سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 29 مهر 1399
  • روز صادرات
4 ربيع الأول 1442
    Tuesday 20 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      سه شنبه ۲۹ مهر

      لالایی

      شعری از

      مهرداد مانا

      از دفتر شعر مانا نوع شعر ترانه

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۰۲۶۱
        بازدید : ۱۰۲۲   |    نظرات : ۱۳۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد مانا

      آروم باشید ستاره ها
      خرسی تو خواب نازشه𱠽
      مهر و موم بوسه ی من
      روی لبهای بازشه𡀽
       
      حواستون باشه یه وقت
      یهو بیدارش نکنین
      مثل زلال چشمه هاس 
      مریض و زارش نکنین️

      لیف کتان ، موم و حریر
      همش تو گیس خرسیه
      ابر بهار ، آب فرات 񲰾
      تو چشم خیس خرسیه
       
      خرسی من خوابه ولی
      تشنه میشه نیمه شبا𩰽
      سکنجبین میزارمو
      لیوانی با آب طلا
       
      تنها میاد دلواپسم
      دزدا نشینن سر راش򜐽
      ساتور و چاقو میبرم
      میشم نگهبون چشاش򘐽
       
      هرچی بوی گلاب میاد
      از موی باز خرسیه𪐽
      مهتاب شب ، آفتاب روز
      چشمای ناز خرسیه𩰽
       
      یه سیب سرخ باغ ری 󣠼
      واسه دلش جدا کنم
      واسه چشاش شبا برم
      سقا خونه دعا کنم򣰽
       
      فرشته و حور و پری
      همیشه مست خرسین
      النگوی ستاره ها
      نشون دست خرسین..𢰽
       
      لالا بگم خابت بیاد 򝀽
      قربون مخمل نگات
      هر چی چراغ روشنه
      قربون اون ناز چشات
       
      والا همش دلواپسم
      نری یه وقت جام بزاری񲰾
      میون این شب سیاه
      خالی و تنهام بزاری

      این آدما نمی دونن
      دوری ما دیگه بسه
      اشک چشاتو ندیدن
      میگن هوا و هوسه򘐽
       
      خرسی خانوم عطر تنش
      بوی گلاب کاشونه
      وقتی باهام حرف میزنه
      مثل صدای بارونه
       

      یه گاز محکم از لپاش򛀽
      شبا بهونه ی منه
      بوی لطیف گیسواش
      مهمون خونه ی منه
       
      شیرینی و شیرو عسل
      روی لبای خرسیه 𡀽
      بار ترانه های من 
      رو شونه های خرسیه
       
      آب روون چشمه ها𹠽
      توی دهان خرسیه
      کندوی شیرین عسل
      روی زبان خرسیه𡐽
       

      خط کج دو ابرواش
      جاده ی تقدیر منه️
      اگه یه شب گریه کنه
      میگه که تقصیر منه򕀽
       
      پارچ آبو یادم نره
      بزارم نزدیک سرش️
      خودم تا صب کشیک بدم
      با اسلحه ، دور و ورش𺠽
       
      خدا کنه صبح نرسه
      ما رو ز هم جدا کنه
      کدوم دیوونه ای میاد
      واسش یه شب لالا کنه؟
       
      نیمه ی ماه آسمون󱰼
      صورت ماه خرسیه
      ادا و اخم و تخم و بغض
      شیوه و راه خرسیه
       
      لوسه دیگه ، چکار کنم ؟
      حکایت عاشقیه
      همین که حالا پیشمه
      بازم جا شکرش باقیه️
       
       
       
      سروده شده در سه مقطع از سال 1393 شهرهای بندرعباس / اهواز و سمنان برای خرسی که بیمار بود و خوابش نمیبرد ( اصل سروده حدود 40 پاره س )
      پدرش ( همان پهلوانی که شعر رفیقم رو براش گفتم ) اونو دس من سپرده بود و من چهارسال به معنای واقعی خرسداری کردم . .. خیلی وقته از خرسی بیخبرم . احتمالا هنوز برای دزدیدن عسل داره کندوهای شعر مانا رو بو میکشه ... 
      راستی به دوستان قول حرکات موزون داده بودم . بفرمایید اینم از افسار افاعیل و اختیار که پاره کردم و در چهار وزن مفتعلن مفتعلن //مفاعلن مفاعلن //مفاعلن مفتعلن  و  "مفتعلن مفاعلن"  پشتک وارو زدم 

      راستی من اهل هدیه ام
      اینبار تقدیم به عزیزانی که دوس دارید بغلشون کنید و براشون لالا بگید ...
      ۲۳
      اشتراک گذاری این شعر
      ۷۱ شاعر این شعر را خوانده اند

      بهرام معینی (داریان)

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      سیده شهربانو حاتمی

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      فرهاد شریف

      ،

      امید کیانی (امید)

      ،

      سحر غزانی

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      مجید قلیچ خانی

      ،

      محمد راد

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      شریف شریفیان

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      پژمان بدری

      ،

      عیسی نصراللهی ( سپیدار )

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      سینا خواجه زاده

      ،

      علیرضا شاه محمدی (عشاهیر)

      ،

      فاطمه کیانی(میترا)

      ،

      فاطمه اصفهانیان امیری ( فریماه )

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      غلامعلی همایونی (شمیم)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      بهروز عسکرزاده

      ،

      حدیث عبدلی (یارا)

      ،

      نرگس سادات روح الله برکی

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      گلاله محمدیان

      ،

      علی رفیعی وردنجانی

      ،

      پرستو پورقربان (آنه)

      ،

      ویهان قسمت پور

      ،

      رحیم نیکوفر ( آیمان )

      ،

      عسل اسدیان

      ،

      فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

      ،

      رسول احمدی

      ،

      مریم رامجردی

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)

      ،

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      حمید حسینی

      ،

      معصومه خدابنده

      ،

      آرمین آرمیده

      ،

      غلامحسین جمعی

      ،

      فاطمه شه دوست

      ،

      رامینه خوشنام

      ،

      حسن مصطفایی دهنوی

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      سارا شیخ محمدی ( دیانا )

      ،

      افسانه پنام تخلص مولد

      ،

      سمانه عسکری ،پروانه

      ،

      دانیال شریفی ( دادار تکست )

      ،

      حمید غرب

      ،

      ابوالفضل زندیه شاهین

      ،

      درویش حسین ندری

      ،

      سعید صادقی (بیدل)

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      بهروز ابراهیمیان

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      علی برهانی(ودود)

      ،

      اجمل وثیق

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      علی مزینانی عسکری

      ،

      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

      ،

      سمیِّه صباح ((گُلنار))

      نقدها و نظرات
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و درود و عشق
      ....
      همانطور که توضیح دادم پشت این سروده خاطراتی هست و دلیلی که باعث شد بخشی از آنرا منتشر کنم ، قولی بود که به حضرات داده بودم واسه به قول خودشان حرکات موزون
      اما اینکه تیک نقد زدم میخواستم از همه ی عزیزانی که پای این شعر میایند ، از دادن کامنت گل و احوالپرسی و ... حذر کنند . من برعکس آنچه همه فکر میکنند از اینکه پای شعرم غیر از بحثهای ادبی و اجتماعی مطالب غیر مرتبط بنویسند ، خوشم نمیاد . و به هیچ عنوان هم دوست ندارم شعرم پر نشاط ترین باشه . که بعد کسی که خودش غرق این کاره بیاد ازم ایراد بگیره
      و اهل هیچ کدورتی نیستم وگرنه چند نفری که بلاکم کردند را متقابلا بلاک میکردم .
      پس یکبار دیگر از جمیع خوانندگان مطالب مانا ( غیر از همسرم . و احیانا کسانی که شعر تقدیمشان میکنم ) خواهشمندم ب هیچ عنوانی صفحه را شلوغ نکنند . باور کنید اینکار برای دیده شدن شعر و نظرات ارزشمند عزیزان بهتر است ...


