سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 خرداد 1400
  • انفجار در حرم حضرت امام رضا عليه السلام به دست ايادي آمريكا، 1373 هـ ش
11 ذو القعدة 1442
  • ولادت حضرت امام رضا عليه السلام، 148 هـ ق
Sunday 20 Jun 2021

    پر نشاط ترین اشعار

    کانال رسمی شعرناب

    بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

    يکشنبه ۳۰ خرداد

    دیوانه ای در من ...

    شعری از

    سلمان مولایی

    از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۲۰ شماره ثبت ۹۸۳۳۵
      بازدید : ۳۳۵۱   |    نظرات : ۲۴۷

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر سلمان مولایی

    می بارد امشب ابر دلتنگی 
    بر بندر آزاد غم های ام 
    بوی ضخیم و زُهم تنهایی 
    درجان من پیچیده دیگر بار 

    در خاک قلب ام شاعری مأیوس 
    شعری پر از اندوه می کارد 
    با واژه های تلخ و نا مأنوس
    سهم ردیف بیت ها ، دیوار 

    ماهیِّ پولک نقره ایِ من 
    من بی تو دریایی پر از خشم ام 
    توفان تن و دیوانه و نا امن 
    با ساحلی از بی کسی سرشار 

    بی ماهِ چشمان ات ، پلنگ من 
    از غار خود بیرون نمی آید 
    کز می کند در کنج تاریکی 
    مانند جغدی مانده در رگبار 

    من بی تو کوهستانی از دردم 
    با قله ای پر برف و بی خورشید 
    مانند فرهادم که بی شیرین 
    از خواب تلخ اش می شود بیدار 

    تا برنگردی هیچ لبخندی 
    از این حوالی رد نخواهد شد 
    برگرد و با لبخند سرخ ات باز 
    قفل سکوت از خنده ام بردار 

    بادی سبک سر پرده ها را باز 
    از آستان پنجره ، پس زد 
    افسوس بر چشم بد اقبال ام 
    مهتاب بخت ام پشت ابری تار 

    در عمق نا مسکون شب های ام 
    در آن همه تاریکی مُسری 
    بر سینه ی سرد و صبور من 
    زخم صدایی می شود آوار

    دیوانه ای بد مست و لایعقل 
    در زیر لب این گونه می خواند : 
    « جان ام رسیده بر لب صبرم 
    لطفاً خودت را جای من بگذار 

    شاید بفهمی بی تو ماندن چیست 
    شمع دل ات شاید برای ام سوخت 
    پروانه های گیسوان ات را 
    پوشاندی از چشم بد اغیار »

    دیوانه ای در من تمام شب 
    بی تابی اش را جار زد تا صبح 
    خواب اش نبرد از بس که می ترسید 
    یک لحظه ی هر چند بی مقدار 

    از عشق تو غافل شود قلب اش 
    از خنده های ات خاطرش خالی 
    شعرش تهی از طور اعجاز ت 
    گل های نرگس ؛ چوبه های دار 

    آری ، تمام داستان این است 
    بی تو دقایق مثل عقرب ها 
    کند و گریبان گیر و زهرآلود 
    در صحن ساعت می خزند انگار 

    تا دست های بی قرارم را 
    از ساحت دامان معصوم ات 
    کوتاه گردانند و نا امّید 
    در روزهای سرد لاکردار 

    اما نمی دانند این شاعر 
    مست از شراب بوسه های توست
    شرب مدام اش رنگ چشمان ات
    می خانه اش اعماق گندم زار 

    هرگز نمی فهمند سلمان ات
    دیوانه ای بی باک و زنجیری ست 
    وقتی که پای تو وسط باشد 
    محبوبه ی اشعار بی تکرار ... 

    ۱۲اسفند ۹۷
    ۲۶
    اشتراک گذاری این شعر
    ۹۵ شاعر این شعر را خوانده اند

    هادی محمدی

    ،

    محبوبه امیری

    ،

    محمد قنبرپور(مازیار)

    ،

    موسی ظهوری آرام(آرام)

    ،

    مهدی محمدی

    ،

    جانان صامعی آذر

    ،

    مریم کاسیانی

    ،

    حدیث عبدلی (یارا)

    ،

    معصومه خدابنده

    ،

    سعید صادقی (بیدل)

    ،

    مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

    ،

    مهرداد مانا

    ،

    مهراب کشاورز

    ،

    محمد امیری

    ،

    رضا رضوی تخلص (دود)

    ،

    اصغر ناظمی

    ،

    طوبی آهنگران

    ،

    سلمان مولایی

    ،

    اميرحسين علاميان(اعتراض)

    ،

    محمد جواد عطاالهی

    ،

    مجید قلیچ خانی

    ،

    تاراناصری راد (خاطره)

    ،

    زهرا زارع بهار ناب

    ،

    فروغ فرشیدفر

    ،

    عليرضا حكيم

    ،

    منوچهربابایی

    ،

    ابوالفضل احمدی

    ،

    سارا رحیمی

    ،

    آرزو نامداری

    ،

    عباسعلی استکی(چشمه)

    ،

    یدالله عوضپور آصف

    ،

    آرمین پرهیزکار

    ،

    مسعود میناآباد مسعود م

    ،

    امید کیانی (امید)

    ،

    گلاله ناصری

    ،

    منیژه قشقایی

    ،

    آذر مهتدی

    ،

    مهرداد عزیزیان بی تخلص

    ،

    مولود سادات عمارتی

    ،

    امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

    ،

    آرزو عباسی ( پاییزه)

    ،

    پرستو پورقربان (آنه)

    ،

    محمد علی رضاپور

    ،

    عارف افشاری (جاوید الف)

    ،

    رضا محمدصالحی

    ،

    محمد علی سلیمانی مقدم

    ،

    سحر غزانی

    ،

    درویش حسین ندری

    ،

    مدیر ویراستاری

    ،

    ایرج محرم پور(صوفی خموش )

    ،

    مرضیه قنواتی نژاد

    ،

    علی ناب

    ،

    ابراهیم هداوند

    ،

    ایمان زلکی

    ،

    ابراهیم حاج محمدی

    ،

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    ،

    موسی عباسی مقدم

    ،

    محمد خوش بین

    ،

    محمد عرب

    ،

    پژمان بدری

    ،

    علیرضا خوش روی (شاعر بد خط)

    ،

    سید حاج احمدی زاده(ملحق)

    ،

    جواد مهدی پور

    ،

    عرشیا خوشرو

    ،

    ایمان اسماعیلی (راجی)

    ،

    حسن لطفی

    ،

    ابراهیم آروین

    ،

    ابوالحسن انصاری (الف رها)

    ،

    رضااشرفی فشی

    ،

    غلامرضا شیبانی

    ،

    گیتی صالح

    ،

    علی اصلاحی

    ،

    سجاد بحری

    ،

    میترا طباطبایی نیا

    ،

    دکتر سیدمحمدرضامیرشکار

    ،

    علی سهامی

    ،

    قربانعلی فتحی (تختی)

    ،

    ندا عبدحق

    ،

    حمیده رفیعی

    ،

    هادی یاسینی

    ،

    جواد نسیمی

    ،

    سيد هادی حسینی(هادی)

    ،

    نگین امیری

    ،

    ترانه ماندگار

    ،

    مسعود کی پور (تندیس تنهایی)

    ،

    سامان سلطانیان

    ،

    حسین رضایی

    ،

    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

    ،

    موسی شریفی

    ،

    آرزو رستمی

    ،

    سیدحسین موسوی شکیب

    ،

    مجتبی گودرزی

    ،

    مجنون صحراگرد

    ،

    پریسا کلهر

    ،

    سینا سجودی

    نقدها و نظرات
    هادی محمدی
    جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۵۷
    سلام و درود سلمان عزیزم شاعر تمام قد سایت

    به به چه کردی چه ها کردی عجب شعری عجب چینش کلماتی

    و به قول سید هادی محمدی
    چه کرده ای که قلم در هوات می رقصد
    از اول تا آخر شعر ناله های شاعرانه برای بی او بودن ها
    در قالب پیوند اعجاز گونه کلمات.

    می بارد امشب ابر دلتنگی
    بر بندر آزاد غم های ام
    بوی ضخیم و زُهم تنهایی
    درجان من پیچیده دیگر بار

    __________________________
    برای تنهایی جفت کردن بوی زهم و ضخیم چه تعبیر نابی است که در جان شاعر پیچیده است.

    سلمان در جریان نوشتن‌ها و سرودن‌های خود، خود را ذره‌ذره بازمی‌یابد و بازمی‌سازد. با یافتن اندک اندک خود و با کشف‌های آن‌به‌آن و دم به‌دم خویش، خود را رشد و تکامل می‌بخشد و این هنر سلمان است.

    کاشتن شعری پر از اندوه در خاک قلب و نقطه اتصال زمینی و آسمانی شاعر نشان پارادوکس زمینی و آسمانی سلمان است


    اولین اثر هر نوشته یا شعری، بر خود سلمان است. ابتدای خلق اثر، خلق خویشتنی نو است. پس باید نوشت و در جریان نوشتن رشد یافت. رشد یافتن شاعر، به رشد یافتن شعرش نیز می‌انجامد و این تبادل رشد است که برای شاعر دلخواه و دوست‌داشتنی است و او را دائم به خلق اثری تازه وامی‌دارد.



    __________________________________________

    تا برنگردی هیچ لبخندی
    از این حوالی رد نخواهد شد
    برگرد و با لبخند سرخ ات باز
    قفل سکوت از خنده ام بردار

    شاعر چه خط و نشانهای حاکمانه و در عین حال ملتمسانه برای یار دارد و این در اشعار بزرگانی چون مولوی و حافظ هم کاملا مشهود است.


    فراموش نکنیم در نوشتن شعر آنچه کلام عادی و روزنامه‌ای و گزارشگر را به سخنی متمایز، اثرگذار و هنری تبدیل می‌کند، برخورداری کلام از تصویر و تخیل است. ساخت جملات نیز از جمله وجوه امتیاز کلام است که آن را از سخن عادی به شعر تبدیل خواهد کرد. منظور از ساخت، تناسب و هماهنگی میان عناصر و جزییات است؛ آن چه باعث می‌شود سخنی مانند:



    اما نمی دانند این شاعر
    مست از شراب بوسه های توست
    شرب مدام اش رنگ چشمان ات
    می خانه اش اعماق گندم زار

    هرگز نمی فهمند سلمان ات
    دیوانه ای بی باک و زنجیری ست
    وقتی که پای تو وسط باشد
    محبوبه ی اشعار بی تکرار ...

