سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 شهريور 1399
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
3 صفر 1442
  • ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 57 هـ ق
Sunday 20 Sep 2020
    سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

    يکشنبه ۳۰ شهريور

    اشتیاق

    شعری از

    گلاله محمدیان

    از دفتر همه ی آنچه دارم نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۸:۴۳ شماره ثبت ۸۸۶۲۴
      بازدید : ۵۷۴   |    نظرات : ۶۱

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر گلاله محمدیان
    آخرین اشعار ناب گلاله محمدیان

    و من به تو مشتاقم ای ابدیتِ روان...
    ای بادهای سرد آسودگی
    بر پیشانیم وزیدن گیرید
    گیسوانم را از هزاره های ترس عبور دهید
    به دستانم امنیت بخشید
    بگذارید چشم هایم را ببندم
    من به شوق رسیدن خواهم پرید
    و اشتیاق سالیان سال را در خود  مأوا خواهم داد
    ۲۱
    اشتراک گذاری این شعر
    ۴۴ شاعر این شعر را خوانده اند

    محمد حسین اخباری

    ،

    گلاله ناصری

    ،

    مهرداد صالحی گل افشانی (مهراوی)

    ،

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)

    ،

    عباسعلی استکی(چشمه)

    ،

    فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)

    ،

    فریبا غضنفری (آرام)

    ،

    سلمان مولایی

    ،

    محمد باقر انصاری دزفولی

    ،

    دانیال شریفی ( دادار تکست )

    ،

    علی نصرالهی ( مجنون)

    ،

    بهروز صفاجو

    ،

    محمد قنبرپور(مازیار)

    ،

    سحر غزانی

    ،

    ابوالفضل زندیه شاهین

    ،

    مانا جمشیدی ( مهرداد )

    ،

    صبا اسکندری

    ،

    اميرحسين علاميان(اعتراض)

    ،

    مرغ آمین

    ،

    زهرا جمالی

    ،

    معصومه خدابنده

    ،

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    ،

    قربانعلی فتحی (تختی)

    ،

    رضااشرفی فشی

    ،

    فردین صمدی

    ،

    باقر رمزی ( باصر )

    ،

    منیژه قشقایی

    ،

    رامینه خوشنام

    ،

    غلامحسین جمعی

    ،

    مجید قلیچ خانی

    ،

    عسل اسدیان

    ،

    فرزانه زمانپور

    ،

    فرهاد فیض اللهی (کدخدای نیستی)

    ،

    مرضیه تبدل (کاتیا)

    ،

    مصطفی دهقانی

    ،

    سیده شهربانو حاتمی

    ،

    مهدی محمدی

    ،

    الهام امریاس

    ،

    صحرا درویشی

    ،

    اصغر ناظمی

    ،

    حمید قلی پور

    ،

    غلامعلی همایونی (شمیم)

    ،

    موسی ظهوری آرام(آرام)

    ،

    طاهره حسین زاده (کوهواره)

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۲۶
    خندانک
    درودبرشما
    زیبا وخیال انگیزبود خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۰
    سلام مهربانوی بزرگوار
    لطف حضورتان را سپاس خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    عباسعلی استکی(چشمه)
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۲۰
    به شعر ناب خوش آمدید بانو
    سروده های زیبایی را هدیه آوردید
    موفق باشید خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۱
    سلام جناب استکی
    سپاس از لطف شما و خوش آمدگویی پرمهرتان خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مهرداد مانا
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۳۴
    سلام
    اشکال کار از خط دوم شروع میشه که در خط اول مخاطب فرد است و در خط دوم جمع میشود
    ابدیت روان فرد است و نمیشود با بادهای سرد اسودگی همزمان مورد خطاب قرار بگیرد برای رفع این مشکل باید به خط دوم حرفی اضافه کنی :

    و شما ای بادهای سرد ...
    و ای بادهای سرد ....
    آه ای بادهای ....

    بعد از آن نوبت به تشعیر خطوط بعدی میرسد مثلا :

    به دستانم امنیت بخشید

    که شعریت این خط پایین است .
    .....

