سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 11 فروردين 1399
    6 شعبان 1441
      Monday 30 Mar 2020
        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۱ فروردين

        در سکوتِ بی محبوب ...

        شعری از

        سلمان مولایی

        از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۱۸۸۷
          بازدید : ۸۶۷   |    نظرات : ۵۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلمان مولایی

         
        باز هم در سکوت بی محبوب 
        در حصار دقایق ظالم 
        آب و نان ام سپیدی قرصُ 
        آسمان ام سیاهی دیوار 

        سهم من از تو قامت مردی ست 
        که درون خودش مچاله شده 
        چشم های اش ؛ دریچه های مرگ 
        نفس اش در شرایط هشدار 

        در جهان تا ابد ویران 
        کرونای نبودن ات مسری ست 
        بی تو معجون درهم درد است 
        سرفه های مدام این بیمار 

        بی تو این خانه مثل قبرستان 
        پر از ارواح در به در شده است 
        روح دریانورد بی دریا 
        روح یک شاعر جنایت کار 

        زیر شلاق سرکش باران 
        در شب بی شکاف بارانداز 
        چشم های ام به راه آمدن ات
        کفش های تو رفته اند انگار

        در گلوی ام دوباره می پیچد 
        بغض بی اختیار لنگرگاه 
        بی تو بندر ؛ جزیره ی رنج است 
        خاک حاصل نَخیز نکبت بار 

        کعبه ای را که سِحر دستان ات 
        روی رنگین ترین کمان ها ساخت 
        شکل ویرانه ای ست در بن بست 
        بی تو برج بلند زهرمار

        با تو دنیا قصیده ای لبریز 
        از وفور بوسه و باغ است 
        با ردیف مسلّم محبوب 
        از هنرهای خنده ات ، سرشار 

        در کنار تو برکه ای بودم 
        مملو از ماهتاب چشمان ات 
        رنگ خورشید در رگ ام جاری 
        پرسپکتیو صحنه ؛ گندم زار 
        .
        .
        .
        ولی این روزها من آشوب ام 
        ماه آرامش ام نمی تابد
        شب بدون تو تا سحر بیدار 
        کام می گیرم از لب سیگار 
        گفته بودم که روح شعرم را 
        می فروشم به حضرت شیطان 
        گفته بودم مراقب ام باشی 
        بی تو هر واژه خنجری خون بار 
        توی دستان زنگیِ مستی 
        که ابایی ندارد از کشتن 
        قتل پیغمبران بی اعجاز 
        نا - خدا - یان فربه ی خون خوار 
        تازه این « ابتدای ویرانی ست » 
        تا ته قصه پیش خواهم رفت 
        یا به دادم تو می رسی ، محبوب 
         
        یا
         
        سحرگاه 
        بر 
        فرازِ
        دار .
         
         
         
        ۳۰ بهمن ماه ۹۸
        ۱۳
        اشتراک گذاری این شعر
        ۵۰ شاعر این شعر را خوانده اند

        احسان کریمیان علی آبادی

        ،

        میترا فرجی

        ،

        حمید میرزانژاد

        ،

        شریف شریفیان

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        مسعود میناآباد مسعود م

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        یدالله عوضپور آصف

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        ابراهیم هداوند

        ،

        سید احسان موسوی ( سام )

        ،

        شعله(م جلیلی)

        ،

        معصومه فیروزی کریانی

        ،

        زهرازیدآبادی(نازلی)

        ،

        فاطمه اصفهانیان امیری ( فریماه )

        ،

        رحيم اللهياري

        ،

        امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

        ،

        سیدمحمدطباطبایی

        ،

        مهتاب ایزدسرشت (مه)

        ،

        کیمیاطولابی

        ،

        حسین فیضی(نمکی)

        ،

        سمیرا_خوشرو

        ،

        حسین اورکی

        ،

        سلمان مولایی

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        نجمه طوسی (تینا)

        ،

        مرتضی قربان نژاد(واپسین)

        ،

        ناهید فتحی

        ،

        مهدی نساجی

        ،

        ابراهیم آروین

        ،

        محمدرضا ملکی باتیس

        ،

        م فریاد(محمدرضا زارع)

        ،

        دانیال صفی پور منصوری(یوسف)

