درود و عرض ادب مجدد، پیرو تذکری که شاعر فقید آقای به گزین دادند در خصوص واژه ی (مثله) برای اینکه برای اینکه خدای نکرده اشتباهی را اشتباهی نشر ندهیم، توضیح دهم که نمونه های در شعر ایرانی پیدا کردم که برخی هجای پایانی مثله را هجای بلند و برخی هجای کوتاه آورده اند به شرح ذیل
هشت روزی اندرین خط تن زنید
وز برون مثله تماشا می کنید
نعوذ بالله اگر زان یکی شود مثله
ز حرص حمله بود همچون جعفر طیار
که هجای پایانی مثله را بلند آورده است
مثله افگنده حمزه در میدان
ز حرص حمله بود همچو جعفر طیار
که از اختیار همزه وصل بهره گرفته است
مثله کرده بهر بدنی پیش هر دون اختری
مثله بودن بهر بدنی هست از دون اختری
مثله کردند مر ورا پس از آن
ورنه تو دانی که شیر رایت قهرش
مثله کند شیر چرخ و شیر عرین
پیازوار به شمشیر هجر مثله شوند
اگر دو دست به یک پیرهن برند چو سیر
که هجای پایانی مثله را هجای کوتاه آورده اند.
عنایت به مصرع های موجود، می پذیریم که هاء واژه مثله غیرملفوظ است مگر اینکه خلافش ثابت شود.
و با این توضیح وزن مصرع شعر آقای عزیزیان صحیح است و هیچ مشکلی ندارد.
با عرض پوزش از همه عزیزان و بزرگواران
همانگونه که از اندیشهی پربار و قلم معناگرایتان انتظار میرود
درود جناب عزیزیان ارجمند
روان شهیدان راه وطن شاد در هموارهی تاریخ