سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

گرته چوچه

شعری از

محمدرضا آزادبخت

از دفتر جُوازِ یک دست نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۶۲۴۳
  بازدید : ۶۱۲   |    نظرات : ۶۰

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

هیولا که از دهان مورچه می افتد
دختری با نقاب سیاهش
دم هیولا را 
دور گردن خود می چرخاند 
گاهی چراگاه ‍،گرته چوچه ی حواس من است 
جیرینگ جیرینگ 
پوست سیاه بزغاله دلیل بر زشتی نیست 
 
اگر گرته چوچه شوم 
هیچ نامی افزون برخشم من نیست
وقتی جنگجویی در بحبوبه ی جنگ
اسب خود را  خواهد کشت
هیچ نابغه ایی در بیابان
در راهرو خورشید قدم نمی زند 
وقتی مادرش
نام هیجان هیولا بود 
قرن ها بعد 
شاعری شعرش را 
روی پاپیروس می نوشت
تا زنی عاشقانه در بیتش
رقصی اندک داشته باشد 
 
اگر قرار است 
با گرته چوچه ی چشمت
بسیار جذابتر بشوم 
ترجیح می دهم بی ترجیح بشنویم
هر نفر منتظر 
در فضایی تاریک 
فهم یک چلاق را نخواهد داشت
وقتی حقارت 
خواسته ی جسورانه ی مردی می شود
که در جادوی خندق
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند 
 
هیولا که از دهان سیاره می افتد 
هیچ نقطه طلایی
فراتر از منظومه ی شمسی
دور ستاره های یخ زده نمی چرخد 
ترجیح می دهم بی ترجیح شوم 
در فضایی تاریک 
زادگاه چلاقی را آمیخته به گرته چوچه کنم
 
در فضایی تاریک کلاه از سر بردارد 
وقتی ترانه ها 
طنین آهنگ تاریکی 
رقصی دلخور دارند 
می فهم برده ی هیولا بودن
هیچ زنی سوار بر کالسکه
گرته چوچه نخواهد شد 
*****************************
مبدع سبک فریب
محمدرضا آزادبخت
 
۸
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
درود شاعر عزیز
🌸 الحمدلله الذی جعلنا من لمتمسکین بولایة امیرالمومنین🌸🌸

عید الله اکبر، عید غدیر خم، عید ولایت بر شما مبارک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد استکی ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
درود بر شما استاد آزادبخت عزیز خندانک
بسیار زیباست
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو عجم ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
اميرحسين علاميان(اعتراض)
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب آزادبخت ارجمند
نبض قلمتان سبز
عید هم مبارک باشه خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب علامیان ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
محمد رضا خوشرو (مریخ)
حدود ۱ ماه پیش
درودها استاد خندانک
وقتی حقارت
خواسته ی جسورانه ی مردی می شود
که در جادوی خندق
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند

سروده ی خلاقانه ای بود .
عزیز برقرار باشید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد خوشرو ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
هیولا که از دهان مورچه می افتد
دختری با نقاب سیاهش
دم هیولا را
دور گردن خود می چرخاند
گاهی چراگاه ‍،گرته چوچه ی حواس من است
جیرینگ جیرینگ
پوست سیاه بزغاله دلیل بر زشتی نیست

سلام
هیولا و مورچه بزرگ و کوچک
افتادن هیولا از دهان مورچه تناقض نمای نیکی رقم زده
از دماغ فیل افتادن
دم دو قرائت یک د با ضمه دو د با فتحه
نقاب سیاه پوست سیاه
گرته چوچه جست و جویی که کردم به لکی گردباد می شود البته اگر چنین نیست بیان شود موجب امتنان است
گرته چوچه واج آرایی گ و چ را با گاهی و چراگاه رقم زده است
من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

اگر گرته چوچه شوم
هیچ نامی افزون برخشم من نیست
وقتی جنگجویی در بحبوبه ی جنگ
اسب خود را خواهد کشت
هیچ نابغه ایی در بیابان
در راهرو خورشید قدم نمی زند
وقتی مادرش
نام هیجان هیولا بود
قرن ها بعد
شاعری شعرش را
روی پاپیروس می نوشت
تا زنی عاشقانه در بیتش
رقصی اندک داشته باشد

