سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

جغرافیا ی صیحه

شعری از

محمدرضا آزادبخت

از دفتر گاو یک چشم نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ ۱۱ روز پیش شماره ثبت ۱۴۶۹۳۴
  بازدید : ۴۷۰   |    نظرات : ۵۳

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

سکوت 
پوسته ی  یخ زده ی نخ دندانی ست 
که از گلوی بی ثانیه شکسته آویزان می شود 
کدام پرنده
با بالهای عقربه
در جیب جغرافیا گم شده است ‍؟
او دیگر آواز نمی خواند 
 
کدام هندسه روی سر هندوانه
پایه پای آینه دوباره می چرخد؟
نام مرداب‌ها را
روی دوش پرندگان غلت می دهم 
تا کوهی پلک بزند 
در دهان چنگالی 
که هرگز متولد نمی شود 
تا خاکستری از اندیشه‌ی  معکوس جغرافیا
روی خون واژه ها 
بی صدا از جنس نشنیدن
دکلمه ای باشد از حقیقت پرنده ای 
که هر گز از آسمان عبور نکرد 
دکلمه ای باشد از معکوس جغرافیا ی صیحه
 
 
مبدع سبک فریب
محمدرضا آزادبخت
۱۱
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
۱۰ روز پیش
درود استاد عزیر
جالب و زیباست خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
دروداستاد استکی ممنونم
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود لایک هفتم
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
۱۰ روز پیش
خندانک
درود بر شما جناب آزادبخت عزیز خندانک
بسیار زیباست خندانک
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد بانو عجم شما جزو اولین کسانی بودید که از بدو ورودم از من حمایت کردید شما جزو اولین استادان من بودی و اشعار مرا نقد می نمودی آموختم
بی نهایت ممنون میشم
ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم
ارسال پاسخ
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
۱۰ روز پیش
درودتان باد استاد آزادبخت گرانقدر با سپاس از قلمی که به این نوشتار مبارک شده من هم نثار روح برادرم چند خطی از آن واقعه را بازگو میکنم شاید شنیدن جزئیاتی از واقعه ی کربلا که تا کنون شاید ناگفته مانده دلی را لرزاند چرا که اندوه بزرگی را اباعبدالله الحسین علیه السلام در آن واقعه ی کربلا متحمل شدند که ما هنوز یک قطره از آن دردها را شاید درک نکرده باشیم چرا که واژه ها معذورند از بازگویی تمام آن حجم درد
به راستی که کربلا یک مکتب بزرگ است


راستش همان لحظه که شعرتان را دیدم دقیقا تصویر شهادت اطفال رضیع اباعبدالله الحسین علیه السلام را در ذهنم مجسم ساخت چرا که تمام دیشب توفیق شد باز مقتل خوانی کنم تا رموز شعر پیشینتان را بیشتر بیابم ‌به همین سبب حس میکنم شما هم برگرفته از احساس قبلی از آن واقعه دست به چنین نوشتاری زده اید

گزارش هایی از شهادت دو طفل رضیع(شرخوار) و نیز یک طفل دو تا شش ساله در واقعه ی کربلا آمده که به اختصار اینجا به آنها اشاره میکنم

یکی از آن اطفال رضیع حضرت علی اصغر علیه السلام بوده که شش ماهه بودند و در میدان جنگ با اصابت تیر حرملة بن کاهل اسدی به گلوی مبارکشان به شهادت می رسند

و دیگری طفلی که در روز عاشورا متولد شدند و امام حسین (ع) نام ایشان را عبدالله نهادند و در هنگاهی که در گوش آن طفل تازه متولد شده اذان می گفتند و قصد بوسیدن ایشان را کردند حرملة بن کاهل اسدی تیری به سمت گلوی مبارک ایشان پرتاب کردند و پیش از بوسیدنش به شهادت رسیدند