    از سخنی عادی و معمولی فاصله بگیرد و به اعجاز سلمان عزیزم برسد

    موفق باشی رفیق عزیزم

    سید هادی محمدی
    #هادی_محممدی
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۶
    سلام

    و

    چه قول شریف و دلربایی ست قولی که از قلم سیدهادی نقل می شود اما شاعرترین من ، تمام آن چه که باز گفتی خلعتی شاهانه است که بی گمان بر تن نزار این شاعر دیوانه بدجور را می زند ولی خب به قول معروف : با کریمان کارها آسان تر است ...
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۰۳
    خندانک
    محمد جواد عطاالهی
    محمد جواد عطاالهی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۳
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    درود و عرض ادب خدمت استاد والاقدرم خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۱۲
    با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

    سلمان مولایی اسطوره ی شعر معاصر
    خواندن و نوشتن از چهار پاره هایی که به زعم شاعرشان در قالب آزاد قرار می گیرند به سبب خاص بودن قافیه در فرم و پیچیدگی های سهل و ممتنع در محتوا برای ام همواره لذت بخش و البته همراه با ترس بوده است .
    اگر به دقت در شبکه ی در هم تنیده ی آفریده شده در هر بند بنگریم آن گاه است که می توانیم گوشه های از تمامیت این اعجاز را روشن تر ببینیم و به عنوان نمونه سعی می کنم در پاره ی اول این کار را انجام دهم ؛
    می بارد ، شب ، ابر ، بندر
    می بارد ، دلتنگی ، آزاد ، غم ها ، تنهایی ،
    ضخیم ، می پیچد
    بندر ، بوی ، پیچیدن، زهم ...
    حال این روابط را در کنار ترکیبات آفریده شده در نظر بگیرید ؛
    ابر دلتنگ ، بندر آزاد غم ، بوی ضخیم ، بوی زهم ، بوی تنهایی …
    اگر در هر پاره بدین گونه به کشف روابط و شبکه های در هم پیچیده دست بزنیم ، می توانیم علاوه بر ادراک لذت بی شمار از خوانش شعر، از این امر به عنوان سرمشقی منحصر به فرد برای آموختن نیز سود جست و جدای از این که هر پاره از شعر دارای شخصیتی مستقل است و تصاویر و خیال انگیزی خود را دارد ، موضوع اصلی شعر و ارتباط های پنهان و آشکاری که شاعر در بین پاره ها برقرار می کند مثلاً در بین دو بند اول و سوم بعد از صحبت از بندر و بوی زهم در پاره ی بعدی شاعر از ماهی پولک نقره ای استفاده می کند که مراعات نظیری خاص ایجاد نموده است .
    فارغ از دامنه گسترده ی ارتباطات واژه ای ، مراعات نظیر ها و مقارنه هایی که شاعر در هر پاره بوجود آورده است منجر به استقلال ظاهری و پیوند معنایی آن ها شده است ، به دیگر سخن در هر پاره شاعر با آفریدن ترکیباتی نوین و تصاویری خیال انگیز بر حول موضوعی مشخص و گسترش و بسط آن به وسیله ی آرایه های لفظی و معنوی و سرانجام پیوند هر پاره به کل شعر ، به گونه ای دلنشین حس زیبایی شناسی مخاطب خود را سرشار می کند .
    یکی دیگر از نکات بسیار بارز این شعر هم چون دیگر اشعار شاعر سود جستن از طبیعت است و زیبایی های بی مثال اش که این امر سهم به سزایی در هر چه صمیمی تر شدن خواننده با متن دارد اما شیوه ی به کارگیری عناصر طبیعی نیز همچون سایر آفرینش های شاعر خاص و منحصر به خود اوست که برای اثبات این ادعا بد نیست چند ترکیب از شعر را بازنویسی کنیم ؛
    بندر آزاد غم / خاک قلب / ساحل سرشار از بی کسی / جغد در رگبار ( اشاره به یکی از آهنگ های ماندگار فرهاد مهراد بی همتا و جالب آن که دقیقا در پاره ی بعدی اسم فرهاد برده می شود ) / کوهستان درد / باد سبک سر / عمق نامسکون شب / تاریکی مسری / سوختن شمع دل / پروانه های گیسو / عقرب ( ه ) ها و ساعت /
    همان گونه که دیدیم هر کدام از این تعابیر دارای احساس معنوی و ترکیبی لفظی هستند که متعلق به قلم سلمان مولایی است و او در آفریدن چنین ترکیباتی بی مانند است .
    استفاده از انواع ایهام به خصوص ایهام تبادر نیز در بیشتر آثار شاعر به چشم می خورد که از آن ها می توان به ترکیبات زیر اشاره کرد ؛
    عقرب : عقربه / سهم ردیف بیت / زخم صدا : زخمه / طور : تور / ...

    بر همین منوال می توان ساعت ها در مورد این شعر گفت و نوشت که نه در حوصله ی جمع می گنجد و نه در عرصه ی وقت، اما آن چه اهمیت بسیار دارد این است که علاوه بر ادراک لذت کشف و اقناع زیبایی شناسی ، همچون کلاس درسی پربار به اشعار شاعر بنگریم و با دقیق تر شدن در جزییات و ریزه کاری های هنرمندانه ی هر شعر برای پیشرفت روز افزون و ارتقای سطح دانش و نیز فن شعر سرودن در خویش تلاشی پر ثمر نموده باشیم .



    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    حدیث عبدلی (یارا)
    حدیث عبدلی (یارا)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۷
    درود محبوب جان نازنین خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۳۸
    خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۳۹
    خندانک خندانک خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۲۶
    سلام

    و

    این نگاه همه جانبه و تیزبین از بخت خوش سلمان است که هر بار به اغماض و با چشم خطاپوش در شعرش می نگرد چرا که اگر قرار بود همان گونه که اندک خوبی ها را می بیند ، بی شمار نقایص را نیز بازگوید دیگر کلاه شاعر و شعرهای اش پس معرکه بود .
    بخت یاری دیگر اما آن است که قلم محبوب بی بدیل امیری ، تنها به نقد بسنده نکرده است و خرابات سلمان را با گل افشانی به میهمانی رنگین کمان دعوت کرده است ...

    ... خندانک
    .... خندانک
    ..... خندانک
    ...... خندانک
    ..... خندانک
    .... خندانک
    ... خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۲۷
    خندانک
    محمد جواد عطاالهی
    محمد جواد عطاالهی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۴
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    درود و عرض ادب خدمت شما استاد بانوی مهربانم خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۳۱
    سلام بر محبوب بی بدیل خندانک
    و کلاس درس استاد همراه با نقدهای شیرینت یقینا پر بارترین کلاس ها خواهد بود.
    همیشه بدرخشید و شاد باشید خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۱۰
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۰۹
    خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۱۸
    با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

    گلاله ی عزیز و نازنین ام
    بی گمان این پر بار بودن زمانی روی می دهد
    که نگاه پر از عشق و آگاهی دوستان مهربان ام
    تابیدن می گیرد .
    دیگر آن که دیدن نام زیبای ات و کلام دل گشای ات
    سعادتی است بی پایان ...

    خندانک خندانک خندانک
    مجید قلیچ خانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۲
    درود...
    سلمان عزیز
    واقعا نمیدانم چه فلسفه و یا چه ایدئولوژی پشت این نوع لحظات است که گروهی گاهی تجربه میکنند...
    از طرفی اعتقاد به عشق و این تجربه ی سوزان و درد جذاب دلتنگی...از سویی چنان ماتریالیسم شدن پیرامون
    که دقایق نیش عقرب میشوند و نرگس ها چوبه ی دار و ....
    اما آنچه در این شعر زیبا میخواهم به آن اشاره ی ویژه کنم در واقع چنان اکثر موارد توجه خودم
    در زمینه ی ارایه ها نیست...چرا که تمام آرایه ها همگی بارها مرور کردیم ،دیگر به کار بستن آنها به توان و ذوق شخصی مربوط است،میخواهم سخن از این بگویم که دقیقا حالات رمان تهوع در این شعر تکرار شد...
    وقتی سارتر تصور میکند اگر جهان همین مادیات سطحی باشد و مفهوم و عمق زندگی همین متریال دنیاست و دچار تهوع میشود تا ناگهان با قطعه ی موسیقی برخورد میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که یادگار گذاشتن هنر و تنها زمینه های هنری هستند که حال دنیایش را خوب میکند...
    اما حال سلمان چیزی گاهی کم دارد که دچار این تهوع ماتریالیسمی و البته رفلاکس واژه های سوزناک از عمق حزن انگیز روحش میشود...
    اصلا جای درنگ نبود
    بلافاصله مشخص است که هنر زندگی سلمان محبوبه ی مستور اوست...وقتی محبوبه مستور باشد حال سلمان خوب نیست...
    به قول خواهرم گلاله:
    خورشید که نخندد
    ریشه ها راه زندگی را گم میکنند
    فکر میکنم چناچه در فلسفه بحثی دارم پیرامون سیر و منزلگه سیر...
    منزلگه هنر ظاهرا از خود هنر پیش میافتد و گاها این معشوقه است این اصل مطلب است که مهمتر از نوع تجربه ی عشق یا هنر است...
    از خصوصیات شعر سلمان این است که همیشه چند وجهی است و کلاس درسی برای هر نوع سلیقه ای
    من از حال و هوای این شعر همین نکته را بیاموزم که حال هنر و هنرمند بسته به مسیر نیست و وابسته به دلیل است کافیست...
    به قول اهالی یوگیسم :ناماسته...
    موفق و پیروز باشی رفیق خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۵
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۴
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۴۱
    سلام

    و

    شادمانی ام از آن روی که دیگر بار شایسته ی تابیدن مهر جان بخش حضرت دوست شده ام ( ایم ) در ظرف کلام ، گنجیدنی نیست و نیز هم چون همیشه از دریای این نور بی کران به اندازه ی پنجره ای سبز هم اگر نصیب شود ، این شادمانی به فرخندگی نیز آمیخته و چندین برابر می شود ...
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۱۱
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۱


    در موسیقی شعر،

    شفیعی کدکنی تعاریف و اصطلاحات جدیدی را پیشنهاد می‌کند
    که اغلب آنها امروزه در میان اهل ادب و شعر پذیرفته شده‌اند،
    اگرچه بعضی از آنها چندان قبول عام نیافته‌اند.

    او با اعتقاد و به نقل از فرمالیست‌های روس
    شعر را رستاخیز کلمات و واژه‌ها می داند
    و به وجود نوعی موسیقی در شعر باور دارد.
    او معتقد است که همین وجود و کاربرد موسیقی در واژه‌هاست که انسان اولیه را به شگفتی واداشت.

    او می‌گوید که انسان رستاخیز واژه‌ها را نخستین‌بار در حین کار احساس کرده است.
    او و خیلی از ادبا و موسیقی‌دانان نیز موسیقی را یکی از عناصر سازندۀ شعر دانسته و معتقدند که این موسیقی است که کلام را برجسته می‌کند.
    شفیعی کدکنی به چهار نوع موسیقی در شعر معتقد است:

    1. موسیقی بیرونی که همان اوزان عروضی و نیمایی است. این نوع موسیقی در اشعار کلاسیک بر اساس اوزان عروضی و از ابتدا تا آخر یک قطعۀ شعری از یک الگو پیروی می‌کند.
    البته در نظام نیمایی الزاماً از یک وزن عروضی خاص در طول یک قطعه پیروی نمی‌شود.

    2. موسیقی کناری که عبارت است از هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و

    طنین هر حرف در کنار حرف دیگر.

    او قافیه، ردیف، تکرارها و ترجیع‌ها را عناصر موسیقی کناری شعر می‌داند.

    3. موسیقی درونی که هر آنچه را شامل می‌شود که غیر از موسیقی بیرونی و کناری است.

    شفیعی کدکنی معتقد است که موسیقی درونی مهم‌ترین موسیقی شعر ایرانی و عبارت از مجموعه هماهنگی‌هایی است که از رهگذر وحدت و تشابه و تضاد صامت‌ها و مصوت‌ها در یک قطعۀ شعری پدید می‌آید و جناس را از آن جمله می‌داند.

    او موسیقی درونی شعر را معادل تنالیته و ارکستراسیون در موسیقی می‌داند

    و می‌گوید مبانی جمال‌شناسی شعر در موسیقی درونی آن نهفته است.

    4. موسیقی معنوی که عبارت است از شناخت کیفیت تألیف و علم نسبت‌ها در شعر.
    او این نوع موسیقی شعر را مشتمل بر صنایع معنوی مانند بدایع، ایهام و مراعات نظیر می‌داند.

    .............

