سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 17 خرداد 1399
    15 شوال 1441
      Saturday 6 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        شنبه ۱۷ خرداد

        عطرهرنسیم-نصیحت مادر-کوه اندوه

        شعری از

        فرزانه افروز(فرزانه)

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۸۵۶۲۸
          بازدید : ۲۲   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرزانه افروز(فرزانه)

        شعرعفاف:
        عطرهرنسیمی که می آید
        سازهرپرستوکه می خواند
        گل هرگلشنی که جلوه ای دارد
        می دهم ازکف اختیارم را
        می بردعقل وصبروقرارم را
        داده ام دراین ره آبرویم را
        دین وشرف وحیثیتم را
        مثل کبکی که کرده سرش رازیربرف
        مستم وغزلخوان وسبک حرف
        هیچ ندارم خبرکه ای هیهات
        باسرافتاده ام درلجن شهوات
        پی عیشم وعشق های پوشالی
        خوشی های بی دوام وهوس ومستی
        چه کنم که ندارم خویشتن داری
        ضعیفم وندارم ازخوداختیاری 
        باندای هرعشوه وهربیایی
        می روم به دنبال هربی سروپایی
        می شوم خمارومی گویم ازغم تنهایی
        بی خبرم که اینهاهوس است وتنوع طلبی
        خوب است که این نکته راتوبدانی
        همه انسانیم وبه دنبال مهرجویی
        پریم ازغرایز وامیال بی شماری
        گربه هرمیل وهرنیازی دهیم پاسخ آری
        ببندیم چشم خودرابه حقایق واصل خویشتن داری
        دگرچه فرق است بین ما ویک انسان لاابالی
        هوسرانی نداردسیری ونشاط پایداری
        به همراه دارداحساس پوچی وسبکباری
        بپرهیز ازهوسرانی ونظربازی 
        که عیان است ونشانه ی سبک مغزیست
        جمع کن خودت رااگرتوانمندی
        بکن همت درمسیرآبرومندی
        انسان وقتی کمی پابه سن می گذاردبه پوچی زندگی پی می بردودچاردرجاتی ازافسردگی می شود(البته همیشه درهمه ی موارداستثناوجودداردولی درکل واقعیت وفطرت انسان اینگونه است)
        زیباترین زندگی های جفتی درآخربه دلزدگی می رسند انتهای هررابطه ی عاشقانه ای احساس تکراری بودن ودلزدگی است  عشق  جاویدان وجودنداردبافروکش کردن احساسات عاشقانه  وفروکش کردن آتش تندغرایزجنسی ، دوطرف به اختلاف سلیقه ها،عیب ها وایرادها،وکمبودهاوکاستی های یکدیگر پی می برندودچاردرجاتی ازدلزدگی وبی میلی می شوند. ولی اگرازدواج عاقلانه ودرسن مناسب  باشدشخصیت دوطرف همخوان باشدوازهمه مهم تراگردوطرف عاقل باشند،مسئولیت پذیرومتعهدباشندوهدفشان ازازدواج رسیدن به کمال وهمدلی باشد،مشکلات پیش رورامدیریت  وحل وفصل می کننددراین صورت احساسات عاشقانه به دوست داشتن  تبدیل می شودوآن زندگی موفق است
