سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 27 آبان 1398
    22 ربيع الأول 1441
      Monday 18 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        دوشنبه ۲۷ آبان

        ناجی

        شعری از

        پژمان بدری

        از دفتر سپیدانه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۴۴ شماره ثبت ۷۶۸۹۹
          بازدید : ۶۷   |    نظرات : ۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر پژمان بدری

        فصل اول:تصمیم

        ندیمِ هم طبعِ ربیع،
        زمستان حوصله ام سرریز شده
        که از " برکه اشکِ یخ زده ی " چشمانم
        قوهای تمنا؛ در آسمانِ وسیعِ فاصله،
        سمتِ رایحه ی ریحانی حریمِ وصال
        بالِ پرواز می گشایند تا خبرت کنند
        اینجا کسی بی قرار

        به دلتنگی کوچیده است

        اینجا کسی بی قرار

        به دلتنگی کوچیده است؛
        شور و شوقِ کاشانه ی شادی،
        شطِ شهدِ دیدارت را سوی من جاری کن
        بگذار از این زَکیدن مقابلِ آیینه ای که؛
        خودی درونش نیست رها شوم و
        با سلامِ سلانه وار مسیحاییَت
        تصلیبِ آسایشم،خداحافظ بگوید

        خداحافظ بگوید؛
        این تمدنِ نامتمدن،
        که مشعلِ وحشیِ شرارت را؛
        در مجمرِ پلیدی نهاده
        و گرداگردِ گردونِ گردنده
        می گرداند

        می گرداند؛حلوای وفاتِ دوستی را بینِ،
        خباثت های خصومت ورزِ خون ریز...

        خباثت های خصومت ورزِ خون ریز
        با رحیقِ رحمت و
        رأفت تو؛
        مستِ صلای صلح صالح می شوند

        می شوند
        می شوید
        می شویم
        می شود

        می شود
        با تویی که آبستنِ اعجازی
        رد الشمس کرد
        به قفای گذشته برگشت و
        سنانِ سنگی حسادت و نزاع را
        از دستِ قابیل گرفت
        .

        .

        .


        کنون بیا؛
        سوار بر رخشِ زمان،
        به پیش تر برگردیم
        شیطان تصمیم گرفته
        به آدم سجده کند...!!






        فصل دوم:نقطه چین......

        به ضریحِ صامت،،مصوت ها دخیل بسته ام
        که به برکتِ حرمِ حرمت شان
        درد و دل نامه ام را گوش کنی
        این جاده ی جنون جدال که پیش گرفته ای
        به پرتگاهِ لجاجت و
         تهِ دره ی تباهی راهی می شود
        با توأم ای همان که مهر
        موبد عبادت گاهِ نگاهَت...... هست یا نیست؟؟؟
        بگذار بگذریم از این گذرگاهِ تاریکِ گله
        که بعد از هر سیاهی فلقِ فراغت؛
        از افقِ آسودگی،طلوع می کند

        مگر گذشته های خوب در یادَت غروب کرده اند
        که خاطرِ احساسَت به تله ی توطئه ی تردید افتاده
        و این شیطانِ شکِ غم غربیگی پرداز
        رغبت قریب بودنِ ما را به غنیمت برده

        امّا فراموش نکن
        عاقدِ عقدِ همبستگی من و تو
        خدا بود

        باور کن
        تا پشتِ سر گذاشتنِ
        سنگلاخِ رذیله ی رنج
        چیزی نمانده است
        باید در این سلوک،ساز سُرنای صبر را کوک کرد
        تا نگرانی از خار و خسِ خستگی،با اکسیرِ این صدا
        به سایه سارِ یاسِ اطمینان مبدل شود
        آری
        با توأم ای همان که مهر
        موبد عبادت گاهِ نگاهَت......
        هست
        یا
        نیست؟؟؟



         
        فصل سوم:ناجی

        چشمانِ زمان مات و مبهوت
        متعجب از این حالت،
        اثاثیه در هوا شناورند
        پس تا سقفِ استقامتِ ترک خورده ام نیز،
        بر سرم ساقط نشده
        باید
        صیحه ی سکوتم را خفه کنم و حرف بزنم

        ناجیِ نجابت قدیم؛
        در برهوتِ رفتارت،،
        کژدمِ کنایه هایت،
        روحِ تحملم را مسموم کرده
        که از زهرِ بغضی بالغ؛
        راهِ نفسِ صبرم،به تنگ آمده

        دیگر نمی دانم چگونه می خواهی
        برای صیانت دلِ ناآرامیده ی دردمندم
        با رفوی توجیه،
        عصمتِ دریده ی اخلاقت را
        خیاطی کنی
        وقتی؛
        در قاموسِ عبوسِ پرافسوسِ اکنونِ تو،
        اِحرامِ حریمِ احترام حرام شده
        و پسرکِ چموشِ سرزنش؛
        زاییده از شکمِ ملامت،
        با تیروکمانِ انتظاراتِ بی اساس
        دیده ی ستارگان سعادت را کور کرده
        که حضرتِ بودن؛
        تشنه ی گذشتن،
        از این مهلکه شده است
        امّا ببین
        من هنوز هم
        کفشِ رفتن؛
        پایِ ماندن،
        نکرده ام

        حال خودت بگو
        اندوهِ درماندگی ست
        یا دوست داشتنی بی مانند؟؟؟

        که توبه از تو...
        _

        _

        _

        "نه،نه"
        عاجزانه،،
        از تو؛به تو،
        پناه آورده ام!!!




        پ-ن:

        درد من بر من از طبیب منست
        از که جویم دوا و درمانش؟؟؟؟
        (سعدی)

        مجموعه اشعار دنباله رو ناجی سه فصل از زندگی عاشق و معشوقی ست که با تب و تاب اولیه ی هر عشقی در زمان سفر میکنند و می خواهند معمار معجزه ای به نام تصمیم باشند که در بخش های بعد شاهدیم آن شور و شوق ابتدایی رنگ میبازد و زندگی و روزمرگی سرسبزی دلدادگیِ آنها را به خزان میکشد و ....




        ناجی

        پژمان بدری




         
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۲۲
        بسیار زیبا و طولانی بود
        تاسوعای حسینی تسلیت التماس دعای فراوان خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۲۰:۲۹
        درود بزرگوار خندانک

        ایام محرم تسلیت خندانک
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۱۰
        بسیار زیبا دوست عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۲۴
        سلام :
        ____________ . خندانک

        بسیار عالی درود
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۴۸
        با غرض سلام
        هزاران درود برشماشاعر بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۵۸
        درودتان
        زیباااااا
        خندانک خندانک خندانک
        مسيحا الهیاری
        دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۰۱
        بینظیر بود
        رسول رشیدی راد(مجتبی)
        چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۰:۱۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۰۰:۰۸
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0