پنجشنبه ۲۸ خرداد
|
دفاتر شعر ابوالحسن انصاری (الف رها)
آخرین اشعار ناب ابوالحسن انصاری (الف رها)
|
زمانی زندگی وفق مرادم بود
تو در قصر دل من حکم می راندی
سرود عشق می خواندی
ومی دیدم
که کاخ آرزو برجاست
تمام روزهایم شوکتش دریاست
میان آن همه آسایش وشادی
تمام لحظه ها زیباست.
.
دلم روحم تمام حس وحال من در این ایام
چراویرانه ای خاموش و نمناک است
به سان خانه ای متروکه غمناک است
برای اینکه دیگر تو سراغم را نمی گیری
مبادا هیچ کس را این چنین فرجام
.
یقین دارم که بد خواهان افسونگر
نهاده دست ها در دست همدیگر
که با رفتار شان کاشانه ی قلبم شود ویران
تمام طاقها یش سقف و دیوارش
ترک یابد
ستونهایش فرو ریزد
نماند هیج ار آن شوکت
فغان از فتنه و اطوار ویرانگر.
|
|
|
نقدها و نظرات
|
درود استاد نظری خدابه دادم برسد . استاد انصاری استاد و رفیق شفیق من هستند . و من هم که کلا با ایراد گرفتن وارد شدم .... | |
|
سلام و عرض ادب استاد انصاری سلامت باشید . | |
|
عرض ادب استاد مفخم عزیز در پناه حق سلامت باشید . | |
|
درود استاد ممنونم از زحمات شما | |
|
درود تان باد استاد گرانقدر سرکار خانم حکیمی بزرگوار سپاس از الطاف کریمانه ی شما | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود و سپاس استاد سپاسگزارم، زیبا خواندید
| |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان باد شهزاده خانوم گرانقدر دختر فرهیخته و مهر بانم سپاس ازحضور ارزشمند و محبت همیشگی تا ن سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد سرکار خانم عجم بانوی ادیب واستاد گرامی سپاس ازحضور ارزشمند و محبت همیشگی تا ن سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود بسیار بر شما دوست فرهیخته و اندیشمندم جناب علامیان عزیز صمیمانه از شما سپاسگزارم سلامت و شادکام باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید
| |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
سلام بزرگوار ممنونم از حضور ودقت نظر ارزشمند تان سلامت باشید | |
|
درود استاد سپاس از حضور ارجمند تان | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان فرهیخته وشاعر گرامی سپاس ازشما | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
استاد مهر وادب حضرت دوست جناب فخوری عزیز نگاه بنده نوازانه و متش ادیبانه ات راسپاس. مخلص شما هستم شرمنده می فرمایید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
جناب استاد فخوری
دوست فرزانه ی من، خدا را شاکرم که چنین دوستان ارجمندی نصیب من کرده است. بسی برای من مایه ی مباهات است. بسیار از لطف شما سپاسگزارم. | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان باد سپاس از حضور ارجمند و نظر لطفتان شاعر وفرهیخته ی گرامی سرکار خانم خدابنده | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود برشما سپاس ازشما دوست ادیب جنا ب طرهانی عزیز | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان گرامی ازلطف بی شائبه ی شما سپاسگزارم، زیبا خواندید. | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود بر شما ، دوست ادیب ممنونم که به لطف خواندید. مهرتان را سپاس | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود بر شما استاد گرانقدر جناب دکتر مهدی پور عزیز از بذل توجه شما سپاسگزارم سلامت باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود بر شما جناب دکتر متولی گرانقدر صمیمانه از شما سپاسگزارم. | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان باد استاد نظری گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان باد مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان باد دوست ادیب وگرانقدرم مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 | |
|
درود تان دوست فرهیخته و هنر مندم جناب مهندس گائینی شما به من لطف دارید می آموزم همواره ازشما بزرگوار صمیمانه از حضور ارجمند تان سپاسگزارم سلامت و شادکام باشید | |
|
درود تان باد فرهیخته ی گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد دختر ادیب وگرانقدرم مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود بر شما ، دوست ادیب ممنونم که به لطف خواندید. مهرتان را سپاس | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود بر شما ، دوست ادیب ممنونم که به لطف خواندید. مهرتان را سپاس | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود بر شما ، دوست ادیب ممنونم که به لطف خواندید. مهرتان را سپاس | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد دوست ادیب مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد دوست ادیب مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹 خوش آمدید ❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️ | |
|
درود تان باد دوست ادیب مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد دوست ادیب مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد دوست ادیب وگرانقدرم مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد استاد گرامی مهر حضور تان را سپاس سلامت و سر فراز باشید | |
|
درود تان باد بزرگوار ممنونم از شما که لطف فرمودید و تشریف آوردید از محبت و عنایت شما به این پیرمرد ضعیف سپاسگزارم حتما پند حکیمانه ی حضرتعالی را گوش می کنم تندرست باشید
| |
|
استاد انصاری درود مجدد حقیر غلط کنم پند دهم بزرگوار، فقط نقل قول کردم اگر شانس بیاوریم همه پیر میشویم و بدنمان تحلیل میرود. لیکن شما ضعیف نیستید و قدرتتان بسان شیری است که قدرتش از درون و اصالتش است شبتان بی فکر استاد | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
متن شعر
> زمانی زندگی وفق مرادم بود
> تو در قصر دل من حکم می راندی
> سرود عشق می خواندی
> و می دیدم
> که کاخ آرزو برجاست
> تمام روزهایم شوکتش دریاست
> میان آن همه آسایش و شادی
> تمام لحظه ها زیباست.
