سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 14 اسفند 1399
  • روز احسان و نيكوكاري
21 رجب 1442
    Thursday 4 Mar 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

      پنجشنبه ۱۴ اسفند

      گاه باران بی ترانه (هاشور)

      شعری از

      سید محمدرضا لاهیجی

      از دفتر سماعِ قدم (هاشور) نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ ۲۰:۲۴ شماره ثبت ۹۴۷۱۷
        بازدید : ۸۷۴   |    نظرات : ۳۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
       
       گاه باران بی ترانه
       
       "بی گُهرهایِ فراوان"
       
       مرگ به‌بار می‌آورد!
       
       
       
       تیرباران...
       
        بمب‌باران...
       
       سنگ‌باران...
       
       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
       
       سیدمحمدرضالاهیجی
       ساکوتی.هند
       
       
       مبدعِ هاشور:
       استاد جانان بهروز وندادیان
       
       
      ۹
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۲:۰۸
      درود ارجمند خندانک

      زیبا سروده‌اید.


      با توجّه به این‌که در کامنت‌ها از خوانده نشدن شعرتان گله‌ نموده‌اید، باید بگویم:
      نگران نباشید بزرگوار.
      مطمئنا خوانده شده‌اید ‌و خوانده خواهید شد.
      نگاه نکنید اسم چند نفر زیر شعرتان است.
      ببینید چقدر بازدید خورده شعرتان.
      حتّی برخی از اشخاص آنقدر یک شعر به دل‌شان می‌نشیند که با اجازه از شاعر و یا بدون اجازه، شعر را کپی می‌کنند و بارهای بار برای خودشان می‌خوانند و برای دوستانشان ارسال می‌کنند.
      شما حسّتان را به اشتراک می‌گذارید و این نهایتِ بزرگ‌منشیتان است.

      آوای دلتان شاد خندانک

      شاعرانه‌هایتان ماندگار خندانک
      سید محمدرضا لاهیجی
      سید محمدرضا لاهیجی
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۸:۵۴

      سلام
      عرض ادب

      صداقت حرف بعضی افراد از صدها هزار فرسخی از تعریف پر از تحریف چاپلوسی بعضی برای حقیر خوشتر و شیرین تر است، و حقیر به راحتی این دو رفتار و گفتار را تمیز می‌دهم، اگرچه تک فرزندم اما احساس کردم خواهری الآن برایم پیام گذشته چراکه سخن شما بو و مزهٔ و مهربانی خواهرانه داشت ممنونم که خواهرانه آمدید و خواهر شدید و خواهرانه تر از خواهری واقعی مرا خواندید

      از خواهری خدا کم‌تان نکند
      یادم نمی‌رود هرگز

      از خواهری‌که قلبِ قلم را گرفته دست

      لطفی رسیده تا که بپوشم مقامِ هست


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ۲۲:۵۳
      بزرگوارید جناب لاهیجی ارجمند خندانک
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۳:۱۰
      😢

      درود استاد لاهیجی بزرگوار خندانک خندانک خندانک
      تلخ اما بسیار دلنشین بود سروده تان، با تصویری زیبا که تصویرسازی شعر شما را صد چندان نمود خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۳:۴۹
      سلام جناب لاهیجی دورود بر شما
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمدرضا لاهیجی
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۷:۴۶
      می‌روم مثلِ خودم پیــــــــــدا کنم دیوانه‌ای

      مردمْ این‌جا صاحبِ عقل‌ند و انواعِ بدی!


      خداحافظ

      موفق باشند و باشید به تمامِ معنا و اَتمِّ کلام همه
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۷:۵۹
      درودتان
      جناب لاهیجی گرانمهر
      بسیار نیک ...چرا خداحافظی گرامی
      پزشکان که بیش به آلام و احوالات مردم جوامع آگاهند و هماره صبورترند و دانشخیز و انسان مدارانه همنوعانشان را تحمل میکنند ..
      بسیار قلمتان را دوست میدارم ..
      سید محمدرضا لاهیجی
      سید محمدرضا لاهیجی
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۲۴
      سلام
      عرض ادب

