سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 31 شهريور 1398
  • آغاز جنگ تحميلي، 1359 هـ ش - آغاز هفتة دفاع مقدس
24 محرم 1441
    Sunday 22 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      يکشنبه ۳۱ شهريور

      گزارش وضع هوا و راهها(قطعه ی طنز)

      شعری از

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      از دفتر اشعار طنز م. فریاد نوع شعر قطعه

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۲۹ شماره ثبت ۲۵۶۶۴
        بازدید : ۱۰۹۱   |    نظرات : ۶۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      توده هاي پرفشار بغض از هر سو هجوم آورده اند
      آسمان ابری زمین اما کویری پيش بيني مي شود
       
      جبهه ي ناپايداري مي رسد از شرق و غرب قلبها
      بارش باران اشك و برف پيري پيش بيني مي شود
       
      رعد و برق و باد و طوفان كوچه هاي شهر را پر مي كنند
      احتمال ضرب و شتم و دستگيري پيش بيني مي شود
       
      بادها از سمت مغرب مدرك جعلي به تهران مي برند
      پست بالاي مشاور يا وزيري پيش بيني مي شود
       
      پول باد آورده اي از پولهاي حوزه ي نفت جنوب
      خارج از قانون جوّ و راه شيري پيش بيني مي شود
       
      ابر و باد و باد و ماه و خورشید و فلک دنبال وام خودرو اند
      روزگار " قهوه ي تلخ مديري" پيش بيني مي شود
       
      سفره های مردم پایین شهر از نان گندم خالی است
      موج كفرآلود حرمان و فقيري پيش بيني مي شود
       
      راهبانان محور ليلا و مجنون را به شدّت بسته اند
      عاشقان سرسپرده، آدمکهای خمیری پیش بینی می شود
       
      شاعری را با خیال ماه اندر کوچه ی شب دیده اند
      عزل ماه و حکم تکفیر"مشیری" پیش بینی می شود
       
      يك خبر از "واحد جعل خبر" اينك به دست ما رسيد:
      امشب اينجا آفتابي گرمسيري پيش بيني مي شود!
       
      پ.ن(زيرنويس خبرها):
      دادن يارانه ي دارو به داروخانه ها تصويب شد
      خودكشي با قرص نان و سمّ سيري پيش بيني مي شود
      (م. فریاد)
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر
      ۷۰ شاعر این شعر را خوانده اند

      رضا حمیدی راد ( احسان )

      ،

      الهه انتظاری(شقايق)

      ،

      علی اکبر حسینی زاده

      ،

      م فرياد(محمدرضا زارع)

      ،

      نادر اقبال

      ،

      میثم شملان

      ،

      محمد نوزادي

      ،

      حمید ادیب

      ،

      سمانه هروي

      ،

      حوریه هاتف

      ،

      علی اسماعیلی

      ،

      فاطمه خواجویی راد

      ،

      سینا

      ،

      محمود هواسی(شوریده دره شهر)

      ،

      علی توکلی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      الهه معین زاده(نسیم شرق)

      ،

      رضا نظری

      ،

      سید محمد میرعلی مرتضایی(عاشق)

      ،

      سعیده معتمدی

      ،

      میثم دانایی

      ،

      علی اصغر اقتداری (حرمان)

      ،

      سید ظاهر موسوی

      ،

      میلاد صادقی (دخو)

      ،

      مرضیه قدسی

      ،

      سارا مشیری

      ،

      محمد علی شیردل

      ،

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      منوچهر مجاهدنیا

      ،

      محمد خسروی فرد

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      مونس ارجمندی

      ،

      ســــــــتوده

      ،

      نقی باقری

      ،

      سینا دژآگه

      ،

      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

      ،

      مهدی صادقی مود

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      آرزو نامداری (عتیق)

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      سمیه زارع

      ،

      اله یار خادمیان(صادق)

      ،

      اختر مراد

      ،

      همایون طهماسبی (شوکران)

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      شعله(م جلیلی)

      ،

      رسول رشیدی راد(مجتبی)

      ،

      یدالله عوض پور آصف

      ،

      علــی رفیعــی

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      ولی اله بایبوردی

      ،

      اعظم قارلقی

      ،

      ایمان اسماعیلی( راجی )

      ،

      سیاوش خسروانی(آئین)

      ،

      ساراشیخ محمدی(سیندخت)

      ،

      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

      ،

      وحید سلیمی بنی

      ،

      حمیدنوری(احمد)

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      فاطمه غیبی پور

      ،

      ابراهیم هداوند

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      مهرداد عمران

      ،

      علی ناصری(عین)

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      فربد افشاری

      ،

      ملیحه ارجمند

      ،

      رضا زمانیان قوژدی خلو دخو

      ،

      سیدبهاقزوینه

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۶:۰۴
      درود دوست عزیز
      بسیار زیبا و بجا بود
      قلمت پایدار خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۹:۵۰
      درود بزرگوار
      از خوانش دوباره این سروده بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه مسرور شدم
      شاد باشید خندانک خندانک خندانک
      علی توکلی
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۴:۲۶
      دروود جناب زارع بزرگوار

