سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 18 آذر 1398
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
13 ربيع الثاني 1441
    Monday 9 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      دوشنبه ۱۸ آذر

      احساس نامعلوم

      شعری از

      محمد کریمی(پویان)

      از دفتر عاشقانه های پویان نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۸ ۲۱:۰۴ شماره ثبت ۷۶۶۵۸
        بازدید : ۵۷   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد کریمی(پویان)

      در گوشه ای تَنها ، پُر از احساسِ نامعلوم
      دارم به دُنیای شُما ، آهسته می خندم
      تقسیم میشد با شُما هَر روزِ مَـن امّا
      دارم خودم را با خُدایم جَمع می بندم

      میترسَم از لَبخندِ خُشکیده به لَب هاتان
      میترسم از قَلبی که جای عِشق ، از سَنگ است
      از فکرِ غَرقِ شَهوت و بی بند و باری تان
      از چِهره هایی که "هِزاران رو" و "صَد رَنگ" است

      میترسم از پایانِ این شِعری که می خوانم
      وقتی که در دستِ شُما ، جز تیر و تَرکش نیست
      چون بر سَرِ دار و منم آن مُجرمِ مَحکوم
      دیگر مَجالی بَهرِ عَجز و آه و خواهش نیست

      میترسم از چَشمانِ بُغض آلودِ مَردی که
      در گوشه ای از خَلوتِ خود شکلِ مَـن میشد
      گاهی به زیرِ چادُری از کینه و نِفرت
      دَر حِجله ی رویایی اش مانندِ زَن میشد

      میترسم از آن شانه ای که جایِ امنی نیست
      زیرِ نگاهِ هَرزه پویِ مَردمِ این شَهر
      تا در بِهِشت ، حَوّا و آدَم پیشِ هَم باشند
      هَرگز نخوردم بَعد از این از گندمِ این شَهر

      در حَسرتِ یک بوسه از او زیرِ بارانَم
      امّا نگاهِ هَرزه ها دیوانه ام کرده
      دَستش به دورِ گردنم می پیچد و اِنگار
      این پیله یِ آغوشِ او پَروانه ام کرده
       
      باید از این پیله رَها گردَم ولی افسوس
      پَروانِگی کردن ، بدونِ شَمع بی مَعنی ست
      مَن حاصلِ تفریـقِ خود از "جـَمـع" ها بودم
      مَن با خُدایم ؟! حاصلِ این جَمع بی معنی ست

      هَرگز نَخواهی شُد هَمان چیزی که میخواهی
      تا دَر خیالِ مردمِ این سَرزمین خوابی
      آخَر شَوی مَردی که در رویایِ خود دیدی
      وقتی که دیگر رویِ دیواری و دَر قابی

      #محمد_کریمی_پویان
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۰۹:۱۱
      درود بزرگوار خندانک

      زیبا سرودید خندانک

      آوای احساستون شاد خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۱:۴۸
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا بود خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۰۹:۵۶

      سلام شاعروادیب بزرگوار
      رقص قلمتان ماندگار
      هزاران درود برشما
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۴۵
      بسیار زیبا ممنونم عالی بود خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۰۷
      درودتان
      زیباااا
      قلمتان جاری
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۰:۵۳
      سلام :


      دوباره
      عطر حضورت گرفته صحرا را
      به جشن این همه لاله ،تویی که مهمانی
      بیا و
      بر سر چشم ترم قدم بگذار
      بیا و رد شو از این کوچه های بارانی__ ) ؟؟ )
      ___________________________________ خندانک

      درود شاعر
      امیر مسعود شفیق
      دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۰۹
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0