سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 دی 1399
  • شهادت نواب صفوي، طهماسبي، برادران واحدي و ذوالقدر از فداييان اسلام، 1334 هـ ش
3 جمادى الثانية 1442
  • شهادت حضرت فاطمة زهرا سلام الله عليها، 11 هـ ق
Saturday 16 Jan 2021

    پر نشاط ترین اشعار

    شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

    شنبه ۲۷ دی

    خانقاه

    شعری از

    پژمان بدری

    از دفتر سپیدانه نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۳۵۱۶
      بازدید : ۱۰۸۹   |    نظرات : ۹۶

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر پژمان بدری
    آخرین اشعار ناب پژمان بدری


    صبح اول:
    گِلِ کُلِ کائنات سرشته شد
    پنج روز باقی:
    خدا با پیپِ اندیشه کنار لب اش
    ساخت سفال باطن ات را
    از تار تار موهای سرت
    نوای ساز جلیل شهناز
    می رسید به گوش
    که فرشتگانِ خصال ستوده
    مست بزمِ آفرینشَت
    در محرابِ ستایش
    به سجده افتادند
    پس دلیل خلقت من چیست؟
    گمانم این بود پیشه ام شاعریست
    تا برای شادی کودکان گرسنه
    با رنگین کمان کلمات
    آبنبات چوبی بسازم
    پی پاسخ از کتیبه ی تاریخ دیدارت
    با موجودات سنگیِ بالدار
    به خانقاه کلام سفر کردم
    "پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
    منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود"
    در تونل زمان
    دلتنگِ دوره ای شدم
    که تنها نگرانی کیف عافیتم
    تغذیه ی مدرسه ام بود
    جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!

    پ.ن:
    شعر داخل گیومه از حضرت حافظ است.

    خانقاه

    پژمان بدری




    ۱۲
    اشتراک گذاری این شعر
    ۶۴ شاعر این شعر را خوانده اند

    نگین امیری

    ،

    سحاب نادری(ایینه ابر)

    ،

    سیده شهربانو حاتمی

    ،

    طوبی آهنگران

    ،

    شهین عمرانی

    ،

    مهرداد مانا

    ،

    طاهره حسین زاده (کوهواره)

    ،

    سعید صادقی (بیدل)

    ،

    محمد امیری

    ،

    مجید قلیچ خانی

    ،

    محمد باقر انصاری دزفولی

    ،

    عباسعلی استکی(چشمه)

    ،

    سحر غزانی

    ،

    آرمان پرناک

    ،

    سید محمدرضا لاهیجی

    ،

    لطیف عمران پور

    ،

    حدیث ابراهیمی (سوگند)

    ،

    منوچهربابایی

    ،

    آرزو عباسی ( پاییزه)

    ،

    ایمان شاد

    ،

    مهدی معتمدی

    ،

    سلمان مولایی

    ،

    منیژه قشقایی

    ،

    مریم کاسیانی

    ،

    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

    ،

    فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

    ،

    اصغر ناظمی

    ،

    سهیل خواجوند مانی

    ،

    عارف افشاری (جاوید الف)

    ،

    یارا حقیقت

    ،

    علیرضا شاه محمدی (عشاهیر)

    ،

    پژمان بدری

    ،

    فرانک برادران تخلص فاخته

    ،

    مجتبی شهنی

    ،

    محمد حسین اخباری

    ،

    حسام نصیری و حس ام

    ،

    محمد قنبرپور(مازیار)

    ،

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    ،

    محمدجلال ژاله(پری افسرده)

    ،

    الهه رها

    ،

    مسعود الوندي

    ،

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)

    ،

    محبوبه امیری

    ،

    آرزو نامداری

    ،

    رضااشرفی فشی

    ،

    مهدی پاشائی ( صهبا )

    ،

    مینا فتحی (آفاق)

    ،

    اميرحسين علاميان(اعتراض)

    ،

    مهدیس رحمانی

    ،

    فروغ فرشیدفر

    ،

    نیلوفر راستگویان

    ،

    سمانه کلانتری

    ،

    مهدی محمدی

    ،

    قربانعلی فتحی (تختی)

    ،

    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

    ،

    سیدحسن خزایی

    ،

    امیر حسین

    ،

    محمد جواد جهانی

    ،

    ناصر باقری

    ،

    نویان (هامون)

    ،

    برهنه در بارانِ دره ی کومایی

    ،

    عليرضاافضلی پور

    ،

    حسن بحرینی فرد (ایلیا)

