سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 4 آبان 1399
  • اعتراض و افشاگري حضرت امام خميني -ره- عليه پذيرش كاپيتولاسيون، 1343 هـ ش
9 ربيع الأول 1442
    Sunday 25 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      يکشنبه ۴ آبان

      عاشقانه نیست ...

      شعری از

      محبوبه امیری

      از دفتر فیروزه و آتش نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۷:۲۳ شماره ثبت ۷۳۲۱۶
        بازدید : ۱۹۳۸   |    نظرات : ۷۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محبوبه امیری

      ...
       
       
      درمیان زخم های کهنه ام
      خنجری پر از کنایه بود 
      آبدیده با 
      زهرکینه ها 
      بغض بی امانی از حسد
      در‌ گلوی پر ز حسرت اش
      سال های سال 
      در کمین سینه ی محبت ام
       
      بوی مهربان دست های تو
      مانده بود 
      روی دسته ی منبّت اش
      در نگاه گیج من
      بهت بود و حیرتی غریب
      باورم نمی شود هنوز
      رنگ‌ِ بوی تو... ؟
      روی دسته اش... ؟
      نه... 
      غیرممکن است
      درجهان مملو از دروغ 
      آفتاب عشق 
      از حصار سرد سایه ها 
      رد نمی شود 
      شهر مانده است
      زیر بار برف شب
      مردم از مدار مهر
      دور می شوند
       
      در جهان سایه های سوگوار 
       
      جرم ات ای عروس آفتاب
      بازتاب خنده ی خدا 
      در حریر چشم های توست
      او تو را شبیه آدم از
      خاک و گل نیافرید 
      روی بال آبی فرشته ها
      با پر سپید قو
      او تو را کشید،
      دست های تو 
      مثل بوسه های ماه
      بر تن سیاه شب،
      موج هایی از طلای ناب
      می تراود از لب ات
      وقت خواندن ترانه ها
       
      مثل عمق پر ستاره ی شب کویر
      تو... زلال و صاف و صادقی
      وای از آن زمان که بادهای بد
      می وزند و تپه های شن
       تیره می کنند 
      روز روشن تو را
      چشم های بی حیای شهر
      پنجه می کشند 
      بر سپید صورت ات
      رد‌‌ّ پای شان 
      مثل حجم خون به روی برف 
       
      گیسوان خسته ات 
      زیر  دست جهل روزگار
       با عبور بادهای عشق
      گل نمی دهند
      داغ های درد 
      بر بلور گردن ات 
      خوش نشسته است 
       
      روزها و هفته ها و ماه ها
      در میان جان خویش
      پروراندی اش به عشق 
      غنچه ای که پاره ی تن تو بود
      ای دریغ و درد...
      سهم تو از آن همه نوازش و گذشت 
      از  تمام لحظه های مضطرب
      چشم های خیس و
      دست های خالی است
      سهم ات  ای فرشته ی نجیب 
       رد‌ّ ظالمانه ی قلم 
      روی برگ بی عدالتی ست...
       
       
      - وای محبوب خوب من  / بوی میله می دهند/ بندهای تو!
       
       
      - گفته بودم ات نرو                         
        این سطور بی ملاحظه
      حاصل نبودن تواَند
      شک نکن 
      رفیق بی وفای من
      عاشقانه نیست 
      این هجوم لعنتی
      واژه ها مرا رها نمی کنند
      من بدون تو پر از جهنم ام...
       
       
       
      ۲۶اسفند۹۷
       
       
       
      پی نوشت:
      .
      .
      .
       
      و این من ام
      زنی تنها
      در آستانه ی فصلی سرد...
       
