سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 دی 1399
    6 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 19 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        تا زماني كه به قدرت نرسيده اي فرمانبردار باش و چون به آن رسيدي، فروتن. آناتول فرانس

        سه شنبه ۳۰ دی

        گلایه

        شعری از

        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ ۶ روز پیش شماره ثبت ۹۴۴۹۵
          بازدید : ۴۶۵   |    نظرات : ۲۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        آخرین اشعار ناب مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)

        صدای ارسالی شاعر:
        عرض ادب به هنردوستان عزیز جان
        بنده تئاتر خانگی را ابداع و پایه گذاری کردم
        اولین اجرا را بصورت صوتی و (مونولوگ) تقدیم میکنم🙏
        اجراهای تصویری هم خواهم داشت که متاسفانه اینجا نمیتوانم تقدیم کن😔
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۴ روز پیش
        درود بانو
        موفق باشید خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        بزرگوارید🙏
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۵ روز پیش
        درود بانو
        واقعان بی نظیر بود
        من که خوشم اومد
        دس خوش خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        سپاس🙏
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۵ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        🌸🙏🌸
        ارسال پاسخ
        بهنود کیمیائی
        ۵ روز پیش
        درود برشما
        بسیار عالی
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        ممنونم🙏
        ارسال پاسخ
        سید محمدرضا لاهیجی
        ۴ روز پیش
        سلام

        لااله الاالله
        حقیر که بدنم لرزید ازاین حرف‌ها
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        این گلایه ایست از طرف عاشق به معشوق🌸
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        ۴ روز پیش
        سپاس از جانانم

        ضمنا" این اجرا فی البداهه بوده است بعد از اجرا نوشته شد🌸
        ابراهیم هداوند
        ۴ روز پیش
        سلام بر شما
        دردناک بود. خیلی!
        خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        🙏🌸💕🙏
        ارسال پاسخ
        دانیال شریفی ( دادار تکست )
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک بسیار زیبا و پر از حس بود دوست عزیز خندانک خندانک

        لایک👍👸🌹
        دانیال شریفی ( دادار تکست )
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک بسیار زیبا و پر از حسِ حرص بود دوست عزیز خندانک خندانک

        لایک👸🌹👍
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        سپاس دوست من🙏
        ارسال پاسخ
        بهروز عسکرزاده
        ۴ روز پیش
        سلام

        خندانک خندانک
        و سکوت خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        🙏
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        ۴ روز پیش
        خیلی پرت و بی منطق توپیدید
        اگر گلایه ی یه شبه است با خودت و خدا

        پس پخش کردنش چرا!!

        اگر میخواین پخشش کنید
        یادتون باشه خدا بنده زیاد داره
        شاید مثل شما نگاه نکنن
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        هرکسی از دید خودش منطق رو تعریف میکنه
        وقتی با خدا رفیق شدی به همین راحتی حرفتو میزنی
        مطمئنا" همه مثل من فکر نمیکنند اما خیلیا هم مثل من گله دارند اما جرات به زبون آوردنشو ندارن🌸
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        ۴ روز پیش
        سکوت
        گلایه هاتون از خدا جالب بود


        امیدوارم از دلتون در بیاره خندانک
        شکوفه مهدوی (بهارانه)
        ۴ روز پیش

        ترانه خودمونی و ساده ام تقدیم به خواهرِ عزیز و گلایه مندم مینا خاتون
        با این آرزو که خداوند به زودیِ زود اون نگاهی رو که منتظرشیم بهمون
        بندازه و مهمتر اینکه غرقه بودن در خود و گرفتاری هامون خدای ناکرده
        سبب غفلت مون از حسّ کردن و درکِ اون نگاه نشه :

        خدای خوب و پاکم به عشقت دل اسیره
        نگاهی بر من انداز ، نذار این دل بمیره

        همه آیینه ی توست زمین و آسمونها
        پُر از اسمِ قشنگت تمومِ کهکشونها

        یه لحظه نامت از لب مگه میشه جدا شه؟
        مگه میشه دلِ من یه لحظه بی خدا شه؟

        همون وقتی که از گِل منو می آفریدی
        با عشق و مهربونی رو قلبم دس کشیدی

        دلم از اون نوازش هنوزم گرم و شاده
        عجب آرامشی رو به قلبم هدیه داده

        نسیمِ رحمتِ تو به قلبِ من وزیده
        به جز مهر و محبّت دلم از تو چی دیده ؟

        برام از صد تا مادر تو بیشتر مهربونی
        گاهی من بچّه میشم ، خدایِا تو می دونی