و نیز گزارشی از شهادت طفل دیگری آمده که درحالی که در ورودی خیمه در دامان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نشسته بودند با اصابت تیر به گلو به شهادت رسیدند (کودکی که در حال نشستن است پس سنی بیش از یک شیرخواره و حدودا دو تا شش ساله برایش تخمین زده اند) 


حال به تحلیل شعر می پردازم تا در ادامه با اشاره به مطالب بالا رموز این شعر را باز کنم


\\\\"سکوت \\\\"

سکوت منظور سکوت لشکریان کفار در واقعه ی کربلا دارد که بر آنچه بدان اطمینان داشتند کفر ورزیدند و بر اولاد پیغمبر (ص) تیغ و شمشیر کشیدن و در آخرین لحظات اباعبدالله الحسین علیه السلام به آنان متذکر شد که او نوه ی رسول خداست و هر که او را یاری کند خدا او را یاری و هرکه با او ستیزه کند با خدای او طرف است و ... ولی تمام این گفتار مبارک هم در آن دل های سنگی و مغز رنگار گرفته یشان چاره نکرد و زمانی که امام طفل شیرخواره اش را مقابلشان گرفت و از برایش آب طلب نمود بجای رفع عطش طفل گلوی او را نشانه رفتند


پوسته ی یخ زده ی نخ دندانی ست 
که از گلوی بی ثانیه شکسته آویزان می شود 



کدام پرنده
با بالهای عقربه
در جیب جغرافیا گم شده است ‍؟
او دیگر آواز نمی خواند 

پرنده ای با بالهای عقربه هم مراد همان حضرت علی اصغر است که آن تیرها که بر گلویش اصابت کرده گویی عقربه ی ساعت روی آن گلوی مبارک نشسته و چونان بالی مشابه عقربه ی ساعت دارد


کدام هندسه روی سر هندوانه
پایه پای آینه دوباره می چرخد؟

هندوانه هم اینجا به سکوت اشاره دارد دقیقای گویای این است که تا هندوانه چاقو نخورده درونش آشکار نمیشود که سرخ است یا سفید

آینه شاید منظور ویترین باشد که هندوانه را پشت خود پنهان کرده
و مشتری از پشت ویترین نمیتواند از روی هندسه حدس بزند که آن هندوانه درونش چگونه است
کلا مساله ی سکوت را فریاد میزند



نام مرداب‌ها را
روی دوش پرندگان غلت می دهم 
تا کوهی پلک بزند 
در دهان چنگالی 
که هرگز متولد نمی شود 
تا خاکستری از اندیشه‌ی معکوس جغرافیا


در باب طفل رضیع چنان آورده اند که به آن بند  \\\\"خاکستر اندیشه \\\\" در شعرتان اشاره دارد
گزارشی که در تاریخ یعقوبی درباره طفل رضیع آمده چنین است:

«زهیر بن قین سوار بر اسب خویش بیرون آمد و فریاد کرد: اى مردم کوفه شما را از عذاب خدا بیم مى ‌دهم. بیم باد شما را اى بندگان خدا، فرزندان فاطمه به دوستى و یارى سزاوارتر از فرزندان سمیه هستند. اگر هم اینان را یارى نمى کنید با ایشان نجنگید. اى مردم، امروز بر روى زمینپسر و دختر پیغمبرى جز حسین نمانده است و هیچ کس بر کشتن او گر چه به یک کلمه باشد یارى ندهد مگر آنکه خدا دنیا را بر او تلخ سازد و به دشوارترین شکنجه ‌هاى آخرت عذابش کند. سپس یک نفر یک نفر قدم به راه شهادت نهادند تا (امام) تنها ماند و از اهل بیت و فرزندان و خویشاوندانش یک نفر همراه نداشت. در این حال سوار اسب خویش بود که نوزادى را که در همان ساعت براى او تولد یافته بود به دست وى دادند، پس در گوش او اذان گفت و کام او را برمى‌ داشت که تیرى در گلوى کودک نشست و او را سر برید. امام حسین (علیه السّلام) تیر را از گلوى کودک کشید و او را به خونش آغشته مى ‌ساخت و مى‌ 
گفت: «و الله لأنت اکرم على الله من الناقة، و لمحمد اکرم على الله من الصالح: به خدا سوگند که تو از ناقه بر خدا گرامى ‌تر هستی و محمد هم از صالح بر خدا گرامى‌ تر است.» سپس آمد و او را پهلوى فرزندان و برادرزادگان خود نهاد، سپس بر آنان حمله برد.»