    ،

    مهدی زیدانلوئی

    نقدها و نظرات
    طاهره حسین زاده (کوهواره)
    ۲ هفته پیش
    درود و احترام

    طنزی دلنشین و پُراز لبخند بویژه تلمیحات قرآنی بابیانی آمیخته به لطیفه مثل گِل بازی خدا و سرشتن طینت بشر و نه ابوالبشر درحال پیپ کشیدناش فکاهه های ابتکاری زیبایی ست زنده باد.
    باپایانبندی ِ ناب که اصلِ کلامِ دلِ شعر راشامل می گردد
    و انگار شوخی و جدی درهم بود اما در کل میزان درجه ی شادی بخشی اش نیم خط هم که شده بالاتر می زد

    یلداتان شاد عمرتان باعزت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    جان و دلی بانو طاهر ه عزیزم
    به قول صاحب پروفایل پاسخ بدم
    باید برم لاک دم کنم ۔اصلا ازاین به بعد صفحشون نمیام ،لاک بار می گذارم بعداز هرشعرشان ۔

    زنده باشید بانوی مهربانم خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلامی دوباره بر بانو کوهواره...
    این لبخندهای تلخست که چراغ تفکر آدمیان دارای مغز و روشن میکند
    به قول حضرت سعدی
    آدمی را عقل باید در بدن
    ورنه جان در کالبد دارد حمار

    باور کنید این سودِ حسابی نیست که خدا روی این خلق باز کرده...
    بیشتر ماها شبیه چک برگشتی هستیم خندانک خندانک
    تصویرگرا بودن یکی از خصوصیت های چنین اشعاریست
    انگار نگاتیو کلمات و داخل آپارتِ اشعار قرار میدی
    که مخاطب تصورش میکند
    ممنونات که دوباره آمدید خندانک
    طاهره حسین زاده (کوهواره)
    منیژه بانوی مهربان ارادت و سپاس خندانک
    مخلصات به قول صاحب پروفایل
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو کوهواره
    آفرینش ژانرش کمدی سیاهست
    ممنون که این شاگردارو زیر پر و بال مهرتون قرار میدید
    چون به یلدا اعتقاد ندارم
    میگم روز و روزگارتان زیر سایه ی شادی خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک سرور بانو گرانقدرم
    بانو طاهره مهربانم خندانک
    ارسال پاسخ
    عباسعلی استکی(چشمه)
    ۲ هفته پیش
    درود جناب بدری عزیز
    بسیار زیبا و منحصر به فرد بود
    کاملا با شما موافقم
    هدف خلقت آدم
    محبت کردن و گرفتن دست ناتوان بود
    تا مشخص شود که این مخلوق آدم است یا انسان به درد بخوری شده
    شاید شاخه گلی که دوستان زیر شعر همکاران تقدیم میکنند
    نوعی محبت این چنینی باشد
    چون همه کس توان اهدائ عام دسته گل را ندارد
    و گاهی نقد ها شاید برای خود نمایی باشد
    قلمت جاودانه خواهد شد
    موفق و پیروز باشی خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام پدر جان
    آدمی به همین طبع هم نوعی دوستیش آدمِ اگر نبود که الان خیلی کمرنگ شده که چه انسان چه درندگان
    هرچند تو این عصر خوی وحشی گریهامون روی حیواناتم سفید کرده
    مخلصات خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    ۲ هفته پیش
    درود جناب بدری گرامی!

    مثل همیشه مفهومی سرودید.

    سپیدواژه‌ای از لابلای سروده‌هایم تقدیمتان:
    می‌نوازد احساسِ پریشانم
    شهرآشوبِ عاشقی را
    با تار و پودِ دل
    تا که شاید
    چنگِ آرامش زند
    بر تار تارِ مویت
    در بسترِ پریشانی
    خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام مادر جان
    چه قاب زیبایی از کلامتون بر دیوار این صفحه کاشتید
    سپاس که لایق دونستید خندانک
    ارسال پاسخ
    طاهره حسین زاده (کوهواره)
    ۲ هفته پیش
    سلام

    و خنده واقعی

    وقتي پزشكان به (نورمن كازينز ) گفتند كه به بيماري نادر ( آنكيلو اسپونديليتيس) مبتلاشده است ؛ اضافه كردند كه متاسفند برای اینکه هيچ كمكي جز دعا و قرص مسکّن نمي توانند به نورمن برای رفع بیماری اش داشته باشند و بايد آماده باشد كه بعد از دوره اي درد جانكاه از دنيا برود...

    نورمن کازينز اتاقي در يك هتل رهن گرفت و هر فيلم خنده داري را كه مي توانست پيدا كند كرايه كرد.

    او بارها و بارها نشست و اين فيلم ها را تماشا كرد و از ته دل خنديد.

