سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        بارقه خواب

        شعری از

        عارف افشاری (جاوید الف)

        از دفتر چای با عزرائیل نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۴ تير ۱۳۹۸ ۲۳:۴۰ شماره ثبت ۷۵۱۷۹
          بازدید : ۹۴   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عارف افشاری (جاوید الف)
        آخرین اشعار ناب عارف افشاری (جاوید الف)

        زندگی 
        گردشی ابدیست
        در سکون تن خود
        صورتکهای گریزان(زهم)
        آدمکهای پشیمان (زغم)
        غروبی حسرت انگیز, رقص قاصدک در باد
        لحظه ای جنون آمیز، بیصدا ،فریاد
        چه سود
        قلبی عاری از احساس
        هرچند هم باشد جنسش
        از الماس
        من باب
        گمگشتگان شهر امید
        گفت راوی قصه در خفا با من
        نمیرسد
        اینگونه
         شب سیاه
        به صبح سفید
         ناکجا
        با خود بنشستم
        زبان ناله ببستم
        هر چ گشتم
        عشقی ندیدم
        سخنی, که مرا بخود آرد
        نشنیدم
        به گمانم
        وز خویش بریدم
        نجوا(در ذهن)
        چرخش دستگیره ی ,در صبح جدیدی
        که خود نیک میدانی
        نیست در پشت آن چیز بعیدی
        دویدی و دویدی
        دردها کشیدی
        به آنچه که میخواستی
        آیا تو رسیدی؟
        (نه نرسیدی)
        نرسیدی 
        نرسیدی
         
        خمیدی
        بلکم آنگونه که گفتی از گل رویا بچینی
        بی محابا شد
        میعاد روح تو زمینی

        نظاره میکند مرا خود
        گوید بنگر
        بی حذف و اضافه
        تو خودت هستی
        همینی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۲۳:۲۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        عارف افشاری (جاوید الف)
        دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ۱۳:۰۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۵۲
        درودتان
        زیبااااا
        خندانک خندانک خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        عارف افشاری (جاوید الف)
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۱۶:۱۱
        خندانک سپاس
        ارسال پاسخ
        کیوان نصرتخواه
        دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ۲۰:۰۳
        درود خندانک خندانک خندانک خندانک
        زیبا خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        عارف افشاری (جاوید الف)
        سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۲۱:۴۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی
        سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۷:۲۹
        سلام و درود
        دستمریزاد
        برقرار باشید
        در پناه خدا
        خندانک خندانک خندانک خندانک

        عارف افشاری  (جاوید الف)
        عارف افشاری (جاوید الف)
        سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۲۱:۴۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        جمعه ۲۱ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۳۶
        سلام ودرود برشما شاعر بزرگوار
        بسیار زیباااااا سروده اید درودتان احسنت
        درپناه حق الهی زندگیتون به زیبایی رنگین کمان آمین
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        عارف افشاری (جاوید الف)
        پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۸ ۰۱:۲۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) مرامی دارد این سنیه پر از عشق و محبت او ااااا به رسم عشق می خواند نه در فکر خیانت او
        ترانه ماندگار تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی کن از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
        مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0