    سلامی ازجان
    بر سلمان مهربان - که بعد از چند بار خواندن این سرود معجز گونه اش
    بعد از گذشت ساعت ها
    هنوز پژواک موسیقی آن گوش جان را رها نکرده است

    کاش دستی فراخ در نقد داشتم تا بیشتر بنویسم و چه خوب که دوستان عزیزم
    محبوبه و هادی و مجید نازنین جورم را کشیده اند
    سپاس برای همه خوبی هایت
    با ارادت
    ------------- خندانک خندانک خندانک
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۵۹
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۳۲
    سلام

    و

    درودی برخاسته از بن جان و بی گمان بی پایان بر استادی که به اندازه ی دانش بسیارش ، فروتنی را نیز در عمل به شاگردان خویش درس می دهد و قلم را عاجز می دارد از ابراز سپاسی سزاوار و برخوردار از تمام جوانب و اطراف ...
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۰
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    حدیث عبدلی (یارا)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۵۲
    سلام و عرض ادب و احترام

    جناب مولایے گران اندیش و بزرگوار
    با اجازه شما تیڪ ‌نقد را فعال کنم

    1_ عناصر در شعر ؛

    در هر شعرے انواع عناصر خودنمایے میکند
    گاهے شعر زبان شاعرانه را به رخ میکشد
    گاهے تخیل شاعر را گاه اندیشه و آگاهے را گاه عاطفه و احساس را ...
    شعرے که بتواند همه جوانب و عناصر را در خود جاے دهد و همگے براے رسیدن شعر به اوج قدرت همکارے کنند شعر سالمے ‌را خلق ‌میکنند همچون شعر های جناب مولایی خندانک
    اما احساس و عاطفه یکے از ابزار هاے مهم و پیستون هاے قوے براے پیشبرد شعر است
    که در شعر جناب مولایے بیشتر به چشم مے خورد
    و شعر را زیباتر کرده است ...

    2_ آرایه های ادبی؛

    این شعر سرشار از آرایه هاے ادبے ست
    که بنده به ذکر آن ها مے پردازم ؛

    1) ابر،بارش،بندر (آرایه مراعات نظیر)

    2)‌ در خاڪ قلبم شاعرے مایوس
    شعرے پر از اندوه میکارد ، آرایه ے کنایه دارد

    3) مانوس و مایوس قافیه دارد

    4) ماهے،دریا، توفان ،ساحل(آرایه مراعات نظیر)

    5) ماه و پلنگ تلمیح از داستان افسانه اے هست

    6) کوه،قله،برف،خورشید (مراعات نظیر)

    7) تا برنگردے هیچ لبخندے از این حوالے رد نخواهد شد(تشخیص و جان بخشے به لبخند)

    8) مهتاب بخت پشت ابر تار، (کنایه از بداقبالی)

    9) مسکون،مسری،سینه،سرد،صبور (واج آرائی)

    10) شمع و پروانه هم اشاره به داستانے عاشقانه از سوز عشق و سوختن در پاے یار

    11) دقایق مثل عقرب ها کنایه از تلخے
    اوقات و دردآور بودن زمان

    12) شراب.شرب.شرم (واج ارایی)

    13) مست از شراب لب هاشدن (حس امیزے)


    شاعرانگی هایتان مستدام خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۴۸
    سلام

    و

    من نیز با اجازه ی شما عناصر شکل دهنده ی این سبزینگی را بر می شمرم ؛
    اندیشه ای خالص
    چشمی خطاپوش
    و چشم دیگر تیز بین
    لطف بی کران در هنگام خواندن
    و
    مهر ناتمام در جوهر این قلم خوش نشان ...
    اگر چه می دانم بسیاری را جا انداخته ام ولی در حد وسع خویش سعی در بیان همه داشتم ...
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۲۷
    خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۱۱
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مهرداد مانا
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۰۸
    سلام ... ذکر چند نکته را لازم میدانم : اول اینکه در هیچ چیزی نباید مطلق اندیش بود غیر از ریاضیات . تنها ریاضیات و شاخه های آن از اعتبار 100% برخوردارند . در سیاست/ دین/ /هنر / روانشناسی و .... هرگز نمیتوان قانونی کلی استخراج کرد که برای کل دورانها و در تمام اقلیمها و برای همگان قابل تعمیم باشد .. تنها آندسته از علوم نظری که بر پایه ی ریاضیات و با فرمولهای ثابت شده ی تجربی و هندسی سر و کار دارند میتوانند ادعایی داشته باشند ( همینطور خود این ادعا که فقط ریاضیات و علوم طبیعی قابل اثبات مطلق هستند ) از طرفی نمیتوان برای هر فعلی حکم کلی صادر کرد .
    مثلا دروغ چه بسا جان کسی را برهاند . جاسوسی ممکنست باعث پیروزی جبهه ی خودی شود . قتل شاید باعث پاکسازی مفسده یا دفع متجاوز گردد . و ...... بهمین جهت برای آنکه بتوانیم در مورد پدیده ها و افعال داوری درستی داشته باشیم باید تمام جوانب را در نظر بگیریم . و از قدیم گفته اند نباید بی گدار به آب زد . از طرفی فقط اذهان فانتزی که نگاهی فرا یا فرو واقعانه دارند ممکنست رای به بدی یا خوبی یک امر بصورت کامل بدهند . در حالیکه فقط در فیلمهای هندی یا اساطیر ملل ست که یک شخصیت 100% مثبت یا منفی پیدا میشود . مثلا صدام حسین عاشق نوه ها و دخترانش بود و گل و گیاه خیلی دوست داشت و کارهای مهمی هم سوای جنگهایش برای عراقیها انجام داد . پس 100% منفی نبود .
    فقط یک آدم سطحی میتواند بگوید فلان چیز خوب است و بدی ندارد یا فلان چیز بد است و خوبی ندارد .
    به هیچ چیز نباید نگاه مطلق گرایانه داشته باشیم .نکته ی دیگری که میخواستم خدمت عزیزان خواننده بگم اینه که هیچوقت یکطرفه به قاضی نروید . اگر در مورد بدیهای سیب زمینی چیزی میشنوید شما هم فورا واکس نزنید . بلکه حتما دقت کنید که طرفداران سیب زمینی چه دفاعی از آن دارند ؟ متاسفانه کانالهایی ایجاد شده با برنامه ها و مطالب مطلق گرایانه که از نظر من هیچکدام مناسب عقل تحلیلگر یک شنونده ی آزاد نیستند . و فقط در حال تمسخر و تکفیر و تحقیر همدیگرند .
    مورد بعدی که لازم بود خدمت دوستان گلم عرض کنم اینه که اگر میخواید خانه ای را ویران کنید حتما فکری برای ماوای جدید ساکنانش بکنید . چپ و راس پیام میاد که دین همش مضخرفه . خوب این یک حرف توخالیست . زیرا برای گذار از دین ابتدا باید شعور ورود به مرحله ی پسامذهب رو بدست بیاریم . و این امر فقط با مطالعه و تنویر فکر و التزام به اخلاقیات ممکنست . ضمن اینکه ورود به کلاس بالاتر به معنی اعلام برائت از کلاس قبلی نیست . کسی پنکه را اختراع کرده الان بنده از کولر گازی استفاده میکنم نباید سازنده ی پنکه را مسخره کنم . چون در واقع ادامه دهنده ی راه اویم .
    اخرین مورد هم رعایت چارچوب انتقادست . من میتوانم جبران خلیل جبران رو نقد کنم . اما این نقد باید بر آثار او باشد نه بر زندگی شخصیش ، و ارتباط او با بانو ماریا به بنده مربوط نیست . مثل نقد تلوزیون به صادق هدایت نباشد که میگفتند با اشرف پهلوی سر و کار داشته و ... خوب نکبت به تو چه که کی بوده ؟ تو کتابشو نقد کن اگه راس میگی . بنده میخام بگم ژان ژاک روسو در این قسمت اشتباه کرده یا خوب آمده ، اما روابط او و خدمتکار خانه اش به من مربوط نیس . اینجوری که رفتید توی نخ روابط خصوصی فلان قلم بدست ، نقد شخصیت او محسوب میشه نه نقد آثارش . الان یک تیم تحقیقاتی مشخص میکند که خوردن نوشابه ، پوکی استخوان میاره و دلایلشون رو با استنادهای علمی بیان میکنن و مورد تایید قرار میگیره . اما ممکنه تمام افراد تیم خودشان اهل خوردن نوشابه باشن . این نمیتونه نقدی بر دستاورد اونها باشه .. یا مثلا پزشکی که ما را نسبت به مشکلات اعتیاد آگاه میکند اما ممکنست خودش هم معتاد باشد . نمیشه گفت که حرفش سندیت علمی نداره ..
    هر نقدی باید با توجه به پارامترهای زمانی و اقلیمی و عرفی باشه .. مثلا من نمیتوم به کوروش هخامنشی ایراد بگیرم که چرا ریش و لباسش اینجور بوده ؟؟ یا بگم چرا فتحعلیشاه و شیخ فضل الله هردو قلیان چاق کردند ؟؟ یا چرا تیمور گورکانی ماست مادیان خورده ؟؟ یا ترکان خاتون لچک بسته ؟؟؟ کافیه چشمم را باز کنم و ببینم اینان در واقع فرزند زمانه ی خود بودند . و ما هم اگر در آن دوره واقع میشدیم قطعا متناسب با آن دوره رفتار میکردیم . آنچه که من از افراد تاریخساز مورد تحسین قرار میدم ، شهامت آنها در تغییر فرهنگ و رویکرد فکری مردمان است . وگرنه زن گرفتن و ختنه کردن و رقصیدن و سوار اسب شدن و خوردن و رفع حاجت کردن و .... همان بوده که اطرافیانشان هم رعایت کردند .
    در نقد و واکاوی شعر هم بسیار مهم است که جایگاه منتقد و شاعر را دریافت . من نمیتونم به کسی که از من سواد و سابقه اش بیشتر است بگویم آفرین پیشرفت خوبی داشتی !!! یا به جوانی که دوست دارد راهش را روشن کنید ، جوری بتازید که از نوشتن ناامید شود . جنس شاعر جماعت زودرنج هستند . مثلا مانا کلمه ی افسوس را افصوص نوشته و میخواهیم به او تذکر دهیم :

    ۱- کلمه ی افسوس را اشتباه نوشتی جناب
    ۲- و مانای عزیز به گمانم زمان تایپ عجله نموده و افسوس را اشتباه نوشتی چنانچه ممکنست اصلاح بفرمایید


    کدام لحن اثرمندی اش بیشتر است ؟؟

    حالا باز برگردیم سر خط :
    یکی بود یکی نبود . دیوانه ای بود که در شاعری حلول کرده بود نامش سلمان و او را از خویش خالی کرده چنانکه جز محبوب و حب او چیزیش نمانده بود .. ادامه دارد ... خندانک
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۶
    خندانک ولیکن مدتی با گُل نشستم ...
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۳۳
    سلام

    و

    نرود میخ آهنین در سنگ

    مانای من

    این جماعت خناس وارث همانانی هستند که حلاج ها برده بر دارها ، دارم تمرین می کنم که دیگر نه صدای شان را بشنوم نه کلمات نحس شان را بخوانم چرا که جای اینان در بایگانی گشت ارشاد است نه در سایت شعر ناب ...
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۲
    سلام و عرض ادب
    و باز هم باید معترف شوم در برابر توفان کلمات این صفحه مثل پرچمی هستم که کارش از التذاذ گذشته و به اهتزاز رسیده است . شوربختانه فرصتم اینقدر فراخ نیست که پاسخگوی مهر دوستان باشم و ناچارم تنها در برخی صفحات که از اقبال قضا خوبترین و گرامی ترین هستند و از ارفاق قدر ، دوست ترین شان ، قلمی زده و عرض ادبی کنیم . اما قصه من و مانا درین سرای حکایت دیگری ست . ما هرگز با این صفحه غریبه نبوده ایم و صاحبخانه را نه میزبانی رسمی که از خون و ریشه ی خویش میدانیم . و احساس ما از آنجهت جاریتر است در اینجا که خود را در مالکیت کلمات کریمش بی نصیب نمیدانیم . مگر نه آنکه همین دیوانه ی فرزانه را زمانی که محبوب داشت روانه ی عالم وجود و سرود میکرد ، من نیز در کار پرداختن مانایم بودم ؟ گواه میخواهید ؟ بروید شعر زندگی را بخوانید :

    شاید محبوب سلمان او را بشناسد
    چرا که هردو زمانی
    در کارگاه شاعرتراشی تقدیر
    طره های خیس گیس شان را
    به دست واژه ها داده اند

    دوست داشتم کمی در مورد شعری که دوستش دارم حرف بزنم وگرنه نه مدعی شعرم و نه داعیه نقد دارم . و هرچه میدانم همه ی آن چیزی ست که از خرمن بزرگان این سایت خوشه خوشه چیده ام . و امید آن دارم که خطا و لغزشهای این تازه کار را به کرامت خود ببخشایند .


