جمعه ۱۹ تير
جهتِ باد شعری از محمد رسول بیاتی
از دفتر شعرناب نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۶۲۸۴
بازدید : ۵۱ | نظرات : ۷
|
دفاتر شعر محمد رسول بیاتی
آخرین اشعار ناب محمد رسول بیاتی
|
گاهی
باید از بعضی آدمها
چون شاخهای خشک
کمی دورتر ایستاد؛
نه برای بریدن،
برای آنکه
ریشه
در خاکِ خیسِ خویش
نفسی تازه کند.
باران میبارد.
کوچه بوی خاک گرفته است.
گام بر سنگفرش که میگذاری
صدا
نرم میشود،
و در امتداد همین نرمی
میفهمی:
همهی همقدمها
همراهِ راه نیستند.
یکی
دیوارِ مانده در باران است؛
ظاهرش ایستاده،
درونش
خالی از آجرهای اعتماد.
تکیه میدهی
و ترکها
آهسته
تا شانهات بالا میآیند.
یکی
در روشنای روز
سایه را جابهجا میکند؛
واژهای را
از شاخهای به شاخهی دیگر میبرد
و وقتی برمیگردی
میبینی
جهتِ نگاهها
اندکی تغییر کرده است؛
مثل برگهایی
که بیصدا
با وزشِ نامرئی
برمیگردند.
یکی
چشمهای کمجان است
که آب را
در مشتِ بسته نگه میدارد؛
ابرها میگذرند
زمین ترک میخورد
و او
هنوز
قطرهها را
شمرده میشمارد.
یکی
پرندهای سبک
که دانهها را
از این بام به آن بام میپراکند؛
باد
با هر پرزدن
چیزی را
در کوچهها میچرخاند،
چیزی که شکل ندارد
اما شاخهها را
آرام
به لرزه میاندازد.
و یکی
در دوردستِ جاده
شبیه آب است؛
چشم را میخواند،
پا را پیش میکشد،
اما نزدیک که میشوی
تنها
حرارتِ خاک است
و عطشی که
به لب بازمیگردد.
گاهی
آدمها
با فریاد
ما را نمیشکنند؛
چون مه
میآیند،
مینشینند
بر شاخههای فکر،
و بیآنکه بفهمیم
جهتِ باد را
در باغِ دل
کمی
کج میکنند.
و باد
همین اندکِ نادیدنی است
که میتواند
قایقی را
به ساحل برساند
یا
سالها
در گرداب نگه دارد.
پس
پیش از آنکه
دل به همقدمی بسپاریم
کمی
به درخت نگاه کنیم؛
به ایستادگیِ ریشه در خاک،
به پرندهای که
یا دانه میکارد
یا دانه میپراکند،
به بادی که
یا مینوازد
یا میلغزاند.
و بعد
آرامتر
انتخاب کنیم
چه کسی
کنار قدمهای ما
راه برود.
زیرا حلقهی آدمهای اطراف ما
تنها جمعِ حضورها نیست؛
اقلیمِ حرکت ماست.
جهتِ باد است
برای قایقِ زندگی.
محمدرسول بیاتی
|
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.