      شعر بسیار زیبایی سروده اید
      مرحبا به شما
      مضمون شعر کهنه اما به نو گرویده است...عبارات و زبان شعرتان همچنین خلاقانه و نو هستند.
      اول این که هرچند ریتم رو به خوبی حفظ کرده اید و میشود موسیقی شعر را کامل دانست اما وزن را زیاد مهم ندانسته اید سکته های زیادی در شعر دیده میشود.در بعضی مصرع ها ارکان از چهار رکن متجاوز می شودند و در بعضی جاها بحر کلا با بحر قبلی فرق می کند
      و نکته دوم دو قافیه اشتباه اشت که اولی باعث زیر سوال بردن قالب شعر است.
      مصرع دوم واژه ابری با قافیه های دیگر قافیه نیست .در واقع این قافیه بسیار مهم است و معرف قالب قطعه می باشد که رعایت نشده است.
      و واژه بعدی رستگاری است که ان هم با واژگان دیگر قافیه نیست

      به هر حال اینها نظر من هستند و ملاک تشخیص شعر شما نمیباشند
      شما رو به شرکت در بحث های پست آموزش عروض خودم در خندانک سایت دعوت میکنم
      علی اصغر اقتداری (حرمان)
      دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۴:۰۵
      مر حباشاعر!
      درد هایتان ستودنی است وقابل لمس
      انگار روح ایرج در شما دمیده شده است
      آن قدر مفهوم شعر گیراست که که آن دو دست انداز قافیه را هم مهم جلوه نمی دهد ولی بهتر بود همان مشکل هم بر طرف می شد
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۸:۱۸
      سلام بر شما آقاي توكلي عزيز!
      ممنون از دقت نظرتون خندانک
      در مورد قوافي مورد اشاره با شما موافقم. حقير با علم به اين موضوع و تنها به اين دليل كه نمي خواستم آنچه را مي خواهم بگويم فدا كنم، اين شعر را در سايت قرار دادم و در واقع ابتدا قالب شعر را نيمايي برگزيده بودم ولي دستي به سر شعر كشيدم و چون به قطعه (البته يك قطعه ي ايراد دار)، نزديكتر بود در مشخصات شعر تحت عنوان قطعه منتشر كردم... و امّا در مورد اركان مصاريع: برخلاف گفته ي شما، همه ي آنها از چهار ركن بيشتر است نه فقط بعضي از آنها!!! و تمام اين موارد نيز در صورتي كه قالب شعر را به جاي قطعه، نيمايي محسوب كنيم قابل اغماض است...
      سخن آخر اين كه حقير به اصرار برخي از دوستان و مديران سايت از جمله خواهر عزيزمان خانم صدف عظيمي براي شعرهايم نوع و قالب مشخص مي كنم و اگر دقت كنيد اولين شعرهايي كه در سايت قرار داده ام همه تحت عنوان عمومي معرفي شده اند چراكه اين حقير علي رغم استفاده كمابيش از قوالب و قوافي، اصالت را در شعر، نخست به احساس و انديشه و سپس به وزن و موسيقي مي دهم و از قوالب و قوافي و به طور كلّي ساختار ظاهري شعر فقط براي جلب توجه مخاطب و كشاندن او به لب درياي احساس و انديشه استفاده مي كنم... و در مورد اين شعر ساختار ظاهري شعر، منظور مرا به عنوان سراينده بر آورده كرده است...
      باز هم سپاسگزارم خندانک
      در پناه حق باشيد.
      وحید سلیمی بنی
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۴۰
      توده هاي پرفشار بغض از هر سو هجوم آورده اند
      آسمان ابری زمین اما کویری پيش بيني مي شود

      جبهه ي ناپايداري مي رسد از شرق و غرب قلبها
      بارش باران اشك و برف پيري پيش بيني مي شود

      رعد و برق و باد و طوفان كوچه هاي شهر را پر مي كنند
      احتمال ضرب و شتم و دستگيري پيش بيني مي شود

      بادها از سمت مغرب مدرك جعلي به تهران مي برند
      پست بالاي مشاور يا وزيري پيش بيني مي شود

      پول باد آورده اي از پولهاي حوزه ي نفت جنوب
      خارج از قانون جوّ و راه شيري پيش بيني مي شود

      ابر و باد و باد و ماه و خورشید و فلک دنبال وام خودرو اند
      روزگار " قهوه ي تلخ مديري" پيش بيني مي شود

      سفره های مردم پایین شهر از نان گندم خالی است
      موج كفرآلود حرمان و فقيري پيش بيني مي شود

      راهبانان محور ليلا و مجنون را به شدّت بسته اند
      عاشقان سرسپرده، آدمکهای خمیری پیش بینی می شود

      شاعری را با خیال ماه اندر کوچه ی شب دیده اند
      عزل ماه و حکم تکفیر"مشیری" پیش بینی می شود

      يك خبر از "واحد جعل خبر" اينك به دست ما رسيد:
      امشب اينجا آفتابي گرمسيري پيش بيني مي شود!