      با آن‌که هر دو پایم از باب لطف و حکمت و رحمت واسع خدا قاطع قطع شده و چیزی بنام
      پا موجودیت دیگر در حقیر ندارد و از خرداد سال گذشته بازنشسته شدم اما کرونا که تشریف‌فرما شد به خواهش خود به بیمارستان برگشتم تا از باب قسمی که خورده‌ام ناز و منت بیماران را بکشم و باری به‌قدر وسع و توانم بردارم این را عرض کردم چون جالب است آن‌وقت با این‌همه مشغله اکثر قریب به اتفاق توقع پاسخ به کامنت هم دارند، با این‌که کراراً گفته‌ام باز یا نصیحت می‌فرمایند برایت خوب نیست جواب کامنت نمی‌دهی، یا ترک صفحه می‌کنند، انگار ختم و عروسی‌ست که باید بروی تا بیایند (مضحک و تعجب آور نیست؟!)😊

      اصلاً چه کسی گفته و کدام قانون اخلاقی یا مدنی باید حتماً پاسخ داد به کامنت، مگر کامنت سلام زیباست پاسخ می‌خواهد، که هی بگیم تشکر تشکر، جواب کامنت وقتی وجوب دارد واجب است که سؤالی طرح شده باشد، نه شعر بواسطهٔ چت شهید شود!

      ضمن این‌که لاهیجی درست‌‌ست که پی لایک و فلان و بهمان نیست اما شعر ارج و قرب دارد، هیچ آدم خردمندی نمی‌رود در مسجدِ خالی خطابه و وعظ بخواند یا نمی‌رود در برهوت و بیابانی خالی برای ریگ در دیگ شعر بپزد

      شعری که مخاطب ندارد همان در سنگر دفتر دهانش را چهل قفله ببندم و خفقان بگیرد و با پاچش غبار فسیل شود شرف دارد تا خودم را فریب دهم!

      وقتی خوانده نمی‌شوی ابلهانه‌ترین کار بودن و ماندن‌ست، اسم از احدی نمیارم تا جنگ جهانی صورت نگیرد و احزاب لاهیجی را متهم به فلان نکنند، اما دیدم بندگان خدای شاعری را که اصلاً انگار برای دیوار نوشته‌‌ و سروده را ارسال و گذاشته‌اند و برعکس افرادی که کیلوکیلو و خروارخروار نوشتهٔ بی در و پیکرشان به به و چهچه الکی شده و می‌شود

      خب کاری هم نمی‌شود، حرف زدن هم صادقانه عرض کنم وقتی فایده دارد که تغییری حاصل شود وگرنه وقتی قطعی و حتمی بدانی برای حرفت تره کسی خورد نمی‌‌کند با گفتن هر حرفی یا شأن انسانی خودرا پائین می‌آوریم یا باعث رو دادن به قبیلهٔ خوارج پی بازی نازنازی می‌شویم که از هر طرف باد بیاید به همان سوی می‌روند و یا چه و چه و چه...

      پس لااقل برای خود که می‌توانم تصمیم بگیرم
      کسی‌که جلویم را نگرفته‌ست، حداقل حقیر با این تن بیمار وقت اضافی ندارم برای دیوار اثر ارسال کنم یا بروم وقت بگذارم نقد بنویسم پاک و غیرفعال شود یا چشم به بدی بعضی عرض ورزان ببندم

      احترام سایت و مدیریت و زحمات ایشان واجب پس می‌روم که آن خوارج شادی کنند و خودم حس آزادی و آبادی

      ازاین پس فقط گاهی می‌آیم و در سکوت شعر شاعران واقعی می‌خوانم و اثری از حقیر چه منظوم باشد و چه منثور و چه متن ادبی ارسال ‌نمی‌کنم، چون لاهیجی فدای سر همه شعر شأن و احترام دارد ضمناً ما مثل بعضی‌ها نیستیم که دیروز جلو چشم همه انواع و اقسام بی احترامی‌‌ها را کرد و دقایقی نگذشته از ترس کامنتش را ویرایش و چیز دیگری نوشت که هزاران درجه فرق داشت بعضی‌‌ها خودشان گوش درازند دیگران را به چشم خود می‌بینند!