        ولی اگرهدف ازازدواج صرفامعاشقه وارضای نیازهای جنسی باشدبلوغ ورشدعقلی کافی وبه تبع آن تعهدومسئولیت پذیری وجودنداشته باشد،بافروکش کردن آتش تندغرایزواحساسات جنسی ،بروز اختلاف سلیقه ها وپی بردن زوجین  به عیوب ونقص های یکدیگر،دچاردلسردی شدیدی نسبت به یکدیگرمی شونددعواهاوبگومگوهاشروع می شودوآن عشق آتشین به احساس نفرت تبدیل می شود.
         افراد هوسران وتنوع طلب ،که معمولاجاذبه های ظاهری ورفتاری زیادی دارند برای رهایی ازاحساس افسردگی  ناشی ازمشکلات زندگیشان،ارضای احساسات تنوع طلبانه ی جنسی ،رسیدن به احساس محبوبیت بیشترو...به روابط کوتاه مدت وهمزمان باچندخانم رومی آورندکه به هیچ کدام تعهدندارند برای برانگیختن احساسات خانم هاازتنهایی هایشان ازجذابیت خانم وعلاقه قلبی به خانم صحبت می کنندگاه این صحبت ها دروغ وگاه واقعیت داردواقعااحساس تنهایی می کنندوجذب شیفته ی آن خانم شده اندولی بعدازمدتی رابطه ورسیدن به احساس دلزدگی رابطه راقطع وبه دنبال موردجدیدتروجذاب تری می گردندهدفشان ازبرقراری رابطه رسیدن به همدلی وکمال نیست هدفشان ارضای احساسات تنوع طلبانه ی جنسی و خوشگذرانی است ونمی توانندبه طوردائم بایک نفربمانندوزندگی کنند(ذات وسرشتشان اینگونه است)
        درنهایت بعدازگذران عمروهوسرانی های فراوان نه تنها به احساس رضایت خاطر نمی رسندبلکه احساس افسردگی بیشترهم می کنندومی فهمندکه زندگی راباخته اندخانم هایی هم که فریب می خورندو یا آگاهانه به دنبال روابط کوتاه مدت میروندبااندوه جدایی وگریه های روزانه وشبانه روزگارشان رامی گذرانندانسان عاقل درزندگی فریب عشق وعاشقی های گذراو نیازبه معاشقه وتنوع طلبی هارا نمی خورداحساسات تنوع طلبانه ی جنسی وغرایزش  راکنترل می کندودرچارچوب یک  ازدواج عاقلانه   غرایزش را ارضامی کندونیروی جوانی اش رادرمسیردانش وهنرافزایی صرف می کند
        هیچ موقع به ماندگاری احساسات عاشقانه  وعشق هیچ مردی نبایداعتمادکردمعمولامردهاعاشق تصاحب کردن وبعدرهاکردن قلب زن هستندوزنهاعاشق نگه داشتن عشق هستندروحیه وذات زن ومرداینطوراست بایدواقعیت هاراشناخت وپذیرفت ومطابق با واقعیت هاوتجارب دیگران برای زندگی خود بر نامه ریزی کردکه خدای ناکرده پشیمانی به بارنیاید
         