        ،

        برین بهار

        ،

        علیرضا بنایی

        ،

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        ،

        عباس دقاق(تنها)

        ،

        محسن ربانی

        ،

        پژمان صفری

        ،

        محمد رضا سرخوش (سرخوش)

        ،

        ابراهیم حاج محمدی

        ،

        دانیال رجحانی

        ،

        اعظم قارلقی

        ،

        مهدی کاظمی (رهگذر)

        ،

        مصطفی مشهدی بی نشان

        ،

        میم موسوی

        ،

        احمد

        نقدها و نظرات
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        ۲ هفته پیش
        سلام آقای مولایی عزیز
        شعر \\\"در سکوت بی محبوب\\\"، شعری زیبا و موزون است با زبانی نو و ساختاری مسمط گونه، و البته با اندک تفاوتی نسبت به مسمط سنتی.
        این شعر، به دلیل وجود بندهای هم قافیه در انتهای هر رشته، شعری از گروه مسمط هاست که در نگاه اول یک مسمط مربع به نظر می رسد(مجموع تعداد مصرع های هر رشته و بند آن چهار است)، ولی اگر به قافیه های سه مصرع اول هر رشته توجه کنیم، می بینیم که شرط یکسان بودن قافیه در این سه مصرع رعایت نشده، بنابراین اگرچه این شعر، در گروه مسمط ها قرار می گیرد ولی یک مسمط معمولی نیست...
        مسمطی ست که از نظر قافیه متفاوت با انواع سنتی مسمط است.
        وزن تمام مصرع ها در تمام رشته ها و همچنین بندها یکسان است، و معادل: فاعلاتن مفاعلن فعلن(یا مفعول).
        شکل ظاهری این مسمط(بخصوص اینجا که هر رشته چهار مصرع دارد)ممکن است این شبهه را ایجاد کند که با شعری در قالب چهار پاره روبرو هستیم، ولی عدم رعایت قافیه در مصاریع زوج هر قسمت(که در چهارپاره الزامی است)، این احتمال را منتفی می کند.
        از طرفی اگر هر دو مصرع متوالی را در یک سطر واحد بنویسیم(یا بخوانیم)، با شعری مواجه می شویم که قافیه در تمام مصرع های زوج رعایت شده، و بنابراین قالب شعر قطعه است... تنها ایراد برای قطعه قلمداد کردن این شعر، شش رکنی بودن هر مصرع است که در چهارچوب قواعد سنتی عروض نیست(بیش از چهار رکن در هر مصرع، در قواعد سنتی عروض قابل قبول نیست)... بنابراین این شعر قطعه هم نیست، هرچند بسیار به قالب قطعه نزدیک است.
        بنابر این:
        شعر \\\"در سکوت بی محبوب\\\"، مسمطی تغییر یافته است، این تغییرات که حاصل خلاقیت شاعران معاصر است، در سالهای اخیر، منجر به پیدایش قالبهای جدیدی از شعر شده که مشخصا در مورد این شعر، باید به قالب شعری \\\"مرکّب حرکت\\\" اشاره کنیم.
        قالبی ملزم به رعایت قافیه بعد از چند مصرع یعنی در پایان مصرع \\\"بند\\\"، و تساهل و اختیار در یکسانی یا نایکسانی وزن مصاریع.
        آقای مولایی عزیز!
        پیشنهادم اینه که هنگام ارسال شعرتون، اگه قالب دقیق شعر شما جزو گزینه های موجود نیست، قالب شعری آزاد رو تیک بزنید تا دوستانی که در حال آموختن شعر هستن دچار سوء تفاهم و سرگردانی نشن.
        ممنونم بخاطر شعر زیبا و عمیقتون که دریایی احساس و اندیشه در خودش داشت.
        زنده باشید شاعر اندیشمند خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        دوست عزیز با آن تخلص با مسما ی تان ، نور یه این سرای تاباندید و آن چنان به چیرگی نگاشتید که هر در راه مانده ای را دستگیری کند و تا سر منزل مقصود ببرد ...
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا و غمگین بود خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        غمگین نه از آن روی که ناامید
        از آن روی که آماده ی برخاستن ...
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها بر شما جناب مولایی عزیز
        شعر زیبایی خواندم لب گرفتن از سیگار استعاره ی زیبا بود
        اما در چهار پاره یا «دوبیتی نو »داشتن قافیه در مصراع دوم و چهارم هر بند الزامی است
        این در حالی است که شما فقط در مصراع چهارم هر بند رعایت کرده اید بنابر این ویرایش کلی در شعرتون نیاز است
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        شریف شریفیان
        شریف شریفیان
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب حکیم عزیز
        ایشون به سبک چهار پاره نوشتند
        ولی این شعر چهار پاره نسیت
        وسبک خود اقای مولاییست
        وآن ردیف و قافیه در مصرع چهارم هم
        ارتباط بین این اشعار است
        که خواننده لذت بیشتری را از تکرار "آر احساس میکند
        وبنده هیچ عیبی در این سروده احساس نکردم
        وسبک جناب مولایی را بسیار پسندیدم
        موفق و پیروز باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها جناب شریفیان عزیز
        نمی دانم چه عیبی دارد اگر یکی در خواست نقد شعرش کند و در آن به اشتباهاتش هم اشاره ای بشه و مثل دیگران تشکری می کرد زیرا ما اگر مسلمانیم علی علیه السلام می گوید اگر کسی چیزی به من بیاموزد مرا بنده ی خود کرده است ایشان خودش ذکر کرده که قالب شعرش چهار پاره است شعر کلاسیک قاعده و قانون خودش را دارد و مصراعهای زوج هم قافیه هستند من اگر می دانستم کسی راضی نیست عیب شعرش گفته شود هر گز وقتم را صرف نوشتن نقد نمی کردم