شوم چند قرائت دارد
ش با فتحه و نیز با فتحه فعل شوم
قرائت دیگر شوم ش او م در معنای نامبارک بدیمن
قرائت شؤم ش ُءْم ْ به معنای شتر های سیاه که این قرائت مرتبط می شود با نقاب سیاه و پوست سیاه و ایضا حیوانات که نام برده شده است بزغاله اسب
برخشم با هم نوشته شده است یادآور رخش
رخش دو قرائت
قرائت اول رخش ر با ضمه خ با فتحه که مرتبط می شود با نقابش
قرائت دوم رخش ر با فتحه اسم اسب رستم که این قرائت مرتبط می شود با اسب و نیز هیولا را نیز که مطرح شده است ارتباط می دهد با فضای اسطوره ای که در آن فضا دیو و ... مطرح می شود
خورشید
صبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویم
هیجان
هیجان ها را پرواز دهیم
قرن ها
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم

اگر قرار است
با گرته چوچه ی چشمت
بسیار جذابتر بشوم
ترجیح می دهم بی ترجیح بشنویم
هر نفر منتظر
در فضایی تاریک
فهم یک چلاق را نخواهد داشت
وقتی حقارت
خواسته ی جسورانه ی مردی می شود
که در جادوی خندق
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند

در یکی از آثار سخن از جنین چشم بود و اینجا گرته چوچه چشم
در یکی دیگر از آثار گفته شده است
دوست دارم بچرخی
وسنگی باشم از کهکشان
که خدایی را غرق در عزای رودخانه ها کند
و اینجا
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند
آنجا سخن از کهکشان بود و اینجا خارج از کره زمین
خدایی و دریایی هر دو با ی

هیولا که از دهان سیاره می افتد
هیچ نقطه طلایی
فراتر از منظومه ی شمسی
دور ستاره های یخ زده نمی چرخد
ترجیح می دهم بی ترجیح شوم
در فضایی تاریک
زادگاه چلاقی را آمیخته به گرته چوچه کنم

در فضایی تاریک کلاه از سر بردارد
وقتی ترانه ها
طنین آهنگ تاریکی
رقصی دلخور دارند
می فهم برده ی هیولا بودن
هیچ زنی سوار بر کالسکه
گرته چوچه نخواهد شد
*****************
مبدع سبک فریب
محمدرضا آزادبخت

افتادن هیولا در بند اول از دهان مورچه اما اینجا از دهان سیاره
می شود متصور شد همچنان هیولا از سیاره هم بزرگ تر باشد لیک اگر هیولای معمولی ای را مد نظر بگیرم این بار این هیولاست که از سیاره کوچک تر است بر خلاف بند اول که بزرگ تر بود
البته می توان مورچه ای را نیز متصور شد که بزرگ تر از هیولا باشد
چرا که عالم خیال در خلق تصاویر بسیار وسیع است
ترجیح بی ترجیحی
فرمود
حق تعالی با بایزید گفت که یا بایزید چه خواهی گفت خواهم که نخواهم اُرِیْدُ اَنْ لَا اُرِیْدَ

سیاوش
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد سیاوش ممنونم از تحلیل ارزشمند تان
گرته چوچه به معنای گردباد است البته واگیژه هم می گوییم
خیلی خرسندم تحلیل شما را می خوانم و در محضرتان می آموزم
مورچه ای بزرگتر از هیولا ست
هیولا در نظر من موجودی کوچک است یا شی کوچک
همه ما برده یک هیولاییم
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد سیاوش عیدتان مبارک
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
متشکرم
موفق باشید
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
تشکر
معصومه خدابنده
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام جناب سیاوش آزاد استاد گرانقدر
تحلیل و نکات خوبی بود درود بر شما 🌷
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام
متشکرم
موفق باشید
محمد گلی ایوری
محمد گلی ایوری
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
۲ هفته پیش
سلام متشکرم
نعمت طرهانی(پورمستان)
حدود ۱ ماه پیش
درود و عرض احترام جناب آزادبخت گرانقدر
هیولا و دختر: اهلی کردن خشونت

«هیولا که از دهان مورچه می‌افتد» – هیولا از کوچک‌ترین موجود ممکن متولد می‌شود. تضاد اندازه، هولناکی را مضحک و در عین حال ترسناک می‌کند.
دختر با نقاب سیاه، دم هیولا را دور گردن خود می‌چرخاند. او هیولا را مهار نمی‌کند، بلکه با آن می‌رقصد؛ گردنبندی از وحشت می‌سازد. این یعنی زیستن با هیولای درون، نه کشتنش.