      موفق باشید
      خدانگهدار
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      سیده نسترن طالب زاده
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۲:۴۹
      جناب لاهیجی مهربان
      قلمتان غنیست ،به عاطفه و هنر ،دانش و طراوت ..
      اگر این بهره مندی را از بنده -مینیمم- دریغ نفرمایید ،مایه ی شادمانی و خرسندی خواهد بود ..
      مخاطبین گرانقدر این جانب هم بسیار معدودند که نگاه رنجه میفرمایند و مرا شادمان و مفتخر ..
      و نیز شاعرانی که قلمشان را دوست میدارم به همان نسبت قلیلند ..
      اما دوست داشتم در پاسخ به نگاشت گرامیتان یاداوری کنم ،ما مسئول سطح ادب و اخلاق سایرین نیستیم و هرگز نباید انتظار داشته باشیم همگان در اشل رفتاری ما اکشن و ری اکشن داشته باشند ...هرگز نمیتوان اذهان کسانی را مجاب کرد که هرگز ارجی برایشان قائل نیستی و برایت اهمیتی ندارد که در مورد تو چه مینویسند و یا چه احساسی دارند ..
      این اشتراک گذاری ادبی ،چیزی به جز التذاذ هنری و طیب خاطر در محیطی امن نیست ، زیباتر ازینها باید به حضور دوستانمان هرچند معدود اهمیت دهیم و یکدیگر را در فرازهای انسانی و عاطفی پشتیبانی کنیم ..فکر میکنم اصالت ادبیات و هنر سرودن همین باشد دوست بزرگوار ..
      مهرتان مستدام
      برایتان بهترین آرزوهای شاعرانه و شادیهای مستدام و سلامت جسم و روان ،از درگاه ایزدی مسئلت دارم
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۶
      سلام و درود استاد خندانک

      از متن سرشار از ناراحتیتان، دانستم بسیار دلگیرید و دلخور از چه را نمیدانم، اما از شما میخواهم در تصمیمتان تجدید نظر کنید.

      فرمودید میروید تا به بیماران رسیدگی کنید. اما اینجا هم دلهای تنگی نیاز دارن تا شاعر سروده های بارانی، تصویرساز شعرهای طبیعتهای ناب، واژه ساز احساسهای خالصانه، برایشان شعر بگذارد. نمیتوانید به هر دو رسیدگی کنید؟

      هم من و هم بسیاری دوستان به دانش شما نیاز داریم.
      دیروز، عالی تصحیحی بر نقدم نوشتید و نکاتی را آموزش دادید، این شاگرد همیشه به این نکته آموزی شما نیاز دارد. لطفا بمانید خندانک خندانک
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۸:۴۱
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۴۲
      درود جناب لاهیجی
      هاشور زیبایی بود
      گاه یک جمله ی کوتاه بار معنایی سنگینی را به دوش میکشد و گاه از یک دیوان شعر یک پیام یک حرف هم به درستی درک نمیشود.
      خیلی جالب و زیبا بود
      برگ زندگیتان همیشه سبز
      در ضمن استاد فکر میکنم بهتر این باشد فکرمان را از حرفهای دیگران خالی کنیم گاهی ارامش در بی محلی کردن است اینجا شعر مینویسیم تا خوانده شود شاید حرف دل کسی باشد شاید بر قلبی بنشیند و مرهمی شود بر زخمی شاید حرفی باشد و شنیده شود برتری به تعدد کامنت و نظر نیست برتری شعر به حرفی است که میزند.
      امیدوارم همیشه بسرایید و در پناه ایزد منان شاد زندگی کنید
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمدرضا لاهیجی
      سید محمدرضا لاهیجی
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۳۷
      سلام

      سخنِ حقیر مبنا و بنایی بر برتری خود یا رجحان هر فرد و شخص و غیر نبوده و به لطفِ خدا و بحمدللّه هرگز نخواهد بود که نه لایک داشتن لبیک به آن سان که باید انسان بودن است، نه کامنت نداشتن قبضِ روح می‌کند آدم را و... چه رسد به لایکِ شعر که از کهنهٔ حضیضِ حیض بسی برای‌م بی چیزتر و پست‌تر است

      امّا چرا و چرایی کمتر بودنش را امید که از خودم گرفته و باقی بدانیم که لایک دست‌آوردِ کجاست و مصادره از کدامِ کلمه

      خواستید کتاب از لائیک تا زیتون نوشته دکتر جرج فارمین را بخوانید (البته به زبان آلمانی‌ست!)

      و امّا بعد
      اولاً اگر قرار بود خود بنویسیم و خود نشر دهیم و خود بخوانیم چه‌کاری‌ست، بیکاریم مگر؟ ثانیاً همان‌طور که عرض کردم در پیامِ ماقبل خدمتِ سرکارِ خانم طالب زاده، شما یا منِ نوعی نمی‌رویم به برِّ بیابان شعر برای شن و ریگ بیابان بخوانیم که این اگر کنیم نه بیابان فهمد
      و نه غیرازاین از اغیار بشنویم که فلانی بالاخانه‌اش را اجاره داده است
      وَ من لاهیجی اگر چه دیوانه‌ام و نقلِ به مضمون مجنونِ امّا بالاخانه‌ام راخدارا شکر فعلاً و فی‌الحال اجاره نداده‌ام😊 اجاره خواستم دهم قبلاً در شیپور و دیوار اطلاع‌رسانی می‌کنم😊