    می بارد امشب ابر دلتنگی
    بر بندر آزاد غم های ام
    بوی ضخیم و زُهم تنهایی
    درجان من پیچیده دیگر بار



    بندر آزاد غم !
    یادم آمد که زنده یاد شیرکو بیکس میگفت :
    هر لذتی که میپوشم
    یا آستینش گشاد است یا کوتاه
    به قد من
    اما هر غمی که میپوشم
    انگار برای من دوخته اند
    هرکجا که باشم .

    بندر آزاد یعنی حق گمرک نمیدهند و کالاها بدون تعرفه وارد میشوند . در بندر غم نیز ، اندوه ها و رنج های فراوان و گوناگون در حال تردد هستند و هیچ مانعی برای شدآمد ندارند .


    ماهیِّ پولک نقره ایِ من
    من بی تو دریایی پر از خشم ام
    توفان تن و دیوانه و نا امن
    با ساحلی از بی کسی سرشار

    علاوه بر اینکه دوستان اشاره کردند ساحل این بند با بندر بند اول ارتباط دارد ، من نیز متوجه ارتباط معنایی تن و نقره شدم و صفت سیمین ساق و سیمین تن و ... برایم تداعی شد .

    بی ماهِ چشمان ات ، پلنگ من
    از غار خود بیرون نمی آید
    کز می کند در کنج تاریکی
    مانند جغدی مانده در رگبار

    و در اینجا جغد و خرابه اگرچه تصویری بیگانه نیست اما خوشتر آن دارم که دست در توبره ی مفاهیم برده و گوهری شاهپسند بیرون بیاورم . فکرم روی کنج رفت و نزدیکی آن با گنج ! و ارتباط گنج با جغد .

    من بی تو کوهستانی از دردم
    با قله ای پر برف و بی خورشید
    مانند فرهادم که بی شیرین
    از خواب تلخ اش می شود بیدار

    شاید دوستان خرده بگیرند . اما من فکر میکنم به شارو آمدم . شارو در میان ما کوردها نوعی مجوز برداشت محصول است . وقتی محصول باغ را میچینند ، صاحب باغ شارو میدهد یعنی کودکان و نیازمندان به سراغ باغ رفته و میوه های مانده بر درخت که از دسترس دور مانده و یا به چشم نیامده اند را بردارند . من نیز با چنین حسی آمدم . بنابراین از باغ پرثمر این شعر ، سراغ گوهرهایی رفتم که دیگر دوستان کمتر به سراغشان رفته اند . درین بیت میان برف و عدم حضور خورشید رابطه ی زیباست و علاوه بر آن آوردن کوهستان در کنار فرهاد نیز بی سبب نبوده است .

    تا برنگردی هیچ لبخندی
    از این حوالی رد نخواهد شد


    و اینجا فرمایش شاعر کاملا متین است . چون خواننده باید به یادش بیایید اینجا فقط برای عبور غم یک بندر آزاد است و لبخندها بی حضور محبوب حتی با سنگینترین تعرفه ها هم مجوز ورود ندارند .

    اسم محبوب آمد . حالت چطور است بانو ؟ وصف طراوتت را از زبان کلمات باعرضه میشنویم و این شاعرست که گاه به دیوانه ی درونش نهیب میزند یا دیوانه به شاعر تشر که وصف ترا با کلمات بهتری شعر کند . وگرنه ما از این کلمات بی عرضگی ندیدیم . پس بهتر آنست که به بی تکراری شان اعتراف کنیم که توصیف دوست خاصه از زبان استادی چون جناب مولایی نامکرر است . بگذارید من تمامش کنم :

    یکی بود یکی نبود دیوانه ای بود در جان این شاعر حلول کرده بود و او را فرزانگی میاموخت و چه فرزانگی از عشق بالاتر که آیت جاودانگی ست ؟

    خندانک خندانک خندانک
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۰۸
    خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۱۱
    خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۳۷
    سلام

    و

    نیکوتر اقبالی از این نمی‌توان یافت که دوستان و جانان جمع باشند و حرفی جز آموختن و آموزاندن هم در میان نباشد و بی گمان در این میان یکی از تیزبین ترین اندیشه ها و دگراندیش ترین قلم ها از آن گلاله است که هر گاه که می نویسد مرا راهگشا می شود و آموزگار ...
    ارسال پاسخ
    گلاله ناصری
    گلاله ناصری
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۹:۰۸
    سلام بر سلمانِ محبوب خندانک
    از اینکه شاگرد خود را اینگونه مورد لطف قرار میدهید بسیار سپاگزارم و به یقین هرآنچه از سر تواضع بر این کوچکترین مرحمت نمودید، گواه بلندی طبع شما و البته اقبال نیکوتر حقیر است خندانک
    ابراهیم حاج محمدی
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۰۶
    سلمان عزیز را درود و دست مریزاد
    سروده ای فاخر و دلچسب و اسطقس دار خواندم و محظوظ شدم. فقط یک حشو در این سروده خودنمایی می کند که بی تردید حضرت دوست را در رفع آن توانایی است و آن هم در این مصرع است: [[در زیر لب این گونه می خواند :]]
    این گونه حشو به نظر قاصر این حقیر از قبیل حشو قبیح است که حتی در محاورات عادی نیز از آن پرهیز می شود
    شایان ذکر است حرف اضافه‌ای که با بسیاری از اسم‌ها و قید‌ها همراه می‌شود، از قبیل [[در وسط، ‌در ته، ‌در میان، ‌در پشت، ‌بر پشت، ‌بر روی، ‌بر بالای و در زیر و غیره]] سبب حشو در سخن است.
    البته حضرت دوست که در این زمینه استاد است بر این امر بخوبی واقف است . و تذکار آن فقط بخاطر بهره بردن [[ نو آموزانی]] است که این تعبیر [[ نو آموز]] را به خود می گیرند.
    خندانک امید است حضرت دوست در این شب های قدر و در مظانّ استجابت دعا ما را فراموش نکناد خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۴۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۴۷

    سلام

    و

    حضرت استاد نازنین که بی گمان قبای استادی بی هیچ گفت و گویی برازنده ترین است بر قامت رشید معرفت تان سپاس گزارم که یادآور شدید و راهنما برای بارهای بعدی و این که سوای از بعضی قدرناشناسی ها و بی ادبی های از سر نافهمی ، این روز ها خواندن بحث و جدل های حرفه ای تان با دیگر اساتید بالاخص در موضوعات ادبی ، بی اندازه شیرین است و جان بخش برای این شاگردتان ...
    ارسال پاسخ
    محمد علی سلیمانی مقدم
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۹:۴۰
    با درود به سلمان مولایی عزیز که هر از چندی مهمان سروده‌های نابشان هستیم
    و با عرض ادب خدمت یاران همراه و استادان گرامی به ویژه استاد حاج محمدی گرامی
    مسئله‌ای که استاد به آن اشاره کرده‌اند، همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است.
    🌷
    هر چند خودم در حد توان سعی می‌کنم آنچه را ایشان فرمودند رعایت کنم ولی با وجود مثال‌های زیر، آیا باز هم می توان ترکیبی مانند "در زیر" و موارد مشابه را حشو دانست؟
    سپاس‌گزار خواهم شد اگر بیشتر در این زمینه صحبت و راهنمایی شود.
    👇👇👇👇👇
    هر روز دلم (به زیر) باری دگر است
    در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است

    من جهد همی‌کنم قضا می‌گوید
    بیرون ز کفایت تو کاری دگراست
    🌷🍀🌷
    از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
    صد ملک سلیمانم (در زیر) نگین باشد
    🍀🌷🍀
    حافظ (به زیر) خرقه قدح تا به کی کشی
    در بزم خواجه پرده ز کارت برافکنم
    🌷🍀🌷
    خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین
    شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن
    🍀🌷🍀
    (به زیر) دلق ملمع کمندها دارند
    درازدستی این کوته آستینان بین
    🌷🍀🌷
    حشمت مبین و سلطنت گل که بسپرد
    فراش باد هر ورقش را به زیر پی
    🍀🌷🍀
    نی دمی لب بر لب مطرب نهاد
    چنگ را (در زیر) ناخن کرد پی
    🌷🍀🌷
    حضرت حافظ
    🙏🙏🙏🙏🙏
    حاجت موری به علم غیب بداند
    در بن چاهی (به زیر) صخره صما
    🌷
    خار است (به زیر) پهلوانم
    بی روی تو خوابگاه سنجاب
    🌷
    بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
    به جای خاک که (در زیر) پایت افکنده‌ست
    🌷
    آن دم که جعد زلف پریشان برافکند
    صد دل (به زیر) طره طرار بنگرید
    🌷
    آواز دهل نهان نماند
    (در زیر) گلیم و عشق پنهان
    🌷
    تن به زیر قدمت خاک توان کرد ولیک
    گرد بر گوشه نعلین تو نتوان دیدن
    🌷
    حضرت سعدی
    🙏🙏🙏🙏🙏
    (در زیر) بار منت پرتو نمی‌رویم
    دانسته‌ایم قدر شب تار خویش را
    🍀
    نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
    باغهای دلگشا (در زیر) پر باشد مرا
    🍀
    آن  سبزه‌ام که سنگدلی‌های روزگار
    (در زیر) سنگ نشو و نما می‌دهد مرا
    🍀
    گردنکشان شیشه و افتادگان جام
    (در زیر) دست ساقی میخانهٔ تواند
    🍀
    شمع حریم عشقم، پروای کشتنم نیست
    بسیار دیده‌ام من، (در زیر) پا سر خویش
    🍀
    جناب صائب
    🙏🙏🙏🙏🙏
    شب تیره گون خود بترزین کند
    (به زیر) سر از مشک بالین کند
    🌿
    همه یال اسپان پر از مشک و می
    پراگنده دینار (در زیر) پی
    🌿
    که (در زیر) پرت بپرورده‌ام
    ابا بچگانت برآورده‌ام
    🌿
    وگر هیچ کژی گمانی برم
    (به زیر) پی پیلتان بسپرم
    🌿
    همه لشکر نوذر ار بشکریم
    شکارند و (در زیر) پی بسپریم
    🌿
    چمان چرمه در زیر تخت منست
    سنان‌دار نیزه درخت منست
    🌿
    بیامد دمان تا لب رودبار
    نشستند (در زیر) آن سایه‌دار
    🌿
    زمین شد (به زیر) تنش ناپدید
    یکی چشمه خون از برش بردمید
    🌿
    جناب فردوسی
    🙏🙏🙏🙏🙏
    دهل (به زیر) گلیم ای پسر نشاید زد
    علم بزن چو دلیران میانه صحرا
    🍇
    به هر شبی چو محمد به جانب معراج
    براق عشق ابد را (به زیر) زین کشدا
    🍇
    (به زیر) ران او تقدیر رامست
    اگر چه نیک تندست و حرونست
    🍇
    خواب مسکین (به زیر) پنجه عشق
    زخم‌ها خورد وز اضطراب گریخت
    🍇
    حضرت مولانا
    🙏🙏🙏🙏🙏
    طلسم بسته را با رنج‌یابی
    چو بگشائی (به‌زیرش) گنج یابی