      خندانک خندانک خندانک

      من اهل نقد و نظرم
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام پژمان
      گزینه ای پیدا نکردم که به محتوای شعر نزدیک باشه تیک کودکان رو زدم
      وگرنه خرسی یه خانم چهل ساله بود خندانک
      محمد راد
      محمد راد
      حدود ۱ ماه پیش
      واقعا اگه بقیه اساتید هم دست از گل دادن بر دارن
      اشعار پرنشاط واقعی بهتر شناخته میشه
      اشعار پرنشاط همانطور که از اسمش پیداست اشعاریه که زیر شعر تبادل نظر اتفاق بیافته نه تبادل گل
      و من همیشه از نظرات شما هم در این سایت و هم درسایت پیشین آموختم
      اگر رسم این گلو بتونی بندازی که عالی میشه
      خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      یه توپ دارم قل قلیه
      سرخ و سفید و آبیه
      میزنم زمین هوا میره
      تا پیش شیطونا میره خندانک
      گفتم با یه شعر ابلیسی شروع کنم
      شعر تقدیمی بانمکی بود هرچند پیش ترها خونده بودمش
      ولی برای اشعار کودکانه قمه و ساطور ترس به اندام بچه هامیندازه
      الان خود من میخوام خودم شیش ماه قرنطینه کنم که مورد ضرب و شتم سلاحهای سرد این شعر نشم
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      عارضم به حضور دوستان
      در شعرهای محاوره ای و اتل متلی ، اوزان خاصی رعایت میشه که ممکنه هرگز در شعرهای کلاسیک یافت نشه . در این مورد دوس داشتم دوستان جناب اخباری و محمدی عزیز و همینطور شمیم نازنین که اطلاعاتشان را درین مورد تجربه کردم بیشتر توضیح دهند .. چون خودم سوادم به تفاوتهای شطور و اوزان نمیرسه
      و در همین لالایی هم چند مشکل وزنی وجود داره که کشف آنرا بر عهده ی دوستان میگذارم ..

      سپاس بیکران خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      به به چه ترانه ی قشنگی
      حالم جااومدریتمیک ودلنشین بود
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      اولش فک کردم واسه عروسک خرسی گفتی
      گفتم وااامردگنده عروسک بازی می کنه خندانک خندانک
      ولی بعدش که پانوشتوخوندم دیدم به به خرس واقعی بود
      چقدم زیبابوده این دوستی خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      اینم حرکات موزون خندانک خندانک خندانک
      ممنون ازتقدیمی زیبایت خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      خیلی جالبه
      ولی کاش توخودشعر آخراش یه اشاره ای می کردی که این خرسی زنه وبهش می گفتم خرسی ...........
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام خواهر با نشاطم ... بله یه خانم تپولی بود که خرسی صداش میکردم . ولی واقعا همه رفتاراش شبیه خرس بود ... خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      محمد قنبرپور(مازیار)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بانوی جمیله ی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      ترانه زیبایی است
      دوستدار محیط زیست
      دستمریزاد
      موفق باشید خندانک
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب استکی
      صلح طلبی شما را ستایش میکنم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      ممنونم جناب
      بله شما فرض کن خرسی واقعا خرس کوهستان بود خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      منم مسدود کردند .. مهم نیست
      فقط این جدول برای مانا افت داره و واقعا ازش پرهیز دارم . خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      ۳ روز پیش
      ترانه‌ی زیبایی است خندانک



      درود خندانک خندانک خندانک




      خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۳ روز پیش
      شهادت سلطان دین حضرت امام رضا (ع)
      را تسلیت عرض مینمایم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

       

      اول یک صحبت دوستانه و خودمانی داشته باشم و بعد از آن واکاوی و توضیحاتی در مورد پیشینه یِ شعر کودک در عرصه یِ ادبیات ایران ارائه خواهم داد:

      بحث اول اینکه، مدتها بود که میخواستم بگویم اما موقعیتش پیش نمی آمد تا اینکه آدم بی شیله پیله و خودمانی به اسم مهراد جمشیدی پیدا شد و گفت لطفا خودتان باشید و گل و به به و چهچه نفرستید، بله. من نیز برادرانه خواهش دارم که از نسیه دادن و گل فرستادن و سرسری خواندن و تکراری شدن خودداری کنید،اقلا روی اشعار حقیر جدی باشید. برای همین نظرات دو سه شعر آخرم را بستم ( الان توجه نمایید آخرین سروده را تیک نقد زده ام و خواهش کرده ام نقد نمایید،ولی نشد!!!!)

      بحث دوم_ پیشینه یِ شعر کودک در ادبیات و علی الخصوص شعرِ ایرانی: عارضم که این قسمت از انواع سرایش،متأسفانه تا قبل از مشروطیت هیچ وقت به آن توجه نشده بود،شاید دلیلش عدم جدی گرفتنِ هرم و شاکله و بطن و متن کودک بوده است بطوری که از آن همه مفاهیم شعری،تقریبا هیچ صحبتی از شعر کودک نبوده و عقیم مانده است. بعدها وقتی به دوران مشروطیت میرسیم اشخاصی همچون: صبا،نسیم شمال،دهخدا،لاهوتی و یکی دو نفر دیگر،جسته گریخته در خصوص تشییدِ روابط کودک و جامعه ی پیشرو، اشعاری ولو با نیّتِ سیاسی اهتمام متوسطی عرضه داشته اند. بعد از مشروطیت نیز شاید اولین شخصی که وارد این گود شده است نیمای یوشیج بوده. که شعر زیر یکی از آثار ایشان است:

      بچه ها، بهار
      گلا وا شدن
      برفا پا شدن
      از رو سبزه ها
      از روی کُهسار
      بچه ها،بهار

      شاملو، پروین،فروغ،یمینی شریف و دو سه تن دیگر نیز دارای آثاری از مضامین کودک بوده اند.( در این بین،بنده سرایشاتی از اخوان و سهراب سپهری در مورد شعر کودک ندیده و نشنیده یا برخورد نکرده ام)

      اما بعد از انقلاب نقش شعرا در مضامین و مفاهیم کودکانه پر رنگ تر شد. رحمان دوست ها،گلچین ها،یغمایی ها و غیره، به زیبایی بار گرانبهایی در این موارد،باقی گذاشتند.

      شعری در مورد آن خاطرات کودکی از خود و چند تن از شعرا،ذیلا میفرستم:


      شعر و ترجمه روباه و زاغ از ۴ شاعر
      شعر معروف «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی دوران مدرسه واقعاً سروده‌ی چه کسی است؟
      تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است.
      اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن»، که البته در کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن اشاره‌ای نشده است.
      این در حالی است که سه ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، ایرج میرزا و نیر سعیدی هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.لازم به ذکر است که آقای عیسی نصراللهی نیز اخیرا این شعر را ترجمه و سروده است
      متن چهار ترجمه‌ همراه شعر موجود در زبان فارسی در پی می‌آید:

      🔹۱_«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی
      زاغکی قالب پنیری دید
      به دهان برگرفت و زود پرید
      بر درختی نشست در راهی
      که از آن می‌گذشت روباهی
      روبه پرفریب و حیلت‌ساز
      رفت پای درخت و کرد آواز
      گفت به به چقدر زیبایی
      چه سری چه دُمی عجب پایی
      پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
      نیست بالاتر از سیاهی رنگ
      گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
      نبودی بهتر از تو در مرغان
      زاغ می‌خواست قار قار کند
      تا که آوازش آشکار کند
      طعمه افتاد چون دهان بگشود
      روبهک جست و طعمه را بربود


      🔹۲_«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا


      کلاغی به شاخی جای‌گیر
      به منقار بگرفته قدری پنیر

      یکی روبهی بوی طعمه شنید
      به پیش آمد و مدح او برگزید

      بگفتا: سلام‌ ای کلاغ قشنگ
      که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ

      اگر راستی بود آوای تو
      به مانند پر‌های زیبای تو

      در این جنگل اکنون سمندر بُدی
      بر این مرغ‌ها جمله سرور بُدی

      ز تعریف روباه شد زاغ، شاد
      ز شادی بیاورد خود را به یاد

      به آواز خواندن دهان چون گشود
      شکارش بیافتاد و روبه ربود

      بگفتا که:‌ ای زاغ این را بدان
      که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

      خورَد نعمت از دولت آن کسی
      که بر گفتِ او گوش دارد بسی

      هم‌اکنون به چربی نطق و بیان
      گرفتم پنیر تو را از دهان!