      دادن يارانه ي دارو به داروخانه ها تصويب شد
      خودكشي با قرص نان و سمّ سيري پيش بيني مي شود
      محمدرضا زارع (م. فریاد)

      ساختار ندیده را نشکن
      گزارش وضع هوا و راهها از زبان م فریاد باعث شد این بار قلم بچرخانم به بحثی که مدت هاست می خواهم نمونه امروزی اش را شاهد مثال بگیرم برای نوشاعرانی که غوره نشده مویز شدن را می پسندند با توجیه " ساختار شکنی "
      گزارش وضع هوا و راهها از زبان م فریاد قطعه ای است جالب و درخور که در عین پیچیدگی و درازی اوزان متداول، صلابت خود را از دست نداده و همچنان خواندنی خواهد ماند.
      گذشته از بحث تاریخ انتشار این قطعه که به بیش از پنج سال پیش بازمی گردد، تازگی و طراوت و همخوانی آن با شرایط امروز کاملا حفظ شده و مانند خوراکی است که سال ها پیش پخته شده ولی هر لحظه اراده ای برای خوردن آن کنیم، می شود بدون مسمومیت و دل درد دلی از عزا درآورد.
      استفاده از پنج رکن ( چهار رکن سالم از بحر رمل – فاعلاتن – و رکن انتهایی فاعلان ) در هر مصرع از این قطعه، چیره دستی شاعر را با زیرکی تمام به رخ مخاطب کشیده و انگار که حریف نفس کش به میدان می طلبد.
      افزایش بیش از هشت رکن در یک بیت از اشعار کلاسیک خاصیتی دارد که شعر را به سوی بحر طویل منحرف می کند ولی در این مورد به خصوص تبحر پردازش شعر م فریاد با استفاده از به کارگیری ردیف پیش بینی می شود، معضل انحراف این قطعه را به بحر طویل با مهارت تمام پوشانده است و مخاطب را چنان درگیر می کندکه انگار اضافه رکن در هیچ یک از ابیات این قطعه به طبع مخاطب خدشه ای وارد نمی کند.
      باید این نکته کلیدی را در نظر داشت که تسلط کامل شاعر به قواعد و مستندات شعر کلاسیک ابزاری است که صاحب اثر با اتکا به آن می تواند آنچنان که دلخواهش است بسراید و گویی این مجوز را برای شاعر امضاء می کند که پا را از حد قواعد فراتر بگذارد بدون این که کسی متوجه ایرادی در متن شعر شود.
      به هر حال به جز تبریک به صاحب اثر باید این نکته را به نوشاعران یادآوری کرد که خواندن، آموختن و به کارگیری قواعد شعر کلاسیک مهارتی است که قبل از " ساختار شکنی " باید آن را فرا گرفت تا هر گونه شکست ساختاری در شعر کلاسیک را بتوان با اتکا به توانایی و آموخته ها و البته مهم تر از همه طبع شاعر قابل توجیه دانست.
      عزت زیاد
      15 اردی بهشت 98 – وحید سلیمی بنی
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۸:۴۸
      درود آقای سلیمی گرامی خندانک
      ممنون از حضور انرژی بخشتون و لطفتون به این ناچیز خندانک
      خوشحالم که سروده ی این حقیر باعث حضور گرانقدر شما شد تا از محضرتون بیاموزیم خندانک
      باز هم سپاس بخاطر حضور ارزشمندتون که همواره در ارتقاء کیفیت اشعار سایت اثر مثبت و سازنده داشته خندانک
      سایه تون مستدام خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۸:۳۷
      درود آقای هداوند عزیز خندانک
      ممنون از نظر ارزشمندتون که زینت بخش این صفحه شد خندانک
      و خوشحالم که نوشته ی این حقیر باعث حضور استادان گرانقدری چون شما و آقای سلیمی و خلق نظراتی ارزشمند و آموزنده شد.
      در مورد حذف و تغییر بعضی از واژه ها اگه منظور از آن رسیدن به بلاغت بیشتر باشد فکر نمی کنم منتج به نتیجه ی مطلوب شود چرا که در این صورت حال و هوای آشنایی که برای گزارش وضع هوا در ذهن مخاطب وجود دارد خدشه دار می شود. بعنوان مثال اگر در مصرع (جبهه ناپایداری...) بجای(شرق و غرب) بگوییم آسمان، حال و هوای شعر از گزارش گونگی دور می شود، یا واژه ی پرفشار بار معنایی اصلی دارد و نمی شود به بهانه ی کوتاه کردن کلام حذف شود...
      از طرف دیگه اگر منظور از حذف و تغییر برخی واژه ها کاستن از تعداد ارکان مصاریع باشد، برخی ابیات افت معنایی پیدا می کند و کلام نارسا می شود...
      با این تفاصیل برای آنکه کلامم را به گوش مخاطب برسانم راهی جز افزایش تعداد ارکان نداشتم و البته این هم بخاطر معناگرا بودن این حقیر است که ترجیح می دهم معنا را فدای ساختار نکنم و در این شعر بخصوص ، به زعم خودم نه معنا فدا شده و نه ساختار. فقط از ساختار قدیمی و آشنای ۴ رکن یا کمتر گذشتم و ساختمانی بزرگتر ساختم تا معنای مورد نظرم در آن بگنجد...
      حقیر برای پیشگامان هنر احترام بسیار قائلم و قوانین به دست آمده از تلاش آنها را ارج می گذارم ولی یادمان باشد که همان ها هم در زمان خودشان بصورت صد در صد و کامل از پیشینیان خود تبعیت نکردند و نتیجه پیشرفت هنر در طی قرون و اعصار شد زیرا پایه ی هنر خلاقیت است و محدودیت با خلاقیت در تناقض است و بازدارنده.
      حقیر محدودیت رو در هنر نمی پسندم و البته این به این معنا نیست که هنرمند از روشها و سبکهای پیشینیان غافل باشد، برعکس اطلاع از روشها و قوانین پیشین هنری ضرورت داره ولی پایبندی متعصبانه به آنها نه.
      آن نوع آوری که منطبق بر قوانین آسمانی هنر باشه خودبخود ماندگار میشه و آن نوع آوری که اصیل و ریشه دار نباشه محکوم به فراموشیه، بنابراین تعصب در هنر بیهوده ست...
      در مورد رابطه ی شعر و موسیقی هم خب باید قبول کرد که موسیقی سبکها و نغمه های بسیار گوناگونی داره و نباید فقط از دیدگاه موسیقی کلاسیک ایرانی بهش نگاه کرد مثلاً رپ هم امروزه در دسته بندی موسیقی گنجانده شده در حالی که برای خیلی ها اعتبار موسیقایی نداره...
      باز هم سپاسگزارم بخاطر حضور گرم و نظرات ارزشمندتون خندانک
      رضا حمیدی راد(احسان)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۲:۰۶
      درود بر جناب زارع مهربان
      از سروده ات بسیار لذت بردم عزیزم خندانک
      الهه انتظاری(شقايق)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۲:۲۹
      درودبرادرم بسیارزیبابود خندانک خندانک
      مخصوصاپی نوشت خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی اکبر حسینی زاده
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۲:۴۰
      با سلام
      شعر نابی بود خندانک خندانک خندانک
      نادر اقبال
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۳:۰۰
      رعد و برق و باد و طوفان كوچه هاي شهر را پر مي كند


