جمعه ۱۹ تير
|
دفاتر شعر محمد علی رضاپور
آخرین اشعار ناب محمد علی رضاپور
|
سروش ۱:
تو که افسانه ی دل افروزی
که دلم را به غمزه می سوزی
مگر آیی به دیدنم روزی
که نباشد شَبَش
سروش ۲:
گلی افتاد از درخت بلند
پرت شد سوی دره، رو به گزند
داشت انگار رو به من لبخند
تا به امروز
من نفهمیده ام
راز او را
سروش ۳:
گل، گل سرخ! گل، گل لاله!
و تو ای بی خیال - آلاله!
چه میان شماست با ژاله؟
که شده ذوب اشک !
سبک شعر پیشرو
گونه ی سروش
|
|
|
نقدها و نظرات
|
سلام و احترام و سپاس از شما سرکار خانم خدابنده گرانقدر موفق باشید بزرگوار | |
|
و دوباره و سپاس دوباره، تا حدودی بله ولی نه کاملا مثلاً ضرورتا سه بندی نیست. | |
|
الله نور السموات و الارض مکتب ادبی نورگرایی (LIGHTISM) سبک شعر پیشرو گونه (قالب یا قالب ها)ی سروش
پی نوشت(از بالا به پایین یا از کلی به جزئی):
۱. مکتب ادبی نور گرایی: ترسیم طبیعت (بعنوان اصل فیزیکی) و (جنبه های مثبت) سنت (بعنوان اصل فرهنگی) با قلم موی معنویت (بعنوان هدف و مهم ترین اصل) بر بوم عصر جدید؛ با توجه به پیوندی که بین سنت و نوآوری(عصرجدید) در مکتب ادبی نور گرایی وجوددارد، شعر پیشرو با آن، هماهنگ تر است؛ اما در هر یک از انواع دیگر هم می توان در این مکتب، سرود.
۲. سبک شعر پیشرو: شعر پیشرو در کلیت خود، در میانه ی شعر سنتی و شعر نو قرار دارد به شکلی که سعی می کند بسیاری از امتیازات شعر سنتی را به میراث برده باشد اما از بسیاری از قوانین دست و پاگیر آن هم ـ هرجا نیاز است ـ دست بردارد و پا فراتر نهد. شعر پیشرو به شعر نو هم نزدیک بوده، از میان گونه های آن، آزادتر از نیمایی و موزون تر از سپید و مانند آن است. انعطاف پذیری، یکی از ویژگی های بارز در شعر پیشرو است بطوری که در شیوه ی کلی وزن پردازی، قافیه پردازی و ... بارها با آن روبرو می شویم. شعر پیشرو دارای گونه هایی است همچون سه گانی، سروش، سه گلشن، شعر سبز یا چند آهنگ، شعر تک و ....
۳. سروش: گونه ای است از شعر پیشرو، در اصل برای سرایش کوتاه در بیان اندیشه و توصیفات لطیف معمولاً با وزن ها ویا آهنگ های ملایم و گونه ای توصیف پذیر (بجای حشوگریز) بویژه در بخش غیرپایانی و برجسته ی همانندگریز در بخش پایانی (یعنی لخت یا لخت های پایانی) و در نوع قافیه مندش دارای قافیه ای اصلی که هر از گاه(یا همواره) پیش از بخش پایانی تکرار می شود و در نوع بی قافیه اش دارای طیفی از ویژگی های دیگر سروش (در حدی که بتواند در این گونه بگنجد) و دارای ترجیحاتی همچون گرایش به آرایه های لفظی و معنوی ازجمله: استعاره و انواع بازی های زبانی و داشتن پایان لفظی بسته و تفسیرپذیری معنایی(ایهام معنایی) در چارچوب انسجام مند ترسیم شده از طرف شاعر؛ پ.ن: این که سروش، جزئی از شعر پیشرو است، باعث خلاصه شدن تعریف شعر سروش می شود؛ چون جزء شعر پیشرو یعنی پذیرنده ی ویژگی های شعر پیشرو از جمله: از نظر وزن، پذیرای هر یک از روش های از عروضی تا سپیدواره و درآمیخته و از نظر قافیه هم دارای تنوعی از قافیه ی رسمی تا قافیه آهنگ، قافیه موزون و ردیف واره. نکته ی دیگر، این که: سروش دارای نگاه توصیف پذیر بویژه در لَخت های غیرپایانی است (پذیرای توصیفات بظاهر اضافیِ افزاینده بر شدت معنا، احساس یا خوش آهنگی و...) در مقابل نگاه حشوگریز در سه گانی و مانند آن که ممکن است باعث کپسولی شدن شعر بشود(مثلا اگر در سه گانی بگویند: دلشکار آمد، در سروش می توانیم بگوییم: یار و قرار و دلشکار آمد و در آن قائل به حشو نیستیم بلکه زنجیره ی توصیف را اگر نیک به کار گرفته شود؛ یعنی چیزی بر شعر بیفزاید که وجودش بهتر از نبودش باشد، مفید می پنداریم) و از ترجیحات شعر سروش است: پایان لفظی بسته (کامل تمام شدن شعر و نیاز نداشتن به ادامه) و تفسیر معنایی باز (چند لایه و قابل تفسیر و پردازش معنایی برای مخاطب البته در چارچوب انسجام معنایی فراهم شده از طرف شاعر) (و توصیف پذیری و پایان لفظی بسته در سروش لزوما با هم ناسازگار نیستند؛ چون نخست این که: توصیف پذیری معمولاً در لخت های غیرپایانی است و مزاحمتی برای پایان لفظی بسته ندارد و دیگر این که تا رسیدن به خودِ پایان لفظی هم مثلاً اگر توصیف پذیری ای حتی در لخت های پایانی به کار رفته باشد، ترجیحا تا همان حد مورد نیاز بوده است و سعی می کنیم جایی سروش را به پایان ببریم که دیگر نیاز به ادامه نباشد) | |
|
ضمنا گاهی هم لخت های سروش، خیلی کوتاه اند؛ مثلا،
رسید دید خندید گذشت | |
|
درود بر شما من فکر میکردم پریسکه، سروش و هایکو یک گونه اند | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
درود بزرگوار
بسیار مصوّر و دلانگیز سرودید
اصولا اشعار کوتاه که سریع ضربهی نهایی را میزنند؛ مانند سروشهای شما را دوست دارم.