سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 7 اسفند 1398
    4 رجب 1441
      Wednesday 26 Feb 2020
        هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست. موریس مترلینگ

        چهارشنبه ۷ اسفند

        سی و هفت سال تا مستی مدام ...

        شعری از

        سلمان مولایی

        از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸ ۰۶:۵۹ شماره ثبت ۸۰۶۱۲
          بازدید : ۶۶۱   |    نظرات : ۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلمان مولایی

        در ذهن من 
        هزار و یکی گل بود 
        در دست های تو 
        گلدانی از بلور باور فروردین 
         
        من پادشاه فصل خزان بودم 
        پروردگار رنج 
        وقتی که آفتاب 
        رویای گیسوان طلای اش را 
        از خواب بذرها 
        پیوسته می ربود 
        یا آب های شیرین 
        طعم وصال شان را 
        از بیدهای مجنون ... 
         
        وقتی بهار ، پنجره های اش را 
        بر روی شاخه های صنوبر 
        هرگز نمی گشود 
        باران ، کویر کور دل ام را 
        سمت طلوع باغ نمی برد 
        وقتی که ابر 
        آه غلیظی بود 
        از سینه ی گرفته ی دریا بر آمده 
         
        تنها صدای سکوت پرندگان 
        در گوش های کوه یخ زده 
        می پیچید 
         
        در آفتاب خسته ی پاییزان 
        زرد و اناری و نارنجی 
        جایی نداشتند 
        گل برگ های سبز 
        تنها سیاه می شدند و غم انگیز 
        وقتی که باد نگون بخت 
        در جنگلی که درختان اش 
        تیر و تبر شدند 
        بیهوده می وزید 
        در جان خسته ی من گویی 
        فواره های سرکش تنهایی 
        مانند زخم کهنه ی ناسوری 
        سر باز می کنند 
        تا آسمان بسته ی بی خورشید ...
         
         
        این بندهای قطعی بی تغییر 
        انگار سرنوشت حتمی من بودند 
        زنجیرهای کهنه ی این تقدیر 
        بر دست و پا و ... زبان ام بود – 
        - خونْ واژه های یاغی بی تعبیر 
         
        من پیر می شدم ، و در من 
        داغی شبیه حسرت یک لبخند 
        هر روز تازه تر ...
         
        سی سال تا تولد سیمرغ مانده بود 
        من در میان کوچه بن بست 
        - هفت سال - 
        تا فتح شهر عشق 
        بیهوده می دویدم 
         
        تا آن که ناگهان 
        راهی به سمت ساحل لبخندت 
        در موج خیز درد ...
        لبخند سرخ تو 
        در این سیاهی مطلق ، ستاره شد 
        مثل ولادت پر شور یک غزل ؛ 
         
        من در بهار خنده ی سرخ ات ، زلالِ آب 
        مانند برف کهنه در آغوش آفتاب 
         
        از در، در آمدی و سیاهی به سر رسید 
        از سر گرفت دختر مستور می ، حجاب 
         
        می نوشم از لب ات غزل اشتیاق را 
        در شب هزار پنجره می کارد این شراب 
         
        بی تو بهشت ، کهنه کویری کُشنده بود 
        سرشار از توهم مرگ آور سراب 
         
        این شاعر شکسته قلم بی تو سال ها 
        از دار مرگ گفته و از سلطه ی طناب 
         
        از ترس مردمی که رکب می خورند تا 
        جهل لجوج مردمِ همواره در رکاب 
         
        از تپه ی تقاطع چمران و یادگار 
        تا برج انتهای خیابان انقلاب
         
        از قامت خمیده ی مردی که منتظر  
        تا چهره ی فلک زده ی شهر بی نقاب 
         
        از رنج این جماعت باری به هر جهت 
        جان ام به لب رسید و سیاهی به آفتاب 
         
         
        محبوب دل ربای من ای مستی مدام 
        پر کن پیاله را و رهای ام کن از عذاب 
         
         
        در صحن آسمان تو پر ... واز می کند 
        حتی اگر دچار قفس باشد این عقاب 
         
        مرداد مرگ طی شد و آبانِ جان رسید 
        مهر تو آذر ی زده بر دفتر و کتاب 
         
        خورشید در ترانه ی عشق تو زاده شد 
        محبوب بی بدیل دل ام تا ابد بتاب ...
         