       
      ۳۴
      اشتراک گذاری این شعر
      ۹۷ شاعر این شعر را خوانده اند

      ساراشیخ محمدی(سیندخت)

      ،

      سعید فلاحی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      علی سلطانی نژاد سلطان

      ،

      کبری یوسفی

      ،

      بهنود کیمیائی

      ،

      فائزه طاهری(ماهور)

      ،

      موسی عباسی مقدم

      ،

      دکتر محمد مهدی بخارائی

      ،

      همایون طهماسبی (شوکران)

      ،

      مهدی سالوند (مهدی)

      ،

      علی برهانی(ودود)

      ،

      سمانه باقرزاده

      ،

      مهرداد عمران

      ،

      حسین شفیعی بيدگلی

      ،

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      ،

      محبوبه امیری

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      فلاح رمضانی(عاشق)

      ،

      ایمان اسماعیلی( راجی )

      ،

      پیمان اسماعیل وندی (کهخدا)

      ،

      علی مزینانی عسکری

      ،

      عارف افشاری (جاوید الف)

      ،

      محمدعلی جعفریان(عاشق)

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      جواد کریمی

      ،

      محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)

      ،

      مسعود میناآباد ( مسعود م )

      ،

      الهام امریاس

      ،

      حسن مصطفایی دهنوی

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      حجت عباسی حاجی فیروز

      ،

      سید احسان موسوی ( سام )

      ،

      نازگل ستاری(آه)

      ،

      بهروز ابراهیمیان

      ،

      فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)

      ،

      محمدعلی دهقان کروکی

      ،

      مانا جمشیدی ( مهرداد )

      ،

      فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

      ،

      ابوالفضل زندیه شاهین

      ،

      حمید قلی پور

      ،

      آرمین آرمیده

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      حامد صمیمی

      ،

      مهرداد شکوهی

      ،

      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

      ،

      علی رهنما(نوثمر)

      ،

      گلاله محمدیان

      ،

      مجید فکری

      ،

      حدیث عبدلی (یارا)

      ،

      درویش حسین ندری

      ،

      میثم کینو

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      مجید قلیچ خانی

      ،

      سحر غزانی

      ،

      محمد راد

      ،

      مهدی فروزنده

      ،

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      ،

      علیرضا بنایی

      ،

      محمد علی نعمتی (حقیر)

      ،

      بهروز عسکرزاده

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      صادق کیانی (صادق)

      ،

      پژمان بدری

      ،

      محمد امیری

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      رامینه خوشنام

      ،

      حمید غرب

      ،

      معصومه خدابنده

      ،

      محمد جواد جهانی

      ،

      سیده نسترن طالب زاده

      ،

      سیده شهربانو حاتمی

      ،

      مهدی سالارطایفه

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      حمید حسینی

      ،

      محمد ترکمان(پژواره)

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      شریف شریفیان

      ،

      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      مسیحا مصلوب

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      مهدی داودی مفرد

      ،

      علی قاسمیان ( باغبان )

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      ،

      رسول علی محمدی

      ،

      مجتبی آذرانی

      ،

      فرهاد شریف

      ،

      داوود بنی خلف

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      سمیه قیاسی

      ،

      دانیال شریفی ( دادار تکست )

      ،

      سعید صادقی (بیدل)

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      امیر خبازی ( صامت)

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بانو
      بسیار زیبا و خوش آهنگ بود
      از خوانش دوباره آن مسرور شدم
      دستمریزاد خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      طاهره ی عزیز و نازنین ام
      مهربانی های بی شمار شما در این محفل مجازی بر کسی پوشیده نیست و وجود پر برکت تان همواره سببی ست که دوستی ها را استوارتر می نماید و کدورت ها را مرتفع و این بار نیز با گل های زیبا ی تان که به عدد پاک و دور از تاریکی ۱۴ شمارش نموده اید ، موجبی شدید لبخند بر لبان دوستان عزیز بنشیند و سرخی و سبزی در چشمان شان ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      استاد گرامی جناب استکی بزرگوار

      زیبایی در نگاه پر مهر شماست که بر این شعر و
      شاعرش نیز رخنه کرده و‌ لطف بی کران تان است
      که دیگر بار خواندید و نوشتید که غرض از انتشار
      مجدد روشنایی چراغ نظرات دوستان بود در ادامه ی
      این راه تاریک ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      سلام بانوی عزیزم خندانک
      مثل همیشه زیبا ودلنشین بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش


