سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 9 خرداد 1399
    7 شوال 1441
      Friday 29 May 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        جمعه ۹ خرداد

        اعوذ برب الفلق ...

        شعری از

        سلمان مولایی

        از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۸۵۲۱۹
          بازدید : ۳۸۶   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلمان مولایی


        شبیه یکی فریاد
        برآمده از گلوی کوچک پرنده ای
        با شما سخن گفتم
        چشم درانديد
        هم از آن گونه که ملائک ناباور
        فرمان سجده را
        بر تندیس گلین
        باکی نیست از برودت بیرق های تان
        دیرزمانی ست
        آفتاب
        از مأذنه های این دیار
        بالا نرفته است
        نه سبز وُ نه آبی
        و نه هیچ رنگ نازنین دیگری
        پناه می برم به پروردگار صبح
        که تاریکی را
        کعبه کعبه
        پرستش می کنید
        و بامدادان
        بر حلقه های زمخت طناب
        دخیل ستاره می بندید
        گلوی ام را مگیر
        من از عفونت این همه اکسیژن
        تنفس نخواهم کرد
        بریدن زبان سرخ ام را
        بیهوده دست رنجه مکن
        این باد
        در میان حرص هیچ هاونی
        کوبیده نمی شود
        حدیث شما
        حکایت باران نبود
        هم از آغاز
        برج عدالت
        بر خشت ناميزان زديد وُ
        قبا کردید
        طیلسان پرهیز
        بر قامت ناساز آز خویش
        قلمرو معصوم درخت بود
        زمین
        و غنودن را
        آغوش گرم گوزن
        به هیاکل سهم وُ
        انبان های سهیم
        طفل از پستان مادر جدا کردید
        شارب از شرب بی وقفه اش خضاب
        پس آن گاه
        نفرین اش را
        دهان یاوه گشودید :
        « که حاشا و کلا
        ما پیغمبر زادگان ایم وُ
        جیفه ی گندیده را
        وقعی نمی نهیم »
        پنبه از گوش خريّت خویش خارج کنید
        این جماعت
        گرگ پالان دریده اند
        دام - وُ دانه ی تسبیح تان -
        بر مرغ دیگری بگذارید
        که هرزه ی حنای شما
        عروس بی رنگ هزار داماد است
        سکان کشتی در دست
        بال فرشتگان در پشت
        نگین سلیمان در انگشت
        عصای موسی در مشت
        سکه های یهودا را هم طالب ايد !؟
        کدام مسیح بی پدر مانده ای را
        به کدامین کنشت ریش دراز
        سی سکه می توانید قالب کنید ؟
        سر و چشم تان را
        به آب هفتاد دریای بی پری باید فرو کنم
        تا به در آیید
        از خواب های خير خدا بودن
         
        ای کاش محبوب مرا خاموش تر کند ! 

        مسرور م از شق القمر عبدالرحمن
        - اين آخرین اعجاز آدمی زادگان -
        خون مهتاب
        تقاص از تمام برکه های دروغین
        خواهد گرفت
        می دانم ...
         
        دوم رمضان هزار و چهارصد و سی و هفت
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۲۲:۴۴
        درود استاد عزیز
        شورانگیز و زیبا بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد
        شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام را تسلیت عرض مینمایم خندانک
        منیژه قشقایی
        ۲ هفته پیش
        درود استاد گرانقدر
        دل آرام گیر که نورطلوع کرد
        که سردمداران کابال یکی یکی دستگیرشده اند و می شوند،
        که این دستور خالق عشق بود و هست ،آنانکه به تاریکی
        پیوستندواسیر تاریکی شدند و سربه فرمان عشق
        نسائیدندو تمکین نکردند واردبعدسوم خواهندشد.
        صفودزمین مدتی پیش آغازشد به فرمان خالق
        هرچه در زمین هست بایدهمگام شود با این صعود
        ورود به ابعاد بالاتر به آگاهی بیشتر.
        خارج ازهرچهارچوبی ،انسان بایدشادوآزادباشد
        بترسیم ازروزی که خالق بکوبد ای انسان
        من که تورا اشرف مخلوقات کردم چرا...

        برکت باشد
        طوبی آهنگران
        ۲ هفته پیش
        دؤرود بر شما جنالب عالی است
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۲۱:۴۵
        درود جناب مولایی
        مثل همیشه زیبا و پر احساس
        التماس دعا بزرگوار🌹🌹🌹
        لیلا امریاس(پریسا)
        جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۲:۰۲
        بسیار زیبا
        درود
        خندانک
        محمد حسین اخباری
        ۱۲ روز پیش
        موفق باشید
        خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        ۱۱ روز پیش
        سلام ودرود برشما شاعر بزرگوار
        زندباد
        بسیار زیبا ااااا سروده اید
        درپناه حق باشید باخانواده آمین
        🥀🥀🥀🥀🥀
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)
        ۱۰ روز پیش
        سلام
        چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می‌کنید
        خندانک خندانک
        مسرور م از شق القمر عبدالرحمن
        - اين آخرین اعجاز آدمی زادگان -
        خون مهتاب
        تقاص از تمام برکه های دروغین
        خواهد گرفت
        می دانم ...
        خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0