سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 دی 1397
    15 جمادى الأولى 1440
      Sunday 20 Jan 2019
        «هنر» دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز می کند. پیکاسو

        يکشنبه ۳۰ دی

        بيابان احساس

        شعری از

        ياسمين ايماني

        از دفتر شعرناب نوع شعر نثر و انواع آن

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ ۰۰:۲۸ شماره ثبت ۶۸۰۵۳
          بازدید : ۷۰   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ياسمين ايماني
        آخرین اشعار ناب ياسمين ايماني

        .
        من ادم اشتباهي نبودم!گذر زمان و معاشرت با ادم هاي اشتباهي،مرا هم تبديل به يك فرد اشتباه كرد!
        و روزهاي متمادي كه راه رفتم و راه رفتم در كنار تمام اشتباهْ ادم ها كه تهش به يك بيابان خشك و بي اب و علف رسيدم...
        سر در ان بيابان تابلو زده بودند"به دنياي بي احساسي ات خوش امدي!"
        شوخي جالبي بود!من سرشار از احساس مگر ميشد با رسيدن به يك بيابان بي احساس شوم؟!يادش به شر،به پشت سر نگاه كردم...دوست نماها،همان اشتباهْ ادم ها،نبودند...روي زمين خشك و خاكي چند قطره خون براق ريخته بود...!درد ناشي از فرو كردن خنجر اشتباهْ ادم ها هنوز  درد ميكند...
        قدم به بيابان گذاشتم...تنهاي تنها!سرگردان و اواره!جلو رفتم و جلوتر!اشك ريختم و زار زدم...تا جايي كه ديگر اشكي نماند!گرم بود و من هم شايد تشنه بودم،ميخواستم كسي باشد تا لبريز شوم دوباره از احساس...
        قلبم را دراوردم تا شايد در ان بيابان به كسي هديه دهم!جز كاكتوسهاي رقصان چه كسي منتظر من بود؟!گفتم معجزه ميكند!نميدانم كاكتوس ريشه دارد يا نه،ولي دقيقا يادم هست قلبم را زير كاكتوس ٩٦ام(كه ديده بودم)دفن كردم...صاعقه زد و گرماي جان سوز بيابان يك باره شد مانند سوزِ سرماي آن سرزمين سفيد رنگ پوشيده از برف...همه جا يخ زد!
        سرد بود،ميلرزيدم،جاي قلبم درد ميكرد،داشتم خفه ميشدم اما اشكهايم را در همان بيابان داغ جا گذاشته بودم...
        در مقابل اينهمه زيان چه سودي بر من حاصل شد؟!جز باختن قلبم و دانه دانه اشك هايم!
        محتويات كيفم را خالي كردم...عكس و خاطرات تمام اشتباهْ ادم ها تمام محتوياتش را تشكيل ميداد!
        نميدانم چه بود ولي سوز سردي به پا شد!تمام حرف ها تمام خنده ها و تمام صداهايشان مانند پتك بر سرم كوبيده ميشد!
        درد داشت شدت ميگرفت و دستان زيبايم ديگر بي جان شده بودند كه از خواب،با حالتي اشفته،پريدم!
        و من همان آدم درستي بودم كه اشتباه شدم:)
        .
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ ۱۴:۵۸
        درود بانو
        غمگین و زیبا بود خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۰۶
        درود بر بانو ایمانی
        زیبااااااااااا خندانک خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۳۹
        درودبرشما خندانک خندانک خندانک
        علی ناصری(عین)
        سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷ ۰۱:۵۸
        باسلام درود ها برشما خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.