      احتمال ضرب و شتم و دستگيري پيش بيني مي شود


      بادها از سمت مغرب مدرك جعلي به تهران مي برند


      پست بالاي مشاور يا وزيري پيش بيني مي شود
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد نوزادي
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۴:۵۷
      سلام/ لذت بردم

      يك خبر از من شنو دعواي اين اربابها
      با حضور يك گروه تكفيري پيش بيني مي شود
      خندانک
      حمید ادیب
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۸:۲۸
      بسیار زیبا بود خندانک خندانک خندانک خندانک
      سمانه هروی
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۰۷
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      دروود آقاي زارع بزرگوار
      بسيار بسيار به جا و حق.با عصاره طنز

      بادها از سمت مغرب مدرك جعلي به تهران مي برند
      پست بالاي مشاور يا وزيري پيش بيني مي شود
      پول باد آورده اي از پولهاي حوزه ي نفت جنوب
      خارج از قانون جوّ و راه شيري پيش بيني مي شود....... خندانک خندانک خندانک خندانک
      باران هاتف
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴
      بسیار زیباست خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۵۷
      سلام بزرگوار.
      مرسی.خیلی عالی بود.ممنون
      فاطمه خواجویی راد
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱
      سلام برادربزرگوار.
      سروده ای زیبا که فریاد ی تلخ از زبان دل داشت
      قلم همیشه خروشان
      تقدیم:
      سرراهت کبوتر های حیدر

      کنار بر که دل می زند پر

      تویی یک جلو ه ی بی مثل و مانند

      تویی جان ِ علی در جان ِداور

      تو یی سیب ِدرخت آفرینش

      تورا چیده ،علی مولای خیبر

      صد ده پنجره وا می شود از

      سحرگاهت علی !میلاد ِ ساغر؟!

      حوالی ِ نگاهت سفره ی صبح

      شده مهمان !دل ِ من ،شاد کوثر

      تویی اول تویی در عشق آخر

      گرفتار نگاهت شد پیمبر

      غزل های دلم نذر نگاهت

      غزل ها می دهند بوی معطر

      تمام لحظه ی شعرم غزل شد

      فدایت این غزل روشن ترین تر...
      سینا
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۳:۳۵
      بسیــــــار زیبــــــــــا بــــــــــــــود
      سـپــــــــــــاس
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمود هواسی(شوریده  دره شهر)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۴:۰۸
      درود جناب زارع عزیز
      دوست خوبم قطعه طنز زیبایی بود.دست مریزاد شاعر توانا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      برقرار عشق بمانید و بسرایید. خندانک خندانک خندانک خندانک
      الهه معین زاده (نسیم شرق)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۶:۲۰
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      رضا نظری
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۶:۲۸
      درود فرياد عزيز...