>
> دلم روحم تمام حس و حال من در این ایام
> چرا ویرانه ای خاموش و نمناک است
> به سان خانه ای متروکه غمناک است
> برای اینکه دیگر تو سراغم را نمی گیری
> مبادا هیچ کس را این چنین فرجام
>
> یقین دارم که بدخواهان افسونگر
> نهاده دست ها در دست همدیگر
> که با رفتارشان کاشانه ی قلبم شود ویران
> تمام طاقهایش سقف و دیوارش
> ترک یابد
> ستونهایش فرو ریزد
> نماند هیچ از آن شوکت
> فغان از فتنه و اطوار ویرانگر
...............................................
...............................................
شعر از نظر فضای عاطفی، روایتمندی، و استفاده از میدان تصویری
خانه/قصر/کاشانه/ویرانی ظرفیت خوبی دارد و از حیث حالوهوای نیمایی، به شعر روایی-عاطفی نزدیک میشود.
اما از نظر فنی، چند مسئلهی مهم دارد...
1. نوسان لحن و سطح زبان
2. ناهمواری در ساخت نحوی بعضی سطرها
3. ضعف در انسجام تصویری در بعضی بندها
4. وجود برخی ترکیبها و تعبیرهای کلیشهای
5. سستی موسیقی در برخی مصراعها
6.چند مورد خطای زبانی/نوشتاری که بر ارزش هنری اثر میگذارد
و اما در ادامه، بند به بند و نکته به نکته با توضیح
نکات قوّت و زیبایی شعر
محور تصویری نسبتاً یکدست: قصر، کاخ، کاشانه، طاق، سقف، ستون
یکی از نکات مثبت شعر این است که شاعر آگاهانه، یک خانوادهی تصویری ساخته است
قصر دل
کاخ آرزو
خانهی متروکه
کاشانهی قلب
طاق
سقف
دیوار
ستون
این پیوستگی تصویری مهم است، چون شعر نیمایی اگرچه الزاماً مثل شعر کلاسیک مقید به بیت و قافیه نیست، اما باید از درون، وحدت تصویری و عاطفی داشته باشد. اینجا معماریِ عاطفه در شعر دیده میشود:
عشق = آبادی
فراق/دخالت دیگران = ویرانی
این نکته از نظر ساختار، ارزشمند است.
نمونه از نیما و شاعران پس از او
در شعر نیمایی و شعر نو، یکی از عناصر مهم، تداوم شبکهی تصویر است.
مثلاً در بسیاری از شعرهای فروغ فرخزاد ، یک میدان تصویری از خانه، پنجره، اتاق، دیوار، تاریکی، شکل میگیرد و به انسجام شعر کمک میکند.
یا در شعرهای اخوان ثالث، شبکههای تصویری مانند زمستان، شب، دیوار، در، کوچه، سرما، مکرر و هدفمند کنار هم میآیند.
برای نمونه، اخوان در ساختن فضای ویرانی و انسداد، تصاویر را پراکنده نمیکند؛ بلکه همه در خدمت یک اقلیم عاطفیاند.
در شعر شما نیز این قابلیت وجود دارد و این یک امتیاز مهم است.
حرکت رواییِ روشن: از شکوه گذشته به ویرانی اکنون
شعر یک مسیر عاطفی مشخص دارد
1. گذشتهی مطلوب
2. اکنونِ ویران
3. جستوجوی علت
4. نسبت دادن فروپاشی به بدخواهان
این سیر، برای شعر نیمایی مناسب است؛ چون شعر نیمایی غالباً از یک تجربهی زندهی در حال گسترش شکل میگیرد، نه از چند بیت مستقل.