      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      بانوی واژه های ناب و زیبا
      مثل همیشه بودن تان دلیلی است بر مباهات
      شاعر واطمینان از آن که به درستی این راه
      را می پیماید ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۱۵
      درود بانوی گرامی خندانک


      بسیار زیبا و ناب سرودید خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۱۹

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      الهه ی نازنین احساس شعر ناب
      بسیار منت نهادید که این گونه سایه ی لطف لطیف تان بر این
      شعر گسترده و دلگرمی شاعر را مضاعف کرده اید ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۹ روز پیش
      درود بانو
      رحلت نبی گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) را تسلیت عرض مینمایم
      التماس دعای فراوان دارم خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      بعضی از شعرها آن چه را که در زیر رنگ خوش زغال های قرمز و آتش دیده ی خود پنهان می دارند و کسی حتی تصورش را هم نمی تواند بکند ، تمام سیاهی است و تاریکی .
      شعر را که می خوانی پیش از همه چیز وزن اش دل ات را خواهد ربود ‌و پس از آن به دنبال یافتن نشانه های جای گذاری شده توسط شاعر در لا به لای کلمات می روی ولی اولین هشدار در مواجهه با این شعر آن است که خیلی نباید نزدیک اش بشوی یعنی همان اول پیش از آن که کلیت طرح شعر را بیابی نباید نزدیک شوی چرا که پیش از دریافت نقشه ی اصلی اگر وارد جزییات بشوی قطعا در یکی از دهلیزها و دالان های اش گم خواهی شد درست مثل جنگلی ست که به هر سو که بروی خوش است و دلنشین ولی اگر راه از دست بشود دیگر بازگشتن ممکن نخواهد بود .
      در این شعر در نگاه اول سخن از عشق است و خیانت و جدایی و نیز نامرادی روزگار و جامعه ی شاعر ولی همه ی این ها در هم تنیده شده است درست شکل زندگی واقعی انسان .
      شاعر باز هم زبان خاص خویش را که بسیار زنانه است و متناسب با جنسیت اش به کار می گیرد ، قهرمان شعر نیز زنی ست که در این جامعه زیست می کند ، قهرمانی که به سبب جنسیت خود مسایلی را تجربه می کند که شاید برای دیگران غیرقابل تصور باشد در دو بند اول سخن از معشوقی ست که به مقتضای طبیعت خنجر کینه های انباشته شده قرون توسط دست او به سینه اش فرود می آید ، تعبیری درست از عقاید شکل گرفته در جوامع پیرامون زنان که حتی در عشق هم می تواند تاثیر بگذارد و آن را به سوی نیستی رهنمون شود و پس از این دو بند است که شعر وارد جمع می شود و تجربه های شخصی را به اشتراک می گذارد .
      شاعر ابتدا توصیفی از زن ارائه می دهد ، توصیفی شاعرانه که البته ریشه در عقاید و باورهای دیرین مردم دارد و تنها از راه خیال شاعر حاصل نشده است ، اما در ادامه این سپیدی بی انتها با شن-باد های تیره و بی شرم پوشانده می شود یعنی درست زمانی که ارتباط آن موجود که زیبایی اش افسانه مانند است با جامعه ی خود شکل می گیرد آن سپیدی به تیرگی می گراید ، تیرگی پنهان در عقاید جوامع ، تا جایی پیش می رود که حتی عشق هم دیگر کارساز نیست و عبور بادهای عشق تنها زخمی بر زخم های بی شمار قهرمان می افزاید .
      اما در بند بعدی که یکی از اساسی ترین بندهای شعر است شاعر به غنچه ای که پاره ی تو اوست می رسد که این غنچه به زعم من بدون شک فرزند اوست ، مرواریدی که ماه ها در درون اش و سال ها در زیر بال و پر خویش می پروراند ولی آن گاه که به اوج کمال می رسد دیگران می ربایندش و سهم او دست های خالی است و این ربودن نه تنها مذموم نسبت بلکه نظام قضایی جامعه نیز از آن حمایت می کند ؛
      رد ظالمانه ی قلم
      روی برگ بی عدالتی

      و به ناگهان سطری نوشته می شود که نه تنها از لحاظ ساختار با سبک شاعر تفاوت دارد بلکه از لحاظ محتوا نیز در فضای دیگر ی ست ؛

      - وای محبوب خوب من / بوی میله می دهند/ بندهای تو!