    پس از شش ماه خنده درماني اي كه خودش براي خودش البته برای صرف اوقات تا لحظه ی رسیدن مرگ ، تجويز كرده بود ؛ پزشكان در نهايتِ تعجّب دريافتند كه بيماري او كاملاً درمان شده است و هيچ اثري از آن نيست!!!

    اين نتيجه ی حيرت انگيز باعث شد تا نورمن كازينز كتاب معروف (آناتومي يك بيماري ) را بنويسد و منتشر كند.
    سپس ایشان پژوهش گسترده اي پيرامون كاركرد آندورفين ها آغاز كرد.

    آندورفين ها مواد شيميايي اي هستند كه وقتي مي خنديم در مغز آزاد مي شوند.
    آن ها همان تركيب شيميايي مورفين و هرويیين را دارند و ضمن اين كه اثرِ آرام بخشي روي بدن انسان دارند ؛ سيستم ايمني بدن را هم تقويت مي كنند.

    اين امر توضيح مي دهد كه چرا آدم هاي شاد به ندرت بيمار مي شوند و خیلی جوان و باطراوت و شاداب به نظر می رسند در حالي كه كساني كه مدام و پی در پی حالت نگرانی و گِله و شكايت دارند ؛ اغلبِ اوقات بيمار و ناخوش احوال هستند...!
    در اکثر مواقع وگرنه مثلاً یک بیمارفلج مغزی که نمیتواند بخندد وباید برایش ازصمیم قلب دعاکرد و به خداسپرد منظور کلاً (درحالت عادی ) و برای جمیع مردم ؛ انسان به آسایشِ روح محتاج و به آرامشی آمیخته به شادی مشتاق است و این شادی به مفهومِ بی تفاوتی و بی خیالی به مشکلات و پیرامونش نیست ؛ شادی را باید بسازد و فراهم نماید برای خود و اجتماعش البته قطعاً معماری مهندسیِ شادزیستن و سالم بودن کارِ فلسفه بافان ِ استدلال آویزِ برای هر کمبودی دلیل تراشان و بهانه چینانِ رو به عدم پیوسته ، هرگز نیست چرا که به قولِ مولوی :

    پای استدلالیان چوبین بُوَد
    پای چوبین سخت بی تمکین بُوَد

    قلب سلیم میخواهد و ذهنی پویا و حق اندیش و روحی تلاشگر و کم تشویش .

    و اِنّ اللهَ یُحِبُّ الخَندِوِیّون
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام به بلندای نگرشتان

    نظر شما رو به این دیالوگ وکیل مدافع شیطان جلب میکنم بانو کوهواره:
    بذار یکم اطلاعات رراجع به خدا بهت بدم
    اون شوخ طبعه
    به انسان غریزه داده
    اما قانون هارو خلاف غریزه قرار میده
    نگاه کن دست نزن
    دست بزن نچش
    بچش قورت نده خندانک خندانک

    و به قول طالب آملی
    تبسمی اگرم رو دهد ز عیش ندانی
    که گاهی آدمی از کثرت ملال بخندد...
    ارسال پاسخ
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    ۲ هفته پیش
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    درودبرشما خندانک
    بسیارزیبا بود خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو عجم همیشه مهربان
    لطفت مستدام
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سحر غزانی
    ۲ هفته پیش
    سلام و درود فراوان🌻
    قبل از هر سخن معذرت میخوام اگر جسارت کردم و گزینه نقد رو زدم
    بی شک قصدم فقط درس پس دادن در محضرتان است...
    از اخر شعر شروع میکنم چون معتقدم آخرش همیشه زیباست ...