         
        ۱۶ آذر ۱۳۹۸ ‌
        ۱۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸ ۰۹:۰۶
        بسیار زیبا و سرشار از احساس بود خندانک خندانک
        علیرضا ناظمی ناظم
        پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸ ۰۹:۰۴
        درود بر شما
        زیبا ودلنشین سرودید
        خندانک خندانک خندانک
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸ ۱۰:۵۹
        عععععععععععععععععععععالی
        ...
        شعر انتهای کار هم که پر بود از جملات به یاد ماندنی.
        افرین بر شما و اینکه اجازه دادید بخونم شعرتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        فروغ فرشیدفر
        پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۲۳
        سلام ودرود...
        بسیار زیبا بود. پایاباشید🌹🌹🌹
        عبدالامیر الهی(مسکین)
        پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸ ۲۱:۲۱
        درود بر شما
        بسیار زیباست
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ابراهیم آروین
        جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ ۱۲:۳۱
        درودبرشما

        زیبا وبااحساس

        خندانک خندانک
        امیر علی علیزاده ( الف سکوت)
        حدود ۱ ماه پیش
        با عرض درود
        زیباست شعر پر از احساس شما
        مانا باشید خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        حدود ۱ ماه پیش


        سلام

        درود بر شما عالیجناب سلمان مولایی عزیز
        دومین شعریست که از شما میخوانم ...با لذتی وافر
        بسیار زیبا و دلنواز
        قلمتان ماندگار ...
        قلبتان از شعف سر شار
        -------------------------------- خندانک
        مهدی ملکی الف
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بی کران
        خسرو فیضی ـــــــــــــــــ  (   خسرو  )
        حدود ۱ ماه پیش
        . با بهترین درودهایم .
        . تاریخ می گوید عنصری کاخ ها و کنیزکان بسیار داشت !!!
        . و مدح محمود و بزرگان می گفت و کیسه های اشرفی
        . می گرفت !!! تاریخ . اما . می گوید حکیم توس در کلبه ای
        . که مال پدر کفگیرش به ته دیگ خورده بود . برای نجات
        . ایران و ایرانیان می سرود !! آن چنان که از باد و باران
        . نیابد گزند . او مدح سلطان نگفت و پشت بر مردم نکرد
        . اینک هزار سال می گذرد و تندیس های این اَبر مرد توس
        . و جهان در میادین اکثر کشورها با اقتدار و افتخار نصب
        . می گردد . و من مکتب رفته از عنصری هیچ میدانم
        . استاد گرامی قلم توانایتان را می ستایم . خندانک خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم هداوند
        حدود ۱ ماه پیش
        مرحبا و دستمریزاد!
        حظ فراوان بردم.
        بویژه از غزل انتهایی.
        درود بر شما.
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید بیانلو (پرواز آرزوها)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود

        بسیار زیبا سروده اید🌹🌹🌹🌹
        مسعود میناآباد  مسعود م
        حدود ۱ ماه پیش
        سلامی دوباره
        و فراوان درود جناب مولایی عزیز
        چندین بار خواندم و هربارش تازه بود و سرشار از زیبایی
        قلمتان ماندگار .----------------- خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش
        .


        درودبرشما گرامی
        بسیار زیبا بود
        پاینده باشید

        خندانک خندانک خندانک
        سارا شیخ محمدی(سیندخت)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود
        عالی بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙
        باران ، کویر کور دل ام را
        سمت طلوع باغ نمی برد
        💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙

        💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙

        خورشید در ترانه ی عشق تو زاده شد
        محبوب بی بدیل دل ام تا ابد بتاب

        💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙
        محمد قنبرپور(مازیار)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک عالی وپر معنی
        علی مزینانی عسکری
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب
        هردو اثر زیبا و دلنشین است
        دستمریزاد
        خندانک خندانک خندانک
        سعید بیانلو (پرواز آرزوها)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام

        بسیار زیبا و دلنشین بود هر دو شعرتون🌹🌹🌹🌹
        محمد قنبرپور(مازیار)
        حدود ۱ ماه پیش
        عالی بلند زیبا
        مرجان ساداتی
        حدود ۱ ماه پیش
        عالی و دلنشین بود. موفق و پایا باشید
        سید احسان موسوی ( سام )
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        اعظم قارلقی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما
        عالی خندانک خندانک خندانک
        شریف شریفیان
        حدود ۱ ماه پیش
        گر نتوان رونهم به حمت پاییز
        تا بطراود زطبع شعر دل انگیز
        برگ خزان است بر کرانه ی عمرم
        موی سپیدم شده نشانه ی پرهیز
        سلام بر حضرت مولایی عزیز استاد عزیز لذت بردم
        ازاین طبع سرشار واین ترنم
        آثار خندانک خندانک خندانک
        حاج مهدی عاطف
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا امریاس(پریسا)
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا
        درودها خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0