      انگاری که هشداری ست از سوی عاشقی که به محبوب خویش می دهد و شعر را تا حدی خطرناک توصیف می کند که حتی می تواند به میله ها که مجاز از زندان است ختم شود ، دیالوگی برقرار می شوددر میان مونولوگ های شاعر با خودش و سپس جواب شاعر را خواهیم دید ؛
      گفته بودم ات نرو ...
      آری شاعر به عاشق که همزمان معشوق بند آغازین نیز می تواند باشد می گوید که این بی ملاحظه گی نتیجه فقدان عشق است ، عشقی که خنجر در دست گرفته است ، خنجری که از عقاید و باورهای های نادرست شکل گرفته است و ختی دوام عشق را به خطر می اندازد .
      شاعر نهایت کار را نشان می دهد؛ جهنم ، آری می خواهد بگوید که نه تنها از میله ها نمی ترسد بلکه تن به جهنم خواهد سپرد آن جا که سخن از بازنمودن ظلمی ست که جامعه بر او را داشته است .

      آری این شعر تابلویی ست که از نزدیک ترکیب رنگ های سرخ و سبز و طلایی اش دل می رباید و وقتی که از او دور می شوی سیاهی پنهان در پس این رنگ های نازنین را می شود دید و این بی گمان هنرمندی شاعری ست که در قله ی شعر ایستاده است و به همین سبب به خوبی می تواند سیاهی ها را ببیند و البته برای رسیدن به این قله خود از میان این سیاهی و ناملایمات گذشته است گویی که آن چه تعمیم می دهد خاطرات و تجربه های شخصی اوست که در آیینه ی شعر بازنموده می شود .

      بی شک به احترام این قلم باید تمام قد ایستاد و شاعرش را باری دیگر بی همتا خواند :
      محبوبه ی بی بدیل امیری که زندگی را شعر می شود و شعر را زندگی می کند ...
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      سلمان مولایی اسطوره ی شعر امروز

      همچون همیشه
      مرا شرمسار لطف و محبت خود فرموده و
      به دیده ی مهر به این شعر نگریستید
      درست فرمودید استاد بزرگوار
      این شعر زندگی ست بند بند آن
      نه تنها زندگی و تجربه ی شخصی
      شاعرش که زندگی تک تک زنان سرزمین ام
      هر کدام به نوعی بندی از آن را در زندگی
      خود تجربه کرده یا خواهند کرد ...
      وقتی این شعر را در محفلی برای دوستان ام
      که از قضا هیچ کدام شاعر نبودند، خواندم تک تک آن ها را تحت تأثیر قرار داد، اشک در چشمان شان جمع شد
      و گفتند محبوب لعنتی تو هر چه باید می نوشتی
      از درد دل ما نوشتی ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید فکری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما قلمتان ماندگار خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب فکری گرامی و بزرگوار
      از حضور گرم و پر از طراوت تان بی نهایت سپاس گزارم
      و خوش آمد می گویم قدوم لطف تان را...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      درویش حسین ندری
      ۲ هفته پیش

      عرض ادب
      بی نهایت زیبا بود
      درود بر شما

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب ندری گرامی و بزرگوار
      بسیار منت نهادید که این گونه سایه لطف لطیف تان بر این
      شعر گسترده و دلگرمی شاعر را مضاعف کرده اید ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی فروزنده
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما
      عالی بود 🌹🌹🌹
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب فروزنده ی گرامی و بزرگوار
      عرض سپاس و درودهای فراوان به پاس حضور گرم و سبزتان ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بهروز عسکرزاده
      ۲ هفته پیش
      سلام بانو امیری گرامی