    زمین جو جو شده (در زیر) پایش
    فلک را جو به جو پیموده رایش

    پری دختی پری بگذار ماهی
    (به زیر) مقنعه صاحب کلاهی

    (به زیر) تخته‌نرد آبنوسی
    نهان شد کعبتین سندروسی

    فکنده عشقشان آتش بدل در
    فرس (در زیرشان) چون خر به گل در

    جناب نظامی گنجوی
    🙏🙏🙏🙏🙏
    آتشی سوزانده‌ام وین گیتی آتش پرست
    هر زمان پنهان کند (در زیر) خاکستر مرا
    🌹
    صد  شکن اندر دو زلف داری و باشد
    بندی پنهان (به زیر) هر شکن اندر
    🌹
    سرآن زلف ببرند به آئین و رواست
    که پریشانی یک شهر (به زیر) سر اوست
    🌹
     چنین همت گیاهان را (به زیر) پا گذاشت
    لیک نتوانست از آن حد خویشتن بالاگرفت
    🌹
    تا  خرند این قوم‌، رندان خرسواری می کنند
    وین خران (در زیر) ایشان آه و زاری می کنند
    🌹
    که از عدل من ایمن توان غنود
    به هرگلشن‌، (در زیر) هر شجر
    🌹
    ملک الشعرای بهار
    🙏🙏🙏🙏🙏
    با اجازهء بزرگان، تیک نقد زدم که از نظرات مفید ارائه شده بهره ببرم.

    با احترام و مهر
    🌷🍀🌷
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۴۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    فروغ فرشیدفر
    فروغ فرشیدفر
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۲
    سلام ودرود وتشکر فراوان ازطرح این موضوع
    برای منم این سوال مطرح شده بود وبا توجه به نمونه های فراوان مشابه در شعرهای شاعران نامی، ابهام زیادی دارم .
    امیدوارم دراین صفحه بتونم پاسخ سوالم رو بگیرم .
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۵۰
    سلام

    و

    بازگفتن شور و شوقی که از زیارت اساتید و خواندن نقد و نظرهای ایشان در جان ام جلوه می کند ناممکن است و بی تردید یکی از بهترین شان که مرا افتخار دوستی نیز با ایشان است ، محمدعلی سلیمانی مقدم است ..
    ارسال پاسخ
    ابراهیم حاج محمدی
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۹
    حضرت دوست جناب سلیمانی مقدم گرامی
    درود بر شما و طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق

    طبق تعریفی  که از حشو در کتب بلاغی شده است
    [[حشو به کلمه یا عبارتی می‌گویند که وجودش در جمله از لحاظ دستوری زائد است و حذف آن آسیبی به معنای آن جمله وارد نمی‌کند.]] مواردی که حضرتعالی بر شمرده اید حشو به حساب می آیند و اتفاقا اگر سری به کتبی که اساتید مسلّم ادبیات در زمینه ی علوم بلاغی و معانی و بیان نوشته اند بزنیم در می یابیم که از بعضی از همین مواردی که حضرتعالی بر شمرده اید به عنوان شاهد مثال برای آرایه ی حشو استفاده کرده اند.
    در دانش بلاغت، اصطلاح «حشو» در برابر اصطلاح «اطناب» قرار دارد. اطناب از عناوين دانش معاني، يعني «اضافه آوردن واژگان به معنا و به جهت فايده اي خاص» تعريف شده است
    در كتاب «نقد الشعر» حشو را واژه يا واژگاني اضافه ميداند كه تنها به هدف استوار ساختن وزن شعر به كار رفته و معنايي به كلام اضافه نمي كند .ديگر دانشوران بلاغي نيز حشو را آوردن لفظ يا عبارتي در ميان سخن تعريف كرده اند كه در معنا بدان نيازي نباشد.
     در عین حال جناب سلیمانی مقدم عزیز، قرار نیست که در سخن هیچ سخنوری حشوی پیدا نشود. اگر چنین بود اساتید محترم ادبیات در دانشگاه ها شاهد مثالی نمی یافتند تا بتوانند با آن معنای حشو را برای دانشجویان خود توضیح دهند.
    در این دو بیت از حضرت حافظ:
    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
    چنان نماند چنین[[ نیز هم]] نخواهد ماند

    این‌که می‌گویند آن خوش‌تر ز حسن
    یار ما این دارد و آن [[نیز هم]]
    کیست که منکر وقوع حشو شود؟
    از این گذشته آرایه ی حشو در همه جا بد نیست و اتفاقا در بعضی موارد جنبه زیبایی شناسی دارد. 
    از وقوع حشو در سخن سخنوران که بگذریم برخی از مفسرین به وقوع آن در سخن خداوند قرآن کریم اعتقاد دارند با وجود این که سید رضی در حقائق التّاویل بحثی در باره ی عدم وقوع زیادت در قرآن مطرح کرده و مي نويسد: «ما آنچه را كلام خداوند متعال شايسته آن نيست از آن نفي ميكنيم، از جمله بيان كردن زوائدي كه بدان نيازي نيست؛ زوائدي كه تنها كساني از آن مدد ميجويند كه تنگي عبارت آنها را مضطر ساخته است يا شدّت درماندگي در سخن گفتن آنها را به سوي كاربست اين زوائد ميكشاند. اما اين همه درباره كلام خداوند متعال مزاحي بيش نيست. پس هر زمان كه حروف كلام او بر افاده معاني و اغراض بيشتر حمل شود، سزاوارتر است تا آنكه سخن خداوند به گونه اي تفسير گردد كه الفاظ بيشتر از معاني باشند»
    و امام فخر رازي نیز در كتاب «المحصول في علم اصول الفقه»، ذيل عنوان «چگونگي استدلال به بيانات خداوند متعال و رسولش (ص) در فهم احكام» بيان ميكند: «مسئله نخست آن كه روا نيست خداوند متعال به سخني تكلم كند و از آن هيچ منظوري نداشته باشد و مخالفان اين اعتقاد حشويه هستند. دليل نخست ما آن است كه سخن گفتن به آنچه فايده اي نداشته باشد، بيهوده گويي است و اين نقص است و نقص بر خداوند متعال محال است. دليل دوم آنكه خداوند متعال قرآن را به هدايت، شفا و بيان وصف كرده است و اين همه با متني كه معناي آن نامفهوم باشد، سازگار نيست»
    ابن اثير مؤلف كتاب «المثل السائر في ادب الكاتب و الشاعر»،  نیز هركس را كه به وقوع واژه اي زائد و بي معنا در قرآن باور داشته باشد، يا جاهل به اين سخن يا به لحاظ باور ديني ضعيف ميداند. او درجايي ديگر مي گويد: «اگر اين واژه اضافه باشد، بي شك نقص و مذمتي درباره كلام خداوند متعال است؛ چراكه او به واژه اي در كلامش سخن گفته كه بدان نيازي نبوده و معنا بدون آن پايان مي پذيرفته است؛ بنابراين كلام او معجزه نخواهد بود؛ زيرا از بايسته هاي اعجاز نبودِ درازگويي و بيهوده گويي است. درازگويي و تطويل بدي سخن به شمار مي آيد و چگونه ممكن است كلامي كه در آن نقص و عيب است، معجزه باشد؟ بله، اين محال است»
    از جمله مواردی که برخی از مفسّرین آن را حشو در قرآن دانسته اند حال مؤكِّده است.  كه اگر ذكر نشود، معناي آن از كلام دانسته مي شود. ازاين رو معناي جديدي را نمي رساند. بلكه معنايي را كه قبل از آمدن حال در جمله موجود بوده تقويت مي كند. بايد توجه داشت، حال مؤكّده يكي از نمونه هاي پرتكرار همنشيني واژگان مترادف در قرآن كريم است. خداوند سبحان در بيان حال حضرت سليمان (ع) پس از شنيدن سخن مورچه ميفرمايد: «فَتَبسّم ضاحكاً منْ قَولها»
    از دیگر مواردی که برخی از مصادیق حشو (( البته نه حشو مذموم)) در قرآن به حساب آورده اند این آیه ی شریفه است:
    [[فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ《كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ》]]
    و نیز در آیه ی شریفه ی:
    [[ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا《عَبْدًا مَمْلُوكًا》 لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ]]
    از آن روی که بطور مشخص هر 《عبدی》 تحت《مالکیت صاحب خود》است وصف 《مملوکا》 را برخی از مصادیق حشو برشمرده اند.
    همچنین در آیه ی:
    [[فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ 《بِأَيْدِيهِمْ》ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّه]]
    از آنجا که کتابت با دست صورت می گیرد و نه با عضوی دیگر قید 《ایدیهم》 را برخی حشو به حساب آورده اند.
    از این قبیل است  آیه ی شریفه ی :
    [[ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ 《يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ》 مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ]]
    از آنجا که گفتار جز با دهان صورت نمی پذیرد برخی قید 《بافواههم》را از مصادیق حشو بر شمرده اند.
    شایان ذکر است که اکثر مفسرین مواردی از این قبیل را از قبیل حشو در کلام باری تعالی به حساب نمی آورند و حکمت ها و فواید بلاغی ای را برای هر مورد بر می شمارند.
    ابراهیم هداوند
    ابراهیم هداوند
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۶:۰۷
    درود و عرض ادب و احترام
    بهره بردم از فرمایشات‌تان استاد عزیز
    در پناه خداوند باشید
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۵۲
    درود و عرض ادب استاد ارجمندم
    جناب حاج‌محمدی فاضل و صاحب‌سخن
    🙏🌷🙏
    بی‌نهایت از لطفتان سپاس‌گزارم که برای روشن شدن ذهن این شاگرد نوپای دبستان ادب، مطالب و شواهد ارزشمندی را بیان فرمودید.
    بارها خواهم خواند تا ملکهء ذهنم شود.
    باز هم سپاس
    🙏🍀🌷🍀🙏
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۵۱
    خندانک خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۵۴
    خندانک
    خندانک
    مسعود میناآباد  مسعود م
    چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۲۲

    سلام
    استاد حاج محمدی عزیز – در بیان و تشریح ( حشو ) اشاره به قرآن و سخن و کلام خدا کرده اید

    لازم دانستم به عرض برسانم که نظر بعض علما و مفسرین این است که قرآن نمی تواند کلام و یا سخن خدا باشد
    چون اگر باشد پس برای خدا باید حنجره و دهان و زبان و لب نیز تصور کرد

    در صورتیکه می فرمایند ( الله نورالسماوات والعرض ) پس برای نور چگونه می توان دهان و لب تصور کرد ؟ !

    ازان گذشته همین نور نیز نوعی ماده است که باز جای تامل دارد مگر اینکه فقط جنبه روشن بخشی آن در نظر باشد .