در لهوف درباره شهادت طفل رضیع حضرت امام حسین (علیه السّلام) در واپسین لحظات زندگی ایشان چنین آمده است:
«چون حضرت امام حسین (علیه السّلام) قتلگاه جوانان و یارانش را نگریست، براى جنگ با دشمن با نفس نفیس خود عزیمت فرمود و ندا در داد: «آیا مدافعى هست که از حرم رسول اللَّه دفاع کند؟ آیا خداشناسى هست که در حقّ ما هراس خدا را در پیش گیرد؟ آیا فریادرسى هست که به امید رحمت خدا به فریاد ما برسد؟ آیا یاورى هست که به امید آنچه در نزد خداست ما را یارى رساند؟» در این وقت ناله زنان بلند شد و امام به باب خیمه آمد و فرمود: خواهرم زینب، بچه کوچک‌ مرا بیاور تا با وى وداع کنم، امام او را گرفت تا ببوسد، حرملة بن کاهل‌ تیرى انداخت که آن گلوگاه کودک را سوراخ 
کرد، امام به زینب فرمود: او را بگیر.» بعد خون صغیر را با دو کف دست بگرفت تا پر شدند و آن خون را به سوى آسمان پاشید و فرمود: «چه آسان است آنچه در محضر خدا بر من وارد مى ‌آید.»
حضرت امام باقر (علیه السّلام) مى‌ فرماید: از آن خون قطره‌ اى به زمین فرود نیامد ،اگر قطره‌ای از آن خون به زمین می‌ریخت عذاب نازل می‌گردید



که اینجا دقیقا مشخص میشود بعد از آن اندرزگویی و در ادامه خطبه ای که امام حسین (ع) آوردند گویی روی دوش پرندگان مرداب ریختند تا بر سر آن کوردلان ظالم بریزد و در تعفن خویش گرفتار بمانند اینجا کوه نماد انبوه لشکریان کفر بوده که چنان گرفتار افکار پوچی شده بودند همانند زمانی که در چنگال عقابی گیر کرده و در حال شکنجه پلک می زدند


\\\\"روی خون واژه ها\\\\" 

به راستی که\\\\" خون واژه\\\\" با سکون روی نون همان ترکیب واژه ای بود که بعد از خواندن مقتلِ طفل کشی اباعبدالله الحسین علیه السلام دنبالش می گشتم به راستی که خون از واژگان خواهد چکید وقتی بخواهند حجم دردی که آن روز اباعبدالله (ع)به سبب داغ اولاد و عزیزانش چشید و به سبب ایمانش به خدا دم به شِکوِه و ناله که نیاورد هیچ آنان را تقدیمیِ راه خدا هم خواند، را به دوش بکشند 



بی صدا از جنس نشنیدن
دکلمه ای باشد از حقیقت پرنده ای 
که هر گز از آسمان عبور نکرد 
دکلمه ای باشد از معکوس جغرافیا ی صیحه


آن پرنده که از آسمان عبور نکرد و صیحه اش تا قیامت در طول تاریخ بلند است فریاد شهادت مظلومانه ی طفلان حسین(ع) است طفلی که گویی معکوس وار بجای اسرافیل که از آسمان پای بر زمین می نهد که در سور بدمد و صیحه سر دهد در آن روز صیحه ای سر داد که تا قیامت صدایش در گوش جهانیان می پیچد

