درود بر شما استاد بانو کوهواره گرانقدر🌺
سپاسگزارم از نظر و لطف نقادیِ تان استاد بانو🙏
راستش تصمیم گرفتم دیگر غزلی رسمی منتشر نکنم
تکنیک و مهارتی که بنده در این غزل بکار بردم و
استفاده کردم حتی با سر دردم تا این لحظه در چندین سایت
بزرگ، مورد تحلیل و بررسی قرار دادم، گفتم شاید
و احساس کردم حق با شاعران حاضر باشد و جالب است بگویم
نه تنها موردی نداشته بلکه از چنین سبک نوشتنم تقدیر
شد، این اثر رو میسپارم به زمانی که در این دنیا نیستم،
اما این اثر رو سرگل تمام آثارم میدانم، همونطور که گفته شد
قواعد عروض سنتی را در دنیایی مدرن جان بخشیدم و با اینکه
با نوشتن چند لایه مفهومی اثر که در واقع یک پیام خاص بود و
کسی متوجه ی نشد، ترجیحا به همین شکل، که قصد بنده هم بوده و
نه تنها مشکلی در تایپ وجود ندارد، بلکه تاکیدا با اگاهی نوشتم را
به همین شکل از خودم بجا میذارم
شرمنده ام اما بنده قصد گستاخی نداشتم و ندارم هرگز
ولی به خود میبالم که سومین شاعر بعد از ابوالنجم منوچهری دامغانی
(ممدوح) و حافظ شیرازی، از میان شاعران بودم که چنین ابتکاری را خلق کردم، بقول یکی از اساتید که گفت: بعضی آثار مانند خرمالو هستند،
نرسیده چیده میشوند که به کالیدگی برسند و آخرین جمله ی
از این حقیر (شاه کلید اثر را می توانند در آخرین بیت غزل جستجو کنند)
یکبار دیگر سپاسگزارم از محبت شما و زحمت نقدی که برایم قلم رنجه فرمودید 🙏😊🌺 حق نگهدارتان باشد

یا علی🫡
سلام و درود
شعرتان نسبتاً خوب است و تفکّری ژرفاندیش دارد.
به سبک غنایی است. محتوایی بسیارزیبا دارد.
اما به لحاظِ ساختاری از مشکل قوافی
و چیدمان نامشخص افاعیل رنج می برد .
علی رغم نوسانات موجود در اغلب هجاهای ابیات ،
به بحر و وزنِ هزج مثمّن اخرب مکفوف محذوف میماند.
که با مُداقهای مضاعف و جابجایی برخی واژگانِ مصاریع ، تبدیل به
غزلی مفهومپرداز میگردد.
که شاید به مقصود قلم شاعر ارجمند تاحدودی واقف شده باشد.
آنچه از خواندن غزل شما برمیآید :
پروانه (که از ) پیلهی ( فکرم نَپریده) ست
پروازِ تو از این ( قفسم) ، خاطره (چیده )ست
(پژمرده گُلی بیثمرم ) .. گر ندهی آب
کیساقه شودحاصلم از چشمه که ( دیده ست)
پرپر شده پروازِ من و قلبِ تو خونین
دل پُرتَرم از عشقِ تو ( آلاله دَمیدهست )
آن خوابِ تو در چشم من از دل نگران شد
چون بر دل من ( مِهرِ نسیمِ تو وَزیده ست)
این نیز چُنین بگذرد از عمر، چُنان رفت
کز ( رشتهی غم ، دکمهی جاندوز ) رَمیده ست
یک نکته ی (خاص، جمله ای ) از این غزلم (خوان ):
این (تختهی نَردِ تو و هجرت چه کشیده ست)
ارجمند برادر ، شعرسرودن و
حتّی نُوآوَری و هنجارشکنی در طَرزِ افاعیل و عناصرِ شعری،
فنون و اصولی دارد که آموختن و سپس بکارگیری ِ درستِ آنها
در صِدقِ رَویه، به دور از هرنوع ذهنیتگراییهایِ تاییدی ،
به شیوایی ِ کلامِ شاعرِ ارجمند میانجامد.
در غیر این صورت، نوعی خودفریبی است.
سلامت و سرافراز باشید
قلمتان نویسا درپناه حق