        شعرنصیحت مادری به فرزندش:
        مادری نصیحت می نمودفرزندش
        چنین بودمتن کلام واندرزش
        کای فرزندخام وبی ریا
        روددنیاگذران است عمرماروبه فنا
        فرصت ازکف می رودبرق آسا
        مکن عمرگران راصرف اهداف هبا
        گرپی پیمودن مسیرعشقی
        مشوهمسفرهرمست ورندی
        کزشورغرایز اینچنین مجنون وشیداست
        لحظه ی دلزدگی هم بی دلیل ازتوجداست
        آن دل نازک وآن احساس پاک
        بایست برنجدازدرختی که دوانده ریشه درخاک
        نه ازهرگل پابوته وهرجاهل ناپاک
        هردرختی قدربالندگی اش می افکندسایه براین خاک
        کشاورزعاقل وکاردان
        بهربذری می کشدزحمت گران
        که دهدمحصول ارزنده وشایان
        پس توهم درزمین ذهن وافکار
        درمیدان عمل وکار
        دانه وبذرگیاهی رابکار
        که برایت بشودنهالی پربار
        میوه اش هم خدمتی باشدبه این خلق گرفتار
         
        علت ایجادعشق دردوران پیری بیشتر، تنهایی است وعلت عشق های دوره ی نوجوانی وجوانی  به خاطرترشح هورمون های جنسی دربدن است این هورمون هاباعث ایجاداحساسا ت جنسی ونیازبه معاشقه می شوند جوان بادیدن فردی احساس می کندکه این همان فردی است که نیازهای مرامی تواندارضاکندوعاشق می شوددرواقع  نیازهای جنسی   به صورت عرفان ، عشق پاک ومتفاوت ازدیگرعشق ها جلوه می کند بایدبه نوجوان وجوان تفهیم شودکه زیباترین زندگی های جفتی وعاشقانه  طبق قانون فطرت وطبیعت انسان ، به احساس دلزدگی ختم می شود
        هرانسانی درکنارنیازبه معاشقه ونیازهای جنسی نیازهای مهم تردیگری هم داردازجمله نیازبه رشدوکمال وبالندگی. هیچ معاشقه ای ارزش آن را ندارندکه اصل واساس زندگی انسان قراربگیردهیچ معاشقه ای ارزش آن رانداردکه انسان نیازبه بالندگی وکمالش رافدای نیازبه  معاشقه کند درعشق وهوسرانی غرق شودوازهدف های مهم ترزندگی بازبماند
        متاسفانه دیده شده که گاه  افراد برای رسیدن به عشقی که درنهایت دلزدگی  به همراه داردازشان وشئونات انسانی خودشان  می گذرندوآینده وزندگی خودشان خانواده وفرزندانشان راقربانی یک عشق یاهمان هوس گذرامی کنند
        مورددیگری که دراین شعربه آن اشاره شده این است که وقت وزمان انسان بسیارارزشمنداست واین سرمایه ونیروی جوانی رابایددرمسیرصحیح وافتخارآفرین به کارگرفت بارهادیده ام که علت بسیاری ازدعواهای خیابانی ، زدوخوردها،دلخوریها، دعواهای فامیلی و...به علت بحث هاوبگومگوهای بیهوده باافرادبی نزاکت  وبی منطق بوده واقعانادان ادب نداردوومهربانی وگذشت ازخطای دیگران نشانه ی خردمندی است ازکنارافرادبی نزاکت وبی منطق  بایدبی تفاوت ردشدوقت خودراصرف اهداف مهم تر  نمودوواقعاهرانسانی درنهایت آنچه کاشته است رادیریازودبرداشت می کند(البته که نسبت به گستاخی افرادظالم نباید بی تفاوت بودفردگستاخ وظالم بایددرملاعام وتوسط عده ای افرادتوانا موردانتقادقراربگیرد) منظورازدرخت وبالندگی دراین شعر دانایی وشرافت است که به ذات ودرون انسان بستگی داردوباگذرزمان وتحصیل کردن شکوفاترهم میشودوبرعکس ذات پلیدونادان باگذرزمان بیشتردرنادانی وپلیدی غرق می شودازهرفردی بایدمتناسب بامیزان بالندگی اش انتظارداشت واعطای مسئولیت نمود
        شعرهایی درموردازدواج های سپیدوروابط قبل ازازدواج به امیدازدواج:
        زن همه نازاست ومردنیاز
        مرداست که نیازرامی کندابراز
        آن هم رسمی وطبق اصول موردنیاز
         
         
        زن همه نازولطافت
        مظهرمهروعطوفت
        مایه ی انس وآرامش والفت
        می کندانسان راتربیت
        زندگی رامدیریت
        دلیل همه زیبایی زن
        نشانه ی عقل ودانایی زن
        همه دارایی وسرمایه ی زن
        همه می شودخلاصه 
        درنجابت ومتانت
        ادب ومهرودرایت
         
