سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 11 خرداد 1399
    9 شوال 1441
      Sunday 31 May 2020
      • روز جهاني بدون دخانيات

      ورود به کارگاهها

      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      يکشنبه ۱۱ خرداد

      عنکبوتانه شاپرک

      شعری از

      مهدی ولی الهی

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۸۵۱۲۷
        بازدید : ۲۸   |    نظرات : ۳

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهدی ولی الهی

      آمدم تا دوباره بنویسم
      گرچه شعرم همیشه بددهن است
      ازشعاع تنم فراری باش
      لحظه انفجاربغض من است

      مانده ام روی صفحه ی شطرنج
      درد کیش است ومرگ‌یعنی مات
      مثل یک قهرمان پوشالی
      می خزم پشت سنگر کلمات

      صحنه هایی که دیده ام مثل
      دیدن جوخه ی مقابل بود
      می نشستم به شوق یک رگبار
      قاتل اما همیشه بزدل بود

      اهل شهر مصیبت آبادم
      مثل دیوانه های شبگردم
      ازعدالت ستمگری دیدم
      قاضیم را کلاه خودکردم

      مهربانی کم ابتذالی نیست
      اول جاده ی جدایی هاست
      باید از هرچه هست دل بکنم
      هرچه ازماست عاقبت برماست

      باتمام وجود غمگینم
      خنده روی لبم نمی آید
      زیر آتشفشان تقدیرم
      شاعری از جهنمم شاید

      بی هدف مثل قاصدک‌بودیم
      عنکبوتانه شاپرک بودیم
      درسر شاملو چه فکری بود
      ماکجا دردمشترک بودیم

      از چپ وراست میخورم چاقو
      بامن از درد شاعرانه نگو
      گریه های تو اشک تمساحند
      تو چه میدانی از عواطف قو

      تو بمان من بریده ام دیگر
      روی تختت بخواب آسوده
      درسرم تیرمی کشد این شعر
      شعر نه یک هوای آلوده

      سایه ای روی کوچه می افتد
      یک نفرجیغ می زند ممتد
      زیر شلاق اگر چه می میرد
      قصد ایمان ندارد این مرتد

      زندگی دست ازسرم بردار
      محتوای شقیقه ام دردست
      سهم من دستهای سردت بود
      شاخ وبرگ دلم اگر زردست

      می توانی شبیه من باشی
      در جهانم اگر سرک بکشی
      روی بوم زمان صدایت را
      جوی خونی پراز شتک بکشی

      توی مشتم تجمع پوچیست
      ازدحامی به وسعت هیچم
      درد هایم به اختیارم نیست
      نسخه ام را خودم نمیپیچم
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و شورانگیز بود خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      قلمتون سبز
      پایدارواستوارباشید
      شاعر بزرگوار
      درود درود درود
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی شهبازی
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما بسیار زیبا سرودید خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      گفتگوی کارگاهی

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0