      پي نوشت ، پيش بيني دقيقي ست...

      قصه ي سنگ است و ديوانه و چاه...

      اين سنك با هيچ كليدي بيرون نمي آيد...

      بايد چاه را پر كرد و چاهي ديگر كند...

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سید محمد میرعلی مرتضایی(عاشق)
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۷:۱۷
      سلام عزیز دل بسیار عالی بود لذت بردم طبعتان پیوسته روان باد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      میثم دانایی
      يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ۲۱:۰۴
      درودبرشماجناب زارع برادر خوبم..این سروده نشان دهنده اگاهی وهوش بالای شما در مورد وقایع روز جامعه است..بسیار زیبا ولطیف عملکرد دوکابینه اخیر دولت رو نقد کردید...مرحبا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۸:۳۴
      سلام به همه ي دوستان!

      ممنون از لطفتون به اين حقير خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک ...

      سايه تون مستدام خندانک

      در پناه حق باشيد.
      سید ظاهر موسوی
      دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۹:۲۸
      درود به شما بزرگوار خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سارا مشیری
      دوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۱۸:۱۸
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی شیردل
      سه شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۵:۲۸
      سلام ، عرض ادب و احترام
      شعرتان را خواندم ، دلنشین است و زیبااااااااااااااااااااااااااااااا
      مرحبا ،،،،،، شاعر بمانید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      منوچهر مجاهدنیا
      سه شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ ۰۹:۰۳
      با درود و عرض ادب جناب زارع عزیز

      احسنت

      واقعیت های ملموس اجتماعی را زیبا رقم زده اید

      قلم تان سبز و پایدار .

      خندانک

      پ . ن

      قیمت یک عدد آمپول بیماری های خاص ( سرطان ) از 700 تا 1/5 ملیون تومان ؟؟؟
      محمد خسروی فرد
      جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۰:۱۴
      درود بر شما
      زیبا و خردمندانه
      دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی صادقی مود
      دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۱۹
      سلام جناب زارع گرامی
      بسیار زیبا بود
      آفرین
      برقرار باشید
      خندانک خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۴:۴۳
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      بسیارعالی خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      آرزو نامداری (عتیق)
      دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۷:۰۷
      سلام جناب زارع گرامی
      بسیار زیبا و خواندنی پاینده باشید خندانک خندانک خندانک
      سینا دژآگه
      دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۲:۰۴
      سلام جناب زارع عزیز خندانک
      بسیار زیباست بزرگوار
      تولدتان را هم تبریک عرض می کنم
      پاینده باشید خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      درودتان جناب م فریاد عزیز
      بسیار زیباااااا
      خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      درودتان جناب م فریاد عزیز
      بسیار زیباااااا
      خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۳:۲۱
      سلام واحترام جناب زارع عزیز

