سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 14 خرداد 1399
  • رحلت حضرت امام خميني -ره- رهبر كبير انقلاب و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران، 1368هـ ش
  • انتخاب حضرت آيت الله خامنه‌اي به رهبري، 1368 هـ ش
12 شوال 1441
    Wednesday 3 Jun 2020

      ورود به کارگاهها

      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      چهارشنبه ۱۴ خرداد

      آیینه را بر عکس ...

      شعری از

      سلمان مولایی

      از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۴۸۹۸
        بازدید : ۶۵۹   |    نظرات : ۳۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سلمان مولایی

      - قالب تهی کردیم از انسان 
      مردارخوارانیم در مرداب حیوانی 
       
      من نیز دوست دارم گاهی 
      شعرم شعاری باشد و فریاد 
      سهم ام گلویی پاره و قلب ام 
      نیلوفری پژمرده و محزون 
       
      خواب ام نمی آید 
      دست از سرم بردار 
      خاموشی خنگ خمارآلود 
       
      این سینه می سوزد 
      در حسرت ساقی سیمین ساق 
      جامی بده تا بگسلد از هم 
      سجاده و تسبیح و خواب زاهدان شهر 
      - شهر سیاه سرد سنگآغوش – 
      خالی تر از رود خروشانی 
      که دیگر نیست 
      با مردمانی حلقه های بندگی در گوش 
      در قلعه ی چشمان شان 
      جنگآوری می زیست 
      خورشید بوی تازگی می داد 
      باران پر از تکرار دلچسب رهایی بود 
      این جا تمام فعل های زندگی ماضی ست 
      فواره ها 
      مرداب هایی بیش فعال اند 
      مزد تلاش گربه ها 
      کنسرو بی ماهی ست 
      در حوض های کاشی دیروز 
       
      سلمان ، بچسبان گاز را تا ته 
      این شهر دیگر جای ماندن نیست 
      شهر هزاران مکرِ پنهان در غلاف خنده های شیک 
       
      لطفاً یکی آیینه را برعکس بگذارد 
       
      خواب ام نمی آید 
      در من تمام راه ها از بیخ ، بن بست اند 
      دیوارها ، دروازه‌ هایی تا ابد مسدود 
      پروانه هایی در تن ام هر شب 
      رویای دل خواه پریدن را 
      در پیله های خویش می میرند 
      من شامه ام مانند سگ ها 
      تیز و طولانی ست 
      بوی خیانت می دهد این بار 
      آن دست های نازک و معصوم 
      در شیشه های خالی ودکا 
      حجم زلال خون من جاری ست 
      بر روی میز بار 
      ردّ دو تا جام و
      دو تا آرنج و 
      یک آغوش 
      دیوانه خواهد کرد 
      مرد غریبی را که چندی پیش 
      شاعر بود 
      مردی که اکنون جنگلی سرخورده و خالی ست 
      از حجم انبوه درختان و 
      صدای شیر و 
      بوی چوب های خیس 
       
      دست از سرم بردار 
      ای عطر سکر آور 
       
      من گیج بوی دود سیگارم 
      گیج نفس های غلیظ باد 
      وقتی هوای شهر وارونه ست 
      در خانه ی تاریک می مانم 
      زل می زنم بر برگ های ظالم تقویم 
      امروز روز چندم دی بود ؟ 
      یا ...
      فرقی ندارد 
      چندمین روز از کدامین ماه -  ِ در عقرب – 
      محبوب رویاهای دور از دست 
      وقتی که این خانه پُر است از خالی جای ات 
      وقتی که سرما 
      در اتاق لخت می لولد 
      من غرق خواهم شد 
      در صدای گرم بطری ها
      شاید که افیون فراموشی 
      در من بخشکاند 
      تنها برای لحظه ای کوتاه 
      دنباله های درد دوری را 
       
      مانند حافظ که  هر از گاهی - در شطِّ بطری ها – 
       
      من هم چنان خواب ام نمی آید 
      خاموشی خنگ خمارآلود
      تو هم چنان دست از سرم بردار 
      این شاعر دیوانه ی کج خلق 
      هرگز نمی بندد گلوی جغدهای اش را 
      این عرصه جولان گاه سیمرغ است 
       
      لطفاً برو 
      این دام را بر مرغی دگر بگذار ...
       
       
      ۸ دی ماه ۱۳۹۷
      ۱۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      غمگین و زیبا بود خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
      چه بگویم ؟ که غم از دل برود چون تو بیایی ...
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      زیبا قلم زدید خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      هر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد

      کز شعر سوزناکش دود از قلم برآید ...
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش

      خندانک خندانک خندانک خندانک
      سفری از خود تا خود آ .

      درود هاااا استاد مولایی ارجمند
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

      بیچاره ندانست که یارش سفری بود ...
      ارسال پاسخ
      مهدی شهبازی
      ۲ هفته پیش
      درود برشما بسیارزیبا سرودید خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

      صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی ...
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین
      همچون همیشه
      زنده باد 🌹🌹
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      همیشه فاصله‌ای هست.

