سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 30 شهريور 1398
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
23 محرم 1441
    Saturday 21 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      شنبه ۳۰ شهريور

      می تراشم تهایی ام را

      شعری از

      مریم کرمی

      از دفتر دلنوشته نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۶۶۹۵
        بازدید : ۳۲۵   |    نظرات : ۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مریم کرمی

      ....
      می تراشم تنهایی ام را
      مداد کوچکی که هر روز برزگتر می شود
      ....
      درهمند تمام یادواره ها
      وقتی به یاد تو پرسه می زنم در خودم
      .....
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      ۲ هفته پیش
      مدیریت سایت !!
      سلام دوستان کامنت های عادیتان را که تیک نقد زدید کپی بردارید و به صورت کامنت معمولی ارسال کنید !! تا ساعاتی دیگر انها را حذف می کنیم تیک نقد موبوط به نقد کامل شعر می باشد!!
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بانو
      بسیار زیبا و شورانگیز بود
      دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      ۲ هفته پیش
      من مدادِ کوچکم را میتراشم
      چرا؟
      چون روز به روز بزرگتر میشود
      کوچک برای سال؟ کوچک برای کمیت؟
      معلوم نیست ، مداد کوچکش چرا کوچک شده...
      مداد کوچکی که به تنهائی تشبیه شده،اداتِ تشبیه چیست؟ مثلاً وجه شبه
      مداد چگونه به تنهایی میماند؟
      بین مداد کوچک و تنهائی چه نسبتیست؟
      تنهائی،امتدادِ بامدادِ مداد است؟
      یا مداد, امتداد تنهائی؟
      خب، چه اند که باید تراشیده شوند؟ دق ها،تنهایی ها،انزوا؟
      تراشیدنِشان فی نفسه خوب است ،گم کردنشان نیز، تنهائی را نجات دادن کاریست بِطریق و جلی.
      اما مداد کوچک را بتراشیم تا بزرگ نشود چه صیغه ایست؟ همواره ذهن و مخیله و کاوش و پویش و جستار و مداقه را بر قلم حمل می‌کنند( حال اگر مدادش نامیم و کوچکش بدانیم یا از عظمتش بهراسیم، تضادی سر در گم را فریاد کرده ایم)

      از سویی شاید انسانِ فرهیخته یِ تنهایی را نشانه رفته که با احوالات و اوضاعِ روزمره و حواشی شان، مایل است با هر گذر و گذشت زمان و سالیانی ،لباس نو تن کند و قدیس شود
      بسببِ تنهاییِ خودخواسته ولی ناخواسته ای، از اقتدار و عظمتش بکاهد و بشوراند.
      کودکی که حالا بزرگ شده است( نمیخواهد یا یارایِ پذیرفتنِ ارتباطات اجتماعی و مشکلات حادش را ندارد) اضمحلال و استحاله میشود در خویش.
      ترجیح میدهد بزرگ نشود و بزرگی نکند . چرا؟
      چون بسترِ اجتماع را ناخوانا و عقیم میداند
      آنرا نمیطلبد
      ________________________________


      می تراشم تنهایی ام را
      مداد کوچکی که هر روز بزرگتر می شود


      بامهر_ عیسا
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      ۲ هفته پیش
      جناب‏ ‏نصرالهی‏ ‏شما‏ ‏درست‏ ‏میگید‏ ‏بدون‏ ‏شک‏ ‏،بنده‏ ‏با‏ ‏تنهایی‏ ‏و‏ ‏این‏ ‏حرفا‏ ‏کاری‏ ‏ندارم‏ ‏
      بنده‏ ‏واقعا‏ ‏نمیدونم‏ ‏جواب‏ ‏این‏ ‏سوال‏ ‏رو‏ ‏و‏ ‏قصدم‏ ‏مخالفت‏ ‏با‏ ‏نقدتون‏ ‏نبود‏ ‏
      و‏ ‏به‏ ‏جواب‏ ‏خودم‏ ‏نرسیدم‏ ‏،‏ ‏
      این‏ ‏جمله‏‏ ‏رو‏ ‏میشه‏ آیا‏ ‏‏.پارادوکس‏ ‏... نامید‏ ‏؟

      میتراشم‏ ‏مدادی‏ ‏را‏ ‏که‏ ‏هر‏ ‏روز‏ ‏بزرگتر‏ ‏میشود‏

      ارسال پاسخ
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      سلام علیرضا جان

      دوست پویا و پُر دغدغه یِ نابِمان

      بله، طباقیست « تضادِ هویدائی ست که هم در نثر و هم نظم، نمود دارد»
      اینجا طباق آمده و شما بِدرستی واگویه کرده ای

      ببخشید ،حقیر متوجه قبلاً نشده بودم و اِلا زودتر پاسخ میدادم

      در پناه مهر_ عیسا
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      ۹ روز پیش
      درود /