      زیبا بودو ارجمند، در شکل و مضمون

      دمتان گرم و احساستان جاری و اندیشه تان استوار خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۱۴
      هر شعری که ورق میزنم هزاران بار تبریک میگم بهتون
      استاد بزگوار مانا باشید
      بسیار زیبا بود
      مونس ارجمندی
      شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۱:۰۳
      احسنت بسیار زیبا و دلنشین خندانک خندانک خندانک خندانک
      یدالله عوضپور    آصف
      شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۱:۲۳
      استادارجمند جناب زارع
      درودبرشما
      طنزانه ای بسیار شیوا و پربار خلق کرده اید
      آفرینها برتوباد ای نازنین
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی رفیعی
      شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۰۴
      سلام و عرض ادب حضور استاد زارع عزیز
      چون همیشه بسیار زیباقلم زده اید خندانک خندانک
      بهره مندشده و استفاده نمودم
      پیروز و سرفراز باشید
      در پناه خدا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      اعظم قارلقی
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۰:۴۰
      این شعر خیلی زیباست خندانک خندانک خندانک
      از اون دسته شعرهایی که لبریز از احساس و نا گفتنی هاست و خواننده رو مجاب می کنه که تا پایان، شعر رو همراهی کنه.
      هنرِ شاعر، حیرت انگیزه و عجیب در این شعر خود نمایی می کنه
      به وجد اومدم جنابِ شاعر خندانک
      واقعا دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک
      اعظم قارلقی
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۰:۴۰
      خندانک
      اعظم قارلقی
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۰:۴۰
      خندانک
      ایمان اسماعیلی( راجی )
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۳۰
      لعنت الله علی قوم الظالمین
      به به حرف حق حرف دل
      چقدر زیبا
      مانا باشید استاد گرامی
      سایتون مستدام درپناه حق
      خندانک خندانک خندانک
      سیاوش خسروانی(آئین)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۲:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      سیاوش خسروانی(آئین)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۲:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۲:۳۰
      خندانک خندانک خندانک
      سارا شیخ محمدی(سیندخت)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۰:۰۹
      بسیار زیبا خندانک خندانک
      درودتان خندانک
      خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۸:۴۸
      درود آقای سلیمی گرامی خندانک
      ممنون از حضور انرژی بخشتون و لطفتون به این ناچیز خندانک
      خوشحالم که سروده ی این حقیر باعث حضور گرانقدر شما شد تا از محضرتون بیاموزیم خندانک
      باز هم سپاس بخاطر حضور ارزشمندتون که همواره در ارتقاء کیفیت اشعار سایت اثر مثبت و سازنده داشته خندانک
      سایه تون مستدام خندانک
      فاطمه غیبی پور
      دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۰۳
      خندانک درود شاعر... سربلند باشید.
      ابراهیم هداوند
      دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۶:۰۲
      با عرض ادب و احترام خدمت صاحب اثر، دوست عزیز و گرامی جناب زارع بزرگوار و عرض ادب خدمت جناب سلیمی عزیز خندانک خندانک خندانک
      و سپاس که وقت میگزارید و میخوانید و به نظر آراسته می کنید.
      اثر جناب زارع در نوع خود منحصر به صاحب اثر است و زیبایی های خاص خود را دارد. جسارت است جناب زارع اما خالی از ایراد هم نیست. گرچه این نوع سرودن جز ذوق و سلیقه ی سراینده هیچ معیار و اساس علمی و منطقیِ موجهی ندارد اما اگر کمی دقت کنیم، می بینیم که نیازی به کش دادن مصراع نبوده.
      مصراع اول: "توده های پر فشار بغض" میتوانست فقط توده های بغض باشد. (فشار در واژه ی بغض مستتر و محسوس است)
      مصراع سوم: می توانست فقط آسمان قلبها را ناپایدار کند. هم کوتاهتر بود و هم ناپایداری آسمانِ قلب زیباتر.
      مصراع چهار: " بارش باران اشک" بارش اشک یا باران اشک کافی بود.
      مصراع پنج: "رعد و برق و باد و طوفان" فقط طوفان کافی بود. همه ی این پدیده ها در هنگام طوفان رخ میدهند.
      مصراع شش: "احتمال" مقابل "پیش بینی" قرار گرفته. یکیش کافی بود.
      مصراع هفت: "ابر و باد و ماه و خورشید و فلک" همه ی اینها در یک اصطلاح "کائنات آسمان" هستند.
      و .....
      این کمترین بنا به دلایلی که در ادامه عارض می شود معتقد است که مفاهیم را به قاعده و تا جایی که می توانیم کوتاه و در قالب مصراعی تعریف شده بیان کنیم، بر خلاف نظر شما دوست عزیز که طولانی کردن مصاریع را چیرگی و توانایی میخوانید.
