میکنم این ره
        قبله نما عاشق گم ره
        مویدباشید
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم 🙏
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        به نظرم با هما ن صورت اولیه صحیح است و هیچ مشکلی ندارد
        لازم نیست حرف عین با تلفظ عربی از ته گلو خوانده شود
        بیت به فارسی خوانده میشود و خیلی هم روان و سلیس است و اصلا حرف عین محسوس نمیشود لزومی هم به خط کشی و ... ندارد

        با تو شروع میکنم این راه را
        قبله نما عاشقِ گمراه را

        ------------------------- خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        درود بر جناب مینا آباد گرامی🌺
        حقیقتا بنده هم مشکلی با "شروع" نداشتم تا اینکه یکی از دوستان آنقدر روی این کلمه تاکید کرد و عین را با نهایت کشش خواند و اصرار بر غلط بودنش داشت که بنده حریفش نشدم و قرار شد همین تک بیت را در صفحه بگذاریم و نظر دوستان را جویا شویم
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0