سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

راز او

شعری از

محمد علی رضاپور

از دفتر قالب شعری سروش نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۶۳۰۳
  بازدید : ۸۸   |    نظرات : ۱۹

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

سروش ۱:
تو که افسانه ی دل افروزی
که دلم را به غمزه می سوزی
مگر آیی به دیدنم روزی
که نباشد شَبَش
 
سروش ۲:
گلی افتاد از درخت بلند
پرت شد سوی دره، رو به گزند
داشت انگار رو به من لبخند 
تا به امروز 
من نفهمیده ام
راز او را

سروش ۳:
گل، گل سرخ! گل، گل لاله!
و تو ای بی خیال - آلاله!
چه میان شماست با ژاله؟
که شده ذوب اشک !

سبک شعر پیشرو 
گونه ی سروش
۷
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
حدود ۱ ماه پیش

درود بزرگوار

بسیار مصوّر و دل‌انگیز سرودید خندانک

اصولا اشعار کوتاه که سریع ضربه‌ی نهایی را می‌زنند؛ مانند سروش‌های شما را دوست دارم. خندانک
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
درود و سپاس تان بزرگوار خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
ورود بزرگوار
دلنشین و زیبا بودند خندانک
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
سلام و عرض ادب
کدام سروش را بیش تر می پسندید ؟ خندانک
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما جناب رضا پور بزرگوار 🌺🌺🌺
زیبا سرودید 🌺🌺🌺

گلی افتاد از درخت بلند
پرت شد سوی دره، رو به گزند
داشت انگار رو به من لبخند
تا به امروز
من نفهمیده ام
راز او را

این را بیشتر دوست دارم خندانک خندانک
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
درود و سپاس تان جناب حاجی پوری گرانقدر
لطف فرمودید بزرگوار خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام جناب رضاپور شاعر ارجمند
درود بر شما
زیبا بود
سروش یک قشنگ تر

تو که افسانه ی دل افروزی
که دلم را به غمزه می سوزی
مگر آیی به دیدنم روزی
که نباشد شَبَش
موفق باشید خندانک
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام و سپاس از شما سرکار خانم خدابنده گرانقدر
موفق باشید بزرگوار خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سید مجتبی یحیی نژاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام
درودها تقدیمتان
خندانک خندانک خندانک
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام و درود ها
سپاسگزارم خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما جناب استاد رضاپور گرامی

سروش های زیبا و ناب از قلم توانمندتان

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
مهدی جلالی وند (دلی)
حدود ۱ ماه پیش
درودتان جناب رضاپور
شاعر فرهیخته ..
وصف قلمتان سبز
عالی
خندانک خندانک خندانک
نعمت طرهانی(پورمستان)
حدود ۱ ماه پیش
درود بیکران جناب رضاپور فرهیخته
جالب است. «گونهٔ سروش» ظاهراً قالبی است با این ویژگی‌ها: سه بند، مصراع‌های بلند و روان، و در پایان هر سروش یک سطر کوتاهِ ضربه‌زننده («که نباشد شَبَش»، «راز او را»، «که شده ذوب اشک»). انگار شاعر می‌خواهد خواننده را در فضایی شناور رها کند، بعد با یک قطع ناگهانی به زمین بکوبد.

· در سروش ۱، سطر آخر «که نباشد شَبَش» وزن را می‌شکند و غیاب را حس می‌کند. «شبش» را بدون فاصله نوشته‌ای: «نباشد شَبَش» - عامیانه‌ی دل‌چسبی که به شعر کوچه‌بازاری می‌دهد.
· در سروش ۲، گلِ افتاده از درخت بلند به سمت دره، «انگار رو به من لبخند» می‌زند. این نقطه‌ی اوج است: یک شیءِ در حال سقوط به تو لبخند می‌زند و تو هنوز «تا به امروز نفهمیده‌ای». یعنی سال‌هاست معمای یک لبخند در حال نابودی، تو را دنبال می‌کند. خیلی شرقی و بودایی‌وار.
· در سروش ۳، «گل سرخ، گل لاله، و تو ای بی‌خیال آلاله» – یک خطاب عاشقانه با نام گیاهان. و پرسش از «ژاله» (شبنم یا قطره؟) که «ذوب اشک شده». انگار ژاله نه از سرما که از اشک ذوب شده. غمگین‌ترینِ این سه.
خندانک خندانک خندانک
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
و دوباره و سپاس دوباره،
تا حدودی بله ولی نه کاملا
مثلاً ضرورتا سه بندی نیست.
خندانک
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
الله نور السموات و الارض
مکتب ادبی نور‌گرایی (LIGHTISM)
سبک شعر پیشرو
گونه (قالب یا قالب ها)ی سروش





پی نوشت(از بالا به پایین یا از کلی به جزئی):

۱. مکتب ادبی نور گرایی:
ترسیم طبیعت (بعنوان اصل فیزیکی) و (جنبه های مثبت) سنت (بعنوان اصل‌ فرهنگی) با قلم موی معنویت (بعنوان هدف و مهم ترین اصل) بر بوم عصر جدید؛
با توجه به پیوندی که بین سنت و نوآوری(عصرجدید) در مکتب ادبی نور گرایی وجوددارد، شعر پیشرو با آن، هماهنگ تر است؛ اما در هر یک از انواع دیگر هم می توان در این مکتب، سرود.