      🔹۳_«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی
      بامدادان رفت ......
      ....................و




      🔹۴_«روباه و زاغ» / ترجمه‌ و شعرِ عیسی نصراللهی

      صبحگاهی یک کلاغِ ساده دِل
      رفت بالایِ درختِ پا به گِل
      ساده دِل با خود پنیری داشتی
      پیشِ خود،لبخندِ شوری داشتی
      لیک پایِ آن درختِ پیرِ سَرد
      روبَهِ مکّار،فکری، چاره کرد
      گفت: زاغا،ای کلاغا،ای زرنگ
      نیست مثلِ تو هُمایِ پُر زِ رنگ
      حیف بادا کز دهانِ سبزِ تو:
      نَشنَوَم آوای گرم و نَغزِ تو
      این کلاغِ روزگارِ دشتِ ما
      خورد فریبِ روبَهِ " آدم نما "
      او بخواندی یک نوایی از هَوَس
      با تمامِ رِغبَت از عمقِ نَفَس
      با نوایَش، آن طعامِ دِلربا
      رفت در آغوشِ گرمِ ناقلا
      فَحش داد آن زاغکِ کم هوشِ ما
      بر زمانِ زیرکِ رِندِ جفا
      پشتِ دست که نه،پَرِ زیبایِ خود:
      چون بکندیدی،شَبیهِ "تاسِه " شُد
      روبهِ پیروز،میدانَد کجا :
      گُسترانَد تورِ مَکرِ حیله را

      _________________________
      شعر_ عیسی نصراللهی


      ناشر : وب سایت شعرناب
      اثری از شاعر گرانقدر عیسی نصراللهی (جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۱)

      تمامی حقوق این اثر برای ناشر محفوظ است.استفاده با ذکر نام ناشر و پدیدآورنده بلامانع

      https://sherenab.com/index.php?module=News&do=Print&id=8460
      __________________________





       

      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      جناب نصرالهی این بی شیله پیله بودن مانا را خوب آمدید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      و سپاس بی دریغ از عیسای عزیز
      در مورد نقد ، گاهی برخی سروده ها بحث برانگیز نیستند البته ربطی به خوب یا بد بودن سروده نداره
      اینه که خدای نکرده اگه صفحه مانا همیشه بحث داغه به این معنی نیست که شعرش قویتر باشه .. من ذاتا جنجالی و شلوغم و نه فقط نوشته هام که حرکات و حرفهام هم معمولا توی فامیل و آشنا سوژه بحثه
      بابت زحمت بی دریغتان در این صفحه سپاس فراوان دارم
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

      و

      تبدیل کردن تجربیات خصوصی به عمومی و تعمیم دادن شخصی ترین خاطرات به حافظه ی جمعی به گونه ای که هر خواننده ای احساس کند که خود این تجربه را داشته است ، یکی از عوامل اساسی در توجه مخاطب خاص و عام به شعر است که در سال های اخیر و به خصوص پس از مردمی شدن ادبیات که از زمان صفویه آغاز و تا امروز ادامه داشته ، مورد توجه همه هنرمندان از جمله شاعران بوده است چرا که از این طریق شاعر می‌تواند مخاطب را به همزات پنداری با شعر سوق دهد اما علاوه بر بیان شاعرانه و مخیل این تجربیات شخصی ، شاعر در ساختار شعر نیز باید تطابقی با محتوا ایجاد نماید به عنوان مثال در همین شعر ، شاعر بسیار با سبک شخصی خود فاصله می گیرد تا در قالب ترانه بتواند نزدیکی عمیق تر و احساس ادراک بهتری را بیافریند که اوج این اتفاق در کلمه خرسی شکل می گیرد ، کلمه ای که به خودی خود و بدون در نظر گرفتن این شعر دارای پیشینه ای خاص و البته آشنا ست که با اولین برخورد مخاطب شروع به تصور کردن و تجسیم واژه می نماید و به همین دلیل است که کار شاعر در تعمیم تجربه ی شخصی خود با دقت در برگزیدن کلیدواژه های شعر اهمیت بیشتری می یابد از سوی دیگر علاوه بر این امر ، انتخاب قالب نیز می تواند اثری به سزا در میزان ارتباط مخاطب و شعر باقی بگذارد بدان ترتیب که با توجه به محتوا و اتمسفر اثر شاعر باید قالبی برگزیند که بار القای پیام و تصویر فضا در ذهن مخاطب را بر دوش بکشد ، درست مثل قالب ترانه که مانا در این جا و به دور از آن چه که همگان از قلم اش می شناسند ، سعی در برقرار کردن بهترین نوع ارتباط بین مخاطب و تجربه ی خودش دارد که الحق هم به خوبی از پس این کار بر می آید اما آن چه که در این شعر تا اندازه ای با تجربه ی شخصی شاعر و توصیفات به کار رفته ناهمخوانی دارد این است که در مواردی نسبت هایی که به خرسی داده می شود هیچ گونه سنخیتی با خود این واژه و سن و سال شخصیت اصلی ندارد تا جایی که در بعضی از موارد خواننده به این فکر می افتد که خرسی می‌تواند معشوق شاعر باشد و درست در همین موارد است که این ترانه آسیب دیده است از چه این گونه نسبت ها از شعریت زیادی برخوردار هستند و مخیل نیز می باشند اما تنها به دلیل قرار گرفتن در جای نامناسب هم زیبایی آن ها زیر سوال رفته و هم ترانه ای که برای خرسی سروده شده است ناگهان از مسیر خود خارج شده است .. مثال ؛
      بوی تنش .. بوی گلاب کاشونه
      خط کج ... جاده تقدیر منه
      و ...

      در پایان از مانا ی نازنین به خاطر انتشار این ترانه و تغییر فضای صفحه ی خود و نیز سفارش درست و به جایی که در پی نوشت اشاره کرد سپاس گزارم ...
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود جناب مولایی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب مولایی ، فیض میبریم همچنان از محضرتان خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      [۹/۱۹،‏ ۹:۰۶ ب.ظ] مانا: درود سلمان جان
      همه حرفاتو موافقم .. و البته حس اینکه خرسی ( ی . ح ) را دوست داشتم و معشوقه ام بود هم درسته . از سال92 تا 96 به هر دری زدم که چپ و راست قهر نکنه ولی خوب به سرتاپای مانا نقد داشت
      آخرش هم یه روز از دنیای پر از خشم و بهانه و انکار و تکفیرش رفتم ....رفتم پی عشق واقعی و گمشده ای که در میان ملت سوران منتظرم بود

      برای همین خرسی هم کلی شعر و دلنوشته داشتم که آخریش قسمتی از شعر پنج زنه .. اینجا :