        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        پیش تر ها در خصوص این موضوعی که عنوان فرمودید گفته ام اما به اختصار باید بگویم که قاعده ی چارپاره بر هم قافیه بودن سه یا حداقل دو مصراع استوار است ولی در سبک شناسی علاوه بر قافیه موضوع وزن و نیز محتوا در تعیین قالب تاثیرگذار است و با توجه به وزن سه تایی و محتوای این گونه از اشعارم ناچار به انتخاب قالب چارپاره هستم در حالی که اگر بدون توجه به وزن و محتوا بخواهم نام گذاری کنم نزدیک ترین قالب از لحاظ شکلی قطعه می باشد ...
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        استاد شریف من

        سپاس بی شمار که به زیبایی و دقت نکات لازم را تبیین نمودید ...
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        و گفتن این نکته خالی از لطف نیست که نمی دانم جناب حکیم از کجا به این نتیجه رسیدند که من از نقد ایشان خوش حال نشدم ؟؟
        اگر مبنای شان جواب ندادن است که خب گرفتاری های زندگی خیلی وقتی برای ام باقی نمی گذارد ولی در اولین فرصتی که به دست می آورم همواره از لطف دوستان عزیز تر از جان ام سپاس گزاری کرده و می کنم ..
        دیگر این که همیشه به دوستان گفته ام به جای گل با تبر به سراغ شعر مولایی بیایید که از همه بیشتر به آموختن نیاز دارد
        و سر آخر این که قاعده و قانون برای شکستن است البته شکستن و عبور از هنجاری که با آگاهی اتفاق بیفتد نه از روی ندانستن و اگر این گونه نبود هیچ گاه این همه هنر و این همه تنوع سبکی بوجود نمی آمد و بی گمان قانون ها در خدمت انسان هستند نه انسان آن هم از نوع دیوانه و شاعرش در خدمت قانون ...
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام گرامی
        خودتان اول می گویید این شعر چهار پاره است و حالا می گویید به قطعه نزدیک است اگر از من که سالها این درسها را تدریس می کردم می شنوید قالب قطعه و جهار پاره را از گوگل سرچ کنید
        موفق باشید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        جناب تدریس کننده ی گرامی ؛
        به وضوح هر آن چه را که لازم بود گفتم دیگر فهمیدن و نفهمیدن اش با مخاطب است که بخواهد به ادراک برسد یا عناد بورزد .

