|
(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد) |
|
سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
||||||||||||
|
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
|||||||||||||
مطلب مهم از نظر من این موضوع است .
که...
(البته خیلی دلم میخواست این موضوع در غزلی مطرح شود .)
در غزل های مطرح و بهتر است بگوییم جدید مطرح شاعرها یک ترفند به کار میگیرند
این نوع غزل ها شاخصه دارند
یک شاخصه مهم .
در این نوع غزل ها
شاعر این گونه عمل میکند که ،...
سرودن غزل توسط شاعر آغاز میشود
تا شعر به قسمتی برسد که مد نظر شاعر است .
حالا وقت فوت کوزه گری است .
و اما چه اتفاقی قرار است بیفتد .
👈شاعر از قبل یک بیت را گفته، این یک بیت بیتی است که شاعر به خاطر این یک بیت کل غزل را سروده .
👈این یک بیت بسیار مهم ، تاثیر گذار ،است
بیتی است که شاید مشخصات شاعر در آن نهفته شده ،
بیتی است که شاید کل شعر در این یک بیت خلاصه میشود .
👈وقتی میگویم( شاید) یعنی یکی از این قابلیت هایی که مطرح شد یا مطرح میشود را در خود دارد ...
بیتی است که خلاصه و چکیده شعر را به دوش میکشد.
👈اشتباه نشود (شاه بیت غزل) تعریف خود را دارد .
منظور من شاه بیت غزل نیست .
بلکه در مورد بیتی صحبت میکنم که بار کل شعر را به تنهایی به دوش میکشد.
این بیت شاید بیت زیبایی نباشد بر خلاف شاه بیت که حتما بیت زیبایی است .
این نوع بیت ها معمولا به تنهایی میتوانند کل شعر را در خود به تصویر بکشند .
در واقع شاعر به نوعی این بیت را برای تعریف کل شعر سروده .
اگر بخواهیم در شعر استاد عجم این بیت را مشخص کنیم ...
👈نگذار اشعارم به درد آلوده گردد
بغضی گلوی واژه را هر دم بگیرد
دقیقا بیت مورد نظر این بیت است .
بگذارید از نظر ساختارشناسی شعر، این نظر را باز کنم و بگویم چرا این «فوت کوزهگری» که عرض شد ، تا این حد در غزل معاصر تأثیرگذار است.
تفاوت شاهبیت با بیتِ محوری
تعریف سنتی از شاهبیت، بیتی است که از نظر آرایههای ادبی، موسیقی کلمات و بلاغت، در اوج است. یعنی ویترینِ زیباییِ غزل است.
اما آنچه عرض شد و توصیف گردید بیتِ هستهای یا بیتِ کپسولی است.
شاهبیت برای لذت بردن است.
بیتِ هستهای برای فهمیدن یا هضم کردن کلِ جهانِ شعر است.
این بیت لزوماً نباید زیباترین بیت باشد، بلکه باید تراکم معنایی بالایی داشته باشد.
این بیت نقطه ثقل (Center of Gravity) شعر است. اگر آن را از غزل جدا کنید، باقیِ ابیات مثل دایرههایی میشوند که مرکزشان خالی شده است.
چرا این بیت در غزل استاد عجم کارکردی متفاوت دارد؟
بیتی که انتخاب گردید:
نگذار اشعارم به درد آلوده گردد
بغضی گلوی واژه را هر دم بگیرد
این بیت در این غزل، نقش پل را بازی میکند. غزل شاعر یک سیر روایی دارد که از فضای غم و دخمه و ابهام شروع میشود و به سمت تقاضای وصال و پرچینِ وفا میرود.
این بیت دقیقاً در میانهی شعر قرار گرفته و تمامِ دردها (که در ابیات قبلی توصیف شد) را به زبان و بیان (واژهها) گره میزند. شاعر در اینجا اعتراف میکند که ترس اصلیاش، فقط خودِ غم نیست، بلکه آلوده شدنِ ساحتِ شعر به غم است.
این یعنی شاعر دارد از فرآیندِ سرودن حرف میزند، نه فقط از احساس.
این همان نکتهی شخصی و هویتی است که اشاره شد ...
چرا این ترفند در غزل جدید موفق است؟
شاعران امروز (بهویژه در غزلهایِ روایی) از این تکنیک استفاده میکنند تا:
به مخاطب کد بدهند:
مخاطب با خواندن این بیت، میفهمد که نباید شعر را فقط به عنوان یک متنِ احساسیِ پراکنده بخواند؛ بلکه باید آن را به عنوانِ مانیفستِ فکریِ شاعر در آن لحظه در نظر بگیرد.
پایانبندیِ
وقتی چنین بیتی وجود دارد، غزل از پراکندگیِ ابیات نجات پیدا میکند.
ابیات دیگر، مثل شاخوبرگهایی میشوند که دورِ این تنه اصلی رشد کردهاند.
