سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

جهتِ باد

شعری از

محمد رسول بیاتی

از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۶۲۸۴
  بازدید : ۵۱   |    نظرات : ۷

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر محمد رسول بیاتی

گاهی  
باید از بعضی آدم‌ها  
چون شاخه‌ای خشک  
کمی دورتر ایستاد؛  
نه برای بریدن،  
برای آن‌که  
ریشه  
در خاکِ خیسِ خویش  
نفسی تازه کند.
 
باران می‌بارد.  
کوچه بوی خاک گرفته است.  
گام بر سنگفرش که می‌گذاری  
صدا  
نرم می‌شود،  
و در امتداد همین نرمی  
می‌فهمی:
 
همه‌ی هم‌قدم‌ها  
همراهِ راه نیستند.
 
یکی  
دیوارِ مانده در باران است؛  
ظاهرش ایستاده،  
درونش  
خالی از آجرهای اعتماد.  
تکیه می‌دهی  
و ترک‌ها  
آهسته  
تا شانه‌ات بالا می‌آیند.
 
یکی  
در روشنای روز  
سایه را جابه‌جا می‌کند؛  
واژه‌ای را  
از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر می‌برد  
و وقتی برمی‌گردی  
می‌بینی  
جهتِ نگاه‌ها  
اندکی تغییر کرده است؛  
مثل برگ‌هایی  
که بی‌صدا  
با وزشِ نامرئی  
برمی‌گردند.
 
یکی  
چشمه‌ای کم‌جان است  
که آب را  
در مشتِ بسته نگه می‌دارد؛  
ابرها می‌گذرند  
زمین ترک می‌خورد  
و او  
هنوز  
قطره‌ها را  
شمرده می‌شمارد.
 
یکی  
پرنده‌ای سبک  
که دانه‌ها را  
از این بام به آن بام می‌پراکند؛  
باد  
با هر پرزدن  
چیزی را  
در کوچه‌ها می‌چرخاند،  
چیزی که شکل ندارد  
اما شاخه‌ها را  
آرام  
به لرزه می‌اندازد.
 
و یکی  
در دوردستِ جاده  
شبیه آب است؛  
چشم را می‌خواند،  
پا را پیش می‌کشد،  
اما نزدیک که می‌شوی  
تنها  
حرارتِ خاک است  
و عطشی که  
به لب بازمی‌گردد.
 
گاهی  
آدم‌ها  
با فریاد  
ما را نمی‌شکنند؛  
چون مه  
می‌آیند،  
می‌نشینند  
بر شاخه‌های فکر،  
و بی‌آنکه بفهمیم  
جهتِ باد را  
در باغِ دل  
کمی  
کج می‌کنند.
 
و باد  
همین اندکِ نادیدنی است  
که می‌تواند  
قایقی را  
به ساحل برساند  
یا  
سال‌ها  
در گرداب نگه دارد.
 
پس  
پیش از آن‌که  
دل به هم‌قدمی بسپاریم  
کمی  
به درخت نگاه کنیم؛  
به ایستادگیِ ریشه در خاک،  
به پرنده‌ای که  
یا دانه می‌کارد  
یا دانه می‌پراکند،  
به بادی که  
یا می‌نوازد  
یا می‌لغزاند.
 
و بعد  
آرام‌تر  
انتخاب کنیم  
چه کسی  
کنار قدم‌های ما  
راه برود.
 
زیرا حلقه‌ی آدم‌های اطراف ما  
تنها جمعِ حضورها نیست؛  
اقلیمِ حرکت ماست.
 
جهتِ باد است  
برای قایقِ زندگی.
 
 
 
 
محمدرسول بیاتی 
۴
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
آموزنده و زیباست خندانک
مهدی جلالی وند (دلی)
حدود ۱ ماه پیش
درودتان
زیباست
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
درود تان
موفق باشید خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1