    باز هم مثال آورده اید :

    ( و نیز در آیه ی شریفه ی:
    [[ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا《عَبْدًا مَمْلُوكًا》 لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ]]
    از آن روی که بطور مشخص هر 《عبدی》 تحت《مالکیت صاحب خود》است وصف 《مملوکا》 را برخی از مصادیق حشو برشمرده اند. )

    گذشته از بحث ( حشو ) در این آیه به برده داری و تصاحب انسان بر انسان صحه گذاشته شده است
    که باز بعید است از جانب خدا باشد و پر واضح است که با ملاحظه عرف یا قانون زمان جاهلیت بیان شده

    پس شاید بشود چنین بر داشت کرد
    که فرشته ای به اندازه درک خود الهام گرفته
    و رسول خدا نیز به اندازه درک خود از آن فرشته الهام پذیرفته و بیان نموده
    و کاتبان مختلف هم با سلیقه خود مکتوب نموده بعد از آن نیز به طرق مختلف جمع آوری و شاید هم ادیت شده باشد

    مورد دیگر : جمله بسم الله ..... که سر فصل کلیه سوره ها به جز یکی (سوره توبه ) میباشد
    ویا خود سوره حمد که باید آن را دیباچه ای بر قرآن در نظر گرفت
    مثلا :
    ( ایاک نعبد و ایاک نستعین ) که این از زبان بنده خداست نه خود خدا و ....
    بحث مفصلی است که در این مجمل نمیگنجد

    با ارادت و پوذش از شما وحضرت مولایی عزیز.
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۰
    سلام

    و

    مرا سببی ست برای مباهات و سربلندی که این سرای ساده ، مجمع شاهدان دو عالم شده است و قلم ایشان در این شعرخانه نویسا شده است و راهگشا ...
    ارسال پاسخ
    ابراهیم حاج محمدی
    چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۵۸
    جناب آقای مینا آباد عزیز و ارجمند
    با درود باستحضار می رساند که :
    بنابر حصر عقلی در رابطه با منبع تولید متن قرآن چهار نظریه متصور است:
    ۱- الفاظ قرآن الهی ولی مفاهیم آن بشری و ساخته پیامبر باشند.
     این نظریه با هیچ معیار منطقی سازگاری ندارد، زیرا گوینده یک کلام برای ابراز محتوای مورد نظر خود به تولید الفاظ اقدام می کند، الفاظ ابراز شده مسبوق به مفاهیم الفاظ نزد گوینده آنهاست، با اینکه آن مفاهیم در مرحله تولید کلام همراه و همزاد الفاظ می باشند و تنها هنر مخاطب کشف مفاهیم مورد نظر گوینده از تکلم خود در میان دیگر معانی احتمالی آن الفاظ می باشد نه تولید مفهومی برای الفاظ ابراز شده از سوی متکلم چرا که این نه ممکن است و نه معقول
    ۲- مفاهیم قرآن الهی ولی الفاظ آن بشری و ساخته پیامبر باشند.  شاه ولی الله دهلوی چنین دیدگاهی دارد و می گوید: «فقط مضامین و معانی قرآن بر قلب پیامبر نازل شده و بعد خودش آنها را در مقام تعلیم و تفهیم بندگان چون زبانش عربی بوده به این عبارات و الفاظ بیان فرموده است»
    پیروان این نظریه، در اثبات نظر خود به دو روش متوسل شده اند:
    الف) استناد به آن دسته از آیات قرآن که بیانگر نزول قرآن بر قلب پیامبر می باشند. از قبیل این آیه:
    «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأمِینُ عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ بِلِسَان ٍ عَرَبِی ٍ مُّبِینٍ».
    لیکن آنچنانکه مرحوم معرفت در این باره می گوید: «اینکه خداوند می فرماید: قرآن را به زبان عربی فرو فرستادیم کاملا صراحت دارد که ساختار لفظی آن نیز با دست وحی انجام گرفته است» این آیه نه تنها نظر شاه ولی الله دهلوی را تایید نمی کند بلکه مهر تاییدی است بر خلاف دیدگاه وی.
    ب) محال بودن تولید الفاظ به وسیله موجود مجرد (خداوند و فرشته وحی).
    در رد این استدلال باید گفت که: اولا:  خدا با پیامبر واقعا سخن گفته است. (به دلالت استثناء الّا وحیاً در سوره شوری آیه 51).
     ثانیا: سخن گفتن خدا با تولید الفاظ و اصوات به شکل متعارف بشر منتفی است. در نتیجه خدا با پیامبر سخن گفته منتها سخن گفتن خدا، به غیر طریق متعارف (به طرز خاصی) بوده است. و وحی نیز همین شکل خاص سخن گفتن خدا با پیامبر است.
    ۳- الفاظ و مفاهیم قرآن، هر دو بشری باشند. از جمله کسانی که به این نظریه پرداخته اند، محمد مجتهد شبستری است در مقاله «قرائت نبوی از جهان»
    لیکن مبانی استدلال محمد مجتهد شبستری بر این دیدگاه،  منطقی و موجه به نظر نمی رسد و بلکه با دلایل روشن و واضح دیدگاه ایشان مورد نقد قرار گرفته است

    ۴-الفاظ و مفاهیم قرآن هر دو الهی باشند.
    از آنجایی که این نظریه به عنوان نظریه غالب و رایج گرفته شده از قرآن و سنت از دیر باز ریشه در باور عموم مسلمانان داشته؛ نظر مخالفین آن همواره در حد شبهاتی در این زمینه مطرح بوده و هیچگاه قدرت خودنمایی و غلبه و جریان سازی پیدا نکرده اند.
    در قرآن کریم آیات فراوانی است که موید دیدگاه چهارم است از جمله:
    ۱-«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
    ۲-«وَإِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ»
    ۳-«مَا کَانَ لِبَشَرٍ أنْ یُکَلِِّمَهُ اللهُ إلَّا وَحْیًا أوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أوْ یُرْسِلَ رَسُولا ً فَیُوحِیَ بِإذْنِهِ مَا یَشَآءُ إنَّهُ عَلِیّ ٌ حَکِیمٌ» خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۱
    خندانک
    خندانک
    خندانک
    خندانک
    ارسال پاسخ
    علی سهامی
    شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۵
    در چار پاره ی سلمان مولایی بیندازیم . واژگان کلیدی که در فضا و اتمسفر و سپهر گفتمانی این شعر ، به عنوان " دال مرکزی" و عامل انسجام در محور افقی و عمودی شعر قرارگرفته اند ؛ بی گمان نقش تقابلی " من"( شاعر) و " تو" ( محبوبه)دارای اهمیّت و به منزله ی ستون های شعر از ابتدا تا انتها محسوب می شوند. به این رابطه های تقابلی و لازم وملزومی نگاه کنید:
    من ( شاعر) = بندر آزاد که در برابرش..." تو"( محبوبه) = ماهی پولک نقره ای قرار دارد.
    من شاعر= پلنگ غار در برابر " تومحبوبه= ماه
    من شاعر= فرهادکوهستانی در برابر " تو" شیرین
    من= شبم در مقابل " تو" شمع و مهتابی
    " من" = شاعری مست... و... " تو" شراب
    در کل... هرچند در اشعار غنایی حدیث نفس و " من" شاعر بیشتر جنبه شخصی و فردی دارد امّا در این شعر رگه ها و فرازهایی از " من ِ اجتماعی" شاعر دیده می شود .
    موسی ظهوری آرام(آرام)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۴۰
    سلام
    و باز هم شاه کاری دیگر از جناب مولایی که سکوت بهترین واکنش است در برابر این همه زیبایی
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۴۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۳۲
    سلام

    و

    رفیق همیشه نجیب و شریف من

    اگر چه دورادور اما در روزهایی که گذشت به آن چه در پای شعر و مطلب ات روی داد حواس ام بود و چون همیشه در برخورد با بی اخلاقی ، نجابت و صبوری ات را ستودم اما در تکمیل مطلب وبلاگ چند خطی نگاشته و تحت عنوان شکار آهوی ۵ برای تایید ارسال داشته ام تا یار که را خواهد و میل اش به که باشد ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۴
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد قنبرپور(مازیار)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۰۸
    با سلام
    دوست عزیز شکارچی آهو که خود آهویی در بند عشق محبوبش است
    من اینجا از همه دوستانی که در پای وبلاگ جناب خواحه زاده در مورد مبحث موسیقی درونی شعر به بحث و نظر و تبادل اطلاعات پرداختند دعوت میکنم به خوانش چند باره این شعر که تنها حرف پس وند (آر) شعر را شاید ظاهرا به کلاسیک تبدیل کند اما واقعیت این است که من شخصا قالب نو بدیعی را مشاهده می‌کنم

    زنجیره ای از بدعت ابتکار خلاقیت نوآوری حس آمیزی استعاره تمثیل مراعات نظیر واج آرایی سجع تشخیص ووو
    پس دیگر حرفی نمی‌ماند و فقط بارها می‌خوانیم و تشویق میکنیم انهم ایستاده خندانک خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۴۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۵۳
    سلام

    و

    مازیار مهربان و خوش قلب

    اگر چه از این گونه دیوانه بازی ها در فرم قالب های کلاسیک بسیار دارم که هر بار پس از انتشار به مذاق خوانندگان خوش نشسته است اما هرگز آن ها را به عنوان قالبی مستقل ندیده و نخواهم دید چرا که خودم را مرهون بلامنازع ادبیات کلاسیک ایران دانسته ام و نیک پی برده ام که آوردن قالبی نو که در گذشته به آن شیوه مسبوق به سابقه نباشد کاری بسیار صعب و محال گونه است و باقی شرایط لازم برای این امر را در شکار آهوی ۵ برشمرد ه ام ، اما این نگاه پر از بزرگواری ات سببی است بر گران تر شدن بیش از پیش بار امانت بر دوش من و دلیلی برای به کار بستن تمام توان ام در شرح عاشقی ...
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۰
    سلام،شعر زیبایی هست و واقعا احساس آدمو درگیر میکنه خندانک خندانک خندانک

    خوشحالم که در این سایت حضور دارم و خواننده ی اشعار ناب شما هستم
    پیروز و پایدار باشید خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۴۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۵۹
    سلام

    و

    بی تردید خوش حالی و نیک بختی از آن شاعری ست که خوانندگانی شاعرتر از خویش دارد و چون شطرنج بازی نابلد که در بازی بزرگان راه یافته است ، روز به روز آب‌دیده تر می شود ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    حدیث عبدلی (یارا)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۵۸
    اما نمی دانند این شاعر
    مست از شراب بوسه های توست
    شرب مدام اش رنگ چشمان ات
    می خانه اش اعماق گندم زار

    هرگز نمی فهمند سلمان ات
    دیوانه ای بی باک و زنجیری ست
    وقتی که پای تو وسط باشد
    محبوبه ی اشعار بی تکرار ...