    /جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!/

    شاعری یعنی همین خروج از زبان معيار و خلق نوعی آشنازدايی از  مفهوم متداولِ كلمات و در واقع مستلزم مجموعه ای از بازيهای زبانی و عجيب و غريب نويسی ها است
    در مقاله ی the end of poem آگامبن بحثی رو باز میکنه
    درباره ی تفاوت های منطق شعری و نثر معتقده تا زمانی که در خطوط شعری معنی همزمان با ایستایی امتداد آوایی متوقف نمی شه و همچنان به سطرهای بعد منتقل میشه  شعر در جریانه و چون در پایان بندیِ شعر  یه رویداد همزمان رخ میده بین توقف معنی و انسداد صدا ، شعر در پایان بندی خودش تسلیم منطق می شه  بخاطر اینکه توی منطق نثر معتقده که معنی و موسیقیِ سطر در رخدادی همزمان در پایان سطر متوقف میشه و به سطر بعد منتقل نمیشه . و با توجه به این استدلالی که می کند یک بسط کلی قائل می شود بر از کارافتادن هر نوع شعری که نتواند از این حدود راه برون رفتی پیدا کند و پیشنهاداتی هم دارد تا جایی که من از جناب بدری خوندم با کلمات ساده پایان های کوبنده طوری که انگار بعد پایان شعر در ذهن مخاطبش در واقع شعری شروع مییشه
    من خودم توی پایان بندی خیلی ضعیف عمل میکنم و دلیلش اینه که هنوز به الهامات شاعرانه وصل نشدم و اینکه روزی شعرمو برای یه عزیزی فرستادم تا بهم در باره پایان بندیش نظر بده نمیدونم شاید بالای ۱۰ بار نوشتمو هر بار گفت به درد نمیخوره و اخرش بهم گفت هنوز نمیدونی داستان شعرت چیه
    و با این جمله من تا مدتهای بسی طولانی در افق محو بودم خندانک
    در کل وقتی شعر، موضوع و روایت واحد و روشنی داشته باشد باعث می‌شه ابتدا و انتهاش کاملا  مشخص باشه و حتی مخاطب باهاش بهتر ارتباط بگیره چون میفهمه کلا شاعر چرا این شعرو گفته و هدف و مقصودش چیه شعرهای جناب بدری تا جایی که من خوندم این خط روایی رو همیشه داشت روایت‌هایی که خود شاعر خالقش بوده و  قرار هم نیست قصه‌ای بیان  حتما بیان بشه بلکه هدف رسوندن مقصود خود شاعره
    البته شاملو خیلی این روایت گری رو دست کم میگرفت ،
    (البته من چند مورد شعر روایتی از شاملو خوندم مثل رکسانا حالا نمیدونم چرا همچین حرفی زده🤔 البته  به اخوان ثالث ها این حرفو زده بود و معتقد بود که شعر نمیگن بلکه روایتی رو میگن )در حالی که به نظر من اصلا نباید این طور باشه ما در کل  دونوع روایتگری داریم یکی اینکه همین الان توی خط های پیشین گفتم یکی هم اینه که مثلا فردوسی بیاد یه داستانی رو بگه  و بعدش شاعر اونو شعر کنه البته که این که خالق روایت وقتی خود شاعر باشه شعر جذابیتای بیشتر خودشو داره و مخصوصا اینکه واژه ها از یک جنس هستند و این خودش یعنی ذهن مخاطب منحرف نشه و مثل یک رو جاری تا اخر شعر باهاش همراه بشه و اینکه طوفان بیاد زلزله بیاد سیل بیاد هرچی بیاد این ستون شعرهای اقای بدری رو خراب نمیکنه 😁 خندانک
    (جمله معروف خودتون :همیشه باید به مراعات نظیر ها و ارتباط کلمات باهم  توجه کرد)
    و اینکه خلاصه ببخشید 😅نمیدونم تازگیا چرا اینقدر پر حرف شدم اما هدفم در کل از این نوشتن پرسیدن سوالی از شما برای یادگیری بیشتر خودم بود و اونم اینه که بنظر شما چرا شاملو شعرهای روایی رو به عنوان شعر قبول نداره در حالی که اثر شعریت خودشو داره؟....
    از شعر زیبای شما خیلی لذت بردم 🌻
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام شیخ السحر
    اشعار روایتی عموما از داستان سرایی پیروی میکنن
    که زاویه دید و خود نویسنده مشخص میکنه که چهار نوعه
    اول شخص راوی من یا بعضا ما هست یعنی قصه از زبان نویسنده بازگو میشه
    دوم شخص روای تو که بیشتر بخود خواننده اثر اشاره داره
    سوم شخص راوی دانای کل که به تمامی موضوعات حول داستان احاطه داره
    نوع چهارم روای غیر انسانی میشه مثلا درخت یا ماهی ...
    اینکه چرا شاملو این قضیه رو نمیپذیرفته باید از خودش بپرسی خندانک
    چون ایشون توو ترانه یه شب مهتاب ترانه اش کاملا روایت داره
    گاهی اوقات نطرات دوگانه ای میداده مثلا موسیقی سنتی و عرعر میپنداشته حالا بگذریم
    ولی خلاصه بخوام بگم
    تو وقتی رشته ی تسبیح و داشته باش مهره هارو بهتر و حتی رنگارنگ تر بهم وصل میکنی
    اشعار روایتی به رگباری از تصویر نیاز دارن که اتصالشون سخته و به پایان بندی نیاز داره که برای تمامی گفته های شعر مثل سقف عمل کنه...
    ممنونات که نوشتی و با مقاله ات به ما درس دادی خندانک
    ارسال پاسخ
    نگین امیری
    نگین امیری
    ۲ هفته پیش
    سلام خانوم معلم
    خب این که جوابش معلومه شاملو به اخوان ثالث ها حسودی میکرده خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    ۲ هفته پیش
    سلام