    اما اگر ساختار خام شعر را رها کنیم و به استرس و تمنا و محتوای مضمون نگاه کنیم زنی را خواهیم دید که تمام طبیعت و خدایش را به امداد میطلبد و آرزوی رهایی دارد ـ این طلب معنویت انعاس خوبی در کلمات داشته و در انتقال احساس کاملا موفق بوده . با توجه به اینکه خانم محمدیان اشاره کردند که اینرا بعنوان شعر ننوشتند ولی توصیه ام اینست هرگز این دلنوشته زیبا و سراسر احساس را گم نکنند و روزی از آن شعری زیبا استخراج کنند . شعری که گیسوان گلاله را بدست باد سرد اسایش بسپارد . 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🍄🍄🍄🍄🌾🌾🌾🌹🌹🌹🌷🌷🌷🌷🌸🍃🍃🍃🍃🍃🌵🌵🌵🌵
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۵۳
    سلام خندانک
    و موهبت حضور مانا در این صفحه ی آرام بی شک مایه مباهات من است...

    دقیقا در این دلنوشته همانطور که جناب مولایی هم اشاره نمودند؛ ابدیت روان و بادهای سرد آسودگی همزمان مورد خطاب قرار نگرفته اند...
    ابدیت روان به عنوان هدف و غایت آرزوها مورد خطاب قرار میگیرد و بعد خطابم به عناصری ست که شاید بتوانند مرا به ابدیت روان برسانند...

    و البته بسیار شیوا و به جا به احساس نهفته در این کلمات اشاره نمودید امیدوارم با راهنمایی ها و روشنگری های شما و دوستان عزیز پیشرفتی در نوشتن داشته باشم.

    سپاس و سپاس و سپاس خندانک
    ارسال پاسخ
    سلمان مولایی
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۰۶:۰۴
    سلام

    و

    اگر چه با کلیت حرف مانا ی نازنین همراه ام و هم رأی اما در این شعر به خصوص ، اصلأ نیازی به جمع بودن ابدیت روان یا مفرد بودن بادهای سرد نیست چرا که مخاطب در مصراع اول معشوق است اما در سایر موارد خطاب رو به عناصری ست که در ارتباط با شاعر و آن چه که در اطراف اوست ، می باشد و گواه بر آن که شاعر به این دو جدای از هم خطاب کرده است و آن چه بر این خطاب های جدای از هم می تواند گواهی دهد آن است که اولاً سه نقطه ای که بعد از سطر اول آمده است حساب این سطر را از سایر سطور و مخاطب اش را از سایر خطاب ها جدا می کند ، ثانیاً به کار بردن دو فعل جدا برای این مخاطبین
    مشتاق هستم
    وزیدن گیرید
    و ثالثا ادامه ی شعر که دیگر به سراغ معشوق نمی رود و از حالات روحی شاعر سخن گفته می شود و مخاطب همه‌ی آن ها بادهای سرد هستند چرا که
    عبور دادن گیسو و به پرواز در آمدن از جمله کارهایی ست که از دست باد بر می آید و نکته در آن جاست که شاعر در دیگر خطاب های خود غیر از سطر اول از افعال دستوری استفاده می کند و تنها در سطر اول است که فعلی خبری به کار می‌برد و این دلیل دیگری بر ادعای سوا بودن خطاب بین سطر اول با سایر سطور است ...
    اما نقدی که از نظر من بر این شعر وارد است عدم داشتن هویت مستقل شعری ست به ان معنا که اگر چه مضمون شعر و سطر اول تا اندازه‌ای از آن خود شاعر است اما باقی شعر تحت تاثیر چند زبان گوناگون است که در این بین زبان شاعر و خط او کمرنگ می شود و البته رسیدن به هویت مستقل شعری کاری صعب است که تنها با خواندن های بسیار بیشتر و نوشتن ها و دور انداختن های مضاعف حاصل می شود ...
    سپاس
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۰۶
    سلام برادر عزیزم جناب مولایی گرانقدر

    نمیدانید از اینکه کلام پرارزش شما را در این صفحه حقیر می بینم چقدر احساس شعف و ناباوری دارم...
    و خدا را شکر میکنم...

    در آغاز راهم و بسیار باید بیاموزم و قطعا راهنمایی دوستان بزرگواری چون شما چراغ راهم خواهد بود...

    از اینکه قابل دانستید و دلنوشته ام را خواندید و راهنمای راهم هستید بیکران سپاسگزارم.

    نماز شکر بی شک بر من واجب است خندانک
    ارسال پاسخ
    فرهاد فیض اللهی (کدخدای نیستی)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام خانم گلاله محمدی!