در غزلهای کلاسیک (مثل حافظ)، شاید بتوان بیتها را جابهجا کرد یا گاهی مستقل دید، اما در سبک غزلهای امروزی ، این بیتِ کپسولی حکمِ مُهرِ استاندارد را دارد؛
اگر آن نباشد، شعر فقط مجموعهای از احساسات است، اما با آن، شعر تبدیل به یک ایده یا فلسفه میشود.
- بیتی که کل غزل به خاطر آن سروده شده
- بیتی که بار معنایی شعر را به دوش میکشد
- بیتی که هستهی احساسی/فکری شعر را در خودش جمع میکند
- و گاهی حتی هویت شاعر را نشان میدهد
پس:
شاهبیت = لزوماً زیباترین بیت
بیت کلیدی = مهمترین بیت از نظر ساختار و معنا
در این نوع غزل های معاصر، خیلی وقتها شاعر از اول نمیآید یک غزل کاملاً خطی و کلاسیک بسازد؛
بلکه اول یک جمله، یک مصرع، یا یک بیتِ مرکزی در ذهنش دارد، بعد دورِ آن شعر را میسازد.
یعنی روند کار اینطور است:
1. شاعر یک بیتِ هستهای دارد
2. بعد برای رسیدن به آن، مقدمه میچیند
3. ابیات دیگر را طوری میآورد که همه به آن بیت ختم شوند یا به آن تکیه کنند
4. در نتیجه، آن بیت نقش مغز شعر را پیدا میکند
این روش در بسیاری از غزلهای جدید دیده میشود؛ مخصوصاً در شعرهایی که:
روایتمحورند
عاطفیاند
مضمونپردازند
یا پایانِ غافلگیرکننده دارند
تفاوت غزل قدیم و غزل جدید در این نقطه
در غزل سنتی، خیلی وقتها هر بیت استقلال بیشتری دارد.
یعنی ممکن است هر بیت یک واحدِ کامل باشد.
اما در غزل جدید:
شعر بیشتر یکپارچه است
ابیات به هم وابستهتر هستند
و خیلی وقتها یک بیت نقش قطبنما را دارد
پس بیت کلیدی در غزل جدید، فقط یک بیت خوب نیست؛
بلکه مرکز ثقل کل شعر است.
مقایسه با شاعران جدید
در شعر شاعران جدید، این ویژگی را زیاد میبینیم:
شاعرانی که از ایده به شعر میرسند
بعضی شاعران جدید اول یک ایدهی مرکزی دارند.
مثلاً:
ترس از فراموشی
حسرتِ نبودن
عشقِ بیوصال
فروپاشیِ درونی
یا بحران زبان
در این حالت، یک بیت میسازند که آن ایده را فشرده کند.
بعد باقی ابیات فقط آن را باز میکنند.
شاعرانی که شعر را به سمت بیت نهایی میبرند
بعضی غزلها طوری نوشته میشوند که همهچیز برای رسیدن به یک بیت آخر چیده شده است.
این بیت آخر، همان بیت کلیدی است.
نه همیشه از اول، ولی در عمل شعر به سمت آن کشیده میشود.
شاعرانی که بیت کلیدی را در میانه میآورند
👈مثل همین نمونه...
گاهی بیت کلیدی در میانهی غزل است، نه آخر شعر.
این کار باعث میشود:
شعر فقط برای پایان غافلگیرکننده نباشد
بلکه در میانهی مسیر، گره اصلی را نشان بدهد
و باقی ابیات هم حول همان گره معنا پیدا کنند
این دقیقاً اتفاقی است که در این شعر افتاده .
بیت:
> نگذار اشعارم به درد آلوده گردد
> بغضی گلوی واژه را هر دم بگیرد
این بیت کلیدی است چون:
از احساس به شعر میرسد
شاعر فقط نمیگوید من غمگینم...
میگوید:
غم دارد به شعرم آسیب میزند.
این سطح، سطحِ بالاتری از بیان عاطفه است.
خودِ واژه را وارد بحران میکند
وقتی میگوید:
> بغضی گلوی واژه را هر دم بگیرد
یعنی:
زبان در خطر است
بیان مختل شده
شعر در آستانهی خفهشدن است ( خود شاعر )
این خیلی مهم است، چون بیت فقط مضمون عاشقانه ندارد؛
دربارهی امکانِ گفتن هم هست.
این بیت، جمعبندیِ فضای قبل است
قبل از این بیت، شعر پر از:
غم
شک
کابوس
دلشوره
تنهایی
است.
این بیت همهی آنها را جمع میکند و میگوید:
مهمترین ترس من این است که این درد، شعرم را هم خراب کند.
این یعنی بیت، فقط زیبا نیست؛ ساختاری است...
چرا این نوع بیت در شعر شاعران جدید مهمتر شده؟
چون شاعران جدید معمولاً دنبال ایناند که شعر فقط وزن و قافیه نباشد؛
بلکه یک نقطهی مرکزیِ اندیشه یا عاطفه داشته باشد.
بیت کلیدی کمک میکند شعر:
پراکنده نشود
یکدست بماند
حافظهپذیر شود
و بعد از خواندن، در ذهن بماند
موفق باشید .