        گرهمه بگوینداززندگی به سبک امروزی
        ازفراخی اندیشه وازروشنفکری
        همچنان معتقدم به اصول روابط ازنگاه سنتی
        کاملاصحیح است اکثر مصلحت اندیشی های قدیمی
        (ازدواج عاقلانه، بارعایت تمام اصول ومقررات ورسوم مربوط به آن  ،درسن مناسب، بافردعاقل وهم کفووهم شان، مایه ی سعادت است درصورت فراهم نبودن شرایط ازدواج،بایدازاین نیازچشم پوشی کردهیچ نیازی وهیچ معاشقه ای آنقدرارزش نداردکه یک زن به خاطرآن شان وشخصیت وشئونات خودوعفت ونجابتش رافداکند وتن به خواسته های خلاف عرف بدهد(هیچ سیاست وتدبیری درزندگی  بالاترازاخلاق مداری  ،قانونمندی   وحفظ عفاف نیست)
        شعرکوه اندوه درون:
        کوه اندوه درونم
        دل پرغصه واین بغض گلویم
        خاطرات تلخ عمروروزگارم
        گرفتنداینچنین صبروقرارم
        آن دلارام پری رو
        آن گل نرگس خوش رو
        آن نگاه پاک وآن چشمان آهو
        زمانی مرهم جان وتنم بود
        روزای خستگی هام همه یاروهمدمم بود
        به چه آنی روزگاررفت وگذشت ایام زیبا
        پرکشیدازسربامم آن همای باوفا
        بزدزخم جدایی بردلم آن نازنین نگاررعنا
        هرکه باشی به هرقدرت وهرراهی که باشی
        دل تنهادروجودهمه ی ماست
        این شکستن وبریدن وخمیدن
        سرنوشت همه ی ماست
        دل هرکس درزمانی روزگاری 
        ماتمکده ی غصه وغم هاست
        ولیکن دیدن روی عزیزان
        لطف واحسان به ضعیفان
        مهروامیدبه خدای مهربان
        انیس دل وروح خسته ی ماست
        مرهم وتنهادوای این دل ماست
         
        ازاصلی ترین ومهم ترین نیازهای هرانسان نیازبه عشق ومحبت وهمدلی است آنقدراین نیازبرای انسان حیاتی است که اگرنوزادی تغذیه ی مناسب داشته باشدولی ازمهروآغوش مادری محروم باشدرشدمغزی مناسبی نخواهدداشت نیازبه مهرآنقدرحیاتی است که اکثردرهای جسمی منشاروانی دارندوروانتنی هستند نیازبه مهرآنقدرحیاتی است که انسان محروم ازمهر وهمدلی گاه دچارعقده های روحی فراوان است ونسبت به دیگران دلسنگ متخاصم وبدون عاطفه است وگاه به بیماری عشق وافسردگی مبتلاست گویی دراین هوسرانی ها ومعاشقه هادنبال چیزباارزشی می گردد وآن هم محبت خالصانه ازنوع محبت صادقانه ی مادریست
        محبت وآرامش هدیه ی باارزشیست که یک انسان می تواند به دیگری هدیه دهدیک انسان بایدآنقدرخودساخته وپخته باشد که بتواندموجب تسکین خاطراطرافیانش شودتنهاراه رهایی ازغم تنهایی قدم نهادن درمسیرعلم وهنروفعالیت های مفید ، برقراری روابط اجتماعی وخانوادگی سالم باافرادی است که ازنظرخلق وخوبامامتناسب هستنددوستشان داریم ودردنیای حقیقی پیرامون ما زندگی می کنندبرقراری روابط بی سرانجام عاطفی وگاه رابطه عاطفی  دردنیای مجازی اشتباه است مگراینکه به دیداروروابط سالم خانوادگی منجرشود 
        انشاءالله که  تمام انسانها سلامت ،شادکام وموفق  باشندوقلبشان مملوازامیدومهربانی باشد
         
         
         
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر
        ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        محمد حسین اخباری

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۰
        درود بانو
        بسیار جالب و زیبا بودند
        جسارتا با معنی آن ها موافق نیستم
        عشق ناشی از ترشح هورمون نیست
        و برای رفع تنهایی هم نیست
        حضرت عشق است
        خندانک
        فرزانه افروز(فرزانه)
        فرزانه افروز(فرزانه)
        شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ ۰۸:۲۵
        سلام وعرض ادب خدمت استاداستکی بزرگوار خواهش می کنم اختیاردارید من بادیدن این همه بی بندوباری ها،خیانت ها،روابط کوتاه مدت که درجامعه دیدم وشعرهاودردل هایی که خواندم تحت تاثیرقرارگرفتم واین متن رانوشتم که شاید همه یاقسمت هایی ازآن اشتباه باشد درپناه حق سلامت وشادکام باشید
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ ۰۶:۵۶
        موفق باشید
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0