      ظاهراً با یک نیمایی طرفیم که در آن زمان و قرار بر مداری،موج میزند
      بیشترین ذهنیت در ورای تفکر خواننده به ساعت و نمودِ گذرانِ وقت میچرخد
      من این دست شعرها رو در قالبِ شعریِ « شعر نگاره » میبینیم،جایی که:
      از ذهنيات دور ميشويم_روياپردازي محض را برنميتابيم بلكه عينيت ميبخشيم.....انگار نقاشي چيره دستي دارد تابلويي را صورتگري ميكند\ ديدنيها را نگارگري ميكنيم تا مخاطب از گفتنيها، تابلويي را در مقابل چشمانش تجسم كند
      پس شرط واضح و اساسي شعرنگاره: استفاده از واژه هايي است كه قابل لمس و ديدن و داراي وجهه اي عيني ميباشد.....به امور باطني ونامريي كاري نداريم" از حسد و ريا و نيت و بطن و كينه و درونيات حتا عشق خبري نيست" چون در شعرنگاره كسي نقاشيشان نميكند
      دوم: استفاده ي بيشتر از افعال" كه گوياي حركت وپويايي اند و جان ميبخشند"
      ذيلا نمونه ای از شعرنگاره می آوریم:

      هيچ...
      آهويي بود
      خَميد
      و
      چَريد
      و
      چَميد
      و
      رَميد
      و
      جَهيد
      و
      رفت.....

      یا

      شعر دوستمان :

      چه شد یکباره ساعت را؟
      در آن عصر زمستانی
      چرا رفتی؟
      چرا مردند ساعتها....

      در یک روز عصر که می‌تواند تداعی کننده یِ رفتنِ خورشید و نزدیکی به غروبگان باشد
      دختری به تصویر کشیده میشود با کیفی بر دوش و رُژی بر لب
      با سایه یِ درازی از رفتن و دائما بالا رفتن.
      سرِ وقت و ساعتی که گویی سالهاست مُرده است
      گاهی برفیست به باریدن و بارانی به چتر
      قصه یِ زمستان‌ها و رفتنها و قرارها



      بامهر_ عیسی نصراللهی
      واکاوی کوتاهی بر شعر مرگِ لحظه ها، از اویس سالاری
      محمدصدوقی
      ۲ هفته پیش

      زیبا
      ودلنشین
      پایاباشید
      صمد نجفی
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیبا 🌹🌹🌹
      در قید نام شعر نقص تایپی وجود دارد. تنهایی
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      با عرض سلام
      بسیار درودتان باد
      بابت خلق سرودی
      به این زیبایی وشیدایی
      خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسيحا الهیاری
      ۲ هفته پیش
      درهمند یاد واره ها چقدر بی نظیر
      علی مزینانی عسکری
      ۲ هفته پیش
      درود برشما
      کوتاه و پر محتوا
      خندانک خندانک خندانک
      علی کلان
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      سعید فلاحی
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      سعید فلاحی
      ۲ هفته پیش
      درود و ادب و احترام

      سروده ی زیبای شما را خواندم
      موفق و موید باشید انشاالله

      شادکام و کامروا باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      سعید فلاحی
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      سعید فلاحی
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۲ هفته پیش
      درودتان بانو
      خندانک خندانک خندانک
      دکتر غلامرضا شیبانی
      ۲ هفته پیش
      هزاران درود بانو
      🌺🍃🍃🌺
      امیر مسعود شفیق
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      وهب رنجبرکلیبی
      ۲ هفته پیش
      وقتی بیاتودرخودم پرسه می زنم(به نظرحقیرزیباترمیشد)
      احسنت درودتان بادبانو خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      ۲ هفته پیش
      سلام :

      دوباره
      عطر حضورت گرفته صحرا را
      به جشن این همه لاله ،تویی که مهمانی
      بیا و
      بر سر چشم ترم قدم بگذار
      بیا و رد شو از این کوچه های بارانی__ ) ؟؟ )
      _____________________________ . خندانک
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما بانو کرمی خندانک
      خیلی زیبا بود
      تنهایی به مدادی تشبیه شده است که شاید در نگاه اول شاعر آن را کوچک و بی اهمیت شمرده(مدادِ کوچک) . اما روز به روز و علی رغم تلاش و مبارزه ی شاعر برای رهایی از دام تنهایی بزرگ و بزرگ تر می شود.
      خندانک خندانک خندانک
      "عشق او باز اندر آوردم به بند
      کوشش بسیار نآمد سودمند
      توسَنی کردم ندانستم همی
      کز کشیدن تنگ تر گردد کمند"
      احسان کریمیان علی آبادی
      درود
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1