      با مثال دیگر عرض می‌کنم
      انگار شما بروید منزلِ فردی از اقوام یا بستگان یا دوستان همه بایستند به خوش وبش و شما یا از طرف مهمان‌ها بایکوت باشید، یا افراد علاقه به مصاحبت و معاشرت با شما نداشته باشند، یا هرچه... خب چه می‌کنید؟ حتماً و قطعاً بعداز کمی حوصله وقتی اوضاع را این‌گونه می‌بینید با عذرخواهی از صاحب‌خانه آنجا را به سه دلیل ترک می‌کنید، اوّل حفظ شأن شخصیتی خود، ثانیاً چون از مصاحبت شما کسی حظ و لذّت نمی‌برد حضور شما ستم بر آن‌هاست پس می‌روید، وَ ثالثاً غیر از شخصِ فردیِ مفردِ شما، چون خودِ خدا برای انسان شأن قائل گشته آن‌جا را ترک می‌کنید!

      خداحافظی و ترکِ حقیر نیز همین نسبت و خاصیت را دارد

      میزبان و صاحبخانه بعداز خداوند اعلیٰ مدیریت محترم و دلسوز جنابِ ملحق است، اگر چه ایشان حضور لاهیجی را دوست‌دارد، امّا
      اولاً برایِ خودم باید شأن قائل باشم
      چون علاقه ندارم برای دیوار اثر بگذارم
      و مخاطبی ندارم پس باید رفت!

      ثانیاً شعر احترام دارد و نخوانده شدنش را بی احترامی به ساحتِ شعر می‌دانم، پس باید رفت!

      ثالثاً وقتی افرادی با هر طرز فکر و ایدئولوژی و چه و چه تمایل به بودم ندارند و این از واضحات‌ست و برهانی قاطع از برای‌م، ظالم نیستم که به هر قیمت و خواری بمانم و به زور در دهان و گوش و چشمِ افراد با قطره‌چکان شعر بچکانم

      صدالبته دلایلِ دیگر نیز هست که در بیانش فایده و فایدتی نمی‌بینم و ترجیح می‌دهم در صندوقِ مگو برایِ همیشه باقی بماند و لاک و مُهر شود!


      ارسال پاسخ
      آرزو نامداری
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۰۳
      سلام بزرگوار
      بسیار زیبا جناب لاهیجی گرامی خندانک خندانک خندانک بنده شاگرد تنبل هم از شما تقاضا دارم بمانید شاید توانستیم یک چند کلمه ای از شما بیاموزیم ان شاالله که شاگرداتون را تنها نمی گذارید سلامت باشید بزرگوار خندانک خندانک خندانک
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین رضایی
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۲:۱۲
      خندانک خندانک :2 خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      سلام از خوندنش لذت بردیم خندانک احسنت بر شما خندانک
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۲:۳۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حمید غرب
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۸:۲۲
      درود جناب لاهیجی عزیز

      خیلی پرمعنا و تفکر برانگیز

      ای قلم هرگونه میخواهی بران
      چون ترا از ذهن من آید توان
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      یدالله عوضپور    آصف
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۲۸
      استاد دکتر لاهیجی عزیز و گرانقدر
      درودها نثار وجودتان
      از سروده های بی نقصتان کلامی که درخور شأن حضرتعالی واندیشۀ والایتان
      باشد ندارم..
      بعرض میرساند
      دوستی دارم ک بنده {خانم مارپل } خطابش می کنم
      ایشان قبل از آنکه شما ، هویت ومصائبتان را عیان نمایید مخلصانه و مسّرانه
      درکشف حضرتعالی و آثارتان کوشیده اند.که دعاگویشان هستم.
      حقیر بعد از مدتها همنوایی شریف یافته ام ، تمنا می کنم در تصمیم اتان تجدید نظر فرمایید..عرایض دیگری دارم که در بازگشت مبارکتان باشما درمیان خواهم گذاشت..
      لطفا چشم به راهمان نگذارید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سید محمدرضا لاهیجی
      سید محمدرضا لاهیجی
      پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹ ۲۰:۲۹
      سلام حضرت استاد
      شب شما بهشت

      کوچکتر و بسی کمتراز لطف و محبت پدرانه شما بزرگوار هستم

      وقتی پدر امر کند غیراز اطاعت امر و چشم
      هرگز نگویم، که از اوجب واجباتست اطاعت از فرمان پدر، و امر پدر بر چشم سر نالایق و چشم دل ناقابل لاهیجی فسقلی جای دارد

      چشم استاد،
      الساعه اطاعت امر کنم!