    موضوع شعرتان واژه چند وجهی " اشتیاق" (desiderium) است توقع خواننده از شما به منزله شاعر این است که در محتوای شعرتان یک تصویر منسجمی را در مورد اشتیاق در دسترس دیگران قرار بدهید.
    هر خواستی، آرزوئی، نیازی، تمنائی و غیره حالاتی از تحریکات هستند که روان هر فردی را به طرف هدف مشخصی سوق میدهند تا "توقع مورد نظر ولی از قبل سلب شده" به هر علتی از طریق تشویق تحقق بیابد.
    چرا ؟ زیرا که خانواده در نخستین فاز اجتماعی سازی شخصیت کودک، همه حرکات، رفتار و نیازهای فردی –اجتماعی طبیعیش را تحریف میکند و سلب نیازهای کودک با انعکاسات منفی مثل گریه و زاری، قهر ، نخوردن غذا و غیره بیان میشوند.

    دومین فاز اجتماعی سازی شخصیت کودک در مدرسه با تحریف علمی از طریق تعلیم و تربیت انجام میگیرد : تنظیم ظاهر، حرکات دستها و پاها، ادا و اطوار ، زبان، فکر ، طرز تفکر اجباری، جهان بینی تزریق شده و امثال اینها.

    سومین فاز اجتماعی سازی فراگیر شخصیت کودک به مرور تکوین اجتماعی: هماهنگ سازی کودک با خواسته ها، قوانین ، جامعه شناسی و روان شناسی طبقه حاکم در قدرت سیاسی کشور.

    منظور از این مقدمه چینی ، اشاره به موانعی است که اشتیاق فردی - اجتماعی شخص مشخصی را در تعاملات اجتماعی تحت تأثیر مستقیم قرار میدهند. بنابراین همه اشتیاقات یک فرد تابعی از کلیت پارامترهای یک جامعه به منزله یک آرایش اقتصادی - اجتماعی میباشد زیرا که هیچ کسی خارج از جامعه زندگی نمیکند.

    بنا به توضیحات فوق، سرکوب اشتیاقات در پروسه شکلگیری شخصیت فردی و اجتماعی دارای ریشه های خانوادگی، سنتی، تعلیم و تربیتی ، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره میباشد.

    بنابراین ، اشتیاق شاعر در این شعر از واقعیتعهای اجتماعی پا به فرار گذاشته است و در ابدیتی مجازی و انتزاعی تقاضای پناهندگی داده است در صورتی که روان هر فردی محدود به عملکرد بدنش و طول عمرش تحت شرایط عینی - مادی است.

    علاوه براین ، بادهای سرد ، به هیچ وجه برای آسودگی نیستند به خصوص سرما را به پیشانیتان بکوبند. اگر شما سوار بر قایقی ،10 دقیقه تحت فشار بادی قرار بگیرید مثل تخته سنگی بر روی کف قایق میافتید و قولنج به همه جای بدنتان نفوذ میکند.
    تشکیل باد یک نوع جابجائی هوا تحت شرایط جوی همان زمان است . با چه منطقی همین باد میتواند عقبگردی به گذشته دور بکند تا گیسوان شما را از هزاره های ترس عبور بدهد؟
    علاوه بر این باد به دستانتان امنیت نمی دهد و هر چه در دستانتان هم باشد ، از شما میگیرد.
    در این شک نکنید که اشتیقاتِ سالیانِ دراز هنوز هم در آگاهیتان و شخصیتتان خیلی وقت است که لانه گزیده اند !

    مشکل موجود در تفکرتان این است: شما در گوشه ای از خانه نشسته اید و میخواهید یک شعری را بنوسید ولی تحت این شرایط، هیچکدام از مصالح و عناصر لازم رابرای تشکل شعرتان ندارید تا فکرتان حامله بشود و منجر به زایش بشود، حال این پرسش مطرح میشود: چطور یک شعر باید شکل بگیرد؟
    - عنوان شعر به منزله محور سرخی که کل محتوا بایستی به دورش بچرخد،
    - مطالعه در مورد عنوان شعر و بررسی جوانب مختلف آن و انتخاب یکی از موارد مورد نظر شاعر،
    - ایجاد طرحی برای محتوای شعر مورد نظر: انتخاب نوع شعر ، ساختار پردازی، شکل دهی ایده های درج شونده در محتوا، گزینش نوع زبان شعری (توصیفی، مدحی، هجوی، تحلیلی، انتقادی، علمی، انتقادی گزنده و غیره)،
    - فراهم سازی کلمات، واژگان، انتخاب کلام ، کلام تراشی، ارزیابی اجتماعی - همگانی کلام، تزریق زیباشناسی (زیبائی شناسی) به کلام گزیده شده که همه اینها در شمار مصالح و عناصر شعری هستند،

