سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 25 شهريور 1398
    18 محرم 1441
    • تغيير قبلة مسلمين از بيت المقدس به مكة معظمه، 2 هـ ق
    Monday 16 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      دوشنبه ۲۵ شهريور

      بابامو گم کردم (حضرت رقیه (ع))_تک بیت_خوشا شهادت

      شعری از

      مژگان بختیاری (پرتو)

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۶۵۳۳
        بازدید : ۴۶   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مژگان بختیاری (پرتو)

      بابامو گم کردم 🌹
       
       
      بابا جون درد دارم 
      از بس لگد خوردم 
      شرمنده بود عمه
      واسه نگاش مُردم
       
      کنده شده قلبم
      سرت رو که دیدم 
      تو سن خردسالی
      یه سروِ خمیدم 
       
      من بودم اونجا و 
      یه عالمه سر بود
      یه عالمه نیزه
      چشمای من تر بود
       
      بمیرم بابا جون
      لبت شده پر خون 
      شکسته دندونات
      بدنِ تو بی جون 
       
      زخمی شده گوشم
      گوشواره مو بردن
      پاهام ترک خورده 
      آرزوهام مُردن
       
      توو اون خرابه ها 
      دنیامو گم کردم 
      من دخترم اما 
      بابامو گم کردم 
      مژگان بختیاری (پرتو)
      __________________
      تمام شهر فهمیدند غم پنهان چشمم را
       از این دنیای بی احساس دل پر غصه ای دارم 
      مژگان بختیاری (پرتو)
      __________________________
       
      خوشا شهادت🌹


      آرپی جی زن گوش هایش را گرفت
      خستگی آمد توانش را گرفت

      احمد امد مهربانی را خرید
      مدتی بود که بی سر می دوید

      اصغر و اکبر نشستند روی خاک
      قلبشان قدرِ یه ماهی پاکِ پاک

      آن طرف رضا دلش گرفته بود
      تک رفیقش به آسمان رفته بود

      قلب نادر زخمی عشق بود و بس
      او میگفت رها شدم از این قفس

      جان میثم لحظه ای آزاد شد
      قلب او از عشق ها آباد شد

      حامد آمد لحظه ای پیشش نششت
      قلب او چون تپه ای از هم گسست

      آن طرف عقیل بود و شربتش
      همه میگفتند خوشا شهادتش

      آن طرف سربند قاسم رنگِ خون
      همه میگفتن شده یه نیمه جون

      آن طرف رزمنده های عاشقی در تب و تاب
      در کنار خاکریز با رمز یا زهرایِ ناب

      مژگان بختیاری (پرتو)
      __________________________
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بانو
      شورانگيز و زيبا بودند
      بسيار متفاوت و دلنشين
      اجرتان با بي بي دوعالم خندانک خندانک
      هنری داودیان
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیبا ممنونم از شما خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۲ هفته پیش
      درودتان بانو
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      ۲ هفته پیش

      بیا ای خسته خاطر دوست !
      ای مانند من دلکنده و غمگین
      من اینجا بس دلم تنگ است
      بیا ره توشه برداریم ؛ قدم در راه بی فرجام بگذاریم
      ---------------------------------
      چهارم شهریور سالروز در گذشت "مهدی اخوان ثالث" خندانک
      ________________________________________________ خندانک
      سعید فلاحی
      ۷ روز پیش
      خندانک
      سعید فلاحی
      ۷ روز پیش
      درودتان

      احسنت

      با آرزوی موفقیت


      سعید فلاحی
      ۷ روز پیش
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0