      اگر روزگاری، بدست بزرگانی در عرصه ی شعر و ادبیات قاعده و قانونی برای سرودن وضع شده، بی دلیل نبوده است. اغلب ما اوزان تعریف شده را یا نمی شناسیم، یا به کراهت می بینیم، یا وقتی صحبت از وزن و عروض می شود الحذر میکنیم. شما دوست عزیز که آشنا هستید، بخوبی میدانید که همه ی این اوزان در اجرای موسیقی هم کاربرد دارند. روزگاری موسیقی در خدمت شعر و شعر در خدمت موسیقی بود. امروز هر کدام ساز خود را کوک میکنند. اما آنچه که مسلم است رابطه ی تنگاتنگ و لاینفک این دو مقوله است.
      اگر در قاعده آمده که مصراع از چهار رکن متجاوز نشود، به این دلیل است که در قالب موسیقی هم بگنجد. نمیخواهم به جزئیات بپردازم اما، در موسیقی هر دستگاه و حتی هر گوشه قاعده و لحن خاص خود را دارد درست مثل هر مصراع از یک غزل. حالا فرض کنید یک بیت ۱۲ یا ۱۴ رکنی، یا یک مصراع ۶ یا ۷ رکنی را در گوشه ی " درآمد" از یک "دستگاه" بخواهیم بخوانیم.
      چقدر باید "گوشه ی درآمد" را کش بدهیم تا به پایان مصراع یا بیت برسیم؟!!!
      نمیدانم چرا و به چه دلیل گاهی ضوابط و تعاریف را قربانی احساس میکنیم؟! همه ی ما میدانیم و میگوییم که: "احساسات درون هرچه روان تر و ساده تر جاری بشوند زیباترند." اما هیچوقت برنگشتیم به گفته ی خودمان نگاه کنیم تا ببینیم که حرفی از قالب نزده ایم. پس اگر قرار است احساساتمان را در قالبی بروز بدهیم بنام شعر، قواعد را هم در نظر بگیریم.
      امید که شما جناب زارع، دوست عزیز و ارجمند و آن بزرگوار جناب سلیمی گرامی، عرایض این کمترین را فقط در قالب نظر آنهم از جانب یک دوست ببینید و بخوانید.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارادتمندم
      وحید سلیمی بنی
      دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۹:۰۲
      جناب هداوند عزیز سلام و عرض ادب
      کاش تیک نقد را می زدید و هنگامه ای به پا می کردید تا نظرات دیگر دوستان صاحب نظر را هم می توانستیم در این مورد بشنویم.
      قبل از هر مطلبی در موردی که اشاره کرده اید مدت هاست طالبم که بیشتر بدانم. ارتباط بین قواعد عروض و شعر با موسیقی. البته دانستن به طریقی که قاعده مند و مکتوب و قابل یادگیری باشد. این درخواست را در ذهن داشته باشید که مشتاقم به آموختن این مسئله.
      اما در مورد این که بنده را خطاب قرار داده اید نکاتی را خدمت شما عرض می کنم.
      بی تردید تیتر مطلبی را که قلمی کرده ام در نظر داشته اید" ساختار ندیده را نشکن" و مسلما حضرتعالی بهتر می دانید که " ساختار شکنی " توجیهی کلیشه ای است که در بسیاری از موارد از غنچه شاعرانی که در حال شکوفایی اند بسیار شنیده ایم.
      اما هدف از قلمی کردن نقدی که بر قطعه جناب زارع وارد کردم و بر این پایه هم توضیح دادم انحراف شعر است از قواعد که به هیچ عنوان در این نقد هم از این موضوع نه تنها کوتاه نیامدم بلکه کاملا این موضوع را نمایان کرده ام که هر شعری که از قواعد مربوط به عروض و دیگر مسائل مربوط به شعر تعدی کند چه بخواهد و چه نخواهد محکوم است به انحراف از قواعد و لاغیر.
      اما مطلبی که مهم است تفاوت دانستن است و ندانستن.
      این که آیا مدعی می داند ساختار چیست و یا لفظ "ساختار شکنی" تنها راه گریز است.
      در پایان باید یادآوری کنم تفاسیر بنده نه مجوزی خواهد بود بر افزایش تعداد ارکان در مصاریع و ابیات و نه فرماندهی جدیدی در قواعد شعر و عروض بنا خواهد کرد.
      آن چه مسلم است قطعه ای که م فریاد سروده از تعداد مجاز ارکان در هر مصرع اضافه تر دارد و از قواعد تعدی کرده اما این تطویل به واسطه ی تسلطی که شاعر در قواعد عروض دارد، با استمداد از ردیف به کار گرفته شده در این قطعه و از همه مهمتر طبعی که این شعر از آن جاری شده چنان فریباست که نه تنها طغیان را پوشانده بلکه این قطعه را اثری ماندگار کرده که تا مدت ها خواندی خواهد ماند.
      جناب هداوند عزیز بی صبرانه منتظر خواندن و آموختن مطالبتان در مورد ارتباط موسیقی و قواعد شعر هستم.
      خندانک خندانک خندانک
      عزت زیاد
      وحید سلیمی بنی 16 اردی بهشت 98
      ابراهیم هداوند
      سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۳۴
      عرض ادب و احترام مجدد به محضر دوستان جان، جناب زارعی عزیز و جناب سلیمی گرامی خندانک
      سپاسگزارم که خواندید. منت بارم که نوشتید و خوشحالم که دوباره خواستید. خندانک
      قبل از هرچیز این کمترین عارض است؛ گرچه نظرات و انتقادات عزیزان را میخواند اما در نوشتن نه مجیز کسی را می نویسد و نه علیه کسی. اگر هم تیک نقد نمی زند، بیشتر مایل به مناظره است تا مجادله و مباحثه.
      کمتر می نویسم. آنهم با شناخت اثر و صاحب اثر.
      اگر مطلبی هم بجا یا نابجا می نویسم با اتکاء به داشته ها و مطالعات خود است ولاغیر. که اگر غیر از این باشد در ادامه درمیمانم.
      خدمت جناب زارع عزیز