    - گذار از فراهم سازی کلمات به پردازش ایده ها : محتوا سازی شعر،
    - زایش شعر و انتقال آن به خواننده با یک تسلسل ادبی - منطقی و با تصویر سازی منسجم با ادغام شکل و محتوا به منزله یک جفت دیالکتیکی در بیان شاعرانه.

    بنابراین، شعری را که شما سروده اید زائیده تفکر الله بختگی است تا معجونی را با مخلفات متضاد و غیر منطقی به خوانندگان سرو بکنید.
    ایده ها،افکار و اندیشه ها وقتی دارای ارزش هستند که تکیه گاه اجتماعی - همگانی داشته باشند.
    شاعر بایستی بیشتر از خودآگاهی خودش باشد تا بتواند نبض حساس واقعیتهای عینی را نه تنها در سطح ملی بلکه همچنین در سطح جهانی بگیرد ، بیاندیشد ، تحلیل بکند و خلاقیت بیافریند.

    با انگیزه های واقعی به زندگی چنگ بیاندازید، نه با تخیلات صِرف من - درآورده خودی و دیگری! فرار از واقعیتها بیش از خود فریبی نیست! کلیتِ هستی انسان با واقعیات عینی گره خورده است .

    با ارادت و احترام خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    و چه دلگرمی بی مثالی ست محبت برادرانه ی شما خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    سپاس جناب قنبر پور خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما جناب کدخدای نیستی گرانقدر
    با سپاس از شما که تعاریفی در حوزه ی روانشناسی ارائه نمودید و وقتی که بابت نقد دلنوشته ی کوچکترین عضو سایت اختصاص دادید.

    حقیقتا هیچ گاه خود را شاعر ندانسته ام. آمده ام تا بیاموزم و نقد شوم.

    اما در دنیایی که واژه ها شاکله ی اصلی آن است، تخیل و رویا می تواند بدون مرز باشد.
    خیال پردازی در جنبه ی خودآگاه ، تصور کردن موقعیتی است که امیال و اهداف خالقش را دنبال کند. خیال می تواند شامل موقعیت های بسیار بعید و غیر منطقی و غیر واقعی باشد و یا بر عکس.
    خیال پردازی در همه ی حوزه های فکری ، حکمت، فلسفه، دین، اسطوره شناسی و روان شناسی قابل تعریف است.

    خلق تصاویر غیر مادی و خارج از منطق ریاضی که شما عنوان فرمودید و تصاویری که در عالم واقع وجود ندارند میتواند در دنیای شعر و هنر زیبا باشد و البته این امر کاملا پذیرفته شده است.

    مشکلات تفکر من خیلی بیشتر و فراتر از موردی ست که شما عنوان کردید.
    راستش من میتوانم گوشه ی خانه بنشینم و همزمان بر فراز بلندی هایی شگرف، دست در دست ندایی که این کلمات را بر زبانم جاری کرد، بال های پروازم را بگشایم و مرزهای محدود منطق را زیر پا نهم.

    و نکته دیگر اینکه عمل جراحی بر بیماری که در وضعیتی بحرانی به سر می برد میتواند دردناک و یا وحشتناک باشد اما همین امر نوید آسودگی و سلامت را در آینده برای بیمار به ارمغان می آورد.
    به شرطی که بیمار با اعتماد خود را به تیغ جراحی پزشک بسپارد.
    و بادهای سرد آسودگی را جناب قلیچ خانی بسیار شیوا توضیح دادند.

    و ای کاش این بادها وزیدن گیرند و هرچه اما و اگر زایده تفکرات مادی را از من بگیرند.

    سپاس از ارادت و احترام شما.