تندباد حواس

«گاهی چراگاه، گرته چوچه‌ی حواس من است» – آرامش و چراگاه، گاهی همان تندباد حواس من است. یعنی حس‌های شاعر ناگهان طوفانی می‌شوند، حتی در دل سکوت ظاهری.

دفاع از پوست سیاه بزغاله

«پوست سیاه بزغاله دلیل بر زشتی نیست» – اعتراض به قضاوت بر اساس ظاهر. در ادامه: «هیچ نابغه‌ای در بیابان / در راهرو خورشید قدم نمی‌زند» – نبوغ همیشه در مسیر نورانی قرار نمی‌گیرد؛ گاهی در بحبوحه‌ی جنگ، اسب را می‌کشند تا زنده بمانند. این سطرها به هم پیوند می‌خورند: زشتیِ ظاهری (پوست سیاه) یا زشتیِ عمل (کشتن اسب) ممکن است ضرورت یا حقیقتی تلخ باشد.

نقد سنت شعری: رقص اندک برای زن

شاعر قرن‌ها بعد بر پاپیروس می‌نویسد تا زنی «عاشقانه در بیتش / رقصی اندک داشته باشد». این طعنه به سنتی است که زن را تنها موضوع تزیینی شعر می‌خواست. «رقص اندک» – انگار که از زن جز حرکتی سطحی انتظاری نیست.

«ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح بشنویم»

اگر قرار است با تندباد چشمت جذاب‌تر شوم، ترجیح می‌دهم اصلاً ترجیحی نداشته باشم. یعنی نمی‌خواهم برای دیده شدن، خود را به تندبادِ نگاه دیگری تبدیل کنم.
سپس می‌گوید: هر نفر منتظر در فضای تاریک، «فهم یک چلاق را نخواهد داشت». چلاق (نقص، دیگری‌شدگی) فقط در روشناییِ کاذبِ انتظارِ قالبی فهمیده نمی‌شود. کسی که منتظر زیبایی معمول است، خشونتِ ضروریِ زیستن را درک نمی‌کند.

حقارت به عنوان خواسته‌ی جسورانه

«وقتی حقارت / خواسته‌ی جسورانه‌ی مردی می‌شود / که در جادوی خندق / دریایی را / خارج از کره‌ی زمین غرق می‌کند» – تناقضی شگفت: حقارت جسارت می‌شود. خندق (جنگ، سنگر) جادو دارد. مرد با این جادو، دریایی را بیرون از زمین غرق می‌کند. یعنی تخریبِ چیزی که اساساً آنجا نیست؟ شاید نابودیِ توهمی عظیم.

تکرار هیولا: از دهان سیاره

«هیولا که از دهان سیاره می‌افتد / هیچ نقطه طلایی / فراتر از منظومه شمسی / دور ستاره‌های یخ زده نمی‌چرخد» – هیولا دیگر از دهان مورچه نیست، از دهان سیاره است (بزرگ‌تر). اما حتی این هیولای کیهانی، هیچ طلایی را در آن فراسوها نمی‌چرخاند. یعنی خشونت و وحشت، بهشتِ موعودی نمی‌سازد.

«ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح شوم»

تکرار با عصبانیتی آرام. می‌خواهد در فضای تاریک، «زادگاه چلاقی را آمیخته به گرته‌چوچه کند» – یعنی زایشِ نقص را با تندباد درهم بیامیزد. تندباد اینجا عنصرِ تغییر ناگهانی، خشونتِ پاک‌کننده.

کلاه از سر برداشتن در تاریکی

«در فضایی تاریک کلاه از سر بردارد» – کلاه نماد تشخص، پوشش، نقش اجتماعی. در تاریکی (جایی که دیده نمی‌شوی) می‌توان رها کرد.

ترانه‌های دلخور و برده بودن

«وقتی ترانه‌ها / طنین آهنگ تاریکی / رقصی دلخور دارند» – خودِ موسیقی و شعر نیز گاهی از بودن در تاریکی ناراضی‌اند.
«می‌فهم برده‌ی هیولا بودن» – درک می‌کند که بندگی هیولا یعنی چه.