و لعنت الله علی قوم الظالمین
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود استاد بانو گماری ممنونم از شما زحمت کشیدید
نمی دانم چگونه زبان به وصف نوشتار نقدتان کنم بنده سرتعظیم فرود می آورم وقدردان اندیشه قلمتان هستم ممنونم ممنونم
عزاداری تان قبول حق
امیدوارم روح برادران با امام حسین قرین آرامش شود
خداوند به پدر و مادرتان صبر بدهد
ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم
ارسال پاسخ
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
درودتان باد استاد آزادبخت ارجمند

البته که این قلم شماست که با نبوغ خویش آن حجم درد را در قالب واژگان به ترتیبی خاص گنجاند و موجب شد من نیز به عمق آن کشیده و برای باز کردن رموز آن توفیق مقتل خوانی نصیبم گردید تا ناشنیده های زیادی از آن واقعه را درک کنم و تلاش کردم چکیده ی کوچکی از آن ناگفته ها عیان سازم احساس میکنم با شناختی عمیق از آن واقعه و درک آن صحنه ها انسان دردهای خویش را فراموش میکند و کمی بیشتر به خود تلنگر میزند که معبود چقدر می تواند زیبا باشد در قلب همو که دلش به حضورش روشن شده که توان آورد در برابر آن حجم درد که یک به یک عزیزانش جلوی چشمش قربانی می کردند و هرگز نه تنها تسلیم نشد بلکه به دست خویش طفل شیرخواره اش را هم با علم به شهادتش به قتلگاه برد و طلب آب نمود و در میان دستانش گلش را پرپر نمودند و او خونش را به آسمان پرتاب نمود و نشان داد این تقدیمی راه خداست
واقعا سخت است چنین کاری از یک انسان عادی ، و اباعبدالله به راستی که چشمش به جمال خدا روشن شده بود که آنگونه تاب آورد و پیروزمندانه تا آخرین نفس با عزمی راسخ و لبی تشنه دلاورمردانه جنگیدند تا به فیض شهادت نائل آمدند
واقعا هرکس دست به نوشتن شعری در مدح ایشان بنویسد را فقط خداوند است که باید میزان اجرش را مشخص کند چرا که گاها واژه ها از تحمل این حجم درد هم شانه خالی میکنند و باید با نیرویی ماورایی آن واژه ها را با وعده ی سعادت محکوم به تحمل چنین بار سنگینی کرد
خوشا به حال آن واژگان که در این مسیر سَر‌سپرده می شوند و عاقبت بخیر.


ممنونم از شما هم عزاداری هاتان قبول درگاه حق باشد
و باز هم سپاسگزارم از دعای خیرتان خدا‌وند روح اموات شما را هم قرین رحمت قرار داده و با اباعبدالله الحسین و شهدای کربلا علیهم السلام محشور بگرداند

با سپاسمندی



سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
۶ روز پیش
سلام موید باشید اجرتان با مولا علیه السلام
ارسال پاسخ
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
درودتان باد استاد
سپاسگزارم
و همچنین.
سیاوش آزاد
۶ روز پیش
وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام [وَلِيِّ اللَّهِ‌] السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَاللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام

هرگز متولد نمی شود
هر گز از آسمان عبور نکرد

هر گز جداگانه نوشته شده است یادآور گز
گز دارای معانی ای است
در معنای نوعی درخت، گیاه و نبات پرنده حیوان کوه جماد اندیشه نطق حیوان ناطق انسان
در معنای تیر بی پر مرتبط با پر در پرنده
در معنای گزنده مرتبط با عقرب
برج هشتم فلکی عقرب برج نهم فلکی قوس یا کمان
ماه چهارم شمسی تیر
گز در معنای دندان مرتبط با دندانی در سطر دوم