      سواد گیس زنی به یادم میاید
      که دندان هار خشمش
      پاچه گیر چکامه هایم بود
      زنی نازا که از ترس زندگی
      به مرگ رو کرده بود و
      تخمه ی زرتشت از سردی هامونش
      در غار دلم قندیل میبست ...
      زنی با دو خال در صورتش که دوستش داشتم و روزی به اشارتش گفتم :
      " باور کن زندگی قانون بی ارفاق کندوها نیست .
      خوابگاه مورچه ها را رها کن تا به خورشید برسیم ... "
      زنی که سیاهی باورش
      شعر رسوای مرا سپید کرد !!!
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      امروز می خواستم مواردی از وزن ترانه ی خرسی مانا رو توضیح بدهم که متاسفانه هر چه رشته بودم پنبه شد و کل پیامم پرید. مباحثی که می خواستم مطرح کنم تا حالا از شاعران و فرهیختگان شعر نو و شعر ناب ندیده بودم عزیزی این موارد رو مطرح کنه و خیلی بحث مظلومی هست در وزن شعر ایرانی که متاسفانه خیلی ها نسبت به اون یا بی اطلاع هستند یا چیزی نمی نویسند.
      عرضم به حضورتون که وزن در اشعار عامیانه و کوچه بازاری متفاوت هست با وزن عروض. وزن عروض بسیار متکی هست به نوشتار و وزن اشعار عامیانه بسیار متکی است به خوانش
      دیدگاه های متفاوتی هم راجع به وزن اشعار عامیانه مطرح شده و بعضی از اساتید قصد داشته اند مبتنی بر وزن عروض، اشعار عامیانه را قضاوت کنند و تنها به تفاوت های خوانش با نوشتار مسئله را حل کنند. اما دیدگاه درست تر این هست که وزن اشعار عامیانه اگر چه مشابهت هایی با وزن عروض داره اما وزن مستقلی هست و قواعد خاص خودش را دارد.
      آموزش این قواعد به ما کمک خواهد ظرفیت های زبان شعرمون رو خیلی بیشتر از پیش بشناسیم و شعرهای متفاوت تر خلق کنیم. تنوع موسیقی در اشعار ما بسیار گسترده خواهد شد به خصوص که خلاقیت در این وزن می تواند بسیار نقش ایفا کند.
      بنده به شخصه حتی در وزن عروض معمولاً سراغ وزن های ناشناخته می روم چون حس و حالی که وزن های شناخته شده ارائه میده، معمولاً شناخته شده هست و ما را به یاد اشعار معروف بزرگان شعر ایرانی می اندازه و اگر قافیه هم تکراری باشه، میتونه به تازگی محتوا و احساس کاملاً آسیب بزنه چرا که وزن و قافیه با تداعی معانی ، ذهن شاعر را به سمت تکرار تجربیات گذشتگان سوق می دهند.
      بالطبع شعری با وزن و آهنگ جدید حسی سرشار از تازگی و طراوت را به مخاطب ارائه خواهد داد به ویژه اگر قوافی و معانی هم متفاوت باشه.
      در خصوص اشعار عامیانه همانطور که توضیح دادم بحث واقعاً مظلوم واقع شده یک دلیلش هم عدم کشف وزن در این گونه از اشعار بوده و به تازگی در حوزه ی واج شناسی زبان به سراغ این مبحث مهم می روند.
      در این مقاله فرصت ندارم بحث را بیشتر از این باز کنم. فقط خواستم مقدمه ای گفته باشم و پیش زمینه ای فراهم کرده باشم. مطمئناً این مقدمه می تواند سر نخ باشد برای شعر دوستان که تمایل به تحقیق در این زمینه و یا ارتقای موسیقی شعر و کشف های جدید و علاقه به تجربه های جدید دارند.
      همچنین این نقد برای خیلی از شاعرانی که احتمالاً گذشته تلاش هایی داشته اند که توانایی خودشان را در شعر عامیانه محک بزنند اما موفق نبوده اند، مفید خواهد بود.
      این شعر یعنی شعر لالایی برای خرسی از مهرداد جمشیدی (مانا) را در بعضی از مصرع ها به هر دو شیوه ی وزن عروض و وزن اشعار عامیانه تقطیع می کنم تا موضوع شفاف شود.
      آروم باشید ستاره ها
      مفاعلن مفاعلن
      اگر چه مبتنی بر وزن عروض تقطیع کردم اما به شکل آوایی کلمات دقت کرده ام مثلاً در واژه ی آروم، آروم را معادل با فّعّل گرفته ام و نه مفعول چرا که در ترانه شکل آوایی مهم هست و نه شکل نوشتاری
      مشابهاً در واژه ی باشید ، آ سریع تلفظ می شود و معادل هست با فَعَل و نه مفعول
      اما به شیوه وزن اشعار عامیانه : در اشعار میانه پایه داریم و شطر، پایه را می توان مشابه هجا در وزن عروض دانست و شطر جایی است در میانه ی مصرع که توقف داریم.
      نکته ای که باید دقت کرد این است که در هر پایه تنها یک هجای بلند می تواند حضور داشته باشد که یا به تنهایی می آید و یا بعد از یک یا دو هجای کوتاه.
      همچنین باید دقت کرد که در ترانه هجای کشیده نداریم و با هجای بلند معادل گرفته می شود.
      انتهای هر پایه را با علامت / و انتهای شطر را با علامت // نمایش می دهم.
      آروم/ باشید// ستا/ره ها
      آروم= باشید= ستا = ره ها فَعَل =هجای کوتاه + هجای بلند

      خرسی تو خواب نازشه
      مفتعلن مفاعلن
      اینجا هم سی را معادل با هجای کوتاه در نظر گرفتیم.
      خر/سی تو خوا//بِ نا / زِ شه
      خر : هجای بلند
      سی تو خوا : هجای کوتاه + هجای کوتاه + هجای بلند
      بِ نا : هجای کوتاه + هجای بلند
      زِ شه : هجای بلند
      در این مصرع هر سه شکل پایه وجود داشت. هم پایه ی تک هجایی ، هم پایه ی دو هجایی و هم پایه ی سه هجایی
      میانه ی مصرع جایی است بعد از دو پایه که یک توقف داریم.
      مهر و موم بوسه ی من
      مفتعلن مفتعلن : در واژه ی موم ، او خیلی سریع و شبیه به صدای اُ تلفظ می شود.
      مه/رُ مُ مِ // بو / سِ یِ من
      مه : فع
      رِ مِ مِ : فَعَلُن
      بو : فع
      س ی من : فعلن

      روی لبهای بازشه : این مصرع مشکل وزنی دارد. برای رفع مشکل وزنی به صورت "روی لبای بازشه" تلفظ میشه.
      روی لبای بازشه : مفتعلن مفاعلن
      رو/ی لبا// ی با/ زشه : فع/ فعلن // فعل/ فعل
      سایر مصرع ها را هم میشه به همین صورت تقطیع کرد. باید دقت کرد که :
      1. مفاعلن مفاعلن، از نظر وزن اشعار عامیانه به صورت زیر تقطیع می شود:
      مفا/علن //مفا/علن
      تمام پایه ها دو هجایی هستی و شطر در پایان مفاعلن اول قرار می گیرد.
      فقط باید در خواندن درست هر مصرع دقت لازم را مبذول نمایید.
      2. مفاعلن مفتعلن : مفا/علن//مف/تعلن : که پایان مفاعلن شطر قرار می گیرد و پایه اول و دوم دو هجایی ، پایه سوم تک هجایی و پایه سوم سه هجایی است.
      3. مفتعلن مفتعلن : مف/تعلن//مف/تعلن : پایه اول و سوم تک هجایی و پایه دوم و سوم سه هجایی هستند و شطر پایان مفتعلن نخست قرار می گیرد.
      4. مفتعلن مفاعلن : مف/تعلن// مفا/علن : پایه نخست تک هجای، پایه دوم سه هجایی و پایه سوم و چهارم دو هجایی هستند و شطر پایان مفتعلن قرار دارد.
      شعر لالایی برای خرسی از مانا چون مبتنی بر وزن عروض سروده شده از همین چند حالت نتوانسته پا را فراتر بگذارد اما از نظر وزن اشعار عامیانه می توان حالات بیشتری نیز در نظر گرفت که همگی درست می باشد برای مثال
      دل من/ برای تو// تنگ/ شده : فعلن /فعلن// فع/فعل
      قل/بم از /دوری تو /سنگ /شده : این مصرع دارای پنج پایه می باشد و دارای شطر نمی باشد. در حقیقت از اختیارات وزن اشعار عامیانه محسوب می شود.
      در اشعار عامیانه می توان از مصرع دارای پنج پایه استفاده کرد. کل مصرع را باید سریع و بدون توقف در میانه مصرع خواند.