    راستی یک سوال: نیستی چگونه می تواند کدخدا داشته باشد؟؟



    ارسال پاسخ
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    شعر دقیقا کلمات و تخیلات من درآوردیه
    با چهار بند نخست نوشته تان که بار اجتماعی و انسانی داشت موافق بودم . اما دوست عزیز بعد از آن که سعی کردید شعر را با منطق بیامیزید نه من و نه هیچ شاعری نمی پذیرد . بفرمائید این عبارت چه توجیه منطقی دارد :

    سطرها در تاریکی جا عوض میکنند

    شعر اتفاقا عبور از منطق است . و دور زدن همان واقعیات عینی که فرمایش کردید . کاش همین شعر تازه رس را نقد میکردید ولی برای تعریف شعر فتوا صادر نمیکردید . و شما که برخلاف ما سواد آکادمیک دارید ، بفرمائید ابژکتیو و سوبژکتیو چه معنا دارند و شعر را در کدام دسته قرار میدهید ؟
    ارسال پاسخ
    محمد قنبرپور(مازیار)
    محمد قنبرپور(مازیار)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام دوست عزیز فرهاد نازنین
    نمیدانم اینهمه واژه اجتماعی و جامعه شناسانه را از کجا و بر چه اساسی در لابلای نوشته و مثلا نقد خود نثار شاعرانی میکنید که ورای جامعه شخص فرد جنس جسم و هر چه که ارتباط با جسمیت بشر در زمین دارد میکنید
    من شعرهای تان را نخواندم نمبدانم شعر تاکنون سروده ای یا نه ولی هر شاعری بر پایه و بر موج احساسات خود دلواژه های خود را بر صفحه می‌نگارد شاید باید شما در بخش جامعه شناسی سوادی داشته باشید بهتر است اینگونه اشعار را نقد نکنید و در جلسات شورای شهر شهرداری و فرمانداری و دهیاری منطقه تان به دنبال حل مشکلات جامعه و جوانان باشید بنظرم سوادش را دارید
    ارسال پاسخ
    مجید قلیچ خانی
    مجید قلیچ خانی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود ،ابتدا عرض کنم که سلام از مصدر تسلیم است و نیازی نبود با گفتن من تسلیمم شروع به نقد کنید چرا که در یک اعتقاد دموکراتیک شما آزادانه میتونید هرچه را نقد کنید کما اینکه به حق یا ناحق ختم شود،
    سپس خدمت شما بزرگوار که معلوم است سواد خوبی دارید و کلمات پس و پیش را دلیل علم خودتان دانستید عرض کنم که از روی کلمه الله بختکی صدبار بنویسید تا بختک‌و بختگ رو ابتدا تمیز کنید و سپس به نقد بنشینید
    در مورد شخصیت یک فرد در هر عینیت بودن در روانشناسی دو نکته وجود دارد ابتدا ژنتیک و سپس محیط،اما هنر (the arts)در دانشنامه ی بریتانیکا فعالیت های خلاقانه تعریف شده است که به دو بخش محیطی و تجربی تقسیم میشود و اتفاقا این خلاقیت باعث شده که هنر با جامعه و پیرامون گاها متفاوت باشد و حتی در تغیر فرهنگ ها کمک بسزایی کند،کما اینکه بنده امروز نقد یک ادم بی ادب را از درون خانواده اش پیگیری نکردم...
    خب میروم سراغ شعر...در پاسخ به اینکه نام شعر چند وجهی است و مجهول است و دنبال شکل منسجمی از برداشت نتوانستید بروید عرض میکنم که کافی بود بعد از نام شعر بند اول را مطالعه میکردید تا از این آوارگی خلاص شود،که‌گفته شده‌بود من به تو مشتاقم ای ابدیت روان،پس اشتیاق به ابدیت روان بود به همین سادگی.
    اشتیاق از عاشقی می آید و عاشق به دلیل حالات عاشقی به‌شکل استعاره و نمادین همیشه در تب وصل است و این تب پیشانی را چنان داغ میکند که در هامون‌زندگی یک عاشق باد سرد استعاره از اثر درمانگر دارویی برای جانبخشی و کاستن سختی زندگیست که هوای داغ تب و تاب عاشقی و باد سرد آسودگی که در دوجهت مخالفند در صورت برخورد به هم هوای مطلوبی میشود که پیشنهاد میکنم از قایق خود پیاده شده و‌آن را حداقل تصور کنید...در پاسخ به اینکه باد در زمان حال تولید میشود و چطور به گذشته میتواند برود پاسخ میدهم خدمت شما که لطفا به فعل های شعر دقت کنید موقع نقد کردن تا چنین نقدتان خفت نگیرد، عبور دهید،
    امنیت بخشید،ببندم،خواهم پرید و خواهم داد همه به آینده ختم شده اند و نمیدانم چطور شما عقب ماندید و به عقب برگشتید.
    با تشکر از نقد عالمانه ی شما از اینها که بگذریم
    هیچی جای محبت و دوستی را نمیگیرد آن هم در فضای شاعرانگی...
    مجید قلیچ خانی
    ارسال پاسخ
    محمد حسین اخباری
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۰۷:۴۷
    بسیار بسیار زیباست و امید آفرین
    امید وار باشید و به آرزو رسیده انشا الله
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۰۷:۵۹
