|
(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد) |
|
سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
||||||||||||
|
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
|||||||||||||
سلام و درود
شعرتان نسبتاً خوب است و تفکّری ژرفاندیش دارد.
به سبک غنایی است. محتوایی بسیارزیبا دارد.
اما به لحاظِ ساختاری از مشکل قوافی
و چیدمان نامشخص افاعیل رنج می برد .
علی رغم نوسانات موجود در اغلب هجاهای ابیات ،
به بحر و وزنِ هزج مثمّن اخرب مکفوف محذوف میماند.
که با مُداقهای مضاعف و جابجایی برخی واژگانِ مصاریع ، تبدیل به
غزلی مفهومپرداز میگردد.
که شاید به مقصود قلم شاعر ارجمند تاحدودی واقف شده باشد.
آنچه از خواندن غزل شما برمیآید :
پروانه (که از ) پیلهی ( فکرم نَپریده) ست
پروازِ تو از این ( قفسم) ، خاطره (چیده )ست
(پژمرده گُلی بیثمرم ) .. گر ندهی آب
کیساقه شودحاصلم از چشمه که ( دیده ست)
پرپر شده پروازِ من و قلبِ تو خونین
دل پُرتَرم از عشقِ تو ( آلاله دَمیدهست )
آن خوابِ تو در چشم من از دل نگران شد
چون بر دل من ( مِهرِ نسیمِ تو وَزیده ست)
این نیز چُنین بگذرد از عمر، چُنان رفت
کز ( رشتهی غم ، دکمهی جاندوز ) رَمیده ست
یک نکته ی (خاص، جمله ای ) از این غزلم (خوان ):
این (تختهی نَردِ تو و هجرت چه کشیده ست)
ارجمند برادر ، شعرسرودن و
حتّی نُوآوَری و هنجارشکنی در طَرزِ افاعیل و عناصرِ شعری،
فنون و اصولی دارد که آموختن و سپس بکارگیری ِ درستِ آنها
در صِدقِ رَویه، به دور از هرنوع ذهنیتگراییهایِ تاییدی ،
به شیوایی ِ کلامِ شاعرِ ارجمند میانجامد.
در غیر این صورت، نوعی خودفریبی است.
سلامت و سرافراز باشید
قلمتان نویسا درپناه حق