      برای حسن ختام کارمون، یک بند دیگه از شعر مانا را با هم تقطیع می کنیم.
      پارچ آبو یادم نره : مفتعلن مفاعلن
      بزا/رم/ نز/دی/ک سرش : پنج پایه است. اگر چه از نظر وزن عروض ایراد محسوب می شود اما از نظر وزن اشعار عامیانه شاعر از اختیارات وزنی استفاده کرده است. (اصلاً اشتباه نکنید شاعر روحش هم خبر نداره)
      خودم تا صب کشیک بدم : مفاعلن مفاعلن
      با اسلحه ، دور و ورش : مفاعلن مفتعلن

      ممنون از شاعر که اجازه بحث و نقد دادند و حوصله شاعران و مخاطبان این صفحه.
      پاینده و تابنده باشید. به مهر

      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود استاد همایونی عزیز. این لطف شماست و محبت شما و حمایت شماست که این قلم نویساست. سپاس از مهر بی کرانتان

      بسیار در دل آمد از اندیشه‌ ها و رفت
      نقشی که آن نمی رود از دل نشان توست

      دلتان دریایی. تابنده باشید به مهر خندانک
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام مهدی جان
      خواندن نقد شما کلاس بزرگی برای من بود و چقدر با حوصله و علمی به مطلب پرداخته‌اید.
      بنده هم دقیقا به همین ۲ اشکال که شما فرمودید رسیدم و قبل از خواندن نظر شما کامنت گذاشته بودم و با خواندن نظر شما اطمینان یافتم
      همانگونه که فرموده‌اید اولین مرحله در تقطیع وزن این است که شعر را درست بخوانیم و دوم اینکه به همان صورت که می‌خوانیم آنرا بنویسیم و بعد تقطیع کنی
      در ۲ مصرعی که اشکال وزنی گرفته اید هر جور بخوانیم اشکال هنوز وجود دارد
      بزارم نزدیک سرش
      بِ زا رم نز دی کِ سّ رش
      م در فعل بزارم خارج از وزن است و اگر میشد آنرا نخوانیم اشکالی نداشت
      مورد دیگر هم همن کلمه لبهای که اگر نوشته بودند لبای درست می‌شد

      سپاس از وقتی که گذاشتید
      ممنون و مدیون زحمات شما هستیم
      پایدار باشید
      عزت زیاد
      ⚘⚘⚘
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بانو. ناخواسته طولانی شد خندانک حکایت ذهن آهنگین حکایت دیگری است . مانا اگر چه بی خبر از شطر اما این قدر با ترانه آشنا بوده که مصرع سروده شده خارج از قواعد نباشه. ذهن خیلی باید با این لالایی ها و ترانه ها مانوس بشه که این اتفاقات بیافته. کار راحتی نیست اینو فرهیختگانی که دست به قلم زدند میدونند. با تشکر خندانک
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب محمدی عزیز
      از بیانات شما استفاده کردیم . مانا هم میگه روحم خبر از شطر نداره بخدا
      ولی چیزی که خوشحالترم کرد اینه که برخلاف نقد های مغرضانه ، شعر و صفحه مانا به پرزنتور و بازارایاب نیازی نداره . درین جا هم کسی گل تقدیم نکرده اما صفحه همچنان محل بحث و تبادل نظر فضلاست و ما هم داریم یاد میگیریم .
      ارسال پاسخ
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام، از لحاظ وزن،سروده ایرادی ندارد. آهنگین و پر ضرب تداوم داشته و بصورتِ معمولِ این موارد از سرایشات،راه خودش را تا انتها رفته است( هر یک از مصاریع، از هشت بخش تشکیل شده است)
      لیکن بحثی که قابل واکاوی و تأمل است،رعایت قوافی در این شعر است:


      خرسی من خوابه ولی
      تشنه میشه نیمه شبا𩰽
      سکنجبین میزارمو
      لیوانی با آب طلا

      روّیِ شب با طلا اختلاف دارند و الف در واژه یِ شبا، روّی بحساب نمی آید ( شب بعلاوه یِ ا هم قافیه ی طلا نمیشود)

       

      تنها میاد دلواپسم
      دزدا نشینن سر راش򜐽
      ساتور و چاقو میبرم
      میشم نگهبون چشاش򘐽


      راه یا را هم قافیه ی چش یا چشم نمیشود چرا که حروف متصله ی ش روّیِ قافیه را تشکیل نمیدهد


      لالا بگم خابت بیاد 򝀽
      قربون مخمل نگات
      هر چی چراغ روشنه
      قربون اون ناز چشات


      نگا یا نگاه با چش یا چشم به همان صورتی که فوقا توضیح دادم، با همان ایراد و منظور ننمودنِ حروف متصله در عروض و قافیه


      شیرینی و شیرو عسل
      روی لبای خرسیه 𡀽
      بار ترانه های من 
      رو شونه های خرسیه

      اینجا مشخصه که خرس یا خرسی یا خرسیه ردیف است هرچند خرس را باید لحاظ نمود و ردیفش بی ایراد است اما لب هرگز با شونه یا شانه، هم قافیه نمیشوند. هایِ حروف متصله ای هستند که در شمار قوافی نمی آیند.


      افرادی همچون دقیقی،مولوی،منوچهری،شهریار و دیگران نیز گاهی در سروده هایشان همین ایراد هست و قانون عروض و قافیه را رعایت نکرده اند. حتی اگر سرشناس باشند. چون وحی منزل نیستند پس باید شعرشان را به تحلیل و نقد بُرد.

      مثلا: شاعر بزرگ و پیش قراولِ پارسی گوی قرن چهارم از قدمای شعر و ادبیات است،سروده زیر را آورده:


      شب سياه بدان زلفگان تو ماند
      سپيد روز به پاكي رخان تو ماند

      عقيق را چو بسايند نيك سوده گران
      گرآبدار بود با لبان تو ماند

      به بوستان ملوكان هزار گشتم بيش
      گل شكفته به رخسارگان تو ماند

      دو چشم آهو و دو نرگس شكفته به بار
      درست و راست بدان چشمگان تو ماند

      كمان بابليان ديدم و طرازي تير
      كه بر كشيده بود بابروان تو ماند

      ترابه سرو به بالاقياس نتوان كرد
      كه سرو را قد و بالا بدان تو ماند


      _____________

      بین رخان همان رُخ و زلفگان همان زُلف و غیره که حرف آخرینشان مختلف است به زعم خودش تناسب قوافی ایجاد نموده است،لیکن بر روال اصول و سلسه مراتب عروضی مشکل دارند.

      ( اساسا این بحثها انگیزه را به یغما میبرند. انسان را دلسرد میکنند. یعنی با یک حرف متصل و یک کاما، کلیتِ شعر بر باد میرود؟ خیلی بی رحمانست ولی کاریش نمیشود کرد باید ساخت و سوخت و دم نزد. یا اینکه صبر داشته باشیم و تمرین کنیم و کم نیاوریم. راه دیگری هم هست که این شق اشعار و اوزان را بوسید و به سمت سپید و مشتقاتش رفت.)


      سعی کردم. جزئیات را نگویم و کوتاه نوشتم و الا موضوع در هم تنیده و طولانیست

      خروجی اش اینکه: راهِ خوبیست. میتوان در همین وادی هم چیرگی نمود و بزرگ بود.