        به امید روزی که معیار زیبایی خط کش و سیم خاردار نباشد ...
        احسان کریمیان علی آبادی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار بسیار
        زیبا و غمگین سروده اید و خط و نشان آخرش برایم تازگی داشت
        به امید با امید شدنمان
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        خط و نشان را همیشه معشوق برای عاشق می کشد
        دیدم فرصتی دست داده و معشوق در خواب است و
        گوش های شیطان کر ، مرتکب این ناپرهیزی شدم ...
        ارسال پاسخ
        حمید میرزانژاد
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        دست های تان همیشه پر از گل ...
        ارسال پاسخ
        شریف شریفیان
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        رفیق ادیبم
        خوبید
        تازه این ابتدای ویرانیست
        درود خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        رفیق را چه خوش یمن تر از دیدار رفیقانی که جان
        به رویت شان گوارا می گردد و دیده پر نور ...
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        حدود ۱ ماه پیش
        چشم های ام به راه آمدن ات
        کفش های تو رفته اند انگار....

        بسیار زیبا بود جناب مولایی گرامی🌹
        روان و یکپارچه و تاثیر گذار.
        قلمتون ماندگار.
        🌹🌹🌹🙏🙏
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        روان از آن نظر بود که روان ام را داشت می ربود دوری از محبوب و عقل را زایل می کرد درست به قاعده ی کسی که مردمان « روانی » اش می خوانند ...
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام :

        بسیااااااااار زیباست
        استاد مولایی عزیز
        درودبسیار ... خندانک خندانک خندانک
        ------
        از بس که شکستم و ببستم توبه
        فــــــــــــریاد همی کند ز دستم توبه

        دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر
        و امروز به ساغری شکستم توبه

        ----------------- خندانک خندانک خندانک ----- ابو سعیدابوالخیر
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        از بسیاری توبه است که خداوندگار به امیدواری بنده اش پی می برد و درهای بخشش بر روی او می گشاید ، من نیز همان شاعر جنایت کار م که چشم امید م همواره به پرده پوشی محبوب است ، لاریب فیه ...
        ارسال پاسخ
        یدالله عوضپور    آصف
        حدود ۱ ماه پیش
        جناب مولایی عزیز درودبرشما
        زیباسروده ای ست دوست خوبم مرحبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        سرودن گاه آن چنان بی اختیارم می کند که دست از ترنج باز نمی توانم شناخت ...
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش



        درودبرشما گرامی
        بسیار زیبا بود
        پاینده باشید خندانک



        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        پاینده ام در راهی که ابتدا و انتهای اش محبوب ایستاده است به یک بغل گل نرگس در دستان اش ...
        ارسال پاسخ
        ابراهیم هداوند
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما جناب مولایی گرامی
        بسیار زیبا و به روز بود
        مرحبا
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        روز به روز نقاب از روی ذهن بر می کشم و هوای تازه در جمجمه جاری می کنم تا مبادا در دیروز بمانم و تمثیل این شعر شوم که :
        کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
        کی روی ؟ ره زکه پرسی ؟ چه کنی ؟ چون باشی ؟
        ارسال پاسخ
        شعله(م جلیلی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود شاعر گرامی
        زیبا نگاشتید
        مانا باشید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        شاعر از آن روی شدم که رنگ شاتوت بر لبان محبوب خوش نشسته بود و گندم زار در گیسوان اش تموج می کرد و گیلاسی در دست به سمت من می آمد ...
        ارسال پاسخ
        سید احسان موسوی ( سام )
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        درود را چشمان کسانی باید فرستاد که با نور خیره کننده ویرانه های شعر را هم چنان روشن می دارند ...
        ارسال پاسخ
        سمیرا_خوشرو
        حدود ۱ ماه پیش
        درودتان جناب مولایی بزرگوار

        بسباربسیار عالی

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        👏👏👏👏👏
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        عالی ترین شان هنوز اتفاق نیفتاده است و هر بار که درهم نوشته ای ناسزاوار برای محبوب سر هم می کنم با خودم می‌گویم در شعر بعدی باید سزاوار تر شوم ...
        ارسال پاسخ
        حسین اورکی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود برشما شاعر گرامی
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        شما را به گمان ام دوستان به سبب احترام در مرقوم می نمایند اما من دوست تر می دارم که شما را ضمیر جمع بپندارم که به من و شعر و واژه ها ارجاع داده می شود ...
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بر شما شاعر گرامی خندانک
        مدتی بود که از خواندن شعر به وجد نیامده بودم .
        چقدر شعرتان دلنشین و تآثیر گذار بود .
        شاعرانگی تان مستدام
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        و