در شعر شما، مخاطب میتواند خط عاطفی را دنبال کند. این امتیاز کمی نیست.
بعضی سطرها از نظر حسانگیزی موفقاند
مثلاً:
> چرا ویرانهای خاموش و نمناک است
> به سان خانهای متروکه غمناک است
این بخش از شعر از حیث انتقال حس، نسبتاً موفق است.
خاموش و نمناک ترکیب خوبی است چون هم دیداری است، هم لمسی/حسی، و هم حالوهوای فرسودگی را منتقل میکند.
خانهی متروکه هم تصویر قابلفهم و مؤثری است.
این نوع تصویرسازی اگر با دقت بیشتری ادامه پیدا کند، شعر را قویتر میکند.
چالشهای اصلی شعر با دلیل و استناد
👈چالش اول: کلیشهبودن برخی تعبیرها
در شعر نیمایی، همانقدر که عاطفه مهم است، تازگی بیان هم مهم است. برخی تعبیرهای شعر شما بسیار آشنا و تکرارشدهاند و اثرگذاری را کم میکنند.
قصر دل
سرود عشق
کاخ آرزو
آسایش و شادی
بدخواهان افسونگر
کاشانهی قلب
فغان از فتنه و اطوار ویرانگر
اینها بیشتر به زبان شعرهای عاطفیِ سنتی یا نیمهکلاسیک نزدیکاند تا زبان پختهی نیمایی.
چرا این ایراد است؟
چون شعر نیمایی وقتی عاطفی و ساده است نیازمند کشف زبانی یا دستکم بیانِ شخصیتر است.
اگر زبان صرفاً از ترکیبهای آماده تشکیل شود، شعر به جای کشف، به بازگویی تبدیل میشود.
مثلاً فروغ وقتی از ویرانی عاطفی حرف میزند، غالباً با تصویر شخصیتر سخن میگوید، نه با تعبیرهای آماده.
یا سهراب سپهری به جای استفاده از تعبیرهای کلیشهای، تصویر تازه میآفریند.
اخوان هم اگرچه گاهی واژگان فاخر و کهننما دارد، اما تصویر را با تشخص زبانی میسازد، نه با ترکیبهای کاملاً مصرفشده.
👈 راه بهبود
به جای:
> تو در قصر دل من حکم میراندی
میتوان به سمت تصویری شخصیتر رفت، مثل:
- تو در اتاقهای روشنِ دلم رفتوآمد داشتی
- با صدایت، درون من شکل دیگری داشت
- در من، چیزی به فرمان نفس تو آباد بود
اینها فقط مثالاند؛ منظورم حرکت از ترکیب آماده به بیان کشفشده است.
چالش دوم: اختلال در نحو و پیوستگی جمله
بعضی سطرها از نظر نحوی سست یا ناتماماند.
نمونه:
> دلم روحم تمام حس و حال من در این ایام
> چرا ویرانه ای خاموش و نمناک است
اینجا ساخت جمله کامل و خوشنشسته.... نیست.
چند جزء اسمی پشت سر هم آمدهاند:
دلم
روحم
تمام حس و حال من
اما بعد از آن فعل مفرد آمده:
ویرانهای خاموش و نمناک است
از نظر دستوری، اگر این همه نهاد کنار هم آمدهاند، جمله باید روشنتر ساخته شود.
در شعر نیمایی، شکست سطرها آزادتر است؛ اما این آزادی به معنای ابهام نحویِ ناخواسته نیست.
شاعر میتواند نحو را بشکند، اما باید این شکست هنری و هدفمندباشد، نه حاصل شلشدن ساخت جمله.
شکل بهینهتر
مثلاً:
- دلم، روحم، تمام حس و حالم در این ایام
چرا چون ویرانهای خاموش و نمناک است؟
یا:
- چرا دلم، چرا روحم،
چرا تمام حس و حال من در این ایام
ویرانهای خاموش و نمناک است؟
در این صورت هم موسیقی بهتر میشود، هم معنا روانتر.
نمونه در شعر نیمایی
در شعر نیما و اخوان، با اینکه گاه جملهها کشیده و سطربندی آزاد است، اما اسکلت نحوی محکم میماند.
مثلاً در شعر نیمایی خوب، وقتی شکست سطر رخ میدهد، خواننده در نحو گم نمیشود.