      بامهر_ نصراللهی
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      سلام خویشک

      اصلا نیازی نیست که شما بیایی و از این سروده دفاع کنید( واژگان و ریتم و مفهوم خودشان از هُرم شعر دفاع میکنند)

      حتی اگر نسبت عاطفی و بسیار نزدیکی با آقای جمشیدی داشته باشی، بنظرم نباید در هیچ جایی و در هیچ محفل ادبی نبایست شماها برای هم باشید چرا که قطعا این اجازه ندان به نقد و تعصبهای شیرین شوهر همسری، باعث پسرفت میگردد
      البته شما خودتان با تجربه اید و نیازی نیست که بنده توضیح دهم. مثلا _ اگر دیدی یک نفر آستینهایش را بالا زده و مشغول سلاخی آثار ماناست شما نظاره گر باش و آنچه را که ادبیات رقم میزند را تنها به تماشا بپذیر. در غیراینصورت نظم و سرجای خود بودن، فدا میگردد

      خویشک ََ گَم، بَخشید
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب نصرالهی . استفاده کردیم از فضل و دانش شما دستتان مریزاد
      فقط همانطور که جناب محمدی فرمودند شعر عامیانه برای خواندن است نه نوشتن . شکی نیست که مانا قافیه را میشناسد اما لالایی برای کودکانست و مهم آوایی ست که کودک پیش از خواب دریافت میکند . و از این حیث قوافی هم میتوانند نه از نظر هجایی که صرفا از مخارج ادا و اشتراک آوا با هم ست شوند . لالایی مادران پر است از اینگونه قوافی .
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش

      اما لالایی ، شعری ست متفاوت با آنچه تابحال از مانا خواندیم . مبتنی بر اوزان پرشی عروض و عامیانه ای صمیمانه برای زنی که بدخواب و بیمار بوده و شاعر در هیات مادرانه ، پدرانه و عاشقانه این زن را بر بستر این سروده خوابانده و نوازش نموده است . آنچه برایم جای حیرت و البته مسرت داشت ، یکی برداشتهای متفاوت ازین لالایی بود که دوستان ب عروسک و زن و دختر و حتی خرس اشاره کردند . و دوم صداقت بی مثال ماناست در رونمایی از گذشته ی رمانتیکی که داشته . و اغلب رسم مردان و زنان بر اینست که بخشهایی از گذشته را بدلیل تامین رابطه ی فعلی و شاید لزوم حرمت کسی که هم اکنون در زندگیشان حضور دارد ، سانسور میکنند و جزو حریم خصوصی میدانند و از بازگفت آن ابا دارند. اما مانا در این مورد یک استثناست و صداقت و صراحتش و بزعم خیلیها بلاهتش اجازه انکار و تکذیب گذشته را نمیدهد . من با مردی طرفم که براستی چیزی را پنهان نمیکند . هر زمان برای کشف مانا مصمم شدم خود چراغ و عصا و توشه ام را مهیا کرد و به آنچه از او پرسیدم با سند و مدرک جواب داد . خوب قطعا منم مثل هر زنی برانگیخته میشوم و رشک میبرم که ایکاش این لالایی برای من بود و نسبت به خرسی هرکه که باشد حس رقابت ممکنست پیدا کنم اما وقتی با سادگی و بی شیله گی مرد لک زبانم روبرو میشوم و تعریفی که او از دلبرکان شعر مانا بدست میدهد ، این رقابت به قرابتی شیرین میانجامد با درد و تنهایی و شوق و قهر آن زنان همخون میشوم و خود را جزیی از آنها میدانم که بهرحال بخشهایی از پازل شعر و شخصیت مانا را ساختند و بر من که خاتم ایشانم این وظیفه گرانتر است و باید که کار ناتمام را کامل کنم . و واپسین آجر این عمارت را در جای خود قرار دهم . شعر لالایی به تمامی روایت دلسوزانه شاعریست که نقش اتکایی اش غیرقابل انکار است . عاشقی که با تغییر مزاج معشوقه اش هماهنگ است . اگر گرسنه باشد گندمش میشود و اگر کودک شود ، جای پدرش را میگیرد و اگر زن شود نقش شوهرش را ایفا میکند . یا معلم و پیامبر و مراد و مرید و هرچیزی که او نیاز داشته باشد . با اطمینان میگویم شاعری که با چاقو و تبر و تفنگ نگهبان خواب خرسی اش است هرگز در عشق کم نمیاورد .
      محمد قنبرپور(مازیار)
      : خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      نامش گلی ست
      کز خون سربازان بی وطن می روید ...

      ممنونم گلاله .. همه ی آنچه ازین قلم تراویده مرهون نگاه مشرقی توست
      نیامده ام که فقط بسرایم
      بلکه آمده ام از شعر مانا و گریه ی گلاله معجون حیات بسازم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بانو. قطعاً همینطوره و تفسیر به جایی بود از شعر. یکی از دلایلی که به شخصه پرهیز می کنم از بیان برداشت شخصی ام از شعر این بوده که ذات شعر این است که تزاحم برداشت ها را داریم بنابراین معمولاً ترجیح میدهم در بیان برداشت خود خست به خرج دهم البته دلایل دیگری هم دارم که تجربه بی تاثیر در آن ها نبوده به عنوان مثال مطلبی درج می کرده ام که با زاویه نگاه شاعر 180 درجه تفاوت داشته، چه بسا به ناراحتی و دلخوری هم منجر شود. ولی قطعاً از تفسیرهای اینگونه خردمندانه بی کران سپاسگزارم.
      نگاهتان سبز و روح تان سرشار طراوت خندانک
      ارسال پاسخ
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام مانای عزیز⚘
      سپاس از انتشار این ترانه وزین که مبین توانمندی شما در حوزه‌ی وزن و شعر کلاسیک است.
      برای دوستانی که کلاسیک کار می‌کنند یافتن اشکال وزنی کار سختی نیست.

      در مصرع زیر حرف(م) در کلمه (بزارم) خارج از وزن هستش و ایجاد سکته کرده است در حالی که در زبان محاوره هم مجبوریم آنرا تلفظ کنیم بنابر این اشکال دارد. وزن آن مفاعلن مفتعلن است.

      بزارم نزدیک سرش ⚘

      در مصرع زیر هم (لبهای) را باید به صورت محاوره‌ایی یعنی (لبای) بخوانیم تا وزن آن که همان مفتعلن مفاعلن است رعایت شود.بنابراین اگر (لبهای) به صورت کتاب خوانده شود وزن رعایت نشده است.

      روی لبهای بازشه (غ)⚘
      روی لبای بازشه (ص)

      البته از انوای اختیارات شاعری در این شعر استفاده شده که بلامانع هستند.
      در چند جای دیگر هم سکته‌هایی وجود دارد که با توجه به قالب شعر (ترانه) و زبان محاوه‌ایی آن اگر به صورت محاوره‌ایی بخوانیم اشکالی ندارند

      پاینده باشید⚘
      عزت زیاد⚘
      ⚘⚘⚘
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      بی شک مانا همیشه نیازمند چنین قلمهایی ست که راه و چاه را بشناسد
      فانوس شعر و شعورتان همیشه روشن باد
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      با درود و عرض ادب به استاد عزیز و دوست داشتنی
      مانای مهربان
      از این همه نقد ذوق زده شدم...
      و جرئتم باز شد واسه نوشتن نقد
      اول این که عذر خواهی میکنم واسه گل هایی که گذاشتم اخطار مانا را ندیدم
      دوم این که اساتید عزیز همه چیز را گفتند الا سرچشمه ی شعر مانا
      ممکن است خشم عشق نفرت و حس تعلق و تعصب
      و خیلی از احساسات دیگر سرچشمه ی شعر شوند
      این لالایی از مهر و مهربانی مانا سرچشمه میگیرد
      دوستانی که با مانا آشنا هستند می دونن که مانا در دوستی کم نمی آورد و همه را دوست دارد
      و اگر برای دوستانش چه مرد چه زن مشکلی پیش بیاید بلافاصله با تمام وجودش برای حل مشکل خواهد آمد
      من فکر میکنم شعر لالایی یکی از محصولات این مهربانی ست
      همان شاعر که با واژه های سنگین و معانی چند لایه شعرش
      هراسی در دل بدخواهان و امیدی در دل نومیدان افکنده بود
      حالا در هیاتی پدرانه برای زنی لالایی خوانده که سال نود و سه دقیقا چهل سالش بوده (عجیب است قطعا از خود شاعر بزرگتر بوده اول تعجب کردم بعد از مانا پرسیدم و مطمئن شدم )
      اما از شعر چند مورد دستگیرم شد
      خرس لوس و بداخلاق بوده البته شیرین
      خرسی در اینجا از شاعر محبت پدرانه خواسته
      و شاعر هم از عهده ی این نقش به خوبی بر ِآمده
      لحن شعر نوازش گر است و در کنار آن گاهی از بدقلقی
      خرسی گله مند بوده انگار برای کودکی بهانه گیر سروده شده
      و این که رابطه ی مانا با خرسی دشمن های زیادی داشته و مجبور شده با چاقو و قمه از حیثیت احساسش دفاع کند
      و دست ِآخر به گلاله دوست داشتنی بابت داشتن مانای دو جهان تبریک میگویم و قول میدهم قصه ی این دو عاشق را روزی بنویسم خندانک خندانک