    سلام استاد . ممنونم از حضورتان
    ارسال پاسخ
    مهرداد صالحی گل افشانی (مهراوی)
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۱۱
    بسیار زیباست 💐
    درود بر شما خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۲
    سلام برادر بزرگوار
    سپاس از لطف شما خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۸
    درود بر شما بزرگوار
    بسیار زیبا و دلنشین سرودید
    پاینده باشید ادیب و شاعر گرانقدر
    خندانک خندانک خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک
    ارسال پاسخ
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۴
    سلام بر شما جناب مالک
    البته این دلنوشته را شعر نمی دانم اما چون خاطره نوشتنش برایم با ارزش بود ارسال کردم
    سپاس از لطف بی دریغ شما خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد باقر انصاری دزفولی
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۵۶
    زیبا
    عالی
    ودلنشین
    درود برشما
    پاینده و برقرار باشی
    شاعر گرامی
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۵
    سلام استاد گرانقدر
    سپاس از لطف شما خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    دانیال شریفی ( دادار تکست )
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۴۹
    خندانک خندانک زیبا و دلنشین خندانک خندانک
    لایک شد شعرتون👍🌹
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۵
    سلام برادر بزرگوار
    سپاس از لطف شما خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    فریبا غضنفری  (آرام)
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ ۲۰:۵۳
    خوش آمدید
    و زیباست
    درودتان 🌹🌹🌹
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۶
    سلام مهربانوی عزیز
    سپاس از لطف شما خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد قنبرپور(مازیار)
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۳۱
    زیباست و عالی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خوش آمدید
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۰۸
    درود بر شما
    ممنونم از حضور ارزشمند شما و خوش آمدگوییتان خندانک
    ارسال پاسخ
    ابوالفضل زندیه شاهین
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۰۹
    درود بر شما
    بسیار زیباست
    پایدار باشید خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۰۸
    سلام برادر بزرگوار
    سپاس از حضور شما خندانک
    ارسال پاسخ
    اميرحسين علاميان(اعتراض)
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۹
    به به خواهرم
    اگاه و توانا
    هرچند اون بالا نقدها را مانا گفت
    ولي من از زاويه ديگري ميبينم
    بعضي وقتها لحن شعر با تم يا موضوع
    همخواني ندارد،گاهي وقتها حس در نمياد ،كلمات قصار
    و تشبيه و استعاره هاي دهان پركن هم اغلب رهگشا نيست
    ولي در شعر شما كه البته با انديشه ي شما كه كم و بيش
    با ان اشنا هستم به خوبي درامده
    و يك نوع ارامشي كه طلب دارد شاعر
    در اوج كور گره هاي زندگي و اين عالم
    خلاصه خاصيت اين شعر و قلم شما
    در بيان ساده ان است و اين ساده گويي
    اگر به درستي بكار برود اثر خوبي خلق خواهد شد
    افرين بر تو خواهر و دوست خوبم خندانک خندانک
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۳۱
    کاملا با حرف این خانم فهیم موافقم
    اميرحسين علاميان(اعتراض)
    اميرحسين علاميان(اعتراض)
    شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۰۱
    خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۱
    سلام بر شما مهربانوی بزرگوار خندانک
    در این دلنوشته اصل موضوعی که خواستم به آن اشاره کنم پرواز به سوی ابدیتی روان است که سرمنشا آسودگی ست... و پرواز از ارتفاع صورت میگیرد و در آن ارتفاع و بلندایی که انگیزه پرواز میشود ؛ نسیم نمی وزد و بادهایی شاید سخت و خشن اما پر از آسودگی وجود خواهد داشت....
    و پیشانی که میتواند نماد سرسپردگی باشد...

    و البته سخن شما کاملا صحیح و به جاست سطر اول باید در بندی مجزا قرار گیرد.

