Ariyah araham, xšapām nai didiš.
Pārsa bumiy, artām xšaya.
Xšayathiy! Kūrauš baga!
Spaka martiy!
Spaka māi
Ātra raucā!
Mātā, dārayāmi, vardā aurumiy
Puru arta, ayariyah ah, nai tudānaiy
Martyāipiyā dārayāmi
♡
𐎠𐎼𐎡𐎹 𐎠𐏃𐎼𐎶 𐏐 𐎧𐏁𐎠𐎱𐎠𐎶 𐎴𐎡 𐎭𐎡𐎭𐎡𐎢𐏁 𐏐
𐎱𐎠𐎼𐎿 𐎲𐎢𐎶𐎡𐎹 𐏐 𐎠𐎼𐎫𐎠𐎶 𐎧𐏁𐎠𐎹 𐏐
𐎧𐏁𐎠𐎹𐎰𐎡𐎹 𐏐 𐎣𐎢𐎽𐎢𐏁 𐎲𐎥𐎠 𐏐
𐎿𐎱𐎧 𐎶𐎼𐎫𐎡𐎹 𐏐
𐎿𐎱𐎧 𐎶𐎠𐎡 𐏐
𐎠𐎫𐎼 𐎼𐎢𐎣𐎠 𐏐
𐎶𐎫𐎠 𐏐 𐎭𐎠𐎼𐎹𐎠𐎶 𐏐 𐎺𐎼𐎭𐎠 𐎠𐎢𐎼𐎶𐎡𐎹 𐏐
𐎱𐎢𐎼𐎢 𐎠𐎼𐎫𐎠 𐏐 𐎠𐎹𐎼𐎡𐎹 𐎠𐏃 𐎴𐎡 𐎫𐎢𐎮𐎢𐎭𐎠𐎴𐎡𐎹 𐏐
𐎶𐎼𐎫𐎡𐎹𐎠𐎡𐎱𐎡𐎹𐎠 𐎭𐎠𐎼𐎹𐎠𐎶
_ با به کارگیری هوش مصنوعی , و درصد صحت قابل قبول_
🌹
ای آسمان آریا، شب را در خود حل کن!
ای بوم پارس، راستی را حاکم کن!
فرمانروایی کن! ای پروردگار کوروش
ای افزاینده
بر مرگ
ای گربه ی مقدس!
ای روشنایی آتش!
از زمین و زمان، لاله برویان!
ای آفریدگار پاک...
به یادمان شهیدان
به یادمان شهیدان
.
.
.
پی نوشت:
نارسرو و نازنین چنار سال نو، به خون نشست
سرزمین بی ثمر شده به شبهه ی جنون نشست
تاژ مه، چکانده سینه ی بلیغ عشق را به کوهسار
از ستم، دل جهان گرفت و لخته ای فزون نشست
چشمه های اشک، پر شد از صدای کودکان تیرزاد
آن کلاغ جادُکار بر دفینه، قیرگون نشست
آرزو چه بود، جز بهار در گلوی بلبلان ماه و می؟!
گرد غم چگونه بر شکوه یشمزار بیستون نشست
ایل ما چه بود، چادری سیاه از شرف، ز سالیان
آه، عطر گیسوان بید در سبوی باد، پرشگون نشست
ای تو مرز مادری، تو ایستاده! های های کاسپین
مرده باد، مرده باد، انکه در برابرت زبون نشست
ای ارس درون شاهرگ، آتشی به مجمر غروب
زخمها، زخمها،بر تنت، ز جهل شب درین قرون نشست