        چقدر نظری که با بی ریایی و صداقت نوشته می شود بدون در نظر گرفتن مخاطب و مبتنی بر باور قلبی بر دل می نشیند ...
        ارسال پاسخ
        مهدی نساجی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام گرامی شاعر
        اثری فراخ با چند بعدی شاعرانه ....درود... خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        فراخی دیده و شمول ذهن شماست که این گونه مرا نصیب شده است ...
        ارسال پاسخ
        محمدرضا ملکی باتیس
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها استاد گرانمایه
        هر چقدر از زیبایی این شعر بگویم کم گفته ام
        لذت بردم
        مرحبا و احسنت
        زنده باشید و جاودان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        لذت بردن را حضور دوستانی چون شما و افتخار آشنایی تان سبب ساز می شود بی گمان ...
        ارسال پاسخ
         برین بهار
        ۲ هفته پیش
        ولي اين روزها من آشوبم
        ماه آرامشم نمی تابد
        درود به شما زیبا بود خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        سپاس که این بیت را دوباره نوشتید شاید ماه آرامش ام ببیند و بتابد تا ابد ...
        ارسال پاسخ
        سیدمحمدطباطبایی
        ۲ هفته پیش
        درودتان دوست جوان شاعرم
        زیبا چکامه ای پر محتوا نگاشتید ، جسارتا پراکنده نظرم را بیان می کنم ،
        صرف نظر از مباحث مطروحه در خصوص فرم و انطباق یا عدم تطبیق این چکامه با قوالب متعارف و کلاسیک و تدوین شده عروضی ،
        ابتدا به ساکن سیلان لطیف واژگان و موزون و آهنگین بودن کلامتان جاذب بود،
        قالب و ساختار شکنی امری ست که در وجود همه آدمیان بخصوص هنرمندان و شعرا در راستای اعتلا و تکامل و گشودن پنجره های نو به منظور رشد و بیان ‌و نمایش سلیس تر دیدگاه محتوائیشان به مخاطب وجود داشته و دارد، کما آنکه مولانای جان ،آنگاه که قید وزن و قافیه مانع انتقال مغز و جان کلام شاعر گردد ، به تنگ آمده و می فرماید:
        رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
        مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
        قافیه و مغلطه را ، گو همه سیلاب ببر
        پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
        اولویت انتقال محتوای ذهن و مضمون و تراوشات درونی اولین رسالت شاعر است چنانچه بسیاری از متأخرین بلحاظ پاره ای از محدودیت ها در ابزار و قوالب عروضی ، ساختارشکنی کرده و موجب ابداع و تغییرات در فرم و الگوهای جدید در شعر پارسی گردیدند( نیمایی ، سپید ، سه گانی و...)البته این بدان معنا نیست که هر کسی داد سخن و شاعری سردهد که :
        شعر طبع لطیف می خواهد
        نکته های ظریف می خواهد
        مختصر می گویم ، ایماژ و تطور و خیال انگیز بودن چکامه تان را بسیار دوست می داشتم
        به گمانم بکارگیری واژه غربی پرسپکتیو که به معنی تصویرسازی مجازی سه بعدی بر سطحی دو بعدی مورد مصرف دارد در مصرع :
        رنگ خورشید در رگم جاری
        پرسپکتیو صحنه گندمزار
        ضمن نامأنوس بودن و زمختی در معنای صحیح خودش نیز جایگزین نشده بود و کمی نا ملموس نشان می داد ، شاید اگر می گفتید (پشت صحنه ، نمای گندمزار یا دشت زیبا نمای گندمزار یا ...) بیشتر بدل می نشست

        شرمنده از زیاده گویی
        برقرار و مانا باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        بسیار بسیار از دقت نظر و لطف حضور تان سپاس گزارم که بدین زیبایی باب اشتراک فهم و البته ادب را گشودند و آموختنی های فراوانی نشان ام دادید ...
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        ۲ هفته پیش
        خیلی خیلی زیبااااا
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        درود... خندانک
        احسنت... خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        ۲ هفته پیش
        سلام

        و

        امتنان فروان که خالص نگاشتید و دلچسب ...
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0