      نیمایی زیبایی خواندم
      و از خواندنش لذت بردم؛
      سپاس.
      نشان دادن زیبایی‌هایش با دوستان...
      و من با اجازه چند نکته را یادآور می‌شوم:
      مصراعِ "در جهان سایه‌های سوگوار" در میان دو بند سرگردان رها شده است. سرگردان به این سبب که از این شاعر بعید است که آن مصراع را به‌عنوان یک بندِ جداگانه در نظر گرفته باشد...


      " ...
      چشم‌های بی‌حیای شهر
      پنجه می‌کشند
      بر سپیدِ صورتت
      رد‌‌ّ پایشان
      مثل حجم خون به روی برف"

      در این بخش از سروده، به گمان من واژۀ "حجم" نه تناسبی با "خونِ رویِ برف" دارد و نه با "ردِّ پایِ پنجه‌هایِ بی‌حیایِ شهر بر سپیدِ صورت"؛ زیرا در این هردو تصویر، آنچه که دیدۀ خواننده می‌بیند و در ذهن او نقش می‌بندد (بطورِ کلّی) سطح است نه "حجم".


      اگرچه نشانه‌گذاری در سروده‌های کلاسیک متداول نبوده و نیست، ولی یکی از عوارضِ عدمِ بکارگیریِ نشانه‌هایِ نگارشی در شعر نو و سپید، و به ویژه در بندهای بلند یا چندجمله‌ای، این است که ممکن است خواننده چنان نخواند که شاعر گفته است. مثلاً در بند پایانی، فعلِ "(عاشقانه) نیست" هم می‌تواند راجع به "این سطور بی‌ملاحظه" گرفته شود، و هم راجع به "هجوم (لعنتی)"؛ اگرچه از نظر معنی چنین منطقی به‌نظر می‌رسد که شاعر گمانۀ نخست را اراده کرده باشد و در این صورت، شاید بهتر می‌شد اگر جملۀ زیر را در یک مصراع، چنین خواند و نوشت بدون آنکه خللی در وزن ایجاد شود:
      این هجومِ لعنتیِّ واژه‌ها مرا رها نمی‌کنند (؟)
      باز در این صورت، از آنجا که فعلِ جمله راجع به "هجوم" فرض می‌شود نه "واژه‌ها"، مفردِ آن (نمی‌کند) از جمعِ آن (نمی‌کنند) مناسب‌تر به‌نظر می‌رسد.
      البته که می‌توان این بند را به اَشکال دیگر ـ و همراه با فرض‌های دیگر ـ خواند اما همۀ این "گرفتن"‌ها (فرض کردن‌ها) و "به‌نظر رسیدن"‌ها و "در این صورت"‌ها از میان می‌رفت اگر نشانه‌گذاری می‌شد. از این رو، نشانه‌گذاریِ درست و دقیق در اشعار نو و سپید به انتقالِ درست و رسایِ مفاهیم و معانیِ اراده شدۀ شاعر به خواننده کمک می‌کند. با این همه، گاهی شاعر با بکارگیریِ نوعی ابهامِ این‌چنینی می‌کوشد ذهنِ خوانندۀ نادقیق ـ مثل من ـ را قلقلک دهد.

      قلمتان همیشه نویسا.
      خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۱۲ روز پیش
      درودی دیگر بار استاد بزرگوار ...

      هر آن چه نوشتم نه در مقام دفاع از شعر و نه در جایگاه پاسخ گفتن و اقناع شما بود که این امر هرگز در اندیشه ام داخل نخواهد شد که بخواهم در برابر استادی مسلم و مهربان دست به قلم شده و با پاسخ گویی حتی قرین به صحت ، خود را از ادراک و دریافت اشارات گران قدرش محروم سازم و یقین بدارید که صاحب این صفحه همواره با رویی باز و چهره ای خندان چشم به راه نظرات و نقدهای شماست چرا که همیشه آموخته است از قلم و اندیشه ی ناب تان ...