    و

    راست اش را بخواهم بگویم از دیشب بارها این شعر را خواندم و هر بار به نگرشی تازه و دیدگاهی دیگر گون رسیدم ، قاعده بر این است که ابتدا در خواندن شعر به ترکی کلی از شعر می رسم و سپس به باز نمایی جزییات می پردازم در ذهن برای روشن تر شدن زیبایی ها و کشف و شهودی ناب اما این جا نمی شد به درک کلی برسم تا می خواستم در ذهن ام ادراک کلی ام را تصویر کنم یک تصویری ، واژه ای ، چیزی می آمد و مانع می شد پس باز به شعر برگشتم و بی خیال تصویر کلی به بازیابی تصاویر جزیی پرداختم که در تمام موارد درکی متفاوت تر از آن چه می اندیشیدم نصیب ام شد اما در چند موردی کلا شگفت زده شده او از آن همه تفاوت نگاه ها و ادراک ها که دیدم بازگفتن اش بی ضرر نیست .

    پیشه ام شاعری ست
    تا برای کودکان گرسنه ...
    در اولین برخورد و با بیشترین احتمال و با توجه به اوضاع وخیم کودکان در جهان سوم و به خصوص کشورهایی که گرفتار جنگ یا بلایای طبیعی هستند، آن چه بی درنگ به ذهن می آید و به هیچ روی هم بیرون نمی رود درست همان است که در سطح کار می بینیم و بسیار هم شاعرانه و دلنشین و زیباست و خیلی هم خوب و خوش نشسته است اما من کنار نمی آمدم که پژمان وسط بحث آفرینش و خدای پیپ دار ش به یک مرتبه به گرسنگی کودکان برسد و شعر را از عرش به فرش برساند البته وسط پرانتز بگویم که پرداختن به موضوع کودکان گرسنه را از آن جهت فرش توصیف کردم که موضوعی زمینی ست و گر نه از باب اهمیت از هر موضوع زمینی دیگری مهم تر است، پس دوباره خواندم و سه باره و ... تا آن که چراغ بالای سرم روشن شد ؛
    کودکان گرسنه فلاسفه هستند و حکیمان که با پای چوبین در صحرای معرفت به راه افتاده اند و شاعر دل رحم برای آن که امیدی بدان ها بدهد یا واژه ها تصاویری رنگارنگ برای شان می سازد تا شکم های خالی از پاسخ و دهن های پر از سوال شان کمی آرام گیرند .

    جایی اما میان گلوگاه آینده ...

    این جا نیز از آن بزنگاه های خاص شعر بود برای من ، در برداشت اول هم ضجه ی جنگل و هم حنجره ی کاغذ با فضای شعر همگون بود و اشارت به سرودن داشت به خصوص که در آخر بند نیز شاعر به از تو سرودن رسیده بود پس این گونه می شد درک کرد که از دیرباز دیروز تا دوردست فردا رسالت من سرودن از معشوق است .
    اما یک چیزی جا می ماند ضجه ی جنگل و حنجره ی کاغذ ، خب جنگل شبیه انسان های اولیه زبانی برای گفتن نمی دانست و به آواها و فریادها سخن می گفت و با ضجه دردش را بیان می کرد تا آدمی مسلح به علم شد و کاغذ را آفرید که او هم همچون انسان های هم عصر خویش سخن می گوید و حنجره ای دارد برای خودش ، این ها درست می نمود و همه چیز در سرجای خویش خوش نشسته بود اما باز هم چیزی کم بود و آن دقیقا اشاره به این اختراع آدمی زادگان داشت که درختان را به کاغذها تبدیل کردند و ضجه ی جنگل راهی نداشت جز آن که از حنجره ی کاغذ ها که فرزندان اش بودند ، شنیده شود و در داستان آفرینش این اتفاق درست رو در روی رسالت انسان قرار داشت رسالتی که سرودن از تو بود و هر درختی از زندگی سرشار می تواند انسان را در راه انجام این رسالت یاری کند و نه درختانی که تبر خوردند و کاغذ شدند.