سطر آخر: قاطعانه

«هیچ زنی سوار بر کالسکه / گرته چوچه نخواهد شد»
زنی که در قفس اشرافیت، تجمل، یا نقش‌های از پیش تعیین‌شده (کالسکه) است، هرگز تندباد نخواهد شد. تندباد بودن یعنی آزادیِ خشن، بی‌قاعده، ناگهانی. یعنی توانایی تبدیل شدن به همان هیولا یا دختری که دم هیولا را به گردن می‌اندازد.

---

جمع‌بندی تحلیلی جدید

با دانستن معنای «تندباد»، شعر از یک رازگونگیِ بیش‌ازحد خارج شد و به بیانیه‌ای شاعرانه درباره‌ی خشونتِ رهایی‌بخش، نقص به مثابه قدرت، زنِ نافرمان و امتناع از جذاب شدن برای دیگری تبدیل گشت.

گرته چوچه (تندباد) در این شعر هم تخریب‌گر است (حواس را به هم می‌ریزد)، هم خلاق (چراگاه می‌شود)، هم نمادِ زیستنی که از کلیشه‌ها می‌گسلد.

و آن سطر درخشان: «ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح بشنویم» – یعنی نمی‌خواهم شنیده شوم به شرطی که برای تو خوشایند یا قابل درک باشم. این همان سیاستِ تندباد است.

خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب طرهانی بسیار زیبا وشیوابیان کردی خیلی عالی به تشریح به شعر پرداختی
نوع تحلیل تان در نوشتار برایم جالب بود تحلیل بند ها و ارتباط آنها باهم دیگر
ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما جناب طرهانی استاد گرانقدر
نکات بسیار خوبی را بیان کردید درود بر شما
ارسال پاسخ
محمد گلی ایوری
محمد گلی ایوری
حدود ۱ ماه پیش
درود بیکران
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
علی عزیزی یحیی پانا
حدود ۱ ماه پیش
درود برشمااستاد
زیباست وعالی
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب عزیزی ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما استاد آزاد بخت بزرگوار 🌺🌺🌺
زیبا با تصاویر بسیار زیبا قلم زدید 🌺🌺🌺

نام هیجان هیولا بود
قرن ها بعد
شاعری شعرش را
روی پاپیروس می نوشت
تا زنی عاشقانه در بیتش
رقصی اندک داشته باشد

لذت بردم 🌺🌺🌺
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد حاجی پوری ممنونم
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد فریب
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
وقتی حقارت
خواسته ی جسورانه ی مردی می شود
که در جادوی خندق
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند
خندانک خندانک خندانک
مرحبا به توان ۱۱۰ خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد نظری ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
حدود ۱ ماه پیش
استاد
گرته چوچه یعنی چه؟
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد نظری گرته لیله وگرنه چوچه یک معنا هستند
به معنای گردباد
البته واگیژه هم می گوییم
ارسال پاسخ
رحیم فخوری
حدود ۱ ماه پیش
سلام استاد آزاد بخت عزیز
زیبا سرودید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد فخوری ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام
اثری اخیرا ارسال کردم امروز در دو محفل دیگر منتشر شده است در این محفل ان شاء الله در روزهای آتی منتشر شود
در آن اثر آمده است
مانده اندر چاله ها جوف ازل
یک هیولا خنده بر لب بی امل

محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد سیاوش چه جالب
جوف ازل
خیلی خوشحال می شوم این اثر ناب را بخوانم
ارسال پاسخ
سید مجتبی یحیی نژاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام واحترام
جناب آزاد بخت
زیبا سرودی
خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب یحیی نژاد ممنونم
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب یحیی نژاد عید شما مبارک
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
درودتان جناب آزادبخت
موفق باشید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب رضاپور ممنونم
عیدتان مبارک
ارسال پاسخ
سحر کرمی
حدود ۱ ماه پیش
درود و ارادت جناب آزادبخت
چقدر زیبا سرودید لذت بردم
رقص قلمتان ابدی👏👏👏🍀
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود بانو کرمی ممنونم
عید شما مبارک
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
حدود ۱ ماه پیش
درود و عرض احترام جناب آزادبخت گرانقدر
هیولا و دختر: اهلی کردن خشونت

«هیولا که از دهان مورچه می‌افتد» – هیولا از کوچک‌ترین موجود ممکن متولد می‌شود. تضاد اندازه، هولناکی را مضحک و در عین حال ترسناک می‌کند.
دختر با نقاب سیاه، دم هیولا را دور گردن خود می‌چرخاند. او هیولا را مهار نمی‌کند، بلکه با آن می‌رقصد؛ گردنبندی از وحشت می‌سازد. این یعنی زیستن با هیولای درون، نه کشتنش.

