سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 13 تير 1399
    14 ذو القعدة 1441
      Friday 3 Jul 2020
        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        جمعه ۱۳ تير

        چشمان تو

        شعری از

        ابراهیم حیدرزاده (مسافر)

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸ ۲۳:۳۸ شماره ثبت ۷۴۸۱۴
          بازدید : ۶۴   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ابراهیم حیدرزاده (مسافر)
        آخرین اشعار ناب ابراهیم حیدرزاده (مسافر)

        مرزهای دل من نقشه ی چشمان توست 
        آخرت درد من دیده ی گریان توست 
        بغض تو دردی که نه مرگ آور است 
        جذبه ی عشقی است که در جان توست 
        باد صبا پیرهنش بوی وصالت دهد 
        بر دل زارم که چو کنعان توست 
        منطق عاشق شدن موجب این می شود 
        فلسفه ی زندگی گرمی دستان توست 
        علم طبابت کجاست کشف جدیدی کند 
        قرص شفای دلم غمزه ی پنهان توست 
        راز بقا امشبی مستندش از من است 
        شرط بقای منم رجفه ی زلفان توست 
        لیلی و مجنون گذشت قصه ی تاریخ ما 
        در پی افسانه ی خاطره افشان توست 
        معنی لذت نویس در لغت دهخدا 
        خیره شدن روی آن چهره ی خندان توست 
        راه به سمتت برم جاده خراب است بیا 
        یک نگهت سوی من مشعل دهقان توست 
        این دل دربندی ام از چه بترسانی اش
        هرچه شکنجه اش کنی عاشق زندان توست 
        همچو سلیمان شدی بر دل مردم سوار 
        از ته دل این دلم قالی کاشان توست 
        جنگ جهانی به پاست در طلب کوی تو 
        این دل مجنون ببین رستم دستان توست 
        درس روان گویدم از خود قادر سخن 
        بر دل من قدرتش لحظه ی ایمان توست 
        در پس دل دادگی می گذرد از پسر
        گو به خلیل هر چه هست لایق قربان توست 
        قصه ی شعرم بخوان عجزو نیازم ببین 
        شاعر این قصه ها دست به دامان توست 
        وادی ایمن تویی این دل ایمن طلب 
        در پی آن امنیت بی سرو سامان توست 
        حکم ولی در جهاد واجب شرعی بود 
        لیک دلم عاقبت گوش به فرمان توست 
        شیخ بگفتا به من وقت اجابت کی است 
        وقت قنوتم دلم طالب و خواهان توست 
        وحی نمودی به من اقرا به نام دلت 
        قاری رویت شدم روی تو قرآن توست 
        علت و معلول که هیچ قدرت معبود تویی 
        جلوه ی زیبائیش علت و برهان توست 
        لحظه ی قحطی غم عین زلیخا شوم 
        دل پی لبخند تو یکسره نالان توست 
        بقچه ی این مسافر در ره عاشق شدن 
        تغذیه ی فی سبیل فکر دو چشمان توست 
        ابراهیم حیدرزاده (مسافر) 
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۵۰
        درود بزرگوار
        به شعر ناب خوش آمدید
        سروده زیبایی را هدیه آوردید
        موفق باشید خندانک
        فاطمه غیبی پور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۵۶
        حکم ولی در جهاد واجب شرعی بود
        لیک دلم عاقبت گوش به فرمان توست

        جالب بود. خندانک درود... خوش آمدید خندانک
        لیلا امریاس(پریسا)
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۲۱
        درود اقای حیدر زاده
        بسیار زیبا و دلنشین سرودید لذت بردم
        از بیت سوم شعر قوی تر می شود
        فقط، بیت اول را کمی ویرایش کنید عالی می شود
        مرز دل عاشقم نقشه ی چشمان توست
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0