جمعه ۲۲ خرداد
|
آخرین اشعار ناب مهدی ملکی الف
|
دو غزل و دو رباعی از مهدی ملکی الف
غمگین و بی تاب
عمریست سهمم بی تو این چشمانِ بی خواب است
تقدیرِ بی بارانِ من صحرای بی آب است
در شعر من امواجِ غمها را ببینی کاش
وقتی که دائم شاعرت غمگین و بی تاب است
لبریز کن از عطرِ جانت روزگارم را
وقتی فقط با بودنت این زندگی ناب است
آرام من! بعد از تو تصویرت فقط اینجاست
برگرد وقتی چشمهایم خیره بر قاب است
در قصهام مانندِ ساحل کن وجودت را
دریای احساساتِ من درگیرِ گرداب است
بهاری سبز
هرگز زمستان نیست با گرمای آغوشت
سرما ندارد بی گمان دنیای آغوشت
پیوسته در امواجِ عشقت مانده این شاعر
دائم دلم غرق است در دریای آغوشت
با بودنت حتی کمی در زندگی غم نیست
غمگین نباشد قصهی زیبای آغوشت
لبریزِ عشقت کردهام هر شب غزلها را
اشعار من زیباست با رویای آغوشت
در قصهام همچون بهاری سبز خواهی بود
هرگز زمستان نیست با گرمای آغوشت
شمعِ وجودت
با عشق تو دیوانه که باشم زیباست
آواره و ویرانه که باشم زیباست
با شمعِ وجودت همه جا نورانیست
اطراف تو پروانه که باشم زیباست
زمستانزده
باید که تو مانندِ مداوا بشوی
بر جانِ زمستانزده گرما بشوی
در قصهی طوفانیِ امواجِ دلم
ای کاش خودت ساحل دریا بشوی
شاعر: مهدی ملکی الف
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.