    _____________

    سلام و عرض ادب و احترام

    جناب مولایی ادیب و گرانقدر
    شعر زیبا و سرشار از احساس ناب از قلم سلیس شما خواندم
    سروده ای ستودنی و منسجمی ست
    درود بر شما خندانک خندانک

    عاشقانه هایتان هماره بر مدار عاشقی خوش بدرخشد

    شاعرانگی هایتان مستدام


    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۲:۴۳
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۰۲
    سلام

    و

    به شیوه ی نیکوی معهود خویش دیگر بار با درج نقاط اوج شعر ، شاعر را در ادامه ی راه ، چراغی تابناک بخشیدید ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۲۱
    خندانک
    ارسال پاسخ
    سعید صادقی (بیدل)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۵:۴۴
    سلام و درود فراوان
    خدمت جناب مولایی عزیز

    شرافت سرودن برای یک عشق پاک همواره برایم ستودنیست
    در مورد ظرافت های شعر دوستان گفتند. من فکر میکنم موسیقی به قدری درست برایتان جا افتاده که جایگاه هر کلمه ملکه ی ذهنتان شده که با شناخت کاملی که از آرایه ها دارید کار دشواری برای چیدن کلمات کنار هم و هنر نمایی اینچنینی ندارید. اشتباه نشود من تنها گره ی ذهنی خودم در مورد توانایی فوق العاده ی جنابتان را بازگو کردم و نباید از این کلام برداشتی دیگر شود

    به واقع شما یک حرفه ای هستید خندانک


    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۱۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۱۲
    سلام

    و

    بیدل دلربا و دلدار آن چه گفتی نه تنها نادرست فهمیده نخواهد شد بلکه بازگویی آرزو ی نوجوانی ست که برای درک عملی اوزان هر آن چه را می دید و می شنید از آگهی های رسانه ای تا شعرهای پشت وانتی را تقطیع می کرد تا وزن در زبان و گوش و چشم اش جاری شود و روزی برسد که اگر اراده کند بتواند گفتگویی عادی را نیز موزون بازگوید و امروز شنیدن تحقق این آرزو از زبان خالی از تملق و تعارف تو دل و جان اش را سرشار می دارد از شادمانی و مباهات ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۵:۴۶
    بله بزرگوار گویا بود برایم که این موسیقی کلام کاملا سبقه ی محکمی دارد و شروع داستان میتوانست باشد. درود بر شما
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۶:۲۴
    سلام بزرگوار
    زیباست خندانک
    قاطعیت در سرگذشت شاعری دیوانه!
    موفق و موید باشید خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۱۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
    سلام

    و

    چه فرخنده است که نیکمردی از تبار بدری های شریف ، دیده ی لطف بر این صفحه ی بی لطافت گشوده است و قلم مهر بر تاریکی های آن تابانده است ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۰۱
    درود بر سلمان مولایی
    این شاعر هوشیار وصاحب سبک
    شعری پر از احساس و اندیشه
    شعری همیشه خاص و کم تکرار.
    خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۵
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۷
    سلام

    و

    گویی که امروز نعمت بر این شعر و شاعرش تمام می شود و به کمال می رسد راست بدان روی که مجمع ادیبان و دوستانی بی مثال شده است ...باشید و بتابید همواره ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    رضا رضوی تخلص (دود)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۵۲
    سلام و درود جناب مولایی بزرگوار
    بسیار زیبا ، با طراوت و دلنشین بود
    مستدام باشید خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۰۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    سلام

    و

    اگر چه می دانم این واژه ها توان تجلی احساس درونی را به تمامی ندارند ولی باز هم به واسطه ی ایشان خوشآمد گویی های فراوان و سپاس های بی پایان ام را پذیرا باشید ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    اصغر ناظمی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۳
    سلام
    وعرض ادب خندانک خندانک خندانک خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۳
    سلام

    و

    استاد ناظمی ارجمند

    عرض ادب اگر چه از روی فروتنی بسیارتان از قلم شما جاری شد ولی بر همگان آشکار است که این امر را شاگردان سزاوارترند تا اساتید مهربان ...
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۳۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۱
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مهرداد مانا
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۷
    سلام
    فعلا یک شاخه گل تقدیم شما کنم خندانک
    یکی هم واسه محبوب خندانک
    و یکی هم واسه خوانندگانت خندانک

    تا اگر فرصت و توانی دست داد راجع به بوی ضخیم افاضاتی صادر کنم . اما قبل از هرچیز جناب مجید قلیچ خانی و جناب وحید سلیمی را به خوانش این خطوط دعوت میکنم چرا که این دو ( و نیز محمد جواد عزیز ) دل نگران بودند از غیبت چند روزه ی سلمان و قول داده بودم که برخواهد گشت . این را تیک نقد میزنم که ببینند و البته برمیگردم و ویرایش خواهم کرد تا تیکم محلی از اعراب بیابد خندانک
    محمد جواد عطاالهی
    محمد جواد عطاالهی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۰۱
    سلام

    و

    چشم به راه ات خواهم نشست رفیق شاعر من ...
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۳۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۱
    درود ‌وعرض ادب خدمت استاد گرانقدر و برادر مهربانم خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    اميرحسين علاميان(اعتراض)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۸
    سلام بر سلمان جان عزيزم
    فدايي ام خندانک
    نبودي دلتنگ بوديم خداوكيلي خندانک
    وقتي خوب است، چه ميتوان گفت به جز آنكه بگويم خووووب
    سروده هايت بر روح و جان خوش مينوازد
    قلمت سبز سرفراز باشي
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۲۵
    سلام

    و

    خواهان بخشش ام از آن چه که ناخواسته دلتنگی دوستان جان ترین ام را به بار آورد و دیگر آن که سروده ی پایانی ات را در این روزها ی نبودن بارها وارسی کردم و سخن بسیار دارم در باره اش که روزی خواهم نوشت ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    درودها امیرحسین عزیز خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد جواد عطاالهی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
    سلام و عرض ادب جناب مولایی
    وقتی بارقه ایی از احساس به قلم در می آید شعر پر از طور اعجاز می شود
    به دل نشست آنچه از دل نوشتید
    شکر خدا به خاطر این محفل و شاعرین و اشعارشان
    حق مطلب را دوستان و اساتید به جا آوردند و می آورند به امید خدا
    در پناه حق باشید
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۲۷
    سلام

    و

    شاعرترین جوان سایت ناب ، رفیق نجیب من ،
    دیدن اسم ات چه در مقام نویسنده ی نظر و نقد و چه در هنگام انتشار شعر برای ام همیشه هیجان انگیز است و دوست داشتنی ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۱
    درود و امشب خدمت جناب مولایی عزیز میرسم با این شعر زیباشون خندانک خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۲۹
    سلام

    و

    بارها و بار درود و سپاس در شکل گل و نقل و عود و عنبر نثار قدوم دلنشین و جان نشان ات مجید جانان ...
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۰
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    زهرا زارع  بهار ناب
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۶:۰۲
    درود بر شما بسیار بسیار زیبا سرودید گویا شعرتان با انسان حرف میزند
    بسیار خرسندم که شعرتان را خواندم شاعرانگی تنها بر احساس داشتن نیست شاعرانگی یعنی نوشتن شعر با معنی و مفهوم که شما آن را تمام و کمال در شعرتان به کار بردید وباید گفت شما گزارش گری شدید در لحظه سرودن شعر واین کاملا در شعر شما احساس میشود درود بیکران بر شما 🌺🌺🌺🌺🌺
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۹:۵۸
    سلام

    و

    علاوه بر همه ی آن چه که به درستی گفتید شعر و شاعر و شاعرانگی وقتی مخاطبانی تیزبین و فهیم و شعرشناس داشته باشند که از روی لطف و مهر خویش و به روراستی در برابر شان واکنش نشان می دهند ، همیشه در راه رفتن به سوی کمال و اوج قدم بر می دارند تا بتوانند سزاوار ذوق سرشار و سلایق ممتاز ایشان باقی بمانند .
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۰
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    فروغ فرشیدفر
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۶:۵۲
    درود بر جناب سلمان خان مولایی گرامی🌹
    چقدر حس زیبا دراین شعر هست...
    عالی و پراز عشق
    روان و سرشار
    💚
    " ماهیِّ پولک نقره ایِ من
    من بی تو دریایی پر از خشم ام
    توفان تن و دیوانه و نا امن
    با ساحلی از بی کسی سرشار "
    👌👌👌
    آباد باشید.
    🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹☘

    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۱۲
    سلام

    و

    برای هر شاعری ادراک این که شعر ش توانایی آفریدن حالی خوب حتی برای لحظه ای را داشته باشد ، دانشی دوست داشتنی و بسیار دلخواه است ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    عليرضا حكيم
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۷:۰۹
    درودها بر شما جناب مولایی
    بسیار هم زیبا سروده اید
    شاعرانگیتان مستدام
    خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۳۳
    سلام

    و

    چه خوش بخت و نیک انجام اند شعر و شاعری که مطمح نظر اساتید هستند و پرتو لطف ایشان سایه ی مهر بر سر و روی شان گسترانیده اند ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    ابوالفضل احمدی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۸:۰۷
    سلام و درود🌻
    دلمان برای اشعار آغشته به بوی سیگارت تنگ شده بود :)
    در زیبایی شعرت سخن ها بسیار است
    خودت میدانی چه خوب گفتی سروده را
    عالی
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۳۷
    سلام

    و

    سپاس بی شمار از حضور گرم و البته این بار طناز و دلنشین تان ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    سارا رحیمی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۸:۳۰
    درود ها برجناب مولایی واشعار همیشه بی بدیلش خندانک
    بسیار زیباست وبسیار بر دل می نشیندومن همچنان شعر زیبایت را چندین بار خواندم عالی ست جناب مولایی گرامی

    اما نمی دانند این شاعر
    مست از شراب بوسه های توست
    شرب مدام اش رنگ چشمان ات
    می خانه اش اعماق گندم زار

    هرگز نمی فهمند سلمان ات
    دیوانه ای بی باک و زنجیری ست
    وقتی که پای تو وسط باشد
    محبوبه ی اشعار بی تکرار ...
    وبی تکرار
    وستودنیست
    نویسا بماند این قلم همیشه به مهر
    وشادی همنشین لحظه لحظه زندگیت خندانک
    🌹🌹🌹🌹
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۴۶
    سلام

    و

    بی گمان با آن قسمتی که سخن از « بر دل می نشیند » گفتید به تمامی موافق ام چرا که تک تک این واژه ها حتی حرف های اضافه و ... از دلی دیوانه برآمده اند لاجرم بر دل می نشینند اما در دیگر مراتب نظر بلند تان قطعاً لطف بی کران شما بسیار دخیل بوده است ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو نامداری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۸:۵۹
    سلام جناب مولایی گرامی
    بسیار بسیار زیبا و غمگین لذت بردم همیشه سلامت و شاد باشید خندانک خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۰۲
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
    سلام

    و

    بسیار بسیار خوش آمدید هم چون هماره ی حضورتان که سبز است و گرم ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    یدالله عوضپور    آصف
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۲۵
    سلمان عزیز درود
    حالت چطوره دوست خوبم
    سروده ای با غنای فراوان سرمۀ چشمانم شد
    بمان و قدر خودت را بدان. بنده که درحدوسعم قدرت را می دانم .
    مجددا درودت باد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۵۵
    سلام

    و

    استاد مهربان من

    قدری اگر باشد و قیمتی همان است که در جوار شما نصیب ام شده است پس برای دانستن اش بهترین کار ماندن در جوار تان است و آموختن در حین آن ...
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۵۵
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    طوبی آهنگران
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۳۳
    با سلام
    دیدم به اعتراف شعر
    غم را ز سکوت احساس
    دیدم بال بسته
    ولی پرواز در شعر او رسته
    از تلخی ایام هم گفت شاعر
    نغمه را گفت اما سر بسته
    بسی سخت معنی شعر او
    ولی. دانم غمی در آن نشسته
    گفت از عجاز ه خاطر نرگس
    از روزگار گفت اما دست بسته
    شاید از گو شده گان ایام گفت
    یا از نفسی که با دسگاه گفت
    دید ه در باد خزان برگ ریزان را
    از درخت سردرگم روزگاررا
    دورود بی پایان بر شما
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۵۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۵۸
    سلام

    و

    تراوش بی امان احساس و اندیشه از قلمی مهربان و بزرگوار
    بهترین ارمغان ها را به بار می آورد ، بی تکرار ...
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۸
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    تاراناصری راد (خاطره)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۲۹
    از دفتر دیوانگی های من ومحبوب
    شوری دگر برپاشداز سلمان
    محبوبه ی اشعاربی تکراد
    غم از دل این قصه ها بردار
    استاد ادیب زبانم فقط به این بداهه واشدوبس خندانک
    آری ، تمام داستان این است
    بی تو دقایق مثل عقرب ها
    کند و گریبان گیر و زهرآلود
    در صحن ساعت می خزند انگار
    خندانک خندانک خندانک

    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۵۸
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۸
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۰۰
    سلام

    و

    بر جای نهادن این چنین ارمغانی که نشان از دل دارد و از ادراک آن چه از دل برآمده است ، بی هیچ اغراقی گواه قاطعی ست برای کمال تجلی شعر در جان آدمی ...
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۳
    خندانک
    ارسال پاسخ
    امید کیانی (امید)
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۳۳
    درود و عرض ادب

    شکـــوه حضورتون سبب خـرسنـــــــدی وآســـــودگی خاطـــــــرمان شد.

