سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 1 آبان 1400
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
18 ربيع الأول 1443
    Saturday 23 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۱ آبان

      آهنگ من

      شعری از

      پیمان سلیمی

      از دفتر یادگار من نوع شعر دلنوشته

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۱۰:۴۳ شماره ثبت ۴۴۲۵۹
        بازدید : ۵۲۹   |    نظرات : ۱۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر پیمان سلیمی
      آخرین اشعار ناب پیمان سلیمی

      گم می شم میان آرزوهایم
      رنگ می بازن رنگ چشمهایم
      دلسرد و خسته از مردم شهر
      غمگین از حرفای تلخ مثل زهر
      انگار دو رنگی داره عادت میشه
      دل ما سوخته است ای زاهد پیشه
      گم می شه صداقت در هجوم این رفاقت
      رنگی نداره این صداقت در رقابت
      حال دل ما رو ندانی ای رفیق
      در هر نگاهم کاش میدیدی عشقو دقیق
      آهنگ من دروغ نمی گوید
      آهنگ من شعر حقیقت رو می سراید
      در یک قالب و یک رنگ
      سنگین تر از وزن یه سنگ
      گم میشم در نگاهش دقایقی
      محکوم هستم به جرم عاشقی
      جرمی که ندارد حکم اعدامش
      ولی من با همین جرمم میرم سمت یه آرامش
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴ ۱۲:۴۷
      درود گرامی
      دلنوشته ای جالب و زیباست خندانک خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۸:۱۶
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلام برادرخوبم
      زیبا وبا احساس بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      وحید کاظمی
      پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۴۱
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود بر شما
      با احساس و خواندنی
      مرحبا
      صفیه پاپی
      پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۵۳
      .................. خندانک .... خندانک خندانک ......................
      درود همشعر خوبم خندانک
      مثل همیشه زیبااا بود خندانک خندانک خندانک
      .................. خندانک خندانک خندانک ..........................
      هدیه به اهالی خوب شعر ناب

      درویشی تهی‌‌دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره‌های تو برای چه بود؟»
      درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
      کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»
      درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
      چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت: «نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»
      مسعود احمدی
      پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۴:۱۲
      درودی دگر باره بر شما...
      دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک


      بیتی از آخرین سروده ام :

      یک شب دوباره خشم خود را جار خواهم زد !

      در ناف « تهرانسر » خودم را دار خواهم زد !
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0