      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام .. باورکن حدیث عزیز ، مانا و گلاله هم ب داشتن دوست دلسوزی چون تو افتخار میکنند . ممنونم از زحمتی که کشیدی خندانک
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود فراوان ادیب وارسته جناب مانای عزیز ودوست داشتنی 🌷
      همیشه زیبا وخواندنی وپر معنا سروده اید 🌷
      شادکام ومستدام در پناه حق 🌷
      ایام بکام 🌷
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام دایی عزیزم
      خوش آمدی خندانک
      ارسال پاسخ
      فرهاد شریف
      حدود ۱ ماه پیش
      هزاران درود جناب جمشیدی
      قلمتان مانا و نامتان مانا باد
      دلنشین و خواندنی و موزون در عین استفاده از کلمات ساده و صمیمی .
      ... خداوکیلی لذت بردم .. ایوالله
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      مرد دوس داشتنی
      قدم بر چشمم گذاشتی خندانک
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      حدود ۱ ماه پیش

      به به👌👌👏👍
      درودها بر قریحه پرشور و زبان لطیف و اندیشه نابتان جناب مانا عزیز🍃 💚

      رقص قلم موزونتان مانا
      و چشمه اندیشه تان جوشان🍃💐🍃💐
      قلم سبزتان شایسته تحسین‌ها
      خندانک خندانک خندانک


      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      امید کیانی (امید)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود مجدد خندانک خندانک خندانک

      پوزش بابت اشتراکم...
      ...
      عشق خون می خواست در بحبوحه ی پیدا شدن
      لاله های پرپر از خون برادر می دمید

      آمدن معنای رفتن بود و رفتن، آمدن
      زندگی با هر نفس تصویر مردن می کشید

      قرن ها آشفتگی و جنگ و جهل و نیستی
      مستبدان روسیاه و دردمندان رو سپید
      ...
      #حسین_محمدی_فرد

      سرخی پیرهنم از خون دل خوردن بُود
      هر نفس این دل مصیبت ها دیده است...(امید)
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      امید خوش تیپ سرخپوش خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود جناب مانا خندانک
      یه شعر متفاوت و خوش ریتم از قلمتون خواندم خندانک
      حالا جدی خرس واقعی بود؟؟ خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام سحرجان
      نه عزیز دلم خرس نبود . خرسی یه لقب دوستانه و صمیمی بوده
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      با خرس کوهستان زیاد تفاوت نداشت خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد راد
      محمد راد
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد راد
      حدود ۱ ماه پیش
      درود مانا جان
      این تنوع در اشعارت لازم بود
      لالایی زیبایی بود
      خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      خوش آمدی عزیزم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام مانا خوبی.
      اومدم ازت انتقام بگیرم مانا خندانک نشد، هر چه نوشته بودم پرید خندانک
      ان شاء الله دفعه بعد جبران می کنم. خندانک
      تا درودی دیگر خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      مزاح بود مزاح
      هیچ مزاحی نیست مگر جدی
      هیچ جدی نیست مگر مزاح
      همیشه مثل هیچ وقت
      وقتی شوخی می کنم جدی می گیری
      وقتی جدی می گیرم شوخی می کنی ...
      خندانک
      ما دوست داریم دوست دانا باشیم. خندانک
      سپاسگزارم بانو از مهر و تابندگی شما. قلم و دانش شما بسیط است. کم از نظر حجم زیاد از نظر فهم
      تابنده باشید به مهر خندانک
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      جناب محمدی ، از قدیم گفتند دشمن دانا به از نادان دوست
      قطعا انتقام شما به اشتراک فهم و بسط دانش خواهد انجامید . شک ندارم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      انتقام رو خدا ازم گرفته کچل شدم
      خوش آمدی مهدی جان
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام عزیزم زیباست و خصلت عشق به طبیعت و حیوانات در واژه های شما نمایان است لذت بردم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
      رفیق مهربان
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      آره مازیار عزیز
      هرچند مخاطب این لالایی یه خانم بدقلق بدخواب بود .. ولی در کل عاشق طبیعتم
      و خود نیز از طبیعت اقتباس میکنم و به شرع و عرف و قانون زیاد بها نمیدم
      ارسال پاسخ
      فاطمه کیانی(میترا)
      حدود ۱ ماه پیش
      💐💐💐💐💐
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ادب
      خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود احسنت تبارك الله
      اين تغيير سبك چيست،در پ ن گفتي البته ولي
      مانا بي دليل كاري نميكنه؟!
      توانايي در هر سبكي و لحن داري بر ما پوشيده نيست
      يه شوخي هم با ياور خودمان كنيم:
      (اين قلم پتانسيل بالا و خوبي داره) اين جمله معروف خودته
      كه بهم گفتي خندانک
      البته كه مانا ساختار و قالب هاي كوناگون شعر را
      ميشناسه و مسلط به ادبيات معاصر و كلاسيكه
      اما من به شخصه مهرداد جمشيدي را يك سپيد گوي دغدغه مند و تاريخ دان
      ماهر ميدانم، تا اينكه يه شاعر كلاسيك
      كه مكرر و مكررا پايبنده اصول گذشته است و خيلي شبيه اش وجود داره
      خاص بودن را فقط در قالب شعر يا گستردگي دايره واژگان نميدونم
      گرچه اينا توأمان لازم و ملزوم يك شاعر و اشعارش ميباشد
      ولي بنا به تعريف شخص خودم
      نوع نگاه به كنش هاي پيرامون
      رسالت قلم و ابن الوقت و زمان شناس بودنه كه
      شاعرو خاص ميكنه،دغدغه مندي كه تو داري
      بزرگترين موهبت ادبيات به يك شاعر است خندانک خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      حدود ۱ ماه پیش
      اين يه لالاييه خوش و ريتم دار كه ميشه براي كودكان خوند
      قطعا معروف ميشه اگه بيشتر پرداخته بشه
      امروزه تو شعر كودك و نوجوان خيلي سهل انگاري كردن شاعران
      همين كه به اون سمت و سو رفتي ارزشمنده
      متاسفانه خيلي ها شايد جدي نگيرن و كسر شان شاعران بلند بالا باشه
      در زمينه كودكان شعر گفتن،ولي غافل ازين هستند كه اتفاقا براي تاثيرگذاري
      و شناساندن ادبيات پارسي از اين سنين شروع ميشه و كم كم ملموس خواهد شد
      اشعار نستالوژي زمانه خودمون همه يادشونه
      مثلا... عمو زنجيرباف،يه توپ دارم و غيره،... كه اغلب شاعراي خوب و معروف سرودن
      اين دست شعرها كه از كودكي سر سفره ما تو خونه ها و كوچه ها
      سر زبون بچه ها بود خيلي ارزشمنده و ميتونه خبر از روزگار خوشي بياره
      باشد كه شاعران كمي هم به اين موضوع توجه كنند خندانک خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      در کل خوش آمدی عزیزم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود مانا جان زیبا بود خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      مرسی حدیث عزیز خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      رسول علی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام مانای عزیزم
      خیلی زیبا و دلنشین بود
      خیلی زیبا بود و دلنشین باید خاله شادونه یا عمو پورنگ با حرکات موزون بخوندش خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خرسی تو چه نازه خندانک خندانک خندانک خندانک
      دمت گرم خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خوش آمدی رسول جان خندانک
      ارسال پاسخ
      رسول علی محمدی
      رسول علی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام همکارعزیز و ارجمندم
      درودها برشما خندانک
      :
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی وردنجانی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر تو لذت بردم از شعر زیبایت خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      درود و عرض خوشامد خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر مانا شاعر خندانک خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      لبخند ت آکنده از عطررز🌹🌹🌹
      مجید قلیچ خانی
      مجید قلیچ خانی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام منیژه . ایشالا که بهتری خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدود ۱ ماه پیش
      منیژه قشنگم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ادب
      بسیار زیبا و ناب نگاشتید
      قلمتان مانا خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      درود خواهر .. خوش آمدی خندانک
      ارسال پاسخ
      رحیم نیکوفر   ( آیمان )
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام خندانک
      زیباو جالب بود بزرگوارم
      واقعا بعضی لالایی ها
      به جای اینکه آدم خواب کنه بیدار میسازه
      درود برشما