    قلمتون هماره توام شعر ِ ناب ِ حضرت ِ عشق‌تان

    دلتون ازگرفتگـــــی تهی
    مسیرزندگیتون سبز

    بسرایید سراینده زیبانگار🌱🌸🍃


    با احترام
    امید

    خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۵۸
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۸
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۰۴
    سلام

    و

    شکوهی اگر در این خراب آباد یافت شود بی تردید به سبب بودن دل آرای دوستان است و تحریر بی ریای قلم شان ...
    ارسال پاسخ
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۳
    خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۵۵

    _______________________________________: خندانک

    درود و عرض ادب استاد مولایی ارجمند
    باید به قلمتان اقتدا کرد و قامت بست و تا قونیه رقصید

    ___________________________________ خندانک

    سایه سار عشق محبوب بی بدیل خندانک
    بر قلمتان همیشه سبز خندانک _________________ خندانک

    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۵۹
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۰۴
    جاااان نازنینم
    مثل همیشه خورشیدواری محبوبه ای، ماه
    دلت شادو شادیت هر لحظه افزون باد، آمین خندانک
    مسعود میناآباد  مسعود م
    مسعود میناآباد مسعود م
    شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۱۸
    -----------
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۵۱
    سپاس بی شمار برای این گل افشانی خوش نگار ...
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۱۵
    سلام

    و

    از قونیه گفتید و رقص یک باره غزلی در یادم تازه شد با نام غزل سپید محبوب که آن چه را در ذهن مانده است پیشکش نگاه تان می کنم ؛

    هزار صوفی دیوانه پشت این اشعار
    سماع اسم تو را حلقه بسته اند انگار

    صدایی از وسط قونیه ... درون سرم
    حروف حضرت نام تو می شود تکرار

    جنونی از طرب و رقص در کمرگاه ام
    صدای خنده ی تو در شلوغی بازار
    .
    .
    .
    مرا به سر چه نیاز است در برابر تو
    که دل ربوده ای از من در اولین دیدار

    که شمس ؛ شعله ای از چشم‌های محبوب ات
    و مولوی ؛ غزلی تا همیشه ، بی تکرار ...
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۱۸

    خندانک خندانک
    خوشتر آن باشد که سرّ ( اسم ) دلبران
    گفته آید در حدیث دیگران ( دوستان )
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۴:۲۲
    محبوب بی بدیل
    اگر شعری را گل افشان کند
    لاجرم آنی نهان در او نهفته است
    که بی یافتن اش دل آرام نمی گیرد ...
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۳۳
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۴
    با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

    منیژه ی خوش قلب و عزیزتر از جان
    جمال دل آرای شادی آن گاه رخ بر می گشاید
    که چشم ام به دیدارت روشن می گردد ...

    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۴۹
    خندانک


    « با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
    تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی »


    خندانک


    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۰۳
    ....... خندانک
    ...... خندانک
    ..... خندانک
    .... خندانک
    ... خندانک
    .. خندانک
    . خندانک
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۲۸
    درود و عرض ادب خدمت استاد والااندیش و گرانقدرم خندانک خندانک

    بمانید و بسرایید به مهر و مهربانی عزیز بزرگوار خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۷
    خندانک
    خندانک
    خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۰۲
    سلام

    و

    بی گمان یارای سپاس گزاری و از عهده برآمدن شکرگزاری این همه لطف رنگارنگ و لطیف تان را نمی توانم داشت ...
    ارسال پاسخ
    پرستو پورقربان (آنه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۳:۴۲
    سلام .... خندانک

    شعری چنین تمام قد کامل و سرشار و غنی جز از قلم ماهر و هنرمند شما نمیتواند آمده باشد ... خندانک
    میتوان در بند بندش از شدت زیبایی محو شد ..
    چه سعادتی است خواندنش خندانک

    بمانید به مهر خندانک
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۶
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۸
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۵۸
    سلام

    و

    از بلندنظری و بی کرانی لطف تان کلماتی جز این نمی سزد و گر نه این شاعر دیوانه کجا و هنرمندی کجا ؟؟
    ارسال پاسخ
    محمد علی رضاپور
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۴۸
    سلام و درود بر معمار توانای واژه ها
    خندانک
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۶
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۸
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۵۴
    سلام

    و

    بی شمار است مهربانی قلم تان و بی شمار تر سپاس های ام بودن تان ...
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۰۷
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۶
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۸
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۵۱
    سلام

    و

    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    رضا محمدصالحی
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۵:۱۶
    سلمان تر از این سطرها هستی
    مولای این ابیات بی تکرار ...

    درود بر شما

    بسیار زیبا ... دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    آرزو عباسی ( پاییزه)
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۷:۵۷
    خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۴۰
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۴۹
    سلام

    و

    باور کنید بودن تان برای ام همیشه قوت قلب بوده است و دلیلی برای درستی راهی که در آن پیش می روم ...
    ارسال پاسخ
    درویش حسین ندری
    يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
    عاااااااااااااااااالی بود احسنت


    لذت بردم



    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۳۹
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
    سلام

    و

    عالی دیدار دیگر بار قلم مهرتان بود در این تاریک خانه ...
    ارسال پاسخ
    محمد خوش بین
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۲۹
    سلام و درود بر استاد بزرگوار واقعا خیلی خیلی زیبا بود خندانک خندانک خندانک

    اگر مست و اگر دیوانه هســـتیم
    اگر در مسجد و در لانــه هستیم

    اگر مفتی وگر قاری به قـــــرآن
    اگر مجنون وگر پروانـــه هستیم

    اگر دهقان وگر شاگرد مکتــــب
    اگر عاشق وگــر دُردانـــه هستیم

    اگر شیخ و وگر عارف به کنجی
    اگرخویش و وگر بیگانـــه هستیم

    اگر مرشد وگر ذاهد به راهـــــی
    اگر در بیرون و در خانـه هستیم

    اگر ظاهر وگر باطن به طـرزی
    گر سرکش وگر شکرانــه هستیم

    اگر پیرو ز عیسی و ز موســــی
    اگر شمع و وگر پروانـــه هستیم

    اگر یک جا و گر فردی به هرجا
    به سوی معشوق یک دانه هستیم
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۲۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۲۷
    سلام

    و

    این روزها با خواندن از قلم بی مانندت به کشف لذتی دلنشین می رسیم ...
    ارسال پاسخ
    محمد عرب
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۴۲
    محبوبه ی اشعار بی تکرار خندانک
    خیلی زیبا بود استاد مولایی عزیز خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۶:۳۱
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۲۴
    سلام

    و

    چشم به راه غزل های دل نشان ات بودم و چه خوب که این انتظار دیری نپائید ...
    ارسال پاسخ
    عرشیا خوشرو
    سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۰:۵۷
    درودها
    🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۰۹
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۲۰
    سلام

    و

    سپاس های بی پایان رفیق جوان ...
    ارسال پاسخ
    علی سهامی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۹:۲۰
    درود بر جناب مولایی و سپاس از نگره اش به سیاه مشق کوتاه من....
    در اندیشه های سیاسی ایرانیان نوعی \" شبان - رمگی\" دیده می شود... در شاهنامه فردوسی که از منظری دیگر سیاست نامه و شناسنامه ملی ایرانیان است... در نظریات حکومت داری بوعلی سینا...ابوالحسن عامری، سیاست نامه خواجه نظام الملک.....بگیر تا اندیشه های فیلسوفان معاصر مثل \" شبان رمگی\" فوکو..... و .... در این شعر، من فقط چند واژه از حاصل ِ مختصر مطالعاتم و تامل در آثار پیشینیان و پسینیان را ....از انبان ذهنی ام بیرون کشیده ام .....همین !.... و به قول فروغ نخواسته ام که فاضلانه شعر بگویم
    ( ارادتمند علی سهامی دکترای ادبیات و مولف کتاب دیپلماسی در شاهنامه فردوسی)
    علی سهامی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۰:۴۲
    اگر بخواهیم نگاهی گذرا به \\" شبکه من و تو\\"(!!!) در چار پاره ی سلمان مولایی بیندازیم . واژگان کلیدی که در فضا و اتمسفر و سپهر گفتمانی این شعر ، به عنوان \\" دال مرکزی\\" و عامل انسجام در محور افقی و عمودی شعر قرارگرفته اند ؛ بی گمان نقش تقابلی \\" من\\"( شاعر) و \\" تو\\" ( محبوبه)دارای اهمیّت و به منزله ی ستون های شعر از ابتدا تا انتها محسوب می شوند. به این رابطه های تقابلی و لازم وملزومی نگاه کنید:
    من ( شاعر) = بندر آزاد که در برابرش...\\" تو\\"( محبوبه) = ماهی پولک نقره ای قرار دارد.
    من شاعر= پلنگ غار در برابر \\" تومحبوبه= ماه
    من شاعر= فرهادکوهستانی در برابر \\" تو\\" شیرین
    من= شبم در مقابل \\" تو\\" شمع و مهتابی
    \\" من\\" = شاعری مست... و... \\" تو\\" شراب
    در کل... هرچند در اشعار غنایی حدیث نفس و \\" من\\" شاعر بیشتر جنبه شخصی و فردی دارد امّا در این شعر رگه ها و فرازهایی از \\" من ِ اجتماعی\\" شاعر دیده می شود .
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۲۱
    سلام و ایکاش همین را با تیک نقد ارسال میکردید که همه فرصت آموختن از آن را به یکسان داشته باشند
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۱۶
    درود برشما جناب مولایی عزیز گرامی
    بسیار عالی وزیبا و
    جالب بود خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۶
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سحر غزانی
    جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۴۵
    آری ، تمام داستان این است
    بی تو دقایق مثل عقرب ها
    کند و گریبان گیر و زهرآلود
    در صحن ساعت می خزند انگار

    سلام و درود جناب مولایی
    چقدر خوبه با کلمات ساده مفاهیم جالبی رو
    قلم میزنید

    شاعرانگی هایتان پایدار خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۷
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود کی پور (تندیس تنهایی)
    شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۴۷
    پدر خندانک اشعار طولانی و قشنگ ایران خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۰:۰۷
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آرزو رستمی
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۲:۲۴
    درود بر شما
    تاثیر و گذار و زیبا
    و دلنشین
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    حسین رضایی
    يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۲:۲۰
    سلام و درود موفق باشید خندانک
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آذر مهتدی
    دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۱:۳۵
    درود جناب مولایی ارجمند
    چقدر طول کشید تا به کامنت رسیدم که بتوانم سهمی اندک از قدردانی از این اعجاز که در تک تک ابیات شاهد بودم داشته باشم...
    خدا را شاکرم که در این سایت افرادی هستند که باعث شدت علاقه و درک بیشتر شعر و شعور می شوند. و جناب مولایی شما یکی از این افراد معدود و خوشبختانه سرشناس هستید که از محضرتان بهره می برم.
    بمانید در سلامتی
    و شاعرانگی هایتان پیوسته آموزنده
    🌺🍃🌺🌺🌺🍃🍃🌺🍃🌺
    محبوبه امیری
    محبوبه امیری
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    آذر مهتدی
    آذر مهتدی
    حدود ۱ ماه پیش
    سپاس بانو🌺🍃🌺🍃🌺🍃
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0