    از این دست لایه های چندگانه در این شعر و عموماً در اشعار پژمان بسیار دیده و خوانده ایم ولی در این اثر به سبب گستردگی موضوع آن و صحبت از آفرینش و هدف آن ، نیاز به این پیچیدگی های معنایی بیشتر بوده و شاعر نیز به خوبی این نیاز را تامین کرد ه است ، به قاعده ی مجال کوتاه ام دو مورد را بازنمایی کردم امید که دوستان عزیزم نیز این بحث را پی بگیرند .
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر باب الحوائج اشعار شیخ سلمان طوسی
    حقیقت چنان دست ذهنمو زیرکانه رو کردی که من که هیچ شیردال های کتیبه ی شعرم شگفت زده شدند
    جز اینکه سر تعظیم مقابل این همه شعور پایین بیارم کاری نمیشه کرد
    واسه همبنه همیشه پای کلاس درست نشستم و یاد میگیرم
    برم خودمو تو عرق شرمندگیم غرق کنم که شیخ سلمان اینجوری کلمات منو مورد لطف قرار دادند
    خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سحاب نادری(ایینه ابر)
    ۲ هفته پیش
    سلام شعرای شمارو متوجه نمیشم منو ببخشید کاش بتونم روزی منم شعر بنویسم خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام عزیز دل
    این از ناپختگی کلمات منست که شما باهاشون ارتباط نمیگیری
    شرمنده ام رفیق
    ممنون که با آمدنت آب و هوای صفحه ام را عوض کردی خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر شیخ الهمیشه مفید مانای عین القضات خندانک
    چی بگم که هر چی بگم
    جبران زحماتاتو نمیکنه
    چنان ساده اندیشمندانه نوشتی که چند باری ریش کلماتم از این سلیسی بیان کز خورد باید ببرمشون پیرایشگاه خندانک خندانک
    دس بوس مرامتیم خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    ۲ هفته پیش
    صبح اول:
    گِلِ کُلِ کائنات سرشته شد (( صبح روز اول گل تمام موجودات ساخته شد و آفرینش آغاز گشت ))

    پنج روز باقی: (( در روایات عهد عتیق آمده که آفرینش در شش روز بوده ))


    خدا با پیپِ اندیشه کنار لب اش
    ساخت سفال باطن ات را (( میگه تو اینقدر خوب و خاص بودی که پنج روز باقیمانده ی آفرینش برای ساختن روح تو اختصاص یافت . خداوند گل همه را ساخت و فقط تو بودی که باطن و روحت وقتگیر بود و خداوند تمام هنرش صرف تو شد ))

    از تار تار موهای سرت
    نوای ساز جلیل شهناز
    می رسید به گوش (( جلیل شهناز استاد موسیقی ایران بود و تار میزد . میگه از تارهای موی تو هم آهنگهای ایشان به گوش میرسید ))


    که فرشتگانِ خصال ستوده
    مست بزمِ آفرینشَت
    در محرابِ ستایش
    به سجده افتادند (( اشاره دارد به سجده ی فرشته ها به انسان ))

    پس دلیل خلقت من چیست؟
    گمانم این بود پیشه ام شاعریست
    تا برای شادی کودکان گرسنه
    با رنگین کمان کلمات
    آبنبات چوبی بسازم (( میگه حالا این وسط من چکاره بودم . فکر میکردم قراره شاعر بشم و با کلمات شیرینم کودکان گرسنه رو شاد کنم ))

    پی پاسخ از کتیبه ی تاریخ دیدارت
    با موجودات سنگیِ بالدار
    به خانقاه کلام سفر کردم (( میگه پیش از اینکه از تاریخ دیدنت چیزی دستگیرم بشه با ستاره ها به خانقاه کلام سفر کردم . یعنی وارد دنیای عرفان شدم ))

    "پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
    منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود"

    (( اینم شعر حافظه که معنی ساده ش اینه پیش از افرینش آسمان عاشقت بودم ))

    در تونل زمان
    دلتنگِ دوره ای شدم
    که تنها نگرانی کیف عافیتم
    تغذیه ی مدرسه ام بود (( میگه در گذر زمان یاد بچگیام افتادم که تنها دلواپسیم خوراکی بود ))

    جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!! (( ولی بالاخره فهمیدم که هدف از خلقت من این بود که در شعرهام از تو بگم ))


    البته این معنی ساده ش بود ، و خاصیت شعرهای اینچنینی اینست چندین معنا دارند . مقامی که شاعر برای مخاطب شعرش قرار داده شبیه مقامی ست که مسلمین برای پیامبر قائلند . بحث تونل زمان هم معانی جدای خودش را دارد و یا باز کردن آرایه های شعر مثل پیپ اندیشه و .... که در مراحل بعدی درک مضمون قرار دارد .

    و باز هم تاکید میکنم سعی بر این بود لب مطلب و به شکلی بدوی ارائه شود .