      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بهروز عسکرزاده
      بهروز عسکرزاده
      ۱۳ روز پیش
      باز درود شاعر گرامی

      البته که هر پرنده نوعی آواز می‌خواند و هیچکس نمی‌تواند بگوید چرا چنین می‌خوانی یا چرا چنان نمی‌خوانی. حکایت شاعر و شعرش از بسیاری زوایا مانند حکایت پرنده و آواز اوست.
      شما دقیقاً متوجه شده‌اید که چه گفته‌ام و همین برای من بس است. و اگرچه با پاسختان قانع نمی‌توان شد ـ و در نتیجه نظر من همان است که در یادداشت پیش عرض شد ـ ولی به گمان من دنباله دادن گفتگو دربارۀ نکات پیش‌گفته، سودمند نخواهد بود. زیرا آنچه را که من به‌عنوان کاستی شعر می‌بینم شما هم اگرچه درست همان چیز را می‌بینید ولی من آن را نشانۀ کم‌دقتی و شتاب‌زدگی (نه ناتوانی) شاعر می‌دانم اما شما دست‌کم چنین نمی‌دانید و حتی شاید هم جزو امتیازهای شعر بدانید. از این رو آشکار است که نگاه من و شما در این باره یگانه نیست و قرار هم نیست که همه یک جور ببینند.
      به هر حال، می‌دانید که قلمتان را دوست دارم و از ژرفای دل برای شما شادکامی و موفقیت روزافزون و برای کلکتان تعالی دم‌افزون آرزومندم.
      شاعر بمانید.
      خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      استاد گرامی جناب عسکرزاده ی بزرگوار
      افتخاری ست آموختن از قلم و اندیشه ی ناب تان و باور بفرمایید حضور این بار و نظر فخیم تان پای این شعر طعم خاصی برای ام داشت .
      اما اگر دفاع از شعر نباشد و من هم به عنوان خواننده ی شعر تا شاعرش حق اظهارنظر داشته باشم چند جمله می نویسم .

      در خصوص بند در جهان سایه های سوگوار
      بدان جهت آن جدایی از دو سو انفاق افتاده است که این بند در ارتباط با هر کدام از بندهای پیش و پس خود دارای معنا بود و می توانست با آن ها مرتبط باشد به همین دلیل در فاصله ای مشخص از هر دو بند نوشته شده است .
      در خصوص حجم اگر چه خون پس از جاری شدن منعقد شده و حجمی تشکیل می دهد که دارای ابعاد مشخصی است ولی با این پیشنهاد تان موافقم .
      در خصوص عاشقانه نیست باید بگویم که به طور کلی ترکیبات قبل از آن نیز از جمله رفیق بی وفای من ، با هر دوسوی آن بند ارتباطی دوگانه برقرار می کنند و به دلیل همین ارتباط های معنایی شبکه ای به گمان من درست همان است که بدون علایم نگارشی و راهنمایی خواننده نگاشته شود چرا که در هر صورت با شعر مواجهیم نه با متنی علمی یا خبری ...

      باز هم سپاس گزارم از لطف بی کران تان که نصیب شد .


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما ماه بانو
      بسیار زیبا 🌷🌹
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۲ هفته پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      بانوی مهربان و دوست داشتنی
      عرض سپاس و درودهای فراوان به پاس حضور گرم و سبزتان ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۲ هفته پیش
      سلام وعرض ادب شاعر گرانقدر . امیری.
      بزرگوار بسیار عالی وزیبا
      موفق باشید و سرفراز
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۱۸

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب فتحی گرامی و بزرگوار
      بی گمان آن چه که از قلم مهرتان تراویده است سرچشمه از لطف بی کران و نظر بلند تان می گیرد ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا بنایی
      شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۷
      سلام و درود
      زیبا و دلنشین سروده ای خواندم
      برقرار باشید و سلامت خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۴۶

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب بنایی گرامی و بزرگوار
      زیباترین حس ها زمانی ست که در می یابم مخاطب شعر به راحتی با آن ارتباط برقرار کرده است و با لبخندی آن را به اتمام می رساند ...

