شنبه ۱۸ بهمن
|
دفاتر شعر مریم نقی پور خانه سر
آخرین اشعار ناب مریم نقی پور خانه سر
|
صبحها
با مغزی بیدار میشدم
که قبل از مسواک
موضع داشت.
جهان،
از شب قبل دستهبندی شده بود:
درستها در قفسهی بالا،
خطاها در کشوی قفلشده،
و سؤالها
اصلاً اجازهی ورود نداشتند.
یقین
مثلِ گچِ خشک
لای شیارهای فکرم نشسته بود؛
سفید،
محکم،
و خفهکننده.
میدانستم
چه کسی مقصر است
حتی قبل از آنکه صدا باز کند دهانش را.
میدانستم
حقیقت کجاست
چون همیشه همانجا بود
که من ایستاده بودم.
اما زندگی
عقیده بلد نیست.
زندگی
با بند کفش باز
و سؤالهای بیادب
میآید وسطِ خیابان
و محاسبه را به هم میریزد.
اولین ترک
وقتی افتاد
که دیدم
آدمِ «اشتباه»
دردش شبیه درد من است.
دومین ترک
وقتی بود
که فهمیدم
برای درستبودن
چند نفر را
نادیده گرفتهام.
مغزم
شروع کرد به صدا دادن؛
نه مثل انفجار،
مثل یخچالی قدیمی
که شبها
نمیگذارد راحت بخوابی.
آنجا فهمیدم
انعطاف
فضیلت نیست،
بقاست.
فکرِ منعطف
شبیه در نیست،
شبیه مفصل است:
اگر نچرخد
میشکند.
حالا
حقیقت را
روی میز نمیکوبم؛
کنارش مینشینم.
اجازه میدهم
حرفش را عوض کند
وقتی دادهی تازهای میآید.
اجازه میدهم
«شاید»
بین جملهها راه برود
و همهچیز را
کمی نامرتب کند.
من دیگر
باورم را اندازهی مشت نمیگیرم؛
کمی بازش میکنم
که اگر واقعیت
خواستی وارد شود
دستش زخم نشود.
مغز ایدئولوژیک
میخواهد جهان
واضح باشد.
اما من
ترجیح میدهم
زنده بمانم
حتی اگر
واضح نباشم
|
نقدها و نظرات
|
درود استاد استکی عزیز سپاس از توجه و نگاه دقیقتان. کاملاً درست میفرمایید؛ کاربرد زیاد اول شخص مفرد برای بیان این تجربهی درونی و مسیر تحول فکری لازم بود، اما میپذیرم که ممکن است حس مضاعف من بودن کمی فضا را محدود کند. شعری است که قصد داشت صداقت و کشمکش ذهنی را به تصویر بکشد و شاید به این دلیل من پررنگ است. با کمال میل آمادهام پیشنهاداتتان را برای بهبود و تعادل در روایت بپذیرم. سپاسگزارم از راهنماییهای ارزشمندتان | |
|
درود بر بانوی فرهیخته، سپاسگزارم از لطف و هنرِ حضورِ شما که با لطف کلماتتان دل را صفا بخشیدید. امید که این ردّ قلم کمی از مهر و احساس را به دلها برساند و ماندگار بماند. | |
|
درود بر بانوی فرهیخته، سپاسگزارم از لطف و هنرِ حضورِ شما که با لطف کلماتتان دل را صفا بخشیدید. امید که این ردّ قلم کمی از مهر و احساس را به دلها برساند و ماندگار بماند. 🌷 | |
|
درود بر شما جناب خوشرو عزیز سپاس بیکران از لطف و محبتتان با ارادت و احترام فراوان | |
|
درود و سپاس بیکران بر بانوی واژهها خانم جمیله عزیز دلگرم میشوم از همراهی و لطفِ بیدریغِ شما امید که این کلمات قطرهای باشد در دریای احساساتمان با احترام و ارادت فراوان | |
|
درود بیکران
سپاسگزارم از لطف و بزرگواریتان 🌷 | |
|
درود بر شما دوست گرامی و عزیز 💫
از تبریک پرمهرتان صمیمانه سپاسگزارم.
میلاد با سعادت حضرت صاحب الزمان (عج) بر شما مبارک
شما هم همیشه خرم و تندرست باشید و در پناه حق سربلند | |
|
درود بر شما دوست بزرگوار و شاعر گرانقدر جناب حیدری عزیز
سپاسگزارم از دقت و خوانش عمیقتون.
خوشحالم که متن توانسته این لایهها را منتقل کند.
سپاس از حضورتان ✨️🖊
| |
|
درود بر شما
سپاس از نگاه مهربانتان 🌷 | |
|
سپاس از مهر و نگاه زیبایتان باشد که واژه هایمان پلی باشند میان دل ها و اندیشه هایمان چراغی در مسیر روشنی و مهر🌷🖊 | |
|
درود بر شما جناب علیخانی شاعر فرهیخته
سپاس از مهر و نگاه زیبایتان
| |
|
درود بر شما
سپاس از مهر و نگاه زیبایتان
مانا باشید | |
|
سلام و درود استاد مهدی پور هم تبار هنرمند من و شاعر اندیشه های ناب
سپاسگزارم همیشه به من و نوشته هایم لطف دارید 🌷🥰 | |
|
درود بر شما استاد گرانقدر جناب لقایی سپاس از لطف و توجه بینظیرتان افتخار بزرگی است که نگاه ارزشمندتان همراه سرودهام بوده امید که همیشه پرتوان و پایدار باشید🌷 | |
|
درود بر شما استاد گرامی سپاس فراوان از محبت و انرژی مثبتتان خوشحالم که سروده مورد پسند شما بوده است برای شما نیز آرزوی موفقیت و سربلندی دارم با احترام و ارادت فراوان 🌹🌹🌹 | |
|
درود بر شما استاد گرامی جناب افشاری سپاس فراوان از محبت و انرژی مثبتتان خوشحالم که سروده مورد پسند شما بوده است برای شما نیز آرزوی موفقیت و سربلندی دارم با احترام و ارادت فراوان 🌹🌹🌹 | |
|
درود بر شما خانم کریمی خوشحالم اینجا میبینمت سپاس از لطف و نگاه مهربانتان 🌷 | |
|
درود بر شما
سپاس از نگاه مهربانتان 🌷 | |
|
درود و سپاس بیپایان بر شما استاد متولي 🙏🌷 | |
|
درود و سپاس بیکران بر شما استاد موسوی بزرگوار و مهربان🌷
از لطف و محبت شما بسیار خوشحال و سپاسگزارم.
سخنان دلنشینتان باعث دلگرمی و انرژی میشود.
امیدوارم همیشه شما نیز در سلامت، شادی و کامیابی زندگی کنید.
با آرزوی بهترینها برای شما🌸✨ | |
|
درود بر شما استاد محمدی
سپاس گزارم از لطفتان
تلاش میکنم شعرهایم را کوتاهتر بنویسم، اما گاهی حس میکنم که برای رساندن دقیق همان حس و فکرلازم است وقت بیشتری بگذارم و شعر طولانیتر شود.
مثل وقتی که یک تصویر یا تجربه پیچیده است و نمیشود با چند کلمه بهخوبی نشانش داد.
باز هم ممنونم که با این نگاه مهربان همراهی میکنید و من را دلگرم به ادامه نوشتن. 🙏🌷 | |
|
درود و سپاس بیپایان 🌷
سپاسگزارم 🌷 | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
جالب و زیباست
کاربرد بیش از حد اول شخص مفرد؟