    با عرض پوزش از دوستان خندانک
    ارسال پاسخ
    نگین امیری
    ۲ هفته پیش
    جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!

    خیلییی خیلییی عالیه خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر علامه ی مجلسی نگین الدوله
    سپاسات که میای و عطر بودنت و به اینه صفحه میزنی خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    طوبی آهنگران
    ۲ هفته پیش
    سلام. و دورود هاجناب بدری
    بسیار زیبا
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو آهنگران همیشه مهربان
    بسیار زیبا آمدنتان خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    شهین عمرانی
    ۲ هفته پیش
    درود

    بسیار زیباوعالی خندانک خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلامی دوباره صدیقه ی کبرا بانو عمرانی
    این قلب رئوف شماست که این کلام دست و پا شکسته رو بی نظیر می خواند...
    گلایه ای اگر هست بخاطر همین شکستگی هاست
    ممنونات که دوباره بر چشمان صفحه ام پا گذاشتید خندانک
    شهین عمرانی
    شهین عمرانی
    ۲ هفته پیش
    درود

    شاعر بزرگوار وقتی شعر زیبا باشد دلنشین پر شور با معنا باشد

    شعر و شاعر را ستودنی میکند منظور من گلایه ها بود نظرم

    همان هست وگرنه سبکت در شعر بی نظیر هست خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    بانو عمرانی دلسوز سلام
    ممنونات که دست نوازشت را از سر این واژگان نگرفتی خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سعید صادقی (بیدل)
    ۲ هفته پیش
    خوش به حال آنکه از او می سرایی
    درود بر پژمان عزیز خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر بیدل ترین دلدار
    معشوقه ایست خیالی با نام سی لی سیا...
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    ۲ هفته پیش
    درود پژمان عزیزم.ملعون السحابی
    بر گرفته از کتاب شیطان الانوار بود آیا؟؟؟!!!!
    از شوخی که بگذریم یه شاهکار بود و توضیحات جناب مانا زوایای شعر رو باز تر کرد و تمام این چندسال هم خودت را و هم شعرت رادوست داشتم و خواهم داشت و همیشه تحسینت میکنم برای خلق شعرهایی که شبیه شعر هیچ کس نیست مگر خود جناب بدری. خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر نور الظلمات
    برگرفته بود از مکتب ابلیس هرگز نمی خوابد
    تمام این سالها منم به مرید بودنت افتخار کردم
    چندتا با ترکه علم بزن رو دست آگاهیمون که حواسمون جمعتر باشه خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد باقر انصاری دزفولی
    ۲ هفته پیش
    سلام وارادت
    بشاعر وهنرمند بزرگوار
    همیشه قلمتان وزین نویساباد
    هزاران درود
    خندانک خندانک یلدای شما به شادی وخوشی خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام جناب دزفولی
    سپاس ویزه که زحمت خواندن کشیدید خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    ایمان شاد
    ۲ هفته پیش
    درود بر شما
    قلمتان سبز باد بزرگوار خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر شادترین شادان
    شاد باشی شاد جان خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش

    درودجناب بدری
    اندیشه های آسمانیتان ستودنیست
    خندانک خندانک


    اگر عشق آخرین عبادت ما نیست
    پس آمده ایم اینجا
    برای کدام درد بی شفا
    شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟

    "سیدعلی صالحی"

    خندانک خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    مرگ می نواخت ناقوس درانتظاربیداریمان
    معبر پراز مین هایی که در آغوش رهایی
    منحنی خوابیده اند ۔پایی نیست این کج
    تکراری را مکرر رفتن ۔

    ملودی هو می خواهد این سایه روشن عبور
    تا مهتاب تراوش کند شب پرسه های رفتن را۔

    منیژه ۔

    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر بانوی طبیعت مسلک
    از آمدنم نبود گردون را سود   وز رفتن من جاه و جلالش نفزود وز هيچكسي نيز دو گوشم نشنود   كاين آمدن و رفتنم از بهر چه بود
    خیام
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    ۲ هفته پیش
    ا برای شادی کودکان گرسنه
    با رنگین کمان کلمات
    آبنبات چوبی بسازم خندانک خندانک
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر عارف ترین
    تو خودت قند و نباتی
    شکلاتی شکلاتی خندانک
    ارسال پاسخ
    یارا حقیقت
    ۲ هفته پیش
    دلتنگِ دوره ای شدم
    که تنها نگرانی کیف عافیتم
    تغذیه ی مدرسه ام بود
    جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی
    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!