تندباد حواس

«گاهی چراگاه، گرته چوچه‌ی حواس من است» – آرامش و چراگاه، گاهی همان تندباد حواس من است. یعنی حس‌های شاعر ناگهان طوفانی می‌شوند، حتی در دل سکوت ظاهری.

دفاع از پوست سیاه بزغاله

«پوست سیاه بزغاله دلیل بر زشتی نیست» – اعتراض به قضاوت بر اساس ظاهر. در ادامه: «هیچ نابغه‌ای در بیابان / در راهرو خورشید قدم نمی‌زند» – نبوغ همیشه در مسیر نورانی قرار نمی‌گیرد؛ گاهی در بحبوحه‌ی جنگ، اسب را می‌کشند تا زنده بمانند. این سطرها به هم پیوند می‌خورند: زشتیِ ظاهری (پوست سیاه) یا زشتیِ عمل (کشتن اسب) ممکن است ضرورت یا حقیقتی تلخ باشد.

نقد سنت شعری: رقص اندک برای زن

شاعر قرن‌ها بعد بر پاپیروس می‌نویسد تا زنی «عاشقانه در بیتش / رقصی اندک داشته باشد». این طعنه به سنتی است که زن را تنها موضوع تزیینی شعر می‌خواست. «رقص اندک» – انگار که از زن جز حرکتی سطحی انتظاری نیست.

«ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح بشنویم»

اگر قرار است با تندباد چشمت جذاب‌تر شوم، ترجیح می‌دهم اصلاً ترجیحی نداشته باشم. یعنی نمی‌خواهم برای دیده شدن، خود را به تندبادِ نگاه دیگری تبدیل کنم.
سپس می‌گوید: هر نفر منتظر در فضای تاریک، «فهم یک چلاق را نخواهد داشت». چلاق (نقص، دیگری‌شدگی) فقط در روشناییِ کاذبِ انتظارِ قالبی فهمیده نمی‌شود. کسی که منتظر زیبایی معمول است، خشونتِ ضروریِ زیستن را درک نمی‌کند.

حقارت به عنوان خواسته‌ی جسورانه

«وقتی حقارت / خواسته‌ی جسورانه‌ی مردی می‌شود / که در جادوی خندق / دریایی را / خارج از کره‌ی زمین غرق می‌کند» – تناقضی شگفت: حقارت جسارت می‌شود. خندق (جنگ، سنگر) جادو دارد. مرد با این جادو، دریایی را بیرون از زمین غرق می‌کند. یعنی تخریبِ چیزی که اساساً آنجا نیست؟ شاید نابودیِ توهمی عظیم.

تکرار هیولا: از دهان سیاره

«هیولا که از دهان سیاره می‌افتد / هیچ نقطه طلایی / فراتر از منظومه شمسی / دور ستاره‌های یخ زده نمی‌چرخد» – هیولا دیگر از دهان مورچه نیست، از دهان سیاره است (بزرگ‌تر). اما حتی این هیولای کیهانی، هیچ طلایی را در آن فراسوها نمی‌چرخاند. یعنی خشونت و وحشت، بهشتِ موعودی نمی‌سازد.

«ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح شوم»

تکرار با عصبانیتی آرام. می‌خواهد در فضای تاریک، «زادگاه چلاقی را آمیخته به گرته‌چوچه کند» – یعنی زایشِ نقص را با تندباد درهم بیامیزد. تندباد اینجا عنصرِ تغییر ناگهانی، خشونتِ پاک‌کننده.

کلاه از سر برداشتن در تاریکی

«در فضایی تاریک کلاه از سر بردارد» – کلاه نماد تشخص، پوشش، نقش اجتماعی. در تاریکی (جایی که دیده نمی‌شوی) می‌توان رها کرد.