      دچار باید بود

      و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف

      حرام خواهد شد.

      و عشق

      سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.

      و عشق

      صدای فاصله‌هاست.
      ارسال پاسخ
      صمد خواجه وند(صانع قزوینی )
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود استاد مولایی
      کمافی السابق توجهات متعدد
      عزت عالی مستدام بمهر ایزدی
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      نظم کردیم یکی شعر به طنزی عالی
      جای فردوسی و خاقانی و حافظ خالی
      که ازین منظره حظی ببرند و حالی
      وبدانند در این عصر پر از رمالی
      شعرا را غم نان است کما فی السابق

      ،، جواد نوری ،،
      ارسال پاسخ
      جلیل میاحی
      ۲ هفته پیش
      درود استاد واژه ها جناب مولایی عزیز و گرامی 🌹
      مثل همیشه زیبا و عاااالی بود
      پیروز و سرافراز باشید🙏🌹
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      چشم ها را باید شست
      جور دیگر باید دید
      واژه را باید شست
      واژه باید خود باد
      واژه باید خود باران باشد ...
      ارسال پاسخ
      اعظم قارلقی
      ۲ هفته پیش
      عالی بود، عاااالی
      خندانک خندانک خندانک
      باران پر از تکرار دلچسب رهایی بود
      این جا تمام فعل های زندگی ماضی ست
      فواره ها
      مرداب هایی بیش فعال اند
      مزد تلاش گربه ها
      کنسرو بی ماهی ست
      خندانک خندانک خندانک
      دستمریزاد
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو

      به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی ...
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      دست از طلب ندارم تا کام من برآید

      یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید ...
      ارسال پاسخ
      علیرضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سلام...
      درود بر شما بزرگوار...
      بسیار زیبا بود و دلنشین...
      ........
      🌹
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      دلنشین ! ... ای غم دلواپسی ات بر کمرم
      من از آنـی کــه تــو پنداشته ای خسته ترم

      عمر من کمـــتر از آن است کــــه باور بکنم
      که تــو یــک روز بخـــواهـی بروی از نظرم ...

      ،، محسن نظری ،،

      ارسال پاسخ
      علیرضا بنایی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود شاعر ارجمند
      زیبا و دلنشین
      خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      نهان گشت کردار فرزانگان

      پراگنده شد کام دیوانگان

      هنر خوار شد جادویی ارجمند

      نهان راستی آشکارا گزند

      شده بر بدی دست دیوان دراز

      به نیکی نرفتی سخن جز به راز ...
      ارسال پاسخ
      محمودرضا رافعی (رافع)
      ۲ هفته پیش
      زیبا سرودید خندانک خندانک
      با سپاس از شما شاعر بزرگوار خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      هر که نخواهد همی گشایش کارش

      گو: بشو و دست روزگار فروبند

      ای ملک، از حال دوستانش همی ناز

      ای فلک، از حال دشمنانش همی خند

      آخر شعر آن کنم که اول گفتم:

      دیر زیاد! آن بزرگوار خداوند ..‌.

      حضرت رودکی
      ارسال پاسخ
      لیلا امریاس(پریسا)
      ۲ هفته پیش
      چقدر زیبا
      درود بر شما
      خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      سلام ما به تو اي باران، درود ما به تو اي دريا
      كبود شعله ور آبي سپيده طلعت مهتابي ..

      علیرضا قزوه
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      کنون یافت بادافره ایزدی

      چو بد ساخت آمد به رویش بدی

      شما داد جویید و پیمان کنید

      زبان را به پیمان گروگان کنید ...
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      ۲ هفته پیش
      جناب مولایی خدا قوت علی
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      هر که را در ر وقت کارش ما خداقوت دهیم

      قدرتش افزون کنیم انگیزه و همت دهیم ...
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیباست
      دست مریزار
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      چشم تو روشن

      باغ تو آباد

      دست مریزاد

      همت حافظ به همره تو که آخر

      دست به کاری زدی و غصه سرآمد ...
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود..........

      خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      به ایران سلام و به ایران درود
      به این بیشه و خاک شیران درود

      به فردوسی و حافظ نامدار
      به سعدی به هر یک ادیبان درود ...

      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      ۲ هفته پیش
      سلام
      تشبیهات بسیار عالی
      دست عزیزم به نظر من هر خط شعرتان واقعا قابل خواندن و مرور کردن است
      و حتی باید یاداشت برداشت خندانک
      به نظرم تمام تشبیهات رادر این شعر بکار بردید و برای شعر ما چیزی باقی نمیماند خندانک
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      کنون یافت بادافره ایزدی

      چو بد ساخت آمد به رویش بدی

      شما داد جویید و پیمان کنید

      زبان را به پیمان گروگان کنید ...
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب

      کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست

      گر یک نظر به گوشهٔ چشم ارادتی

      با ما کنی و گر نکنی حکم از آن توست ...
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      گفتگوی کارگاهی

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0