سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

شنبه ۲۵ بهمن

برگ پاییزی

شعری از

محمد امیری

از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۴۳۷۷۴
  بازدید : ۵۹   |    نظرات : ۱۶

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر محمد امیری

منم آن برگ پاییزی که می رقصم برای مرگ
تمام زندگانی را کنم یکجا فدای مرگ
 
اگر افتد گذارت بر مزار عاشقان بینی
سرود عاشقی خوانیم، امّا با صدای مرگ
 
ندارم همسفر الا نسیم سرد پاییزی
که من را می برد امّا غریب و پا به پای مرگ
 
طلوع زندگی روزی غروبی خسته خواهد داشت
ندارم توشه جز رقصی برای ناکجای مرگ
 
برای آمدن گریان و وقت مرگ نالانیم
از اوّل نیز پیدا بود شروع و انتهای مرگ
 
محمّد فصل پاییز است و وقت عاشقی کردن
خدای زندگی فرقی ندارد با خدای مرگ
۲
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ ۱۱:۲۷
درود بزرگوار
دلنشین و زیباست خندانک
محمد امیری
محمد امیری
۱۳ روز پیش
درود بر استاد.
ممنونم.
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ ۱۱:۳۹

سلام و درودها

غزلی زیبا و ظرافت‌بیان در بحرهزج مثمّن سالم
بامحتوایی مرگ‌اندیش و ردیفی عبرت‌نهاد


درپناه امن حق سلامت و دلشاد باشید.



محمد امیری
محمد امیری
۱۳ روز پیش
درود بر بانوی اندیشمند و ادیب .
سپاسگزارم از توجه شما.
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
۱۳ روز پیش
خندانک
درود بر شما جناب امیری عزیز خندانک
بسیار عالی بود
روان ودلنشین قلم می زنید همیشه
خندانک خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک
محمد امیری
محمد امیری
۱۳ روز پیش
درود بر شما بانوی ادیب و فرهیخته
سپاسگزارم.
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ ۰۸:۲۵
درود بر جناب امیری
بسیار عالی
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
خدای زندگی فرقی ندارد با خدای مرگ خندانک خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ ۱۱:۳۴
با سلام و عرض ادب و احترام
خدمت سکاندار کشتی شعر ناب و نابیان طریق صواب
🌷🌸🌺💐🌼🌺💐🌷🌺💐
درود بر شاعر شعر با ردیف مرگ
🌸💐🌺💐🌺🌸
چه شعر زیبایی! واقعاً گیرایی داره و تصاویر قوی‌ای توش استفاده کردید. لحن شعر خیلی دلنشینه و به خوبی حس نوستالژی و پذیرش مرگ رو منتقل می‌کنه.

به نظرم استفاده از تصاویر پاییزی (برگ رقصان، نسیم سرد) خیلی خوب به مضمون شعر کمک کرده. ترکیب عاشقی و مرگ هم یه تضاد جالب و در عین حال شاعرانه ایجاد کرده.

منم آن برگ پاییزی که می‌رقصم برای مرگ
تمام زندگانی را کنم یکجا فدای مرگ

من همان برگ پاییزی هستم که در حال رقصیدنم و این رقص، رقصِ پیشاپیش مرگ است؛ تمام هستی و زندگانی‌ام در نهایت به کام مرگ است
شاعر خود را به برگ پاییزی تشبیه می‌کند که در باد می‌چرخد و به زمین می‌افتد. این رقص، نمادی از پذیرش مرگ است

گر افتد گذارت بر مزار عاشقان بینی
سرود عاشقی خوانیم، امّا با صدای مرگ

اگر به مزار عاشقان سر بزنی، خواهی دید که سرود عاشقی می‌خوانیم، اما این سرود با صدایی غم‌انگیز و آمیخته با مرگ خوانده می‌شود.
شاعر به مزار عاشقان اشاره می‌کند، جایی که عشق و غم و رنج در هم آمیخته‌اند. او با خواندن سرود عاشقی، یاد و خاطره‌ی عاشقان را گرامی می‌دارد، اما این سرود با صدایی آکنده از حس مرگ و فنا خوانده می‌شود.

ندارم همسفر الا نسیم سرد پاییزی
که مرا می‌برد امّا غریب و پا به پای مرگ

من هیچ همسفری ندارم جز نسیم سرد پاییزی؛ این نسیم من را با خود می‌برد، اما من را در تنهایی و همراه با مرگ رها می‌کند.

در این بیت شاعر، تنهایی خود را با نسیم سرد پاییزی یکی می‌داند. این نسیم، نمادی از گذر زمان و اجتناب‌ناپذیری مرگ است.

طلوع زندگی روزی غروبی خسته خواهد داشت
ندارم توشه جز رقصی برای ناکجای مرگ

روزی فرا می‌رسد که طلوع زندگی، به غربی خسته و بی‌رمق بدل خواهد شد؛ من هیچ توشه‌ای ندارم جز رقص و پای‌کوبی برای رسیدن به آن ناکجای مرگ.

شاعر با نگاهی فلسفی به زندگی و مرگ می‌نگرد. او می‌گوید که حیات هم پایانی دارد و به مرور زمان پژمرده می‌شود. تنها چیزی که برای مقابله با مرگ در اختیار دارد، رقص و پای‌کوبی است.

برای آمدن گریان و وقت مرگ نالانیم
از اوّل نیز پیدا بود شروع و انتهای مرگ

ما برای ورود به دنیا گریه می‌کنیم و در هنگام مرگ ناله و زاری می‌کنیم؛ از ابتدا سر و تهِ این داستان (زندگی و مرگ) مشخص بود.

در این بیت شاعر به چرخه‌ی زندگی اشاره می‌کند. گرایش به گریه در هنگام تولد و ناله در هنگام مرگ، نمایانگر رنج و سختی‌های زندگی است که با مرگ پایان می‌پذیرد.

محمّد ! فصل پاییز است و وقت عاشقی کردن
خدای زندگی فرقی ندارد با خدای مرگ

ای محمد(اشاره به نام شاعر) فصل پاییز است و زمان عاشقی و دلدادگی فرا رسیده است؛ و عاشق که باشی خدای مرگ و زندگی یکی است و این مرگ است که به زندگی معنا می بخشد
🌺💐🌸🌷🌺💐
یه نکته
از اول نیز پیدا بود شروع و انتهای مرگ
دال بود در وزن نیست
همیشه این چنین باشد شروع و انتهای مرگ
🌸🌺💐🌷🌸🌺
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ ۱۴:۱۷
سلام جناب امیری
چرا گزینه ی نفدتان بسته است؟ خندانک خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
محمد امیری
۱۳ روز پیش
درود بر استاد نظری ارجمند.
نقد بسیار زیبایی بر دلنوشته این حقیر نگاشتید از این بابت نیز سپاسگزارم.
گزینه نقدرا یادم هست موقع ارسال تیک زدم نمی دانم شاید هم فراموش کرده باشم .
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
🌹
❤️
🌹
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0