ترانه‌های دلخور و برده بودن

«وقتی ترانه‌ها / طنین آهنگ تاریکی / رقصی دلخور دارند» – خودِ موسیقی و شعر نیز گاهی از بودن در تاریکی ناراضی‌اند.
«می‌فهم برده‌ی هیولا بودن» – درک می‌کند که بندگی هیولا یعنی چه.

سطر آخر: قاطعانه

«هیچ زنی سوار بر کالسکه / گرته چوچه نخواهد شد»
زنی که در قفس اشرافیت، تجمل، یا نقش‌های از پیش تعیین‌شده (کالسکه) است، هرگز تندباد نخواهد شد. تندباد بودن یعنی آزادیِ خشن، بی‌قاعده، ناگهانی. یعنی توانایی تبدیل شدن به همان هیولا یا دختری که دم هیولا را به گردن می‌اندازد.

---

جمع‌بندی تحلیلی جدید

با دانستن معنای «تندباد»، شعر از یک رازگونگیِ بیش‌ازحد خارج شد و به بیانیه‌ای شاعرانه درباره‌ی خشونتِ رهایی‌بخش، نقص به مثابه قدرت، زنِ نافرمان و امتناع از جذاب شدن برای دیگری تبدیل گشت.

گرته چوچه (تندباد) در این شعر هم تخریب‌گر است (حواس را به هم می‌ریزد)، هم خلاق (چراگاه می‌شود)، هم نمادِ زیستنی که از کلیشه‌ها می‌گسلد.

و آن سطر درخشان: «ترجیح می‌دهم بی‌ترجیح بشنویم» – یعنی نمی‌خواهم شنیده شوم به شرطی که برای تو خوشایند یا قابل درک باشم. این همان سیاستِ تندباد است.

خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب طرهانی ممنونم ممنونم ممنونم
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام
در فلسفه هم هیولا داریم
آمده است که
هیولا، برگرفته از واژۀ یونانی Hole و معنی لغوی آن چوب نتراشیده است و در اصطلاح فلسفه جزء بالقوه اجسام را گویند که جنبۀ قابلیت و استعداد هر جسمی می باشد. هیولا را از آن جهت هیولا نامیده اند که مادۀ اولی و اصلی اجسام می باشد و صورت های مختلفی را به خود می پذیرد؛ همانند چوب نتراشیده که به صورت های گوناگونی درمی آید.
نعمت طرهانی(پورمستان)
نعمت طرهانی(پورمستان)
حدود ۱ ماه پیش
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد سیاوش چه خوب به موضوع هیولا پی بردید
بنده در مورد تمام اشیا و موجودات وهرآنچهکه در این دنیا ست ساعتها تامل کردم
ممنونم
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب طرهانی عید شما مبارک
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام
تشکر
سیاوش آزاد
سیاوش آزاد
حدود ۱ ماه پیش
سلام
متشکرم
محمد حسنی
حدود ۱ ماه پیش
سلام بر شما
زیبا بود
پاینده باشید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب حسنی ممنونم
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما جناب استاد آزاد بخت
بسیار زیباست

بسرایید به مهر
پیام های خصوصی تان را چک کنید
🌹🌷🌹🌹
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
دروداستاد متولی ممنونم
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام جناب آزاد بخت استاد گرانقدر
زیبا سرودید
درود بر شما 🌷
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود بانو خدابنده ممنونم
ارسال پاسخ
ابوالحسن انصاری (الف رها)
حدود ۱ ماه پیش
درود تان باد استاد

قلم سبزتان مانا

خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد انصاری ممنونم
ارسال پاسخ
محمد گلی ایوری
حدود ۱ ماه پیش
درود و احترام استاد آزادبخت معزز
«...هر نفر منتظر
در فضایی تاریک
فهم یک چلاق را نخواهد داشت
وقتی حقارت
خواسته ی جسورانه ی مردی می شود
که در جادوی خندق
دریایی را
خارج از کره زمین غرق می کند ...»

زیبا و قابل تامل است
سلامت باشید و سربلند
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۲ هفته پیش
درود استاد ایوری ممنونم
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
حدود ۱ ماه پیش
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
۲ هفته پیش
درود جناب رضا پور ممنونم
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0