درود بر شما و اندیشهی والایتان
نکتهای که در باب حذف مرزهای جنسیتی و اصالت بخشیدن به مقام شاعر مطرح فرمودید، نه تنها یک ضرورت برای سلامت محافل ادبی، که حقیقتی بنیادین در ساحت اندیشه است. بنده نیز، همواره بر این باور استوار بودهام که ساحت علم نیز همچون محفل ادب، حریمی فراجنسیتی است؛ چرا که در ترازوی کلام، معنا معیار سنجش است، نه جنسیت.
علاوه بر این، حقیر معتقدم که نگاه فراجنسیتی باید فراتر رود و ساحت اندیشه و منش را نیز دربر گیرد.
تفاوت ظاهری یا تمایز در باورها نباید بهانهای برای قضاوتهای ناصواب گردد. گاه میبینیم که فردی، صادقانه از خاستگاه فکری خویش سخن میگوید، اما چون با ذائقه یا باورهای جاری جمع همخوانی ندارد، آماج سرزنش و هیاهوی ناموجه میشود.
این در حالی است که کمال یک محفل فرهیخته، در گنجایش آن برای پذیرش تکثر آرا و احترام به اصالت کلام است، نه در تحمیل سلیقههای شخصی و بگومگوهای ناصواب...
با اینهمه، جای دریغ است که گاه در میان اهل قلم و حتی اهل علم کسانی را میبینیم که این حریم امن را به بهانهای، دستمایهی مزاحمت قرار میدهند؛ و با ابراز توجههای کاذب، اوقات ارزشمند دیگران را به سرگرمیهای زودگذر میآلایند... به دنبال طبع تنوعطلبشان...و یا با افکار دیگران به ستیزه بر می خیزند.
نگاه فراجنسیتی نه فقط یک انتخاب، که ضرورتی اخلاقی است تا در سایهی آن، تنها اصالت انسان و تعهد به حقیقت با هر باور و اندیشه ای که حتما و حتما و قطعا محترم است، مجال ظهور یابد.
پاسداری از این حریم، شایستهی تقدیر است.
برقرار و پاینده باشید برادر ادیب و گرامی و غیرتمندم.
پوزش از اینکه صفحه شریفتان را با این کلام طولانی مکدر کردم؛ اما دیدم کلام نیکویی فرمودید که بایستی قدردانی و ارج نهاده شود.
حق یاورتان
حلاوت بخش معنی در بیانها
و درود بر شما جناب چارقدچی عزیز
شعر عمیق و زیبایی بود
ولی همانطور که استاد فخوری هم اشاراتی داشتند
هنوز نیاز به کمی چش کاری داره وانگار باز عجله ای ارسال شده
🌼🔷️شعر سپید چون که آهنگین نیست و وزن بخصوصی ندارد بیشتر از شعر کلاسیک نیازمند تصویر سازی و استفاده از آرایه هاست و باید با استفاده از تصاویر و آرایه ها ی ادبی آنرا از نثر نجات داد والبته اونم حدی داره نباید به طرف تصنع بره شعر....
همچنین هر چقدر که شعر سپید موجز تر باشد بهتر است
از توضیحات اضافی باید پرهیز کرد. و در پرده تر سخن گفت تا شعر از حالت روایی وداستان گونه خارج شود ....
🔶️🔷️این شعر شما تصویر کم دارد شروع شعر هم زیاد جالب نیست و حالتی داستان گونه به خود گرفته و برای شعر شدن کمی باید رویش کار کنید
همان اول اشاره به عروس هلندی کردید انگار می خواهید راجع به او حرف بزنید بهتر بود در وسط می آوردید
ویا دو بار از پرنده باز استفاده نمی کردید بهتر بود همان پرنده باز پیر آخر کافیه....
با حذف برخی از جمله ها و جابجایی شان راحت می توانید درستش کنید.
من اگر بودم اینگونه ویرایش می کردم :
انگار خدا
روی گونه هایش
رژ گونه کشیده
عروس هلندی را می گویم
پرنده ای زیبا
و اهلی
که زیبایی اش مرا
همیشه یاد تو می اندازد
یادپروازت !
وقتی پریدی
آه خامی کشیدم
غافل از اینکه
صدایم در دفتر کائنات ثبت شد!
حالا
تو مانده ای
ویک قفس طلایی
با دربی باز
و
آن پرنده باز پیر!
لعنت بر آهی
که اینگونه دامن گیر شد !
عروس هلندی را ازهمان ابتدا حذف کردم
قفس هم چند بار تکرار شده بود ودرب باز که بهتر بود حذف شود آه هم چند بار پشت سر هم تکرار شده بود که بهتر بود حذف بشه
البته این بند آخری که از دادگاه حرف زدید هم انگار یک تافته ی جدا بافته است به نظر من البته
اگر نباشه هم چیزی از زیبایی شعر کم نمی کنه و موجزترم میشه
والبته اینا فقط فقط نظر وپیشنهاد وشما می توانید نپذیرید
با آرزوی موفقیت وسلامتی روز افزون
مرا به خاطر فضولی ام خواهید بخشید بزرگوار