سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 بهمن 1398
    26 جمادى الثانية 1441
      Wednesday 19 Feb 2020
        قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

        چهارشنبه ۳۰ بهمن

        دختر شاه پریون

        شعری از

        حمیدرضا مقیمی

        از دفتر سایه خورشید نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸ ۲۳:۰۱ شماره ثبت ۷۸۴۶۹
          بازدید : ۶۴   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حمیدرضا مقیمی
        آخرین اشعار ناب حمیدرضا مقیمی

        دختر شاه پریون
        مهمونه امشب خونه مون
        میخوام براش ساز بزنم
        شعر بخونم
        قصه بگم
        به زیر آواز بزنم
        توی چشاش شنا کنم
        واسه غماش دعا کنم
        رو بکنم به آسمون
        ستاره رو صدا کنم

        دختر شاه پریون
        مهمونه امشب خونه مون
        یادم باشه
        شمعدونی ها رو آب بدم
        یادم باشه
        چشمای نامحراما رو
        یه جورایی
        به خواب بدم
        تا صبح با هم حرف بزنیم
        از همه چی از همه جا
        سوار پروانه دل
        بریم به اوج قصه ها

        به برج دیو سر بزنیم
        کی اونجا تو زندونشه ؟
        یواشکی رهاش کنیم
        دیوه یه کم دیوونه شه

        دیوونگی اما کمه
        شاخش باید که بشکنه
        تا که دیگه هیچ وقت نخواد
        واسه کسی چا بکنه
        دختر شاه پریون
        وقتی که پیش من باشه
        دیوه رو همچین میزنم
        نتونه که از جاش پاشه

        دختر شاه پریون
        دل ندی تو به دیگرون
        عاشق تو فقط منم
        برای بودن با تو
        تیشه به کوها میزنم

        با هم دیگه می پریمو
        میریم به اوج آسمون
        پر میکشیم اون بالاها
        روی پل رنگین کمون

        واسه خدا شعر میخونیم
        تا که یه کم حال بکنه
        غصه ها و غما مونو
        تو گود شب چال بکنه

        دنبال گنجشکا کنیم
        تا برسیم به لونه شون
        باید که با خبر بشیم
        از وضه آبو دونه شون

        چن تا ستاره میچینیم
        تا بکاریم تو باغچه مون
        درخت خورشید در بیاد
        نور بپاشه تو خونه مون

        دختر شاه پریون
        دل ندی تو به دیگرون
        فقط منم که میتونم
        ماهو برات شکار کنم
        جون اگه واسه تو ندم
        پس بگو من چکار کنم

        دختر شاه پریون
        این دفعه تو پیشم بمون
        دلت رو به دریا بزن
        می برمت به کهکشون

        راهتو جارو میکنم
        با اشکامو با مژه هام
        دست به سیا سفید نزن
        تویی عروس قصه هام

        عروس رویایی من
        می خوام بیای به خونه مون
        عروس خونه ام بشی
        تا برسم به آسمون 

        من تا ابد پات می مونم
        این قوله مرده عاشقه
        اگه نمونی سهم من
        مردن این دل از دقه
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۱:۵۹
        به شعر ناب خوش آمدید خندانک
        رسول رشیدی راد(مجتبی)
        شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۸ ۰۸:۴۲
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0