سکوت
دیگر آواز نمی خواند
بی صدا از جنس نشنیدن

اندیشه‌ی معکوس جغرافیا
معکوس جغرافیای صیحه

دندان گلو دهان آواز واژه صدا دکلمه صیحه
دندان گلو دهان سر پا بال دوش چنگال پلک خون

کدام پرنده دوش پرندگان
سر و اندیشه
یخ نخ
ثانیه عقربه
پوسته در کره ی زمین یخ در قطب جنوب جغرافیا مرداب کوه آسمان
عقربه عقرب جانوران پرنده
چنگال چنگ در موسیقی آواز
هندسه و جغرافیا
جیب یادآور جریب مرتبط با گز که برای اندازه گیری طول به کار می رفت

هندسه گفته شده است معرب اندازه است
حقیقت چهارمین حرف ق
پرنده چهارمین حرف د
که هر چهارمین حرف ر
قدر
قدر نسبت دنباله هندسی
و ان من شی ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم
قلت : فما معنى قدر؟ قال : تقدير الشئ من طوله و عرضه
فقال : أو تدري ما قدر؟ قال : لا ، قال : هو الهندسة من الطول والعرض والبقاء.
تَعْلَمُ مَا اَلْمَشِیئَةُ قُلْتُ لاَ قَالَ هِيَ اَلذِّكْرُ اَلْأَوَّلُ فَتَعْلَمُ مَا اَلْإِرَادَةُ قُلْتُ لاَ قَالَ هِيَ اَلْعَزِیمَةُ عَلَى مَا يَشَاءُ فَتَعْلَمُ مَا اَلْقَدَرُ قُلْتُ لاَ قَالَ هِيَ اَلْهَنْدَسَةُ وَ وَضْعُ اَلْحُدُودِ مِنَ اَلْبَقَاءِ وَ اَلْفَنَاءِ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ اَلْقَضَاءُ هُوَ اَلْإِبْرَامُ وَ إِقَامَةُ اَلْعَيْنِ
انا انزلناه فی لیلة القدر
سلام هی حتی مطلع الفجر
و در سوره فجر
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾
اقرؤا سورة الفجر فی فرائضکم ونوافلکم، فانها سورة الحسین علیه‌السّلام وارغبوا فیها
چون نگه کردند آن سی مرغ زود
بی‌شک این سی مرغ آن سیمرغ بود

سیاوش
تیر ۱۴۰۵
محمدرضا آزادبخت
بی شک این سی مرغ آن سیمرغ بود
درود استاد سیاوش عزیز گاهی به نقطه ای خیره می شوم که همیشه از آن دورم و گاهی حول آن می چرخم و گاهی جایم با آن نقطه عوض می شود
اگر خودرا فدای نقطه کنم ویا نقطه خودرا فدای من کند بی شک اوج آفرینش هنر در من رخ می نماید افسوس هرگز به آن مرحله نرسیده ام که آینه سی مرغ شوم
تحلیل تان برای من یک آینه تمام عیار ست
بررسی تخصصی شما در واژه ها ستودنی ست
ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم
ارسال پاسخ
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
درودتان باد استاد آزاد گرانقدر
به راستی که شما با مهارت خاصه ی خود چه زیبا به زیرُ بم واژگان نفوذ می کنید و این بسیار ستودنیست
امیدوارم این قلم همواره جوشان باشد تا طالبانِ آن همواره از این چشمه نوش کنند.
جسارتا میشود دفعه ی بعد که نقدی میکارید از همان ابتدا آیه های قرآنی را نیاورید حداقل قبلش یک سلام یا یک بیت شعر و خط فاصله بیاورید و بعد آیه بیاورید چون درست نیست انسان بدون وضو به آیه های قرآن دست بکشد از طرفی طالبان قلمتان با دیدن پنجره ی نقدتان سریع روی آن دست میکشند تا بخوانند و کلا راه دیگری برای باز شدنش نیست پس اگر میشود این نکته را مدنظر قرار دهید البته که شما بسیار انسان دقیقی هستید ولی خب بعضی چیزا گفتنش از نگفتنش بهتره و به همین سبب چنین جسارتی کردم امیدوارم مرا ببخشید چرا که من بیش از همه از نوع نوشتار قلمتان به وجد می آیم

