دوشنبه ۲۰ بهمن
تمنا و بغض شعری از محمدشفیع دریانورد
از دفتر دریا نوع شعر آزاد
ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۳۵۹۱
بازدید : ۱۵ | نظرات : ۱
|
دفاتر شعر محمدشفیع دریانورد
آخرین اشعار ناب محمدشفیع دریانورد
|
شاد و خوشحال و خندانم در عالم
پیرهن آبی و سفید بر تن دارم
همه شاد و غزلخواناند سرتاسر
جشن و عروسیها به شوق من برپایند
اما، عدهای تاب غریبی دارند
طاقت دیدن لبخند مرا ندارند
دست به دعا برده که من گریه کنم
تا که از غصه و غم ناله و زاری بکنم
وقتی دیدم که همه از خوشیام غمگیناند
ناگهان ابرهای تیره به سراغم میآیند
یاد آن بیت قدیمی و حبیب افتادم
من مرد تنهای شبم ، مهر خموشی بر لبم
آری، من هم چه غریبم تک و تنهاترینم
از هجوم غصههایی که نشستند به کمینم
نالههایم آنقدر تلخ و پر از درد است
که شنیدنش برای گوشها هم سخت است
اشک و نالهی من مایهی شادی آنهاست
ذوق شان از دیدن گریهی پنهانی ماست
با تمام غمی که از دل مردم دارم
باز هم برایشان، نعمت و رحمت دارم
آخر قصه، کسی نام مرا میداند؟
راز این بغض گلوگیر مرا میخواند؟
با غرور و با صلابت، من بگویم نام خود: آسمان بیکرانم
|
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
اسعد الله ایا مکم
اعیاد شعبانیه مبارک
میلاد با سعادت امام حسین (ع) ، حضرت عباس (ع) ، امام سجاد(ع)
را تبریک عرض مینمایم