    سپاس از اینکه خواندید و نوشتید ... کلامتان روشنگر و حضورتان مایه مباهات من است.
    پایدار باشید و لطف حضورتان مستدام خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۱۳
    سلام بر امیرحسین برادر بزرگوارم خندانک
    و ممنونم بابت لطف و مهربانی ات...
    در حقیقت سادگی خصوصیت ذاتی من است که به نوشته هایم رخنه کرده و گاهی همین امر باعث شده به این فکر کنم که شاید بهتر باشد اصلا ننویسم... اما نتوانستم از نوشتن دل بکنم.

    سپاس از اینکه خواندی و نوشتی به مهر خندانک
    پایدار باشی خندانک
    ارسال پاسخ
    زهرا جمالی
    زهرا جمالی
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۰۴
    سلام
    من با این نظر موافقم.
    و البته یک نقد هم دارم:
    باد آسودگی، ملایم است: نسیم.
    باد سرد آسودگی نمی آورد. خشن است می تواند سخت و بسیار سخت هم باشد.
    پس ای نسیم آسودگی بر پیشانی سراینده وزیدن بگیر
    و البته وزیدن گرفتن هم فعل خوبی نیست.
    گذشته از این نیازی هم به حضورش نیست.

    ای نسیم آسودگی
    گیسوانم را از هزاره های ترس عبور بده

    به نظر من سطر اول ( و من به تو مشتاقم ای ابدیت روان) برای عنوان یا در بندی مجزا مناسب تر بود.

    موفق باشید.
    ارسال پاسخ
    معصومه خدابنده
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۱۹
    درودهااا
    نازنین موفق باشی
    🌹🌹
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
    سلام مهربانوی عزیز خندانک
    سپاس از حضور شما
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۵۵
    درود برشما
    بسیار عالی خندانک خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۳
    سلام و سپاس از حضور شما خندانک
    ارسال پاسخ
    رامینه خوشنام
    شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ۰۴:۲۹
    درود مهربانو جان
    زیبا بود
    برقرار. باشید 🌹🌹❤️
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    يکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۰۷
    درود بر شما خندانک
    و سپاس از حضور پرمهرتان خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    غلامحسین جمعی
    شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۳۱
    درود و سپاس بر شاعر فرهیخته و با ذوقم

    سرکارخانم گلاله محمدیان

    دست مریزاد عزیز بزرگوار

    زیبا و فاخر و دوست داشتنی بود

    و همینکه عزیزان را برانگیخته است که درموردش

    چه حق و چه ناحق و باربط و چه بی ربط بحث کنند

    نموداراین است کا کاریست ارزنده و درخور و ستایش برانگیز

    ویک نوع گیرایی خاص خودش را دارد . وکوچکترین تفاوتش این است

    که متفات است و و کلیشه ای نیست .

    وبوی طراوت و تازگی می دهد چه در زبان و چه در

    چینش و گزینش کلمات و تصاویرو ترکیبات و وبخصوص عامل

    غافل گیری ها

    با مهرو ارادت

    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    غلامحسین جمعی
    غلامحسین جمعی
    حدود ۱ ماه پیش
    درودو سپاستان باد عزیز بزرگوار
    گیسوانم را از هزاره های ترس عبور دهید
    به دستانم امنیت بخشید
    بگذارید چشم هایم را ببندم
    من به شوق رسیدن خواهم پرید
    و اشتیاق سالیان سال را در خود مأوا خواهم داد

    با مهرو ارادت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    يکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۱۵
    سلام استاد بزرگوارم خندانک خندانک
    حضور ارزشمند شما را ارج می نهم
    و کلام شیوای شما مایه مباهات این کوچکترین است
    چقدر خرسند شدم از اینکه قابل دانستید و وقت گذاشتید
    بی شک این لطف خداست که شامل حال من شده و بزرگان سایت شاگرد نوازی نموده اند... خندانک خندانک

    لطف حضورتان مستدام استاد عزیز
    سپاس فراوان
    برقرار باشید به مهر و شادی
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    عسل اسدیان
    يکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۲۷
    درود گلاله بانوی نازنین

    زیبا بود و پر احساس

    ریز نکاتی بود که استادان جمع اشاره کردند
    اطاله کلام جایز نیست جز از احساس و کلیت پر روح دل نوشته ات لذت ببرم