با آرزوی توفیقات روزافزون برای شما
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
۶ روز پیش
سلام متشکرم موفق باشید
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
۶ روز پیش
سلام متشکرم
در وبگاه یکی از مراجع حفظه الله آمده است
لمس قرآن و اسماء متبرکه از صفحه موبایل، تبلت و مانند‌آن بدون وضو جایز است؛ زیرا روی صفحه­ LCD (صفحه‌ای که تصویر روی آن تشکیل می­شود)، صفحه دیگری قرار دارد که اصطلاحاً به آن تاچ (Touch) می­گویند و علاوه بر آن در معمول گوشی­ها، یک لایۀ محافظ به نام گلس(Glass) وجود دارد که روی تاچ چسبیده شده است. بنابراین، لمس به‌طور مستقیم صورت نگرفته و از روی حائل است.
با این حال اگر میسر باشد این مطلب نیز که فرمودید می تواند مورد توجه قرار گیرد گر چه اشکال شرعی نداشته باشد(نظر همه ی مراجع عظام را نمی دانم یک نظر را البته آوردم) و معمولا فرازهایی از خود اثر را اول می آورم این دفعه تقریبا استثنا شد
موفق و موید باشید
علی عزیزی یحیی پانا
۱۱ روز پیش
درود برشما شاعر گرامی آزاد بخت
در دهان چنگالی
که هرگز متولد نمی شود
تا خاکستری از اندیشه‌ی معکوس جغرافیا
روی خون واژه ها
بی صدا از جنس نشنیدن
دکلمه ای باشد از حقیقت پرنده ای
که هر گز از آسمان عبور نکرد
دکلمه ای باشد از معکوس جغرافیا ی صیحه
زیباست ودلنشین
قلمتان سبز مانا
لایک دوم تقدیم شما
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب عزیزی ممنونم
ارسال پاسخ
سید مجتبی یحیی نژاد
۱۱ روز پیش
سلام واحترام
زیبا سرودی
خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب یحیی نژاد ممنونم
ارسال پاسخ
بهنود کیمیائی
۱۱ روز پیش
درود برشما
بسیار بسیار عالی
🌷🌷🌷
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب کیمیائی ممنونم
ارسال پاسخ
عباس خسروی (عباس)
۱۱ روز پیش
سلام و احترام آقای آزادبخت عزیز
باغ طبعتان همواره پر ثمر
پاینده و برقرار باشید
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب خسروی ممنونم
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
۱۱ روز پیش
سلام و احترام جناب آزاد بخت استاد گرانمهر
درودهایم تقدیمتان
خاکستری از اندیشه‌ی معکوس جغرافیا
روی خون واژه ها
بی صدا از جنس نشنیدن
دکلمه ای باشد از حقیقت پرنده ای
که هر گز از آسمان عبور نکرد
دکلمه ای باشد از معکوس جغرافیا ی صیحه
سروده ی بسیار زیبایی ست
رد قلمتان ماندگار
لایک چهارم تقدیمتان
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود بانو خدابنده ممنونم
صداقت شما ستودنی ست ممنونم
ارسال پاسخ
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
۱۱ روز پیش
درود بر شما استاد آزاد بخت بزرگوار 🌺🌺🌸
بسیار عالی سرودید 🌺🌺🌸