        درسته می زنم نق ، ازت ایراد می گیرم
        تو که بهتر می دونی بدونِ تو می میرم

        تویی یا رب مرّبی م ، تویی آموزِگارم
        میونِ اینهمه بُت ، تویی پرورِدگارم

        به دامِ امتحان هات ، منو کردی اسیرم
        بهم هی سخت گرفتی، می خوای تا اوج بگیرم

        اگر چه سختیا هست تو این دنیا فراوون
        با یادِ تو خدایا ... تمومش می شه آسون

        وجودم رو خدایا پر از نور و صفا کن
        به رویِ بنده ی خود درِ رحمت رو واکن

        توی اوجِ بلاها منو یاری بده زووووود
        نذار توو امتحانات شاگردت بشه مردود

        شکوفه تا تو هستی کنارش غم نداره
        دلش سرسبز و خرّم مثه فصلِ بهاره

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        فدایت💕
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        عزیزی🌸
        ارسال پاسخ
        بهروز ابراهیمیان
        ۳ روز پیش
        سلام ودرود شاعرگرانقدرشعرزیبایی سرودیدقلمتان همواره پرتوان باد خندانک
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        سپاسگزارم از لطفتان🙏
        ارسال پاسخ
        سید محمدرضا لاهیجی
        ۳ روز پیش
        منطق یک تعریف بیشتر ندارد، فرض مثال وقتی ما با چشم بسته حتی بخوانیم صندلی یا بگوئیم صندلی یا بشنویم صندلی و... خلاصه‌ی کلام با تمام حواس پنج‌گانه و غیر پنج‌گانه همه و همگان یک تعریف را تعریف می‌دانیم نه غیر تعریف را تعریف کنیم و بدانیم و بخوانیم، حال یک صندلی می‌شود صندلی مدیریت، یک صندلی می‌شود صندلی میز ناهارخوری، یک صندلی قرمز، یک صندلی مشکی، یکی چوبی یکی فلزی یکی پلاستیکی اما هویت و ماهیت همه صندلی‌ست پس من نوعی یا بایدتعریفم مطابق تعریف صندلی باشد یا اگر به فرش به غلط می‌گویم صندلی باید بیآموزم و بفهمم تعریف صحیح صندلی را وگرنه، والا خواسته و ناخواسته دست به بدعت و تحریف زده‌ام و این یا از سر خودشیفتگی‌ست یا از سر عقب‌ماندگی‌ یا از سر عناد یا از سر خودسانسوری‌ وَ یا از سر خود و عوام فریبی

        در عهدی که تعریف تحریف می‌شود و آدم‌ها تکلیف‌شان با خودشان که هیچ با جهان و زمان و مکان نامشخص و انگار بدعت، و چشم دلها کور است از بس چشم سرها گناه‌نده است و دوستدار خطا، دیگر نه نعمت جلالی باری‌تعالی را می‌بینیم نه تحفه‌ی کمالی حضرت عالی خدا را ، وَ بسنده می‌کنیم به عروسِ هزار داماد دنیا

        زلیخا خانوم تا عشق خدا را شناخت یوسف عزیز مصر را پشت در منتظر گذاشت، پس به جای بدعت و تحریف بهتر است گوش دل به تصنیف خدا بسپاریم تا حظ بریم نه هرز چریم به قول سهراب جان

        چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید

        من خاکی روزی که به چشم دیگر و غیر و اغیار اسمم شد معلول و پوزخند دیدم و شنیدم، خندیدم به ریش این و آن بشر رک و رو راست بی خبر و تنها با خود گفتم: خدا مرا دوست‌تر و دوست‌تر تر تر داشته که مابین این‌همه خَلق و خُلق مرا برگزیده و چشمش مرا گرفته

        کاش کلاش و کلاشینکف را کنار بگذاریم تا ببینیم اورا مثل حورا
        مینافیروزبخت(میناازکرمان)(خاتون)
        همهء انسانها عقیده و تفکرشون محترمه
        باید و نبایدی در کار نیست.
        شما خوشتون نیومد، صاحب اختیاری.
        والسلام.
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0