سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

يکشنبه ۴ اسفند

جاده

شعری از

مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون

از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۹:۵۳ شماره ثبت ۷۷۵۴۶
  بازدید : ۱۲۹   |    نظرات : ۱۱

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
آخرین اشعار ناب مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون

جادّه ای در پیش است
همچو زلف لیلی
پُره از پیچ و خَمِ حادثه ها
وقتِ بارانش هست
بوی نمناک خوش خاکیِ او
و به وقت خورشید
داغیِ آغوشش
میکند آرامم
تَهِ این جادّهء افسونگر عمر
یه کسی انگار هست
یا یه حسی
که مرا میخواند
کیست یا چیست؟
نمیدانم من
چه بسا هم
که نخواهم دانست!
لیک باید بروم
تا که پیوند زنم
آنکه و آنچه که هست را
به دل محزونم
عاقبت
خواهم رفت...!
م.ف
۳
اشتراک گذاری این شعر

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۱:۰۶
درود بانو
بسیار زیبا و خوش آهنگ بود خندانک
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۴:۵۷
ممنون از توجهتون🙏🌹
ارسال پاسخ
رسول رفیقی
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۷:۲۴
درود ها بانو..شاعر گرامی زیبا سرودید⚘⚘🌷👏👏
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۹:۴۵
سپاس🙏
ارسال پاسخ
منوچهر منوچهری (بیدل)
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۴:۱۶
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۴:۵۸
🌹🌹🙏🙏🌹🌹
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۷:۲۲
با غرض سلام
قلمتان مانا ونویسا باد
زیبا و دلنشین سرودید
هزاران درود درود
خندانک
خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمد ترکمان(پژواره)
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۳۵
جادّه ای در پیش است
مثل موی لیلی
پُر از پیچ و خَمِ حادثه ها
وقتِ بارانش هست
بوی نمناک خوش خاکیِ او
و به وقت خورشید
داغیِ آغوشش
می کند آرامم
آخرِ این جادّه ی افسونگر عمر
یک کسی انگار هست
یا حسی
که مرا می خواند
کیست یا چیست؟
من
نمی دانم
چه بسا هم
که نخواهم دانست!
اما باید بروم
تا که پیوند زنم
آنکه و آنچه که هست را
با دل غمگینم
عاقبت
خواهم رفت...!

... سلام چون قالب آزاد را انتخاب کردید شخصا چند مورد را اصلاح کردم
و اگر نیمایی است، من
نمی دانم!
محمد ترکمان(پژواره)
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۴۰

با دل غمگینم
عاقبت
خواهم رفت...!

این خود به تنهایی یک کوتاه ناب است آفرین!
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0