چالش سوم: ضعف در منطق بیانی بعضی سطرها
نمونه:
> تمام روزهایم شوکتش دریاست
👈این سطر از نظر معنایی کاملاً جاافتاده نیست.
روزهایم جمع است؛ سپس شوکتش مفرد آمده.
از طرف دیگر شوکتش دریاست تعبیری است که از نظر معنایی دقیق نیست. آیا منظور این است که شکوه روزها بیکران بود؟ اگر بله، این بیان هنوز صیقل نخورده است.
چرا این ایراد است؟
در شعر، مجاز و استعاره مجازند؛ اما باید نسبت ارکان جمله با هم روشن و قانعکننده باشد.
وقتی میگوییم شوکتش دریاست، باید بدانیم:
مرجع( ش) چیست؟
دریاست صفتِ وسعت است؟ شکوه است؟ روانی است؟ بیکرانگی است؟
آیا این پیوند تصویری موجه است؟
در وضعیت فعلی، این سطر بیشتر مبهم است تا شاعرانه.
پیشنهاد بهبود
مثلاً:
تمام روزهایم، وسعتی دریاگونه داشت
شکوه روزهایم بیکرانه بود
روزهایم، چون دریا، پر از وسعت و روشنایی بود
چالش چهارم: ناهمگونی لحن
در شعر شما لحن در بعضی جاها ساده و عاطفی است، اما در برخی سطرها ناگهان به سمت زبان خطابی یا کهنهنما میرود.
نمونهها:
حکم میراندی
فغان از فتنه و اطوار ویرانگر
بدخواهان افسونگر
این واژهها و ترکیبات با بخشهایی مثل:
سراغم را نمیگیری
خانهای متروکه
خاموش و نمناک
همسطح نیستند.
👈چرا این ایراد است؟
در شعر نیمایی، لحن میتواند ترکیبی باشد، اما این ترکیب باید آگاهانه و منسجم باشد.
وقتی بخشی از شعر به زبان امروزی و بخشی به زبان خطابی و قدیمنما نوشته شود، اگر مهار نشده باشد، شعر دوپاره میشود.
مقایسه
اخوان ثالث زبان فاخر و نیمهکهن را یکدست نگه میدارد، پس پذیرفتنی است.
فروغ لحن محاورهنزدیک و مدرنتری دارد و آن را یکدست حفظ میکند.
👈مسئله این نیست که کدام لحن بهتر است؛ مسئله این است که باید انتخاب لحن، پیوسته باشد.
اگر میخواهید لحن شعر امروزیتر باشد، بهتر است از تعبیرهایی مثل:
فغان از فتنه و اطوار ویرانگر
فاصله بگیرید.
اگر هم لحن فاخرتر میخواهید، باید کل شعر در همان سطح بازنویسی شود.
چالش پنجم: بیان مستقیم به جای تصویر در برخی بخشها
در شعر نیمایی، هر جا که بتوان احساس را از مسیر تصویر و موقعیت منتقل کرد، بهتر از بیان مستقیم است.
نمونه:
> برای اینکه دیگر تو سراغم را نمی گیری
این سطر معنایی روشن دارد، اما بیشتر توضیحی است تا شاعرانه.
پیش از آن، شعر با ویرانه، نمناک، خانهی متروکه به فضایی تصویری رسیده بود. این سطر ناگهان شعر را از تصویر به توضیح مستقیم برمیگرداند.
👈 چرا این ایراد است؟
چون شعر هرجا بیش از حد توضیح بدهد، از انرژی تصویریاش کاسته میشود.
راه بهتر
میتوان همان مفهوم را تصویریتر گفت.
مثلاً:
از آن روزی که دیگر نام من در صدایت نیست
از آن هنگام که راهی به درِ این خانه برنگشتی
از وقتی که دیگر هیچ پیامی از تو در این شب نرسید
👈اینها نمونهاند، نه نسخهی نهایی.
نمونه از شاعران نیمایی
در شعر نیمایی قوی، علتها اغلب بهطور گزارشی گفته نمیشوند؛ بلکه در دل تصویر و فضا آشکار میشوند. این کاری است که بسیاری از شاعران نو، بهویژه فروغ و سهراب، خوب انجام میدهند.
چالش ششم: بند سوم از نظر اقناع هنری ضعیفتر از دو بند اول است
بند سوم میگوید:
> یقین دارم که بدخواهان افسونگر
> نهاده دست ها در دست همدیگر
> که با رفتارشان کاشانه ی قلبم شود ویران...
اینجا شعر از تجربهی عاطفیِ نسبتاً ملموس، به نوعی توضیح بیرونی و اتهامی میرود.
