سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 10 آذر 1399
  • شهادت آيت الله سيد حسن مدرس، 1316 هـ ش و روز مجلس
15 ربيع الثاني 1442
    Monday 30 Nov 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      دوشنبه ۱۰ آذر

      خیانت

      شعری از

      بهمن بیدقی

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۴۱ شماره ثبت ۹۰۶۲۱
        بازدید : ۷۶   |    نظرات : ۱۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر بهمن بیدقی

      خیانت
       
      امضاها، همه جان دارند ، همه آنها گویند :
      این سند نشانِ عَقده
      ندیده ام تاکنون ،
      درونِ روح اش ، نشان ز عُقده
       
      یک هفته است ،
      کارم قدم زدن به حالِ فکره
      یک هفته است ،
      کارم مدام ، نیایش و نماز،
      دعا و ذکره
       
      گفتم دراین شهرِغریب
      دوست ندارم میهمانِ طولانی شوم ،
      همانندِ یه انگل
      گفتی مهم نیست برو
      قرارِ ما تو جنگل
       
      نشانی دادی ، برو به کلبه
      رفتم به آنجا ، اثری نبود درحوالی اش
      هیچ ، بجز یه گربه
       
      یه هفته با شورشِ دل گذشته
      دلم درونِ دل نیست
      پس کجا ماندی عشقم ؟
      اینکه قرارِ ما نیست
       
      همه جا مملو شده ،
      از صوتِ مکررِ زنجره
      کلافه ام
      اینهمه از برایم ،
      بدونِ تو ، بسانِ یک خنجره
       
      لبها وچشمها یکریز
      بهانه تو می گیرند
      دائماً نق میزنند
      مغز تشرزنان و قلب امیدوار
      توی دهن هایشان ، دهانِ آن چهار خُل میزنند
      یه هفته شد کجاست ؟ چرا نیامد ؟
      سیلْ سیلْ باران آمد
      عزیز من نیامد
       
      ساک بدست ، بسوی جای نخستین روانم
      به لرزه آمده تنم
      مشوش است روانم
       
      تحملم نیست که تجسم کنم ،
      چکد یه قطره خون ، از بینی اش
      به خودم وعده دادم
      به زودی عشق خویش را ،
      به شادی می بینی اش
       
      به قدرِ نقطه ای ز دور، دیدمت
      تعجبم چرا بدونِ گامی
      جای نخست دیدمت
       
      تو که ، کنار خانه ای هنوزم
      رحم نمی کنی به من ؟
      ببین که سرسام گرفته مغزم
      شرشر، عرق می ریزم
      مگر حواسِ تو نیست
      به ورطه ی آفتابِ کشنده ی تموزم
       
      ای وای آن یه نقطه
      دو نقطه شد ، چپیده در کناری
      سرم به چرخه افتاد
      مابین آن باغ قشنگ
      آن باغِ  اناری
       
      ای داد بیداد ،
      دونقطه ، بی آنکه کناری برود یکی شد
      ای وای دیدی چه شد ؟
      نطفه ی یک خیانتی دیگر
      با بوسه ی زشتی
      به پستی باز ریخته شد
       
      بهمن بیدقی 99/7/8
       
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۴
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و غمگین بود
      دستمریزاد خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۰
      با سلام وعرض ادب استاد بزرگوار
      ممنونم از نظر لطف شما
      درپناه خداوند
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۴۶
      درود فراوان ادیب وارسته وفهیم جناب بیدقی ارجمند وبزرگوار 🌷
      تصویری بسیار زیبا وگویا ی یکی از مشکلات جاری 🌷
      دستمریزاد 🌷
      در پناه حق 🌷
      ایام بکام 🌷
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۰
      با سلام وعرض ادب استاد بزرگوار
      ممنونم از نظر لطف شما
      درپناه خداوند
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۵۸
      بسیا زیبا سرودی است
      فوق العاده است
      قلمتان سبز
      شاعرواستاد گرامی
      هزاران درود برشما
      خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۱۵
      با سلام وعرض ادب استاد بزرگوار
      ممنونم از نظر لطف شما
      درپناه خداوند
      ارسال پاسخ
      مجید فکری
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۰۳:۵۶
      درود بر شما قلمتان مانا خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۰۰
      باسلام وعرض ارادت بزرگوار
      ممنونم از لطف بیدریغتان
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۱۲
      سلام شعری عمیق و استوار از دوستی خواندم که واژه نوازی اش ستونی است
      درود و هزاران درود
      بر دوست خوب ادیب و مهربان خودم :خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۰۲
      باسلام وعرض ارادت به دوست عزیزم آقای قنبرپورگرامی
      بینهایت سپاسگزارم از لطف ومحبت شما
      همیشه سلامت و شادمان باشید
      ارسال پاسخ
      اصغر ناظمی
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۳۲
      سلام
      وعرض ادب
      زیباست وپرمفهوم
      خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۲
      باسلام وعرض ارادت بزرگوار
      ممنونم از نظر لطفتان
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0