      فرمودید که "اگر تعداد ارکان این سروده چهار رکن در قالب مصراع میبود امکان ارائه ی مفهوم وجود نداشت". جسارت است اما قبول کنید که این توجیه، نه تنها یک توجیه موجه و منطقی بحساب نمی آید بلکه شنیدن آن از زبان شاعر توانایی چون شما دور از انتظار است. دوم آنکه اثر زیبای جنابعالی در قالب غزل، یک اثر کلاسیک به شمار میرود و خوشتر است که از منظر موسیقی کلاسیک به آن نگاه کنیم.
      و اما در باب رابطه ی شعر و موسیقی مطلب بسیار است. اما بنده روا نمیدانم که با رجوع به این مقالات کلیشه ای و تکراری به کثرت آنها بیافزایم. چرا که معتقدم علی رغم هجم گسترده ی این نوشتارها هنوز به دلایلی انتظار مخاطب آنگونه که باید در این خصوص براورده نشده است. لذا ترجیح میدهم بجای رجوع به این مقالات و تکرار مکررات مطلب تازه ای عرض کنم.
      در شعر بطور کلی، قطعه، بیت، مصراع، هجا و نهایتا وزن داریم. در موسیقی هم بطور کلی، دستگاه، گوشه، نت و نهایتا آهنگ یا نغمه یا نوا، یا بهتر بگویم همان وزن را داریم.
      اگر در شعر یک واژه را با دو هجای بلند میخوانیم در موسیقی همان واژه را با دو نت سیاه و یا یک نت سیاه و یک نت سفید میخوانیم. با این تفاوت که در موسیقی مختار و مجازیم که همان واژه را از نظرِ زمان، فشرده کنیم و یا طولانی. در حالیکه در شعر این امکان وجود ندارد.
      اگر بیت را از شعر و گوشه را از موسیقی هم ردیف و هم تراز هم قرار بدهیم، باز هم شاهد تفاوت هستیم. بیت با شش یا هشت رکن تمام می شود اما گوشه را می توانیم به دلخواه طولانی کنیم بدون آنکه از چارچوب و قالب آن خارج شویم. در شعر بداهه پردازی داریم و در موسیقی هم بداهه نوازی. باز با تفاوت اینکه در موسیقی یک گوشه را به زمان دلخواه و با تنوعی دلپذیر می نوازیم اما در شعر حتی در بداهه پردازی این اختیار را نداریم. شاید عرایضم به ظاهر با اصل موضوع در تناقض است و بر علیه ادعای خودم. اما اگر قدری حوصله کنید به اصل موضوع می پردازم.
      پایه و اساس همه ی عرایض این کمترین و آنچه که منظور نظر است، موسیقی با کلام(شعر) است. عرضم این بود که شعر از نظر طول مصراع بهتر است به اندازه ای باشد که در ظرف موسیقی بگنجد. هر دستگاه یا هر آواز شامل گوشه های متعددی است که هر کدام حس و حال و لحن خاص خود را دارد. از نطر لحن برخی شورانگیزند. برخی غم انگیزند. برخی پندآمیزند. برخی شکوه آمیزند و... درست مثل حس نهفته در یک بیت یا نهایتا یک مصراع.
      اجرای هر گوشه از نظر زمان و قاعده یِ مختص به خود محدود است. اجرای کوتاه آن باعث عدم انتقال حس و حال به مخاطب، و طولانی کردن آن فعلیست خاج از قاعده که باعث دلزدگی و بی حوصلگی مخاطب می شود. برخی گوشه ها از نظر زمان آنقدر کوتاهند که حتی بدون کلام و با یک تحریر لطیف و نوسانات حنجره قابل اجرا می باشند. برخی هم به قاعده ی یک بیت هشت رکنی اجرا می شوند. با این تفاسیر حالا میخواهیم یک مصراع که از ۵ یا ۶ رکن فاعلاتن و با یک حس و حال مستقل سروده شده را در یک گوشه از یک آواز بخوانیم...! چاره ای نداریم جز اینکه در بحر طویل بخوانیم. نمیدانم چقدر با موسیقی آشنایی دارید که اگر آشنایی دارید خوشحال می شوم. چون درک عرایض این کمترین مستلزم آنست که با این مقوله از نظر کمی و کیفی آشنا باشید.
      بعنوان مثال در موسیقی گوشه ای داریم بنام کرشمه که در دستگاههای مختلف از جمله شور و ماهور اجرا می شود. این گوشه بر وزن " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن" اجرا می شود. برای اجرای این گوشه به یک بیت هشت رکنی با حال و هوای کرشمه و بر وزن "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن" نیاز داریم مثل از سعدی:
      کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
      مگر مرا که همان عشق اَوَلَست و زیادت
      رسالت بیت تمام شد. با هشت رکن به خوبی از پس اجرای گوشه ی کرشمه برآمد آنهم فقط با ریتم خود وزن "مفاعلن فعلاتن" بدون کش و قوس.
      اگر پیشتر عرض کردم گوشه را می توانیم فشرده یا طولانی کنیم منظورم موسیقی بدون کلام بود. فی المثل جوابِ این بیت را با یک ساز می توانیم خیلی کوتاه و یا طولانی تر از وزن معمول بدهیم اما به ساختار بیت نمی توانیم دست بزنیم.
      متاسفم که امکان اجرا نبود تا توضیحات ملموس تر و محسوس تر باشد.
      روز و روزگارتان بکام.
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۵:۵۰
      درود آقای هداوند گرامی ممنون از حضور ارزشمندتون در صورت استفاده از ۴ رکن برخی از کلماتی که اصرار داشتم استفاده کنم در یک بیت نمی گنجید. اما مفهوم کلی چرا. باز هم سپاس بخاطر حضور پربارتون خندانک در پناه حق باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      ملیحه ارجمند
      جمعه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۱:۳۵
      درود بسیار عالی بود
      سیدبهاقزوینه
      دوشنبه ۳ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۳۱
      دست مریزاد . به دل نشست خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0