یعنی به جای آنکه ویرانی در خود رابطه یا در فقدان معشوق تداوم یابد، ناگهان پای بدخواهان افسونگر به میان میآید.
👈چرا این بخش چالشی است؟
چون از نظر دراماتیک و هنری، هنوز در متن شعر شواهد کافی برای این ادعا نیامده است.
به عبارت دیگر، شعر خواننده را قانع نکرده که فروپاشی واقعاً حاصل بدخواهان است. این بیشتر شبیه تفسیر شخصی راوی است تا کشف شاعرانه.
اشکال دوم این بند
ترکیبهای:
بدخواهان افسونگر
فتنه
اطوار ویرانگر
بیشتر به زبان خطابه و شکایت نزدیکاند تا شعر نیماییِ تصویری.
بند سوم نسبت به دو بند اول شعریت کمتری دارد و بیشتر به بیان احساسی مستقیم متکی است.
برای بهبود
اگر قرار است عامل بیرونی وارد شعر شود، بهتر است با تصویر یا نشانه وارد شود، نه با برچسبهای کلی.
مثلاً به جای بدخواهان افسونگر میتوان از:
صداهای سرد اطراف
دستهای پنهان
حرفهایی که در میان دیوارها پیچید
سایههایی که میان ما افتادند
استفاده کرد. اینها شعر را چندلایهتر میکنند.
چالش هفتم: برخی سطرها از نظر موسیقی نیمایی هنوز صیقل نخوردهاند
شعر نیمایی الزاماً مثل غزل، وزن یکدستِ سختگیرانه ندارد؛ اما ریتم درونی و تناسب آوایی باید احساس شود.
در شعر شما بعضی سطرها خوشخواناند، اما برخی سنگین یا ناهماهنگاند.
> دلم روحم تمام حس و حال من در این ایام
این سطر از نظر موسیقی کشدار و متراکم شده است.
تکرار جزءهای هممعنی بدون طراحی دقیق، باعث افت ریتم شده.
> تمام طاقهایش سقف و دیوارش
این هم از نظر موسیقی و هم از نظر نحو، سست است.
گویا شاعر میخواهد بگوید:
تمام طاقهایش،
سقف و دیوارش،
ترک یابد
اما چینش فعلی هنوز تراش نخورده است.
👈 چرا این مهم است؟
در شعر نیمایی، حتی وقتی وزن عروضی دقیق و یکدست نباشد، ضربآهنگ خوانش باید شاعرانه باشد.
ریتمِ شکسته، اگر هنرمندانه نباشد، به نثر آهنگینِ نامنسجم تبدیل میشود.
«روزهایم» جمع است و «شوکتش» مفرد.
نمونه قیاس با شاعران نیمایی
شاعران نیمایی وقتی از گذشتهی روشن سخن میگویند، معمولاً با یک جزئیات زنده آن را ملموس میکنند.
یعنی به جای گزارههای کلی مثل همهچیز زیبا بود، نشانهای عینی میآورند.
مثلاً نور، صدا، پنجره، راه، باران، بوی خاک، سکوت اتاق و... .
این جزئیات، شعر را از کلیگویی نجات میدهد.
بند دوم: عاطفیترین و موفقترین بند شعر، اما نیازمند صیقل نحوی
> دلم روحم تمام حس و حال من در این ایام
در شعر نیماییِ موفق، عاطفه با فشردگی و ایجاز تصویری منتقل میشود.
بند دوم شما از این امکان برخوردار است، اما باید از توضیح مستقیم کاسته شود.
ضعفها
برای اینکه ارزیابی قابل اثبات باشد، باید بگوییم شعر نیمایی معمولاً چه میخواهد و متن شما در چه نقاطی نزدیک یا دور میشود.
ویژگیهای مهم شعر نیمایی
وحدت عاطفی و تصویری
موسیقی درونی و تناسب سطرها
زبان نسبتاً تازه و شخصی
حرکت طبیعی جمله در سطربندی
پرهیز از بیان صرفاً خطابی و کلیشهای
تصویرمحوری به جای توضیحگویی مستقیم
🌺🌺🌺
ازشاعران نو و نیماییسرامثال بزنیم.
نیما یوشیج
نیما در شعر نیمایی نشان داد که آزادی سطرها باید با ضرورت عاطفی و موسیقایی همراه باشد،
در شعر او، حتی وقتی جملهها شکسته میشوند، تصویر و نحو، شالوده دارند.
شعر احساسمند و دارای هستهی تصویری خوب است...
استاد عزیز