    ******
    قلمت همواره نویسا

    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۱۱
    درود بر عسل عزیزم خندانک

    ممنونم از حضور قشنگت نازنینم خندانک خندانک خندانک
    مهرت دلگرمی ارزشمندیه برای من خندانک
    ارسال پاسخ
    فرزانه زمانپور
    سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۷:۱۳
    سلام گلاله دوس داشتنی حتی سعی و تلاشت هم زیبا و بوسیدنیه عزیز دلم . چه به شعر برسه و چه نرسه
    گاهی کلمات برای بیان آنچه در دل داریم کم میآورند مثل مانا و مولایی و دیگر اساتید هم بلد نیستیم واژگان را ورز بدهیم تا رام شوند و به خدمت بیان درد و حسمون در بیایند . من گمان میکنم خانم زیبای باوقار من و تو بیش از آنکه به شعر اتکا کنیم به اشکمان باید دخیل ببندیم تا وقتی به حدنصاب نوشتن برسیم. حس بسیار قوی و شوق فرامادی ات بر کلمات غلبه کرده بود . دلم برای دلت تنگ است و برای واژه هایی که درین شعر عرق میریزند تا بار سنگین تنهایی زنی را بر دوش بکشند که خود از تبار اشک است . باورکنید دوستتان دارم خندانک خندانک خندانک
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۱۸
    سلام خواهر خوبم خندانک
    راستش هیچ وقت خودم رو شاعر ندونستم اما تنها همراه بی ریای لحظاتم همین قلم و کاغذ بودن و اشک هایی که غم درونم را هیچ جاری نمی کنند

    امیدوارم اشک از چشم و قلبت فقط به یمن شوق سرازیر بشه نازنین و غم از دلت دور بمونه
    دوستت دارم و مهرت را سپاس خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مصطفی دهقانی
    حدود ۱ ماه پیش
    زیباست بانو
    👏👏👏👏
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    سپاس از لطف شما خندانک
    ارسال پاسخ
    مهدی محمدی
    حدود ۱ ماه پیش
    عنقا را بلند است اشیانه

    درود بانو. خیلی قشنگ بود.

    اندیشه، کشف و شعر غوغا میکنه
    گلاله محمدیان
    گلاله محمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما جناب محمدی بزرگوار
    سپاس از لطف حضورتون
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام ودرود فراوان
    بسیار بسیار عالی
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر دوست شاعرم. به شخصه غیر ممکن است از چیزی خوشم نیاید و بگویم خوشم می آید. بخصوص وقتی پای یک اثر هنری مثل شعر در میان باشد. بنابراین در مورد شعر شما هرچند نظراتی دارم اما هیچ نمی‌گویم. بیشتر خواستم تعریضی کوتاه داشته باشم بر کامت جناب «کدخدای نیستی». موضوعی هست که همیشه در محافل ادبی مانند اینجا بر سرش بحث بوده و جدل: تعریف شعر. وقتی کامنت جناب کدخدای نیستی را می خواندم حداقل تا دو سوم اولیه فکر کردم دارم قسمتی از یک کتاب روانشناسی را می‌خوانم که به اشتباه در اینجا کپی-پیست شده!! با فتوایی-به قول مانا- که جناب ایشان صادر کردند خیلی از شعرا از پیشینیان مانند حافظ و سعدی گرفته تا هم عصران ما مانند فریدون مشیری، فروغ و.. باید کاسه کوزه شاعری خودشان را جمع کنند و به دنبال شغل آبرومندی بروند!! آنجا که حافظ می گوید: «اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را/به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را» ایشان برای من مشخص کنند که منطق حافظ در اینجا چیست؟ آیا سمرقند و بخارا در مالکیت حافظ بوده که میخواسته آنها را به خال هندوی آن ترک شیرازی ببخشد؟!! برخی از سخنان ایشان بسیار محترم بود و استفاده کردیم اما آنجا که سعی کردند منطق را از ارکان شعر و لازمه شعر بدانند ابدا با ایشان موافق نیستم. اساسا در آوردن شعر در قالب بندیهای صلب و غیرمنعطف - چه از لحاظ ساختار و چه از لحاظ معنا -خطاست. شما هرگز نمی‌توانید خیالات شاعر را دربند کنید. بله من با قاعده مندي شعر معتقدم اما با محدود کردن آن در قالب های صلب خیر.
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0