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حمید حسینی
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۲۲
      سلام و عرض ادب
      بسیار عالی بود پر محتوا و با وزنی خوب
      زنده باشید خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۵

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب حسینی بزرگوار و ارجمند
      سپاس گزارم که دیگر بار با حوصله ی فراوان
      و دقت نگاه تان بر این شعر نگریستید و به لطف
      بسیار نوشتید .

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۵۱
      سلام محبوبه ی محبوبِ زیبا بیان خندانک
      نمیدونم شماهم اینجوری هستید یا نه ولی قلبِ من یه قلب داره که وقتی بعضی شعرا رو میخونم نه اینکه قلبم به تپش بیافته اتفاقا قلبِ قلبم به تپش میافته تازه گریه هم میکنه 😄😄😄
      تا رسیدن به این قسمت بغض کرد
      - وای محبوب خوب من / بوی میله می دهند/ بندهای تو!
      و از اینجا به بعد یک دل سیر اشک ریخت و گفت به شما بگم شعرتون بینهایت زیبا بود و هرچه جلو تر رفت احساسش قوی تر شد
      قلمتون نویسا نازنین بانو خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۱۶

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      سحر عزیز و نازنین ام
      پیش و بیش از هر چیز از این که قلب‌ قلب ات را به درد
      آورده و به تپیدن واداشته ام عذرخواه ام و امید
      آن دارم که در شعرهای بعدی به خنده وادارم اش
      اما خوب می دانم و می دانی مادام که زنان دیده بر
      دست و قلم مردان دارند این حکایت دردناک پابرجاست ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)
      ۱۳ روز پیش
      درود ب شما بانو
      بسیار زیبا خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۱۲ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب علیزاده ی گرامی و بزرگوار
      سپاس های بی شمار و خوش آمد های بی پایان و آرزوی جاودانگی لطف و مهرتان ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی فروزنده
      ۱۳ روز پیش
      درود بر شما
      بسیار زیبا 🌹🌹
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      موسی ظهوری آرام(آرام)
      ۱۳ روز پیش
      سلام
      شعری خواندم درست و کم نقص نه اینکه نقایصش بر طبق آنچه اغلب اتفاق می‌افتد زیر واژگان پر طمطراق و فاخر موسیقی روان حاصل از وزن شناور نیمایی و مهمتر از همه نام شاعر و به به و چه چه اعضای شاخص سایت گم شود و این اتفاق مبارک اغلب در این صفحه می افتد
      دست مریزاد
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۱۲ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب ظهوری گرامی و بزرگوار

      سبب ساز مباهات است که این چنین به نکته سنجی و ظرافت در شعر و نظرات دوستان دقیق شده اید و به نکاتی مهم و آموختنی برای نوآموزانی چون من اشاره نموده اید .

      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      ۱۲ روز پیش
      درودبی پایان بانو امیری عزیز خندانک
      شاعرشعله های فیروزه ای خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۱۱ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      منیژه ی مهربان و نازنین ام
      بی گمان از شعله ی نگاه شماست که این فیروزه
      از سنگ جدا شده و زلال می درخشد ...

      جان روشن تان از گزند در امان

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      رسول علی محمدی
      ۱۱ روز پیش
      سلام خواهر گرانقدر
      زیبا بود و دلنشین
      ماناباشی به شعر و شور و مهر خندانک خندانک خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب علی محمدی گرامی و بزرگوار
      به مهر و شور شما در این شعر نگریستید و لطف بی مثال
      خویش را نشان دادید ...