    سلام و عرض ادب به شما جناب بدری بزرگوار و ارجمند

    زیبا بود زیبا بینهایت لذت بردم از شعرتان

    مثل همیشه عالی سروده اید

    درود ها

    🌹🌹🌹🌹🌹
    🌹🌹🌹🌹
    🌹🌹🌹
    🌹🌹
    🌹

    تابنده و پاینده باشید
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر یاراترین
    دلت پر از شکوفه های شادی
    ممنون که خواندی و به چشمانت زحمت دادی خندانک
    مخلصات خندانک
    ارسال پاسخ
    مجتبی شهنی
    ۲ هفته پیش
    دروود استاد بزرگوار بسیار عالی خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر مجتبی ترین
    تک آس دلمی خندانک
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    ۲ هفته پیش
    سلام
    افرین دوست خوبم
    زیبا و عمیق ....افرین
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام رفیق ترین شاهرخ...
    تک خاج دلمی خندانک
    ارسال پاسخ
    الهه رها
    ۲ هفته پیش
    درودتان
    زیبا بود خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر رها ترین
    سپاس گذارم خندانک
    ارسال پاسخ
    طوبی آهنگران
    ۲ هفته پیش
    جناب بدری زیبا سروده ای
    دست مریزا
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو آهنگران مچکراتم خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود الوندي
    ۲ هفته پیش
    سلام برادر جان
    بنده شاعر نيستم
    فقط بدنبال واژه هستم
    گل واژه:
    تا براي كودكان گرسنه با رنكين كمان كلمات ابنبات چوبي بسازم

    بسيار زيبا بود
    ممنون از خلق ان
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام مسعودترین
    آمدنت حکم نزول باران دارد خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد قنبرپور(مازیار)
    ۲ هفته پیش
    سلام زیبا و با احساس بود عمیق و خواندنی درودها خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر مازیارترین
    بودنت هیچ وقت خالی از لطف نیست خندانک
    ارسال پاسخ
    محبوبه امیری
    ۲ هفته پیش
    با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...


    ...

    که درختِ زندگی
    بقچه ی منادی بر دوش
    کوه ها را پشت سرگذاشت و
    به باغ خُرم حضورت
    پناه آورد
    تا به من وحی کند
    رسالتم از تو سرودن است!!

    ...

    و رسالتی از این بالاتر آیا هیچ خدایی
    می تواند بر دوش رسولان اش بگذارد ؟


    خندانک خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو امیری
    رسالتی بالاتر از تشکرات از شما نیست خندانک
    ارسال پاسخ
    مینا فتحی (آفاق)
    ۲ هفته پیش
    درودها جناب بدری
    چقدر زیبا و پراحساس

    تار تار موهای سرت
    نوای ساز جلیل شهناز
    می رسید به گوش

    احسنت بر شما
    جوان خوش آتیه شاعر خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بانو آفاق
    سر دلتان سلامت
    خاکم خندانک
    ارسال پاسخ
    اميرحسين علاميان(اعتراض)
    ۲ هفته پیش
    سلام و افرين پژمان عزيز و اگاه
    اشعاري هستند كه نام شاعرش را هم
    نداني ميتواني از طريق امضاي خاص خودشان
    پي ببري نام صاحب اثر چيست
    توانايي ات در چنين سبك اشعاري بركسي پوشيده نيست
    قلمت سبز پژمان ابن البدري خندانک خندانک خندانک خندانک

    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام اعتراض الدوله
    با حضور خودت این آثار تازه پا میگیره
    خاکم خندانک
    ارسال پاسخ
    فروغ فرشیدفر
    ۲ هفته پیش
    سلام ودرود برجناب بدری گرامی🌹
    بسیار عالی...ودیگر هیچ!

    "جایی اما میان گلوگاه آینده
    دیدم از حنجره ی هر کاغذ
    ضجه ی جنگل را می شنوی"
    👏👏👏
    🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر فروغ زمانه
    بودنت زیباست و دیگر هیچ... خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر فروغ زمانه
    بودنت زیباست و دیگر هیچ... خندانک
    ارسال پاسخ
    مهدیس رحمانی
    ۲ هفته پیش
    درودتان
    بسیار زیبا و ناب نگاشتید
    قلمتان مانا خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام بر مهدیس ترین
    حضورت مانا خندانک خندانک متشکراتم
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    ۲ هفته پیش
    درود برشما استاد عالیقدر جناب بدری
    بسیار عالی وبامفهوم
    وزبا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    منیژه قشقایی
    منیژه قشقایی
    ۲ هفته پیش
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    ۲ هفته پیش
    سلام جهان پهلوان
    خاکم خاک خندانک خاکسار
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0