      ارسال پاسخ
      یدالله عوضپور    آصف
      یدالله عوضپور آصف
      جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ۱۲:۴۲
      ابتدا می کنم به درود و عرض ارادت
      محضر مبارک مرد مصائب
      استاد والاگهر سید دکتر بزرگوارجناب لاهیجی عزیز
      باور بفرمایید در گسیل القاب شایستۀ فوق الذکر، دخیل تملقی نیست که بحق برازندۀ اید.
      بخاطر رجعت کریمانۀ شما ،صمیمانه سپاسگزارم .
      اقدام به بازگشتتان ازمناعت طبعست ، نه اطاعت امر.
      بنده فقط درتعداد تنفس پیشتازم و این محک قابلی برای برتری نیست.
      به هر روی مشعوف از زیارت مجدد شما نفس می کشم.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      آرزو نامداری
      جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ۰۰:۵۸
      خندانک خندانک خندانک
      سید محمدرضا لاهیجی
      جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ۱۴:۱۵
      خاکسارم حضرت استاد آصف
      خندانک
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۰:۵۵

      سلام و درود و عرض ادب و احترام استاد لاهیجی عزیز و ارجمند و فرهیخته  خندانک  

      بر من خرده مگیرید که چرا علیرغم عدم تمایلتان شما را استاد می نامم چون وقتی استادِ شعر و اخلاق بنده جناب آصف نازنین که بانی خیرِ پیوستنم به خانواده شعر ناب نیز هستند و معنا و مفهومِ عشقِِ حقیقی را با ایشان شناختم ، شما را استاد مُسلّم‌ می نامند ، چگونه این شاگرد ناچیزشان شما را به این لقب نخواند؟

      به فرمایش گهربار استاد مرتضی مطهری در کتاب جاذبه و دافعه ی علی( ع) انسان اگر به معنای واقعی انسان باشد هم نیاز دارد دوست بدارد و دوستش داشته باشند و هم نیاز دارد دشمن داشته باشد و دشمنش بدارند و خوشحالم که شما به معنای واقعی انسان هستید و در مواضع خود هماره راسخید چون کوهی استوار و بی گزند از هجوم تند بادِ ناملایماتِ زمانه .

      دیدن حذفِ تصویرِ گاندیِ بزرگ مظهر صلح و آزادگی و مخالفِ هرگونه ترور و خشونت از پروفایلتان و جایگزین شدنش با واژه ی غم انگیز *خداحافظ * حسابی دلم را شکست که چرا در خانواده ی شعر و ادب ، مقامِ استادیِ شما را آنچنانکه شایسته بود پاس نداشتیم ؟
      چرا به خود اجازه ی حرمت شکنی دادیم و ترورِ شخصیتتان کردیم و بیرحمانه و با پیشداوری به انسان وارسته ای چون شما انگِ جاه طلبی زدیم و شمایی که به بالاترین مقام ممکن برای یک بشر دست یافته اید که همانا مقامِ *ادراک هیچکس بودن * است را آنچنان رنجاندیم که مصمم به ترک ما شدید.

      و چرا مفهومِ سکوتِ مقدس شما را که چون سکوتِ گاندی فریاد معرفت بود ، و راهی برای پرهیز از خشونت و جلوگیری از جنجال آفرینی و ایجاد درگیری، درک نکردیم و با جار و جنجال آفرینی ها می خواستیم به خیالِ خامِ خود قفلِ سکوت را به زور از رویِ لبهایتان برداریم و شما را به میدان بحث و جدلهای بیهوده بکشانیم .

      رفتن اساتید از این خانواده شعر و ادب همیشه برایم بسیارغمبار بوده و گوهر اشک به چشمانم می نشاندامّا به تصمیم شما احترام می گذارم و دعای خیرِ خواهرانه و شاگردانه ام را بدرقه ی راهتان می کنم. متاسفم که تلاشهایم برای حفظ حرمتِ استادی تان خود دستاویزی شد برای حرمت شکنی بیشتر نسبت به شما از سویِ مدعیان دور از معرفت و ظاهربین ... این شاگرد ناچیز را عفو بفرمایید استاد خندانک

      همیشه در پناه الطاف بیکران الهی باشید و برخوردار از توفیقاتش خندانک خندانک
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۳:۱۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0