      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
       موسی عباسی مقدم
      ۱۱ روز پیش
      درود برشما شاعر بزرگوار بسیار زیبا بودندولی خوبیها راهم در جامعه باید دیدهمیشه دید دید منفی نباید باشدکه فقط بدیهارا تماشا کندکه نگاه کشدار ش باعث ورود غم وغصه در جان وروح می شودبدیها را به اوکه بد می کند بسپار خودت شاد زندگی کن وشادی بیافرینکه افسردگی گل از بدی بادها وطوفانهاست
      شاد وخرم باشید ممنونم خندانک خندانک خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب مقدم گرامی و بزرگوار

      بی گمان حق به جانب شماست و بنده نیز در بسیاری از شعرها این فضای زیبا و شاد را نیز نشان داده و اعتقاد دارم تنها با شادی درون می توان به شادی های بیرونی کمک کرد .




      جان روشن تان از گزند در امان ...


      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شریف شریفیان
      ۱۱ روز پیش
      سلام ودرود سرکارخانم امیری عزیز
      سروده ای دلنشین از طبع توانایتان خواندم
      گرچه کمی تلخ روز و روگارتان شیرین باد
      خندانک خندانک خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      استاد گرامی جناب شریفیان بزرگوار
      استاد بی اندازه مهربان سپاس گزارم که همواره با نگاه مهربان و لطف بی کران خویش این صفحه را به نور خویش منور می نمایید و زیبایی را مجال بروز دادید ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فرهاد شریف
      ۱۱ روز پیش
      درودها بانو
      بسیار عالی و خواندنی
      پاینده باشید خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب شریف گرامی و بزرگوار
      عالی حضور پر از لطف و عنایت شماست که هماره این شاعر را نصیب می شود و مفتخر .


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      ۱۰ روز پیش
      سلام و دورد به شعر قشنگتان
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      استاد بانوی مهربان و دوست داشتنی
      قشنگی و مهربانی آن کیفیتی ست که در کنار بودن های گرم و ظریف شما شکل گرفته و این شعر را هم بی نصیب نمی گذارد ...


      جان روشن تان از گزند در امان ...


      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سمیه قیاسی
      ۹ روز پیش
      چقددددددر زیبا
      شما عالی هستید بانو جان خندانک خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۹ روز پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      سمیه ی مهربان و نازنین ام
      زیبایی را همواره در نگاه پر از دقت و طراوت خوانندگان عزیز یافته ام و بی گمان در چشم های شما نیز این جریان جوشنده جاری است و به نعمت بودن خوش و سرشار از تازگی شما
      افزون تر نیز شده است .


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک


      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بیدل)
      ۸ روز پیش
      جرم ات ای عروس آفتاب
      بازتاب خنده ی خدا
      در حریر چشم های توست

      سلام و عرض ادب سرکار خانم امیری
      لذت بردم از سپرد زیباتون.

      به شخصه از سپید گویانی که روند شعر رو به دالان نور هدایت میکنند خوشم می آید. مانا و پایدار باشید خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۷ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب صادقی گرامی و بزرگوار
      از نگاه دقیق تان که سرچشمه ی نور را در غار تاریکی
      به زیبایی دریافت سپاس گزارم و خوش آمد می گویم حضور سبزتان را .



      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۸ روز پیش
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
      لب گویای سخن
      مست از شعر تو بود
      زمزم خاطره ها
      شعر جوشان شده است
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      ۷ روز پیش

      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      استاد گرامی جناب انصاری بزرگوار
      این گونه بودنی که شما در صفحات دوستان دارید و لطف امروز تان به من ، شیوه ای ست بسیار تأثیرگذار چرا که نشان می دهد در هر صفحه مناسب آن بداهه می نویسید و این کار از استادی جز شما ، ساخته نیست .


      جان روشن تان از گزند در امان ...

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بیدل)
      ۲ روز پیش
      سلام
      چجوری بگم
      زیبا بود
      که فن بیان
      در ژرفنای کلام
      دوباره شعر را
      بازنویسی کند

      درود خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0