کدام پرنده
با بالهای عقربه
در جیب جغرافیا گم شده است ‍؟
او دیگر آواز نمی خواند

واقعاً دست مریزاد خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود استاد حاجی پوری ممنونم
ارسال پاسخ
فرامرز عبداله پور
۱۰ روز پیش
درود
زیبا و دلنشین سروده اید
رقص قلمتان ابدی
🌹🌹🌹
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب عبدالله پور ممنونم
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
۱۰ روز پیش
درود ها بر استاد ارجمند خندانک
بسیار عالی خندانک خندانک
موفق وسلامت باشید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود استاد بانو زند ممنونم
ارسال پاسخ
نیره صدری
۱۰ روز پیش
درود جناب آزادبخت گرامی
زیبا سرودید
قلمتان سبز
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود بانو صدری ممنونم
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
۱۰ روز پیش
درود بیکران جناب آزادبخت فرهیخته
زیبا و دلنشین سرودید
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۱۰ روز پیش
درود جناب طرهانی ممنونم
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
۸ روز پیش
سلام
همیشه به مهر بسرایید
بسیار زیبا بود
همیشه درشعر درخشان باشید
درود. درود. درود
استاد گرامی
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد درفولی ممنونم
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
۸ روز پیش
درودتان جناب آزادبخت گرانقدر
موفق باشید بزرگوار
محمدرضا آزادبخت
درود جناب رضا پور ممنونم
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
۸ روز پیش
درود بر جناب آزاد بخت گرامی
سپیدی زیبا سروده اید
ماندگار باشید
🌹🌷🌷
محمدرضا آزادبخت
درود جناب متولی ممنونم
ارسال پاسخ
علیرضا فیضی
۷ روز پیش
درود استاد آزاد بخت
مثل همیشه عالی و متفاوت سرودی
لایک دهم تقدیمتان💐
محمدرضا آزادبخت
درود استاد فیضی ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۵ روز پیش
سلام استاد
اشاره ای یکی از اعزه داشتند در مورد گز که در داستان اسفندیار آمده است و البته سیمرغ هم در آن داستان نقش دارد
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۵ روز پیش
همه بوستان زیر برگ گلست
همه کوه پرلاله و سنبلست

به پالیز بلبل بنالد همی
گل از نالهٔ او ببالد همی

چو از ابر بینم همی باد و نم
ندانم که نرگس چرا شد دُژَم

شب تیره بلبل نخسپد همی
گل از باد و باران بجنبد همی

بخندد همی بلبل از هر دوان
چو بر گل نشیند گشاید زبان

ندانم که عاشق گل آمد گر ابر
چو از ابر بینم خروش هژبر

بَدَرَّد همی باد، پیراهنش
دِرَفشان شود آتش اندر تنش

به عشق هوا بر زمین شد گوا
به نزدیک خورشید فرمانروا

که داند که بلبل چه گوید همی
به زیر گل‌اندر، چه موید همی

نگه کن سحرگاه تا بشنوی
ز بلبل سخن گفتنی پهلوی

همی نالد از مرگِ اسفندیار
ندارد به جز ناله زو یادگار

چو آواز رستم شب تیره ابر
بِدَرَّد دل و گوشِ غران‌هژبر
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
مطالعه شما در همه زمینه ها گسترده ست
از اینکه زحمت این اشعار را در صفحه من نگاشتی ممنونم
بی شک در محضرتان آموختم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۵ روز پیش
بدو گفت سیمرغ شاها چه بود
که آمد ازین سان نیازت به دود
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۵ روز پیش
بدان گز بود هوش اسفندیار
تو این چوب را خوار مایه مدار
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۵ روز پیش
بدانست رستم که لابه به کار
نیاید همی پیش اسفندیار

کمان را به زه کرد و آن تیر گز
که پیکانش را داده بد آب رز

همی راند تیر گز اندر کمان
سر خویش کرده سوی آسمان

همی گفت کای پاک دادار هور
فزایندهٔ دانش و فر و زور

همی بینی این پاک جان مرا
توان مرا هم روان مرا

که چندین بپیچم که اسفندیار
مگر سر بپیچاند از کارزار

تو دانی که بیداد کوشد همی
همی جنگ و مردی فروشد همی

به بادافره این گناهم مگیر
توی آفرینندهٔ ماه و تیر
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1