پنجشنبه ۲۳ بهمن
|
دفاتر شعر فاطمه معینی فرد (معین)
آخرین اشعار ناب فاطمه معینی فرد (معین)
|
عاقبت خاطره ها سیلِ به چشمانم شد
حاصل از داشتنت لغزش ایمانم شد
گفته بودم چه عجیب! چند صباحی خوبم
به تخته ای نزدم بغضِ تو مهمانم شد
با همان خانه و رویای شبِ رسیدنت
چوب خط ها خط زدیم و خانه زندانم شد
باز هم ابری و بارانی و پلکم خسته است
کدام خیال خوشم دشنه ی بر جانم شد؟!
بر همه ثانیه های عمرِ خود شرمنده ام
شعرِ من کجا مرا تکه ای از نانم شد
منِ یوسف چه خوش خیال برایت مُردم
کدام حریم تنت خانه ی کنعانم شد؟!
بهارِ دیدنِ تو گرمای مهر و دلخوشی
بغلت سوزشِ سرمای زمستانم شد
عاقبت خاطره ها کار خودش را هم کرد
که دوباره باعثِ لرزشِ دستانم شد
#معین
۲۲ آذر ۱۴۰۴
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
عیدتان مبارک
هلاً و سهلاً
یا بقیّة الله
سلالةالعشق
ای روشنی راه
ای نجات عالم
یابن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ولی الله❤️✋