۲. سبک شعر پیشرو:
شعر پیشرو در کلیت خود، در میانه ی شعر سنتی و شعر نو قرار دارد به شکلی که سعی می کند بسیاری از امتیازات شعر سنتی را به میراث برده باشد اما از بسیاری از قوانین دست و پاگیر آن هم ـ هرجا نیاز است ـ  دست بردارد و پا فراتر نهد.
شعر پیشرو به شعر نو هم نزدیک بوده، از میان گونه های آن، آزادتر از نیمایی و موزون تر از سپید و مانند آن است.
انعطاف پذیری، یکی از ویژگی های بارز در شعر پیشرو است بطوری که در شیوه ی کلی وزن پردازی، قافیه پردازی و ... بارها با آن روبرو می شویم.
شعر پیشرو دارای گونه هایی است همچون سه گانی، سروش، سه گلشن، شعر سبز یا چند آهنگ، شعر تک و ....

۳. سروش:
گونه ای است از شعر پیشرو، در اصل برای سرایش کوتاه‌‌ در بیان اندیشه و توصیفات لطیف معمولاً با وزن ها ویا آهنگ های ملایم و گونه ای توصیف پذیر (بجای حشوگریز) بویژه در بخش غیرپایانی و برجسته ی همانندگریز در بخش پایانی (یعنی لخت یا لخت های پایانی) و در نوع قافیه مندش دارای قافیه ای اصلی که هر از گاه(یا همواره) پیش از بخش پایانی تکرار می شود و‌‌ در نوع بی قافیه اش دارای طیفی از ویژگی های دیگر سروش (در حدی که بتواند در این گونه بگنجد) و دارای ترجیحاتی همچون گرایش به آرایه های لفظی و معنوی ازجمله: استعاره و انواع بازی های زبانی و داشتن پایان لفظی بسته و تفسیرپذیری معنایی(ایهام معنایی) در چارچوب انسجام مند ترسیم شده از طرف شاعر؛
پ.ن:
این که سروش، جزئی از شعر پیشرو است، باعث خلاصه شدن تعریف شعر سروش می شود؛ چون جزء شعر پیشرو یعنی پذیرنده ی ویژگی های شعر پیشرو از جمله: از نظر وزن، پذیرای هر یک از روش های از عروضی تا سپیدواره و درآمیخته و از نظر قافیه هم دارای تنوعی از قافیه ی رسمی تا قافیه آهنگ، قافیه موزون و ردیف واره.
نکته ی دیگر، این که:
سروش دارای نگاه توصیف پذیر بویژه در لَخت های غیرپایانی است (پذیرای توصیفات بظاهر اضافیِ افزاینده بر شدت معنا، احساس یا خوش آهنگی و...) در مقابل نگاه حشوگریز در سه گانی و مانند آن که ممکن است باعث کپسولی شدن شعر بشود(مثلا اگر در سه گانی بگویند: دلشکار آمد، در سروش می توانیم بگوییم: یار و قرار و دلشکار آمد و در آن قائل به حشو نیستیم بلکه زنجیره ی توصیف را اگر نیک به کار گرفته شود؛ یعنی چیزی بر شعر بیفزاید که وجودش بهتر از نبودش باشد، مفید می پنداریم) و از ترجیحات شعر سروش است: پایان لفظی بسته (کامل تمام شدن شعر و نیاز نداشتن به ادامه) و تفسیر معنایی باز (چند لایه و قابل تفسیر و پردازش معنایی برای مخاطب البته در چارچوب انسجام معنایی فراهم شده از طرف شاعر) (و توصیف پذیری و پایان لفظی بسته در سروش لزوما با هم ناسازگار نیستند؛ چون نخست این که: توصیف پذیری معمولاً در لخت های غیرپایانی است و مزاحمتی برای پایان لفظی بسته ندارد و دیگر این که تا رسیدن به خودِ پایان لفظی هم مثلاً اگر توصیف پذیری ای حتی در لخت های پایانی به کار رفته باشد، ترجیحا تا همان حد مورد نیاز بوده است و سعی می کنیم جایی سروش را به پایان ببریم که دیگر نیاز به ادامه نباشد)
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
ضمنا گاهی هم لخت های سروش، خیلی کوتاه اند؛ مثلا،

رسید
دید
خندید
گذشت
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
نعمت طرهانی(پورمستان)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما
من فکر می‌کردم پریسکه، سروش و هایکو یک گونه اند
سحر کرمی
حدود ۱ ماه پیش
درودها جناب رضا پور گرامی
زیبا و دلنشین سرودید و سروش ۳ رو بیشتر پسندیدم استاد
مانا باشید و سبز🍀👏👏🌷
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
فراوان درود و سپاس تان
بزرگواران مهدی پور، جلالی وند، طرهانی و کرمی
در پناه خدا بهترین ها نصیب تان خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0