      اما ایکاش بی تیک نقد و یا ...
      لالایی در جایی از خودش
      مخاطبو متوجه میساخت که خرسی
      اونیکی مخاطب فکر کرده نیست
      شایدم فقط من ندونستم
      زنده باشید و سرسلامت خندانک

      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ممنون از توجهتون بزرگوار خندانک
      ارسال پاسخ
      عسل اسدیان
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر مانای مهربان

      این نیز یکی از لایه های پنهان شما بود که لااقل بنده حقیر ندیده بودم زیبا بود و دلنشین
      برایتان عشق و مهر افزون تر آرزومندم

      خندانک خندانک خندانک

      خندانک خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام بر دختر ماهم
      خوش آمدی بابایی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم رامجردی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود فراوان
      بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک خندانک
      محمد قنبرپور(مازیار)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      بسیار درود و بسیار سپاس از آمدنتان
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      بسیار درود و بسیار سپاس از آمدنتان
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      ۲ هفته پیش
      سلام دوباره به مانا
      مرسی که آرامش رو به سایت برگردوندی
      تمام رفتار و برخورد تو این مدت نشون داد جز عشق به شعر چیزی توی وجودت نیست
      و صلح و دوستی کلام آخرت
      و وقتی میبینم هنوز عده ای بی‌جهت مارو مسدود کردند و حتی شعرامون رو هم نمیخونن میفهمم که چه کسانی
      دنبال صلح و چه کسانی دنبال جنگ
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام بر مازیار نازنین
      ممنونم و از تو هم مرسی که همیشه لطف دارید . فقط عزیزدلم هرچند که گلهایتان نشاط بخش صفحه ی ماناست ، اما چون باعث ارتقای شعر در ستون پرنشاطها میشود و بنده دیگر دوست ندارم در آن جدول باشم و آنرا برای دوستانی که برایشان اهمیت بیشتری دارد گذاشته ام . لذا از دوست نازنینم توقع دارم دیگر گل نگذارید . خواندن نظرات و نقدها برایم گواراتر از اینست .. خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۲ هفته پیش
      درود
      خواندم و بهره وافر بردم ...سپاس
      --------------------- خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سپاس فراوان و سلام گرم خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      ۲ هفته پیش
      سلام و ارادت بررگوار
      بسیار عالی بود درودهایم تقدیمتان
      از نقدهای صفحه ی شما بهترین بهره را برد و کلاس بسیار خوب و پر از آموزش
      درود بر همه ی اساتید
      🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      این نقدها و این شعرها گوارای شما ... خوشحالم که باعث انبساط خاطر دوستان و ایجاد فضای آموزش و یادگیری و یاددهی شدم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      ۲ هفته پیش
      اصلا موضوع رنکینگ سایت نیست بخدا خندانک
      اگر دوستان مسدودم نمی‌کردند قطعا برای اون عزیزان هم گل تقدیم میکردم
      غلامحسین جمعی
      ۲ هفته پیش
      درودو سپاس بر شاعر فرهیخته و با ذوقم
      جناب مانا جمشیدی بزرگوار

      مانا اگر چه شاعره
      سروده هاش نقاشیه
      نقاشیاش حرف نداره
      زینت و نقش کاشیه

      خداوکیلی ناز داره
      توسینه گنجِ راز داره
      گاهی حسادت می کنم
      که فکرِ خیلی باز داره

      مَرامِشو دوس می دارم
      سرش تو کارِ خودشه
      زبون وباورش یکی
      دراختیار ِ خودشه

      الهی داغش نبینم
      هرچی بگم براش کمه
      زخم زبون نمیزنه
      برای ِ سینه مرهمه

      خلاصه خاطرش می خوام
      چشم حسودا رو وِلِش
      هرکی می خواد هرچی بگه
      خبر دارم از تو دلش

      دستمریزاد عزیز دوست داشتنی زیبا و

      مثل خودتان دوست داشتنی است

      با مهرو ارادت
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک



      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      راستش استاد عزیز اینقدر تقدیر شلاقم زده که عصبهای روحم کشته شدن ... و این پیام و شعرتان مرهمی بود بر دل شکسته ی تنهام که یا به انکارش میشکنند یا به تکفیرش . از حضورتان ممنونم
      ارسال پاسخ
      حسن  مصطفایی دهنوی
      ۲ هفته پیش
      درود ها
      بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض خوش آمد خندانک
      ارسال پاسخ
      فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب
      درود بر شما استاد فرهیخته و بزرگوارم
      🌼🌼🌼
      وجود نازنین تو
      برای ما مقدسه
      شعرات همیشه عالیه
      کاشکی به آخر نرسه
      جونم واست بگه که ما
      شیفته شعرای توییم
      با شور وشوق و اشتیاق
      به چامه هات سر میزنیم
      ما تیک نقد های تو رو
      با جون و دل گوش میکنم
      از سر عشق پای شعرات
      گلهای زیبا میکاریم
      جناب مانا ما تو رو
      بقدر دنیا دوست داریم

      حقیقت امر مدت زیادی نیست وارد سایت شدم با خودم عهد کردم که به پای اشعار همه دوستان به رسم ادب و به تعداد اعضای خانواده با عشق سه عدد گل بزارم گفتم من خو از تیک نقد چیزی بلد نیستم پس با گذاشتن سه شاخه گل این کمترین کازیه که میتونم انجام بدم ولی دوست داشتم تمام گل های نرگس شهرم بهبهان رو تقدیم به شما و همه ادیبان کنم

      پاینده باشید گرانقدر⚘

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      قدمتان گل باران و سپاس از کامنت پر از محبتتان خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود فراوان
      بسیارعالی خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سپاس از شما خندانک
      ارسال پاسخ
      فروغ فرشیدفر
      ۲ هفته پیش
      درود برجناب جمشیدی گرامی🌹
      بسیار زیبا بود .لذت بردم.
      ازاینجای شعر فهمیدم خرسی یه خرس نیست :
      \" والا همش دلواپسم
      نری یه وقت جام بزاری
      میون این شب سیاه
      خالی و تنهام بزاری\"

      بعدش توکامنتها دیدم درست فکر کردم.
      ولی بالاخره خرسی هم گوش ندادو رفت ...
      خرسی دلش اینجا نبود
      یه خرسِ با وفا نبود
      هرچی که بود ، نموند ورفت
      شاید دلش با ما نبود...

      🙏🙏🙏🌹🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ممنونم از شما فروغ مهربان خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      ۲ هفته پیش
      درود استاد مانای عزیز
      خیلی قشنگ بود خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      لوسه دیگه ، چکار کنم ؟
      حکایت عاشقیه
      همین که حالا پیشمه
      بازم جا شکرش باقیه️

      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام سارا و چقدر جات در گروه ما خالیه خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل زندیه شاهین
      ۳ روز پیش
      سلام درود بر مهرداد عزیز
      بسیار زیبا و باحال بود
      لذت بردم
      پایدار باشی خندانک خندانک
      درویش حسین ندری
      ۳ روز پیش
      عرض ادب دوست عزیز
      عالی سرودید احسنت

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ روز پیش
      کوتاه و
      